ساورز رئیس MI6

روشهای غیرمرسوم و غیردیپلماتیک

ساورز رئیس MI6
ساورز رئیس MI6

سال گذشته ساورز رئیس سازمان جاسوسی MI6 انگلستان طی مصاحبه‌ای اعلام کرد راه برخورد با برنامۀ هسته ای ایران روشی غیر از روش مرسوم و  دیپلماتیک است. چند روز پس از این تصریحات، دو دانشمند هسته‌ای ایران، ترور شدند و یکی از آنان جان سالم به در برد. از آن سو روزنامه‌های رژیم صهیونیستی با افتخار از دست داشتن دولت تروریستی رژیم غاصب قدس، در این اقدام یاد کردند.

اینجا در این نقطه هیچ کس نبود که موضوع را به شورای امنیت حواله بدهد یا ژست تمدن و انسانیت بگیرد و سفرا و حمایت بی دریغ خود از سلطلنت ملکه و رژیم غاصب بردارد. قانون گذاران ادیبی که هرگز مبادی آدابی که تعریف کرده‌اند نیستند و آداب بین المللی را تنها بر دشمن خود فرض کرده‌اند. چگونه است نظر این مجموعۀ بربر مهاجم که بوئی از عدل و شرف و انسانیت نبرده است، برای ملتی چون ایران تعیین کننده تلقی شده است؟

طغات جهانی امروز خود را آنچنان آزاد از بندها و خطوط قرمز می‌بینند که اینچنین رسمی، روشن و بدون ابا از سرانجام کار، توحش نشان می‌دهند، “اسرائیل” را مجهز به بمب اتم می‌کنند و بدون حق و منطق استدلال از “مشکوک” بودن ایران به اینکه “شاید” در صدد تولید بمب باشد حکایت می‌کنند؟ این چه دنیائی است که باید احترام آن داشت و خود را محدود به فرمایشات آن کرد؟ آیا این برای ایرانی، نتیجه بخش و کرامت آور است؟ این شایستۀ تمدن ایرانی و اسلامی است؟

یکی از منتقدین حملۀ دانشجویان به سفارت انگلیس می‌نویسد :

در این شرایط استدلال غرب مبنی بر اینکه ما می توانیم انرژی هسته ای داشته باشیم ولی برخی کشورها از جمله ایران نمی توانند به اثبات می رسد چرا که طبق این استدلال کشوری که به بدیهی ترین قوانین بین المللی احترام نگذاشته و اجازه می دهد سفارت کشور دیگر تسخیر شده و به نمادهای آن بی احترامی شود اگر دارای قابلیت هسته ای باشد روزی هم به خود اجازه خواهد داد بمب بسازد و حتی از آن استفاده کند . بنابراین همانطور که دیده می شود این اقدام کاملا در جهت استدالهای کشورهای غربی برای نادیده گرفتن بدیهی بسیاری از حقوق ماست. چنین رویکردهایی موجب می شود تا رفتار آشکار دوگانه ای غرب در برابر ایران مستدل و منطقی به نظر برسد. در این حالت و با تبلیغات وسیع غرب ایران به کودکی تشبیه می شود که صلاحیت نگه داشتن چاقو برای پوست کندن میوه را ندارد چرا که ممکن است با این چاقو به خود و دیگران آسیب وارد سازد ولی آمریکا و غرب به بزرگسال عاقلی می مانند که حتی اجازه دارند چاقو را غیر از پوست کندن میوه برای مصارف دیگر پیش خود نگه دارند.

گویا این منتقد گرامی، آیندۀ خود را به دست چشمان پر توقع غربی‌ سپرده است و در مقالۀ خود با آنان همنوا، آنان را (جامعۀ جهانی) نیز خوانده. در حالی که خاورمیانۀ مسلمان ستمدیده از ظلم انگلیس با شنیدن چنین خبری به خود بالید علی الخصوص آن بخش فلسطینی‌اش که خود را شصت سال قربانی جنایات انگلیس می‌بیند. برای این استاد منتقد، چندان اهمیتی ندارد که تا قبل از ماجرای سفارت نیز، ما آنقدر محکوم بوده‌ایم که مستحق ترور شدن دانشمندان هسته‌ای بی‌گناه باشیم. مستحق تحریمها و تعدی‌ها به جرم آزادی خواهی و استقلال طلبی بوده‌ایم و این ۳۴ سال است که همواره اینچنین بوده است، و دشمنان ما نه در جنگ تحمیلی و نه در تحریم اقتصادی و نه در کودتاهای‌شان، هرگز ملاحظۀ اخلاق و فرهنگ و انسانیت و نه اصول دیپلماتیک را نکرده‌اند. بدیهی است، ما هرگز نباید پاسخگوی یک موجودیت متوحش باشیم که تا توانسته در حق ملت ما جنایت کرده است. و هرگز نباید به فکر راضی کردن آنان باشیم. و اگر به دنبال اصول و قرآن هستید، بخوانید …

هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، [تا به طور کامل‏، تسلیم خواسته‏هاى آنها شوى‏، و] از آیین [تحریف یافته‏] آنان‏، پیروى کنى‏. بگو: (هدایت‏، تنها هدایت الهى است‏!) و اگر از هوى و هوسهاى آنان پیروى کنى‏، بعد از آنکه آگاه شده‏اى‏، هیچ سرپرست و یاورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.
وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ /جزء ۱ سوره البقره آیه ۱۲۰

این یک نظام توحیدی است و بندۀ خدا، بندۀ خداست و به دنبال رضایت و نصر الهی است. این که ما به دنبال هوی و هوس و دغدغه‌مندی‌های دشمنان خدا باشیم، به چه معناست؟ ژست‌های تمدن‌دیدگی در مقابل دانشجویانی که صرفا به دنبال احیای شرف و آزادگی و انسانیت خود هستند و متهم کردن آنان به “هیجان” به چه معناست؟ این دانشجویان البته خام تر از آنند که آلودۀ کسب رضایت ملحدین و مشرکین شده باشند. و این خامی البته آنان را به فطرت آزادی خواه انسانی که زور را نمی‌پسندد نزدیک تر می‌کند.

حتی اگر از دید دینی به موضوع ننگریم، این خفت و ذلتی که در نوشتۀ فوق برای ارضای نظر دشمنان این ملت که مثل گرگهای هار در صدد حمله به این ملتند، در کجای شرف و کرامت یک ملت می‌گنجد، و آیا ما آنقدر ذلیل و خفت‌زده شده‌ایم که به دنبال ارضای دشمن باشیم؟ پس کجاست آن آزادی و استقلالی که جمهوری اسلامی وعده داد؟ بیش از سی‌صد هزار شهید از کودک و پیر و جوان و زن و مرد در این کشور به خاک و خون کشیده شد، که درندگی انگلیس و آمریکا و اروپای متوحش و صدام، در این کشور آیندۀ ما را تعیین نکند، اما حالا خیلی نرم، به فکر ارضای نظر آنان باشیم؟ کجاست غیرت و شرف ملی ما؟

امنیت ملی ما را پاسخ به جسارت‌ و توحش رئیس MI6 تعین می‌کند، نه رعب پذیری و فقر و ذلالت ، در مقابل تهدیدات روزمرۀ آنان. امنیت ملی ما وقتی تعیین می‌شود که به این گرگ صفتان ، آتش نشان بدهی …. نه هورمون ضعف و ترس و فرتوتی ترشح کنی و حتی آنقدر بیچاره باشی که بنشینی و نگاه کنی دانشمند حاصل رنج این ملت را کشتند و بی خیال از آن بگذری. این کشور به نام اسلام نباشد بهتر است تا مرعوب دشمنان اسلام و بدون اتکا به نصر الهی و حقیقت (الله اکبر) گام بردارد. دین خدا به ما این مجوز را نداده است که کشته بشویم و علیرغم قدرتی که جمع کرده‌ایم مرعوب مانده و پاسخ ندهیم. چشم داشتن به موسسات بین المللی یک خواب تعبیر ناشدنی برای احقاق حقوق ماست. بدیهی است که حمله به سفارت، یک امر (غیر مرسوم و غیر دیپلماتیک) و از همان نوع که رئیس سازمان جاسوسی انگلیس خواسته بوده و این تازه اول راه است. شأن فرهنگ و عقیدۀ ما رژیم‌های درنده‌خوئی که سابقۀ طولانی در به خاک و خون کشیدن ملتها دارند هرگز نداشته و نخواهند داشت و این تن دادن به هوی و هوسهای آنان، مغایر با حقوق و تکالیف بشر، امنیت ملی، و دین خداست.