اخوت… !

آنقدر غرق در نزاع بود که اینطرف و آنطرف، در غرفۀ نمایشگاهی‌اش و بالای سایت، درشت نوشت : ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم.

اصلا نمیدانم کیست و چیست، و بر له و بر علیه کیست، فقط همین را می دانم یکی از مدعیان دفاع از اسلام وانقلاب است، اما هر وقت عنوانش را دیدم یاد آیۀ قرآن افتادم که : “انّما المؤمنون اخوه، فأصلحوا بین أخویکم”. و هی دائم فکرم مشغول می‌شد  این ادعای انقلاب و دین چقدر می تواند با آن شعار اصلی اش متفاوت باشد و آیا این یک رسانه فقط خود را مؤمن میداند که دیگر با هیچ کس عقد اخوت نبسته… و تا چه حد می تواند غرق در نزاع باشد که چنین شعاری را انتخاب کرده. حتی یک بار که اتفاقا از غرفۀ نمایشگاهی‌اش می‌گذشتم و دوباره دیدم که این شعار را بزرگ در غرفه چاپ کرده، روی کاغذ همینها را نوشتم و به یکی از مسئولین غرفه دادم، شاید اثر کند.

بالأخره یا سرسپردۀ قرآنیم، یا سرسپردۀ خود … و چون به حدی از قرآن دور شدیم که شعار فعالیت خود را مبتنی بر نزاع چیدیم، مشمول جمود می‌شویم که : و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم.

 

 

هفت‌تیر کشی قورباغه و مقاومت ما!

در آپارتمان یکی از بستگان، یکی از همسایه ها بخشی بزرگتر از فضای پارکینگ خودش را دیوار کشی کرده که کلا این دیوار کشی و آن توسعه طلبی، خلاف قانون است. آشنای ما که مدیر ساختمان است به وی اعلام کرده که همسایگان از این کار آسیب می بینند و ابراز نارضایتی کرده‌اند و باید این سازه را از پارکینگ جمع کند.

آقای متشخص و فرهیختۀ متمدن و شهرنشین که انتظار می رود با آن ماشین لوکس چند صد میلیون تومانی اش، بوئی از شرافت و آدمیت برده باشد، ساعت یک و نیم نصف شب رفته است یک فروند پلیس را به جهت تهدید پروار کرده است و زنگ در خانۀ مدیر ساختمان را با ارعاب زده است که «بیا بگو کدام همسایه با من مخالف است»، مدیرساختمان هم کم نیاورده و پلیس را خطاب قرار داده که « این چه فوریتی است که ساعت ۱:۳۰ نصف شب، شما را به اینجا کشانده… اگر رابطۀ خاصی ندارید» ، و پلیس هم به هر جهت، هراسیده و رفته.

تعریف که می کرد، حجم و وزن دو شاخ پر هیبت  بر سرم سنگینی کرد. تهور و بی باکی بعضی شهروندان متوحش به حدی رسیده است که تصور می کنند واقعا با پول می توان هر کاری از دزدی و تجاوز تا مردم آزاری و حتی سوار شدن بر گردۀ پلیس برای آزار رساندن به مردم صورت داد. هر چند گاهی هم می توان … اگر مقاومت و تلاش مقابلی نباشد!

که حدیث شریف می گوید : « اگر از امر به معروف و نهی از منکر، دست بکشید ، اشرار شما بر شما حاکم می شوند، و نیکان شما دعا می کنند و مستجاب نمی شود » و اینجا یک پیگیری اداری و اصرار بر آن ، به نظرم حکما همان جهاد در راه خدا که همان امر به معروف و نهی از منکر باشد، محسوب است.

در نگاه اول از آنجا که به نظر میرسد آشوب است ، عده ای فکر کرده اند که واقعا آشوب است و شهر هرت، و کم کم از همین شارلاتانیسم و توحش در سطح تخم مرغ دزدی، شروع می کنند و تا برسند به مقام اختلاس گر ۳۰۰۰ میلیاردی، اما خوب همیشه بار کج به منزل نمی رسد … خلاصه، فردا در ساعت اداری، مدیر ساختمان زنگ زده به ۱۳۷ شهرداری و آنها هم ظرف چند ساعت مأمور فرستاده‌اند و از تخلفات عکسبرداری کرده‌اند و به متخلف اخطار داده‌اند که «یا ظرف مهلت ، تخلفات را جمع می‌کنی، یا اینکه خودمان جمع می کنیم و جریمه هم می شوی».

خلاصه شهر آنچنان هم آشوب نیست ولی خوب قورباغه ها گویا حس هفت تیر کشی دستشان داده …. متقابلا نباید نا امید شد و … مقاومت کرد. و الا چیزی جز سیاهی باقی نخواهد ماند.