خیزش جهان عرب، نقطۀ انفصالی در پایان دوران نفاق رسانه‌هائی همچون الجزیره و رسواگر کارکرد آنان برای غرب بود. گذر از حوادث روزمرۀ انقلابات عرب نشان داد، دو شبکۀ الجزیره و العربیة به دو مشرب مختلف به نسبت مخاطب متفاوت، نقش دو روی یک سکۀ تأمین منافع آمریکا و اسرائیل، برای ادارۀ اذهان مردم خاورمیانه را ایفا می‌کنند. ما در این مجال به رفتار شبکۀ العربیة که گوئی برای خدای دروغ هرزگی می‌کند، التفاتی نداریم زیرا این شبکه صرفا مورد اعتماد اقلیتی کاملا غرب‌زده در میان مردم عرب است و به “العبریة” ، به مفهوم “زبان یهودیان” در میان عموم مردم عرب مشهور است. اما بررسی نقش شبکۀ الجزیره بعنوان شبکه‌ اول زبان عربی، که بسیاری از کارمندان آن از شبکۀ BBC جذب شده‌اند، جالب توجه خواهد بود. رفتار این شبکه تا قبل از انقلابات عرب بسیار سنجیده شده و حرفه‌ای و بر اساس نیاز مخاطب بوده است اما امروز با به هم ریخته شدن معادلات منطقه، گویا این شبکه ناچار است اصول حرفه‌ای خود را زیر پای بگذارد.

شبکۀ الجزیرة
شبکۀ الجزیرة

پوشش گستردۀ انقلابات عرب تا آنجا که برنامه و تمهید آمریکا در مصر رخصت می‌دهد و عدم خبررسانی از بحرین و سانسور تمام عیار وقایع آن، و به نسبت کمتری، جنبش یمن و در مقابل، بزرگنمائی و یک کلاغ چهل کلاغ نارضایتی‌های سوریه، به خوبی در ماه‌های اخیر الزام این شبکه را در جهت گیری به سود منافع غرب، نشان می‌دهد. حال این قرارداد و فشار جدیدی بر این شبکه است علیه روشمندی جذب مخاطب در گذشته، بیش‌تر قابل تحلیل است. با مشاهدۀ این تناقض و دوگانه‌گی و عدم رفتار حرفه‌ای، در همان روزهای اول آشکار شدن مقصد اصلی هدف این شبکه، دو تن از معروف‌ترین مجریان ، تحلیلگران و خبرنگاران این شبکه، یعنی «غسان بن جدو» و «فیصل قاسم» استعفا کردند و غسان بن جدو هم اکنون مشغول تاسیس یک شبکۀ خبری مستقل است.

اما بعد، “ایران، بنیۀ مقاومت انقلاب‌های عرب است”، وقتی مسوولین ایرانی این تعبیر را در بدو این انقلاب‌های منطقه ابراز داشتند، خیلی از مدعیان تحلیل سیاسی، آن را انکار کرده و بی‌محل دانستند. کمتر کسی می‌توانست در انتهای پیروزی خیزش مصر ادعا کند، این خیزش الگوی اروپا و آمریکا خواهد شد. اما رهبر انقلاب اسلامی با جرأت و شهامت و بینش سیاسی توحیدی خود، چنین ادعائی را طرح نمود و با مخالفت بی‌اساس مدعیان تحلیل و تفکر مواجه شد.

حتی اگر اشارۀ مسوولین جمهوری اسلامی در مشابهت انقلابهای عرب، با انقلاب اسلامی ایران نباشد، رفتار رسانۀ دست اولی همچون الجزیره، به‌خوبی نشان می‌دهد که “ایران” چقدر در میان ملت‌های عرب مهم و تاثیرگذار است، و نقطۀ عطف تغییر رفتار الجزیره در مورد ایران، یعنی انقلاب‌های عرب، در خصوص خبرهای برآمده ایران، به خوبی روشن می‌کند که حواس ملل عرب به خوبی متوجه سرنوشت ایران اسلامی است، لذا انعکاس اخبار موفقیتهای ایران بسیار محدود و فشار بر ایران و احتمال شکست آن زیر تحریم بسیار درشت‌نمائی می‌شود.

اما الجزیرة، بعد از خیزش مردم عرب در مورد ایران چه می‌کند؟
الجزیره، قبل از انقلاب مصر همیشه به طرز متعادلی اخبار ایران را پوشش می‌داد، درصد بسیار کمی از نظرات ذیل اخبار این شبکه، علیه موجودیت ایران بود. ذوق و شوق مردم عرب در هنگام مقاومت بر سر انرژی هسته‌ای ، پرتاب ماهواره‌ و سایر پیشرفتهای نظامی و استراتژیک، همواره در طول سالیان گذشته به صحت در شبکۀ الجزیره، منعکس می‌شد. نظرات مخالف، معمولا به منش سلفی-وهابی و قوم‌گرایانه و اختلافات مذهبی نزدیک بود، حتی اگر کاربری از مذهب و قومیت ایران به طعنه می‌گفت، سایر نظرات علیه قوم‌گرائی و تفرقه جمع می‌شدند و البته هنوز نیز این اعتراض‌ها برقرار است اما وزن مخالف و موافق تفاوت آشکاری پیدا کرده است و این نه به علت تغییر نظر مردم عرب، که به دلیل افزایش آرمان حکومتهای اسلامی و فعال شدن جریان‌های معادی، مقدور است. در چندین پست از وبلاگ اینجانب می‌توانید نظرات کامل مردم عرب که اقبال آنان به ایران را نشان می‌دهد، مطالعه کنید. اما درست بعد از اوج‌گیری قیام مردم عرب، این جریان تغییر یافت، گویی همواره گروه‌هائی برای تغییر نظر مردم، نسبت به ایران مأموریت یافته‌اند که نظر جامعه عربی را نسبت به ایران عوض کنند.

تصویر نظرسنجی الجزیره در مورد ایران
تصویر نظرسنجی الجزیره در مورد ایران

اما به چه حربه‌ای قرار است، شکوه انقلابی ایران، بعنوان نمونۀ موفق با سابقۀ سی و سه سال استقامت علیرغم محاصره و توطئه و جنگ، بعنوان یک الگوی دولت اسلامی، سیاه شود؟ چگونه قرار است “آمریکا” از “جمهوری اسلامی”های جدید آنطور که کلینتون تصریح کرده بود، جلوگیری کند؟ … “ایران و اسرائیل، دو روی یک سکه اند، برای چپاول ملل عرب”، “ایران و آمریکا، منافعشان یکی است” ، “اگر ایران نبود، آمریکا نمی‌توانست عراق و افغانستان را بگیرد”، این‌ها نمونه‌هائی از گزاره‌هائی است که به سبک “گوبلز” و مثل مسلسل دروغ زیر کامنت‌های الجزیره تکرار می‌شود، بدون آنکه توضیح و دلیلی بر آن باشد. آنان صلاح دیده‌اند که در راه کاهش شأن و الگوسازی ایران، به چنین فریب‌هائی دامن بزنند. اما و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین.

در کمال تعجب، در حالی که تصور می‌شد که فقط گروه‌های ویژه‌ای در بخش نظرات سعی دارند چهرۀ ایران را مخدوش کنند، خود شبکۀ الجزیره یک نظرسنجی شبهه‌ناک در هفتۀ اخیر منتشر کرد، درست بر خلاف رسالت خبری آگاهی رسانی خود، در حالی که تمام تحلیل خردمندان به رویاروئی ده‌ها سالۀ ملت ایران با تجاوز آمریکائی، صهیونیستی اذعان می‌کند، این سوال مطرح می‌شود که (به نظر شما، آیا رویاروئی ایران و آمریکا، حقیقی است؟)، و جالب توجه اینکه در این نظرسنجی اینترنتی، ۷۰ درصد جواب (منفی) به این سوال ثبت می‌شود، و ۳۰ درصد جواب مثبت، و این آموزشی است که شبکۀ الجزیره سعی می‌کند به هر نحو به مخاطبان خود منتقل کند، (ایران، همان آمریکاست، دارند ما را فریب می‌دهند که نشان می‌دهند دشمنند، مبادا فریب بخورید که اصولا جنگ و خصومتی برقرار است و مقاومتی در برابر استبداد و سلطه جوئی آمریکا شده، و می‌توان کشوری مقاوم و استوار مثل ایران داشت، ایران، همان آمریکاست) و این آموزش از درون یک نظر سنجی بسیار سادۀ اینترنتی که به طرق مختلف قابل دستکاری و تغییر است، انجام می‌شود.

حجم پوشش خبر پهپاد RQ170 بعد از حدود 12 ساعت
حجم پوشش خبر پهپاد RQ170 بعد از حدود ۱۲ ساعت در ذیل یک خبر عادی

در همین اثنا خبر نمایش تصاویر هواپیمای فوق پیشرفتۀ آمریکائی و شکار آن توسط ایران ، منتشر می‌شود و مثل بمب در دنیا صدا کرده و در صدر اخبار دنیا جای می‌گیرد. الجزیره این خبر را کاملا سانسور می‌کند، فردای آن روز، با فاصلۀ بیش از ده ساعت، در ذیل خبر سخنرانی اوباما، طی یک پاراگراف ، خبر شکار هواپیما به همراه تنها یک تصویر کوچک درج می‌شود، با این حال بینندگان شبکه، در ذیل اخبار با شور خاصی به تجلیل از ایران می‌پردازند، از آن سو جریان قوم و قبیله گرای “ایران همان آمریکاست”، به فعالیت خود ادامه می‌دهد تا نشان دهد عمق جهالت تا چه حد می‌تواند باشد. بعد از حدود چهل و هشت ساعت از انتشار خبر نمایش تصاویر، در غروب روز شنبه، الجزیره اخبار مشروحی در این مورد منتشر می‌کند. شکار هواپیمای فوق پیشرفته، که شوکت و عظمت قدرت آمریکا را به زیر کشید، بینۀ آشکاری علیه تمام مکر و تمهید ورشکستۀ این شبکه و سانسورهای آن است. و بعد از ۴۸ ساعت، در میان علامت‌های سوال مخاطبان، وقت تسلیم شدن است.

در میان سیل تجلیل اعراب از قدرت و شوکت ایران که نقل و ترجمه و مطالعۀ آن بسیار زمان بر است، در این کامنتها، سوالاتی از الجزیره مطرح شده است که پاسخ آن‌را ما ایرانیان به خوبی می‌دانیم:

عمر الخیر / خواب خوش، الجزیرة / با تو بر پیشی‌گرفتن در انعکاس کامل و سریع اخبار قرار داشتیم، رسانه‌های دنیا، در غرب و آمریکا این خبر بسیار مهم را فریادزنان نقل کردند، اما از الجزیرة هیچ اشاره‌ای مگر از دور و آهسته ندیدیم، به شکل خبر ثانوی خبر دیگری. آنطور که بودی باش الجزیرة، که سانسور، شایستۀ تو نیست.

مراقب / صبح بخیر جزیرۀ گرانبهای ما / همۀ رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، تصاویر وفیلمها و گزارشهای مفصلی در خصوص این موضوع منتشر کردند، باستثناء الجزیرة که این خبر را در بین سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در مورد تحریمهای غرب علیه ایران آورد، چرا ؟

خلیجی / خطاکاری یا دخالت عمدی / سقوط هواپیمای جاسوسی خبر اول رسانه های دنیا بود، باستثناء الجزیرة.نت ، بدون آنکه دلیل این سانسور را بگوید.

و باز هم بیائیم بگوئیم، انقلاب ایران، روی ملتهای عرب، بی اثر است… گویا پربیننده ترین رسانۀ عرب زبان، به تاثیر فوق العادۀ ایران، بر روی عزت و کرامت و استقلال مردم خود و نیز مردم همسایه‌ها، اشراف بهتری دارد و از انتشار اخباری اینچنین تاثیرگذار که مکر دستوری آن را آشکارا به مضحکه می‌گیرد، خودداری می‌کند. و طبیعی است که این هویت انقلاب اسلامی بعنوان یکی از مهم‌ترین منابع تامین کنندۀ آرامش و امنیت روانی و حقوق بشری، مؤلفۀ بسیار درخشانی برای حکومت فعلی ایران است.