سید احمد موسوی
Posts tagged رسانه
جای واژگان توحید و جهاد در رسانههای ما کجاست؟
بهمن ۲۲م
بررسی موضوعی سرودهای اول انقلاب، در مقایسه با سرودهای پخش شده از رسانۀ ۲۴ ساعتۀ خبری جمهوری اسلامی در ظهر ۲۲ بهمن ۹۰
انقلاب اسلامی، انقلابی است خواهان تحول به سوی توحید و منادی بازگشت به منبع اصیل قدرت، انقلابی که رفاه و سعادت خود را از آغوش خدا و من عندالله جستجو میکند و متمایز با مطالبات مبتنی بر قدرتهای سیاسی و سندیکائی و حزبی، و این در هنر واپسین و پسین روزهای انقلاب کاملا متبلور است. این نه بدان معناست که وطن دوستی جائی در منظومۀ توحید ندارد، اما جای گرفتن وطن بعنوان مفهومی چیره بر توحید، مغایر با دانش اسلامی است زیرا وطن به خودی خود، حرفی برای ادارۀ زندگی نداشته و پرداختن به یک مفهوم خنثی به معنای حاکمیت سکولاریسم و جدائی انسان از منبع اصیل قدرت یعنی خدای یگانه بوده و فراموشی توحید به معنای بدبختی انسان است. واژگان توحید و جهاد و سایر واژگان توحیدی، واژگانی است که امروز در آموزشهای رسانهای جمهوری اسلامی در حیطۀ سیاست غایب مطلق است و رسانهای همچون شبکۀ خبر کاملا با این مفاهیم بیگانه بوده و مظاهر هنری خود را از مفاهیم صرفا ملی گرایانه و ناسیونالیستی بر میگیرد. در روز ۲۲ بهمن طی یک بررسی حدودا سه ساعته که در حدود ظهر از این شبکه داشتم، به غیر از سخنرانی شخص رئیس جمهور که مملو از مفاهیم توحیدی بود، هیچ اثری از توحید و رسالت نبوی و رابطۀ مردم با اسلام حتی یک کلمه از سوی این شبکه گفته نشد. متون دکلمه مانند و حماسی و همچنین سرودهای پخش شده از این شبکه مطلقا خلاصه به مفاهیم ناسیونالیستی میشد و اگر این خروجی را با خروجی روز ملی یک کشور سکولار و لائیک مقایسه میکردیم، هیچ تفاوتی نمیافتیم.
مناسب است که با مشاهدۀ این وضعیت، مقایسهای میان سرودهای سالهای اول انقلاب و آنچه که از رسانۀ خبری جمهوری اسلامی امروزه به مردم آموزش داده میشود داشته باشیم. لازم به ذکر است سرودهای معروف و محبوب انقلابی که فاقد هر دو عنصر هستند از این مقایسه حذف شده اند.
۱) الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله …
تاکید و تکرار سرود (الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله )
واژگان توحیدی : الله، جهاد، قیام، رسالت، محمّد، حق
واژگان ناسیونالیستی : فاقد واژگان ناسیونالیستی
۲) الله الله الله ، لااله الا الله
تاکید و تکرار سرود (الله الله الله ، الله اکبر )
واژگان توحیدی (یا مرتبط با توحید) : خدا ، ظلم ، الله ، لا اله الا الله
واژگان ناسیونالیستی: ایران
۳) آمده موسم فتح و ایمان
تاکید و تکرار سرود ( بهمن خونین جاویدان ، تا ابد زنده بادا قرآن ، تا ابد زند یاد شهیدان )
واژگان توحیدی : فتح ، ایمان ، قرآن ، امام ، حق
واژگان ناسیونالیستی: فاقد واژگان ناسیونالیستی
۴) بوی گل سوسن و یاسمن آید
تاکید و تکرار سرود ( دیو چو بیرون فرشته در آید )
واژگان توحیدی : ( یزید زمان (مرتبط با مفاهیم توحیدی) / مجاهد )
واژگان ناسیونالیستی: فاقد واژگان ناسیونالیستی
۵) الا معمار و طراح حرم برخیز
تاکید و تکرار سرود ( الله اکبر ، اگر جلاد بی ایمان بخواهد خون ما ریزد)
واژگان توحیدی ( یا مرتبط با توحید) : ( عزاداران شهیدان حرم ، شمشیر الم نشرح ، مسلمان ، شوق ایمان ، شمشیر خدا، کفار، گلبانگ مسلمانی، شیطان … )
واژگان ناسیونالیستی: فاقد واژگان ناسیونالیستی
۶) برخیزید
واژگان توحیدی : شهیدان راه خدا ، احیای راه خدا، مرگ سرخ، شهادت، کربلا ، عاشورا ، ایمان، مکتب ، عزت
واژگان ناسیوناستی : وطن
۷) خمینی ای امام
تاکید ویژه ( خمینی ای امام )
واژگان توحیدی : امام ، مجاهد، نجات انسان ، مرگ در راه حق ، پاسدار حق ، دین و دفتر
واژگان ناسیونالیستی : فاقد واژگان ناسیونالیستی
۸ ) ای دین انسان ساز ایزدی
واژگان توحیدی: نصر من الله ، انا فتحنا ، ای دین انسان ساز، محمّد، اسلام، توحید، آئین، ایمان، قرآن، عدالت، محمّد، علی،
واژگان ناسیونالیستی : فاقد واژگان ناسیونالیستی
این نوع سرودهای مملو از مفاهیم اصیل و نجاتبخش توحیدی، کاملا از صحنۀ تبلیغات هنری جمهوری اسلامی حذف شده است و جریانی ناسیونالیستی بسیار قوی جایگزین شده و توحید را از صحنه خارج کرده است، سمفونیهائی که با نام ایثار و انقلاب و مقاومت تولید میشود همۀ حمیت و هدف را وطن تعریف میکند و نه توحید، بلکه حداقل اثر از مفاهیم مکتبی در آن ملحوظ نیست و اگر هم چنین باشد، امام و حتی توحید را بعنوان شعبه و ابزاری قابل استفاده برای خدای وطن مطرح میکند، و این تحریف آشکاری در اصالت نهضت نرم انقلابی است که سعادت انسان را در خداپرستی تأمین میکند، و وطنی که در آن خدا و توحید حذف شده باشد، وطن ظلم و جور است، و از نگر توحیدی شایسته اهتمام نیست. حال اینکه مسوولین شبکههای صدا و سیما به عمد یا به سبب اقتضای شرایط و کمبود تولیدات به این ورطه افتادهاند قابل بررسی است. با این حال، صدا و سیمای جمهوری اسلامی خود مسوول تولید محصولات رسانهای است و در این نقطه میبایست پاسخگو باشد. در ادامه به بررسی مشابه سرودها و ترانههائی که امروز در طی بررسی دو سه ساعتۀ خود از شبکۀ خبر داشتم میپردازم. البته طی بررسیهای جسته و گریخته و غیر متمرکز این اسلوب عمومی در صدا و سیماست و محصور به شبکۀ خبر نمیشود.
۱) ای ایران
ای ایران ای مرز پرگهر
واژگان توحیدی: فاقد واژگان توحیدی
واژگان ناسیونالیستی: کاملا مبتنی بر واژگان ناسیونالیستی
۲) وطنم پارۀ تنم، ای زادگاه و میهنم
واژگان توحیدی : فاقد واژگان توحیدی
واژگان ناسیونالیستی : وطنم ، پارۀ تنم، آفتاب اقتدار، همیشه پایدار، خاک تو، ایران، فلات استقامت، بوسه بر خاک، سرزمین اصالت، همیشه پایدار…
۳) سمفونی ایثار
موضوع : ایثار برای وطن
واژگان توحیدی: فاقد واژگان توحیدی
واژگان ناسیونالیستی : شعر همه هدف ایثار را مرزهای وطن میداند و اثری از توحید در آن نیست.
این سه سرود، سرودهائی بود که در ساعات بررسی در حدود ظهر روز ۲۲ بهمن ۹۰ از شبکۀ خبر صدا و سیما پخش میشد. در میان این سرودها مجری، سخنان حماسی ای بر زبان میآورد که هیچ نشانی از ادبیات توحیدی نداشت و به شکل قاطعی منتهی به ناسیونالیسم میشد. سرود دیگری هم همواره مورد توجه مسوولین دولت است و چند سالی است که در میدان آزادی در روز ۲۲ بهمن پخش میشود با نام سرفراز باشی میهن من ، در این سرود نیز صرفا موضوع میهن است و در یکی از مصرعها، از میهن بعنوان “مهد دین” تجلیل میشود و همچنان تفوق مفهوم با میهن است.
بدیهی است هنگامی که آموزش از دانشگاه صدا و سیما و از سوی سایر مصادر مسوول مبتنی بر ناسیونالیسم باشد، بسیاری از جهت گیری های سیاسی جمهوری اسلامی که در حیطۀ توحید میگنجد و شاید در نگاههای ابتدائی با میهن دوستی در تعارض باشد، برای مردمی که مخاطب آموزش این دانشگاه بوده اند، نامفهوم و نارسا خواهد نمود و این مغایر با رسالت صدا و سیما و سایر ارگانهای مسوول است و درست سرپل حماسه گرفتن، جائی که نوجوانها میخواهند معنای انقلاب “اسلامی” را درک کنند، صدا و سیمای جمهوری اسلامی، روح یک کانالۀ ناسیونالیستی به انقلاب اسلامی میدمد و اینگونه مرتکب تحریف میشود.
پ.ن) در مورد متن و محتوای سمفونیهای پشتیبانی شده توسط دولت جمهوری اسلامی با نام انقلاب و ایثار و مقاومت و همچنین ۹ دی، ان شاء الله اگر زنده بودم بعدا خواهم نوشت.
چه کسی پاسخگوئی را میکُشد؟
بهمن ۲۲م
گاهی اوقات شاگرد بهتر از استاد میشود، به طوری که مایۀ بالندگی و فخر استاد است. سازمانیافتهگی و نظم ساختاری، و توسعه یافتهگی در روابط عمومی دو سرفصل مفصل در حزب الله لبنان است که به نظر، با تمایز بسیاری نسبت به ایران جمهوری اسلامی پیش رفته است. جزء جزء رفتار رسانهای و ارتباطات عمومی در حزب الله لبنان از دهۀ نود و اصرار بر فیلمبرداری از تک تک عملیاتهای چریکی تا سخنرانی اخیر سید حسن نصرالله بعنوان دبیر کل، نشانگر برقراری یک فکر سامانیافته رسانهای بر اساس اصول توحیدی حزب و اسلام است. سرودها و موسیقیهای حماسی تولید شده توسط گروههای وابسته به این حزب هرگز متوقف نگردید و حتی در بحبوحۀ جنگ سی و سه روزه گروههای هنری به تولید کلیپهای تصویری پرداختند و کار هنر، هرگز متوقف نشد. این در حالی است که امروز در ایران اسلامی پس از ۳۳ سال به ندرت بتوان محصولات هنری منطبق بر آرمانهای انقلاب ۵۷ یافت که قابلیت کسب محبوبیت در میان مردم داشته باشد. شاید بگوئیم چون وسعت حزب الله لبنان به اندازۀ تنها یک حزب در یک کشور نسبتا کوچک است، منجر به موفقیت آن شده اما تغییرات و توقعات در سالهای گذشته که حزب الله را در حد مسوولیت ادارۀ یک دولت سهیم کرد، نشان داد که این حزب یکی از الفبای خود را هنر و رسانه و روابط عمومی دانسته است و مردان آن پیش از کرسیهای قدرت به فکر توسعۀ مکتب و فکر حزب خودند که البته همان حزب خداست. چیزی که شاید استاد این حزب یعنی نظام جمهوری اسلامی، دو سه سالی است تازه مشغول یافتن الفبای آن یعنی (جنگ نرم) است. آنجا که برای چندین ماه آسیبی جدی از آن دید و اما هنوز پس از فروآمدن شعلههای فتنه درگیر فهم اساس و اصول جنگ نرم است و متاسفانه همین روند هم گرفتار مصیبت دومیست که شاگرد فاقد آن است و استاد نه: ساختاریافتهگی مبتنی بر نظم و شایستهسالاری.
سخن گفتن در مجال وصف حرکات رسانهای و روابط عمومی حزب الله لبنان، صفحات بسیاری میخواهد اما دستمایۀ نگارش این نوشته، اشاره به مسوولیت پذیری این حزب در خصوص افکار مردم است. این عنصری کلیدی در روابط عمومی موفق در عرصۀ سیاسی است که این حزب به خوبی بدان عمل میکند. اگر سوال و شبههای در مورد این حزب مطرح باشد، این حزب با انعطاف متناسب و با ابزارها و بودجۀ محدودی که در اختیار دارد، طی چند ساعت، چند روز یا به غایت چند هفته، سوالها و ابهامها را از جامعه میزداید و هرگز اجازه نمیدهد شبهه و کدورتی در ذهن طرفداران و مردمش رسوخ کند یا سوالی در ذهن دشمنش بیپاسخ بماند. یک سخنرانی دبیر کل یا یکی از مسوولین، توام با کلیپ و پرزنتیشن خبری همواره پوشش دهنده است.
اگر به متن سخنرانی اخیر دبیر کل حزب الله لبنان دقت کنیم، خواهیم یافت که این شخص از اینکه تکتک اتهامات نسبت به خود و حزب خود را مطرح کند و یکی یکی با حوصله به پاسخگوئی و شرح و تفصیل آن اقدام کند، هرگز کوتاهی نمیکند. وی اتهامات دشمن و معاند و معارض یا دوست مردد را نه تنها فیلتر نمیکند، که آن را در ملأ عام و در سخنرانی عمومی خود، به شجاعت بر زبان میآورد و با پاسخی شفاف مادۀ فکری دشمن را به سخرۀ منطق خود میگیرد. فقط یک دفعه خیلی دقیق متن کامل سخنرانی او را بخوانید. گویا در یک جلسۀ خصوصی نشستهاید و در خصوص تمام امور ذهنی، بیمحابا و بی محدودیت سخن می شنوید. مردم محرم ترین افراد برای این حزبند، اما با این حال این یک جلسۀ خصوصی نیست. یک فرصت طلائی، برای انبساط فکری جامعه است. و این یعنی اتمام سخنرانی سید حسن نصرالله، معادل است با یک اطمینان قلب فراگیر در سطح جامعه و اینگونه است که ایمانها به ادامۀ راه تقویت میشود. یک بعد این روند، خود سخنرانی است و بعد دیگر آن پردازش رسانههای وابسته به این حزب بر روی سخنرانی و نکات آن که با موفقیت به سرانجام میرسد و در نطفه مکتوم نمیماند. شاید خصائلی از این رفتار در مسوولین نظام جمهوری اسلامی و رسانههای تابعه، دیده شود، اما همچنان قابلیت توسعه به حد کمال را داراست و پوشش دهنده به نظر نمیرسد و طبیعی است که مسوولین باید در صدد رفع مشکل باشند.
و اما، در شرایط فتنۀ ۸۸، این خصلت در ایران به میمنت ایجاب شرایط زنده شد، برخی رسانههای مدافع نظام و مسوولین لحظه به لحظه شبهات را کنترل میکردند، به محض ابراز عقیدۀ یک مخالف، جوابها آماده میشد و موضوعات شرح داده میشد، از آن سو، کاریکاتوریستها صبح و عصر ایده و هنر ساطع میکردند و شاعرها شعر میسرودند و آنچه در توان فکری و هنری بود بروز یافت و همچنان اثرات آن در حیطۀ مردمی قابل ملاحظه است و در آن روز این طپش نیروی مردمی ممتزج با حکومت بود که خود نمود اما امروز با احساس کاذب رفع خطر فتنه بازهم خرسها به خواب زمستانی رفتهاند و تمام بدنۀ رسانهای جمهوری اسلامی باز هم به روزمرگی خود ادامه میدهند تا باز هم فتنه و فتنههائی سر برآورد و احساس نیازی به “دیروز امروز فرداها” بشود تا بعنوان یکی از سوپاپ های اطمینان گذر از فتنه نقش ایفا کند و اما این که آیا اعتقادی اصولی، به پاسخگوئی به نگرانیهای ذهنی مردم وجود داشته باشد، در خصوص رسانههای جمهوری اسلامی جدا محل تردید است و امروز هیچ نشانۀ محرزی از تلاش برای همنشینی با شبهات مردم و سوالات آنان دیده نمیشود و سوال این است که چه چیزی … و چه کسی پاسخگوئی به مردم را میکشد؟ “پاسخگوئی” امری است آنقدر مهم که رهبر انقلاب نامگذاری سال را به آن اختصاص دادند و گوئی که نه تنها نهادینه نشده بلکه در عرصۀ شبهات سیاسی، با قدرت، پشت گوش انداخته شده است.
جنگ نرم ورشکستۀ صهیوعربی در مقابل تأثیر انقلاب اسلامی
آذر ۱۹م
خیزش جهان عرب، نقطۀ انفصالی در پایان دوران نفاق رسانههائی همچون الجزیره و رسواگر کارکرد آنان برای غرب بود. گذر از حوادث روزمرۀ انقلابات عرب نشان داد، دو شبکۀ الجزیره و العربیة به دو مشرب مختلف به نسبت مخاطب متفاوت، نقش دو روی یک سکۀ تأمین منافع آمریکا و اسرائیل، برای ادارۀ اذهان مردم خاورمیانه را ایفا میکنند. ما در این مجال به رفتار شبکۀ العربیة که گوئی برای خدای دروغ هرزگی میکند، التفاتی نداریم زیرا این شبکه صرفا مورد اعتماد اقلیتی کاملا غربزده در میان مردم عرب است و به “العبریة” ، به مفهوم “زبان یهودیان” در میان عموم مردم عرب مشهور است. اما بررسی نقش شبکۀ الجزیره بعنوان شبکه اول زبان عربی، که بسیاری از کارمندان آن از شبکۀ BBC جذب شدهاند، جالب توجه خواهد بود. رفتار این شبکه تا قبل از انقلابات عرب بسیار سنجیده شده و حرفهای و بر اساس نیاز مخاطب بوده است اما امروز با به هم ریخته شدن معادلات منطقه، گویا این شبکه ناچار است اصول حرفهای خود را زیر پای بگذارد.
پوشش گستردۀ انقلابات عرب تا آنجا که برنامه و تمهید آمریکا در مصر رخصت میدهد و عدم خبررسانی از بحرین و سانسور تمام عیار وقایع آن، و به نسبت کمتری، جنبش یمن و در مقابل، بزرگنمائی و یک کلاغ چهل کلاغ نارضایتیهای سوریه، به خوبی در ماههای اخیر الزام این شبکه را در جهت گیری به سود منافع غرب، نشان میدهد. حال این قرارداد و فشار جدیدی بر این شبکه است علیه روشمندی جذب مخاطب در گذشته، بیشتر قابل تحلیل است. با مشاهدۀ این تناقض و دوگانهگی و عدم رفتار حرفهای، در همان روزهای اول آشکار شدن مقصد اصلی هدف این شبکه، دو تن از معروفترین مجریان ، تحلیلگران و خبرنگاران این شبکه، یعنی «غسان بن جدو» و «فیصل قاسم» استعفا کردند و غسان بن جدو هم اکنون مشغول تاسیس یک شبکۀ خبری مستقل است.
اما بعد، “ایران، بنیۀ مقاومت انقلابهای عرب است”، وقتی مسوولین ایرانی این تعبیر را در بدو این انقلابهای منطقه ابراز داشتند، خیلی از مدعیان تحلیل سیاسی، آن را انکار کرده و بیمحل دانستند. کمتر کسی میتوانست در انتهای پیروزی خیزش مصر ادعا کند، این خیزش الگوی اروپا و آمریکا خواهد شد. اما رهبر انقلاب اسلامی با جرأت و شهامت و بینش سیاسی توحیدی خود، چنین ادعائی را طرح نمود و با مخالفت بیاساس مدعیان تحلیل و تفکر مواجه شد.
حتی اگر اشارۀ مسوولین جمهوری اسلامی در مشابهت انقلابهای عرب، با انقلاب اسلامی ایران نباشد، رفتار رسانۀ دست اولی همچون الجزیره، بهخوبی نشان میدهد که “ایران” چقدر در میان ملتهای عرب مهم و تاثیرگذار است، و نقطۀ عطف تغییر رفتار الجزیره در مورد ایران، یعنی انقلابهای عرب، در خصوص خبرهای برآمده ایران، به خوبی روشن میکند که حواس ملل عرب به خوبی متوجه سرنوشت ایران اسلامی است، لذا انعکاس اخبار موفقیتهای ایران بسیار محدود و فشار بر ایران و احتمال شکست آن زیر تحریم بسیار درشتنمائی میشود.
اما الجزیرة، بعد از خیزش مردم عرب در مورد ایران چه میکند؟
الجزیره، قبل از انقلاب مصر همیشه به طرز متعادلی اخبار ایران را پوشش میداد، درصد بسیار کمی از نظرات ذیل اخبار این شبکه، علیه موجودیت ایران بود. ذوق و شوق مردم عرب در هنگام مقاومت بر سر انرژی هستهای ، پرتاب ماهواره و سایر پیشرفتهای نظامی و استراتژیک، همواره در طول سالیان گذشته به صحت در شبکۀ الجزیره، منعکس میشد. نظرات مخالف، معمولا به منش سلفی-وهابی و قومگرایانه و اختلافات مذهبی نزدیک بود، حتی اگر کاربری از مذهب و قومیت ایران به طعنه میگفت، سایر نظرات علیه قومگرائی و تفرقه جمع میشدند و البته هنوز نیز این اعتراضها برقرار است اما وزن مخالف و موافق تفاوت آشکاری پیدا کرده است و این نه به علت تغییر نظر مردم عرب، که به دلیل افزایش آرمان حکومتهای اسلامی و فعال شدن جریانهای معادی، مقدور است. در چندین پست از وبلاگ اینجانب میتوانید نظرات کامل مردم عرب که اقبال آنان به ایران را نشان میدهد، مطالعه کنید. اما درست بعد از اوجگیری قیام مردم عرب، این جریان تغییر یافت، گویی همواره گروههائی برای تغییر نظر مردم، نسبت به ایران مأموریت یافتهاند که نظر جامعه عربی را نسبت به ایران عوض کنند.
اما به چه حربهای قرار است، شکوه انقلابی ایران، بعنوان نمونۀ موفق با سابقۀ سی و سه سال استقامت علیرغم محاصره و توطئه و جنگ، بعنوان یک الگوی دولت اسلامی، سیاه شود؟ چگونه قرار است “آمریکا” از “جمهوری اسلامی”های جدید آنطور که کلینتون تصریح کرده بود، جلوگیری کند؟ … “ایران و اسرائیل، دو روی یک سکه اند، برای چپاول ملل عرب”، “ایران و آمریکا، منافعشان یکی است” ، “اگر ایران نبود، آمریکا نمیتوانست عراق و افغانستان را بگیرد”، اینها نمونههائی از گزارههائی است که به سبک “گوبلز” و مثل مسلسل دروغ زیر کامنتهای الجزیره تکرار میشود، بدون آنکه توضیح و دلیلی بر آن باشد. آنان صلاح دیدهاند که در راه کاهش شأن و الگوسازی ایران، به چنین فریبهائی دامن بزنند. اما و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین.
در کمال تعجب، در حالی که تصور میشد که فقط گروههای ویژهای در بخش نظرات سعی دارند چهرۀ ایران را مخدوش کنند، خود شبکۀ الجزیره یک نظرسنجی شبههناک در هفتۀ اخیر منتشر کرد، درست بر خلاف رسالت خبری آگاهی رسانی خود، در حالی که تمام تحلیل خردمندان به رویاروئی دهها سالۀ ملت ایران با تجاوز آمریکائی، صهیونیستی اذعان میکند، این سوال مطرح میشود که (به نظر شما، آیا رویاروئی ایران و آمریکا، حقیقی است؟)، و جالب توجه اینکه در این نظرسنجی اینترنتی، ۷۰ درصد جواب (منفی) به این سوال ثبت میشود، و ۳۰ درصد جواب مثبت، و این آموزشی است که شبکۀ الجزیره سعی میکند به هر نحو به مخاطبان خود منتقل کند، (ایران، همان آمریکاست، دارند ما را فریب میدهند که نشان میدهند دشمنند، مبادا فریب بخورید که اصولا جنگ و خصومتی برقرار است و مقاومتی در برابر استبداد و سلطه جوئی آمریکا شده، و میتوان کشوری مقاوم و استوار مثل ایران داشت، ایران، همان آمریکاست) و این آموزش از درون یک نظر سنجی بسیار سادۀ اینترنتی که به طرق مختلف قابل دستکاری و تغییر است، انجام میشود.
در همین اثنا خبر نمایش تصاویر هواپیمای فوق پیشرفتۀ آمریکائی و شکار آن توسط ایران ، منتشر میشود و مثل بمب در دنیا صدا کرده و در صدر اخبار دنیا جای میگیرد. الجزیره این خبر را کاملا سانسور میکند، فردای آن روز، با فاصلۀ بیش از ده ساعت، در ذیل خبر سخنرانی اوباما، طی یک پاراگراف ، خبر شکار هواپیما به همراه تنها یک تصویر کوچک درج میشود، با این حال بینندگان شبکه، در ذیل اخبار با شور خاصی به تجلیل از ایران میپردازند، از آن سو جریان قوم و قبیله گرای “ایران همان آمریکاست”، به فعالیت خود ادامه میدهد تا نشان دهد عمق جهالت تا چه حد میتواند باشد. بعد از حدود چهل و هشت ساعت از انتشار خبر نمایش تصاویر، در غروب روز شنبه، الجزیره اخبار مشروحی در این مورد منتشر میکند. شکار هواپیمای فوق پیشرفته، که شوکت و عظمت قدرت آمریکا را به زیر کشید، بینۀ آشکاری علیه تمام مکر و تمهید ورشکستۀ این شبکه و سانسورهای آن است. و بعد از ۴۸ ساعت، در میان علامتهای سوال مخاطبان، وقت تسلیم شدن است.
در میان سیل تجلیل اعراب از قدرت و شوکت ایران که نقل و ترجمه و مطالعۀ آن بسیار زمان بر است، در این کامنتها، سوالاتی از الجزیره مطرح شده است که پاسخ آنرا ما ایرانیان به خوبی میدانیم:
عمر الخیر / خواب خوش، الجزیرة / با تو بر پیشیگرفتن در انعکاس کامل و سریع اخبار قرار داشتیم، رسانههای دنیا، در غرب و آمریکا این خبر بسیار مهم را فریادزنان نقل کردند، اما از الجزیرة هیچ اشارهای مگر از دور و آهسته ندیدیم، به شکل خبر ثانوی خبر دیگری. آنطور که بودی باش الجزیرة، که سانسور، شایستۀ تو نیست.
مراقب / صبح بخیر جزیرۀ گرانبهای ما / همۀ رسانههای منطقهای و بینالمللی، تصاویر وفیلمها و گزارشهای مفصلی در خصوص این موضوع منتشر کردند، باستثناء الجزیرة که این خبر را در بین سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در مورد تحریمهای غرب علیه ایران آورد، چرا ؟
خلیجی / خطاکاری یا دخالت عمدی / سقوط هواپیمای جاسوسی خبر اول رسانه های دنیا بود، باستثناء الجزیرة.نت ، بدون آنکه دلیل این سانسور را بگوید.
و باز هم بیائیم بگوئیم، انقلاب ایران، روی ملتهای عرب، بی اثر است… گویا پربیننده ترین رسانۀ عرب زبان، به تاثیر فوق العادۀ ایران، بر روی عزت و کرامت و استقلال مردم خود و نیز مردم همسایهها، اشراف بهتری دارد و از انتشار اخباری اینچنین تاثیرگذار که مکر دستوری آن را آشکارا به مضحکه میگیرد، خودداری میکند. و طبیعی است که این هویت انقلاب اسلامی بعنوان یکی از مهمترین منابع تامین کنندۀ آرامش و امنیت روانی و حقوق بشری، مؤلفۀ بسیار درخشانی برای حکومت فعلی ایران است.
آیا خداوند فرشتگانش را به یاری ما خواهد فرستاد؟
شهریور ۱۶م
بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِکَةِ مُسَوِّمِینَ
آرى، [امروز هم] اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودى به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هراز نفر از فرشتگان، که نشانههایى با خود دارند، مدد خواهد داد! / جزء ۴ سوره آل عمران آیه ۱۲۵
نقل است وقتی در دهۀ شصت میلادی مصر وارد جنگ با رژیم صهیونیستی شد و شکست سهمگینی از این رژیم خورد، مردم سرگشته و حیران در خیابانها از یکدیگر سوال میکردند ما جهادمان را کردیم، پس چرا خداوند فرشتگانش را نفرستاد تا ما را یاری کنند؟ و به آیۀ فوق در قرآن کریم اشاره میکردند. خیلی طول نکشید که این پاسخ تلخ در میان مردم چرخید که “خداوند فرشتگانش را فرستاد، اما این فرشتگان نفهمیدند که دشمنان خدا کدامیک از طرفهای درگیر هستند، مصریها یا صهیونیستها؟ و پس از سرگشتگی به عرش بازگشتند”. این حکایت از وضعیت اسفبار عقیدتی و اخلاقی ملت و ارتش مصر آن روز داشت. ارتشی که با هماهنگی نفوذیان صهیونیست در شب حمله، تا صبح به زن و شراب آلوده شد و صبح بیدار نبود که بخواهد مقاومتی بکند و با وجود برخورداری تجهیزات و سخت افزار به مراتب گسترده تر از صهیونستها، اسیر حربۀ أندلوسی دشمن شد. طبیعی است که اگر این ارتش در قید حدود و احکام الهی بود، دیگر امروز رژیمی به نام “اسرائیل” خودنمایی نمیکرد.
کنایۀ این طنز تلخ مصری، هشداری آشکار است برای ما، که اگر بعنوان یک نهضت مدعی اسلام، در باطن از اسلام و مقاصدش خالی باشیم، جز خود، به کسی تکیه نتوانیم داشت.آیا نمیدانی همۀ آسمان و زمین مال خداست؟
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ
آیا نمىدانستى که حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟! و جز خدا، ولى و یاورى براى شما نیست.
بقره۱۰۷
و خود ضعیفمان نیز مددی برای ما نخواهد بود. بهتر است در شرایطی که ما در عمل به آموزههای اسلامی تسامح و اهمال میکنیم، چندان به پشتوانۀ الهی چشم نداشته باشیم و به خیل شیطانیان بپیوندیم که البته آنان امید خود را به حیات در جهنم تقویت میکنند.
واضح است مقصد بزرگ دین خدا و رسالت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، گسترش مفاهیم اخلاقی است. « إنی بعثت لأتمم مکارم الأخلاق»، روح اسلام این است و آنچه که باید برآیند یک نهضت اسلامی از خود نشان دهد، یک نظام و سیستم مبتنی بر پاکیزگی اخلاقی است. این پایۀ پیشرفت و توسعۀ انسانی از نگر اسلام است.
اما سوال این است که ما پس از سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی بعنوان یک نهضت ، برای این ملت و آیندهاش چه کردهایم، آیا توانستهایم مسوولیت اسلامی این نهضت را لااقل در جوامع خودی حاکم کنیم تا این الگو را در تار و پود جامعه گسرش دهیم؟ اصلا بسیاری از مشکلات ما از همین نقطه ناشی میشود، چه طرز رانندگی در خیابان، و چه تعامل با همسایه، و چه معامله در بازار و اداره، همۀ فسادها ناشی از عدم توسعۀ اخلاقی جامعۀ ماست که اتفاقا ما رویه و الگوی خوبی برای اصلاح به نام اسلام داریم. اما گویا وسوسههای حزب شیطان و نفس آدمی، ضرر رساندن به جامعه را بیشتر میپسندد.
آنچه که از صحنۀ واقع استنتاج میشود این است که ما کمتر در توسعۀ این رسالت اسلامی موفق بودهایم و روح عقیدۀ اسلامی مهجور و ناشناخته مانده است، نه یک کودک مییابد که لطائف و آرامشبخشیها و لذات و منافع زندگی اسلامی چیست و نه یک پیرمرد … و قلیلند آنان که با الگوی اسلام زندگی میکنند، اگر چه خط اسلام مکررا توسط دو رهبر فعل و گذشتۀ این کشور پس از جمهوری اسلامی تبیین شده و میگردد، اما میزان نفوذ اسلام در متن جامعه، معیار اصلی کارنامۀ این جامعه است. جر و بحث ها طعنه آمیز، تخریب های بدون نتیجه و زد و خوردهای تهوع آوری که هیچ کس را و نه اسلام را در این جامعه یاری نمیرساند، شیوع بسیاری دارد. و این ما را در جایگاهی قرار نخواهد داد که شامل حال لطف و یاری خداوند شویم.
به نظر میرسد برای جبران این خلأ در کنار هر عملی که برای نهضت و انقلاب و جمهوری اسلامی نامزد میشود، چه فنی و تخصصی و سخت افزاری و چه نرم افزاری، میبایست همواره و به طور مداوم، جلسات اخلاق و عقیده برگزار شود تا دست اندرکاران آن، موقعیت و مسوولیت خود را فارغ از نزاعها و درگیریهای بدون مقصد و بیفایده، صرف نکنند و انقلاب اسلامی، تنها به مثل مخالفین و دشمنانش بعنوان یک حزب صرفا سیاسی که جز کسب قدرت در دنیا رسالتی ندارد، بدل نگردد. امام خمینی (ره) نهضت انقلاب اسلامی را به دست گذاشتن روی فطرت این ملت پیگیری کرد اما عصر مدرن امروز کاملا فطرت گریز است. به همین علت تذکر روزمرۀ مبانی اخلاقی و توحیدی به اعضای این جامعه، برای پرداخت زمینۀ اصلاح کاملا ضروری است. که امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند، امر بمعروف و نهی از منکر، والاتر ازجهاد است.
هزینۀ رسیدن به این نقطۀ توحیدی برای یک ملت، و تداوم این نهضت، به همان نسبت نتیجۀ درخشانش، بسیار هزینۀ هنفگتی است و بدیهی است اگر نام این نهضت باقی باشد اما روح نهضت که اخلاق و توحید است، فراموش گردد، بزرگترین مضرات را متوجه نهضت رسول الله(ص) میکند و تک تک مدافعین این نهضت باید پاسخگوی این خیانت قابل وقوع به رسالت نبوی (ص) هستند.
بله … خداوند فرشتگانش را به یاری ما خواهد فرستاد ، اگر استقامت و تقوا داشته باشیم. و اگر نه …. دنیا و آخرتمان زیانبار خواهد بود.
اوباش محوری رسانههای اپوزیسیون
تیر ۲م
هر چند جریان اپوزیسیون یا جریانی که خود را منتقد میخواند همواره بنا بر این دارد که خود را اهل فکر و تحلیل نشان بدهد، اما رفتار میدانی پیروان این جریان همواره ثابت کرده است که در صحنۀ عمل مشکلات عدیدهای در به ثمر رساندن اندیشه و فکر از مبدأ به مقصد وجود دارد. از نمونههای این نقض غرض میتوان ماجرای ( احمدی نژاد – تابلوی خلیج عربی ) برشمرد که از محاسبۀ ابتدائیترین مبانی خبری و سیاسی و علمی به دور بود و البته گرچه از زبان کروبی بیرون آمد و به نام وی مشهور گشت، اما پیش از آن نیز نقل محفل اپوزیسیون و جهات دوم خردادی و تابعین و پیروان آنان نیز بود و در کمال حیرت ابتدا از زبان میرحسین موسوی در مناظرات به کنایه بیرون آمد و بعد به صراحت از زبان مهدی کروبی خارج شد. بدیهی است اگر این جریان منادی اندیشه و تأمل است قبل از اصلاح کشور از آن توقع میرود به اصلاح میادین فکری حامیان خود بپردازد تا هر مطلب سادهای را به کژی استدراک نکنند و عرض خود نبرند و زحمت بر کشور نیافزایند.
نمونههای روزمرّهای در همین راستا قابل مشاهده است. مثلا در هفتههای اخیر و تجاوز جمعی اراذل و اوباش به افرادی که جهت تفریح و … در باغی گردآمده بودند، برخی از افراد و مسوولین کشور، رو به سوی قربانیان این حادثه تذکراتی در مورد رعایت حجاب و عفاف ارائه کردند و تحلیلی در مورد علل وقوع چنین حوادثی داشتند. بازتاب این تصریحات مسوولین از سوی اپوزیسیون فورا به جعل یا به کژفکری بدین تفسیر منجر شد که این مسوولین، جرم اصلی را وانهاده و مقصرین اصلی حادثه را قربانیان تجاوز به عنف خواندهاند، در حالی که این دروغ محرز و آشکاری است که فرد آزادهای در این میان به انتقاد نسبت به این اعطای اطلاعات غلط نخاسته و بدین ترتیب آموزش غلطی به مخاطبان رسانههای این طیف ارائه شد، تا به سرحدی که مخاطبین آنان اکنون تصور میکنند مسوولین جمهوری اسلامی قربانی تجاوز را مقصر یکتا و واحد حادثه میداند.
محسنی اژهای دادستان کل کشور اژهای در توصیهای دلسوزانه ضمن تاکید بر مجازات متجاوزین به عنف میگوید :
به خانواده ها سفارش می کنم که مراقب فرزندان و بستگانشان باشند تا عفت عمومی را خدشه دار نکنند. ممکن است اگر مرحله اول که کوتاهی در شئونات اسلامی بود رعایت می شد این تعرضات صورت نمی گرفت.
محسنی اژه ای تاکید کرد در برخورد با جانیان این پرونده به سرعت اقدام خواهیم کرد و دادستان و نیروی انتظامی در حال شناسایی سایر متهمان هستند.
همچنین موسی سالمی، امام جمعۀ خمینیشهر گفته بود :
کسانی که به آنها تعرض صورت گرفته، آدمهای علیهالسلامی نبودند.
رئیس پلیس آگاهی اصفهان نیز گفته بود :
آنها (مهمانان) اگر لباس مناسب داشتند شاید اینطوری نمیشد.
این هشدارها و توصیههای اخلاقی وفتی از نگاه رسانهها و حامیان اپوزیسیون عبور میکند بدون هیچ دلیل مشخصی با همجیت و دستکاری بسیار غیرمعقولی به این تعبیر میشود که این مسوولین در صدد توجیه جنایت هستند، یا این توصیهها را برای فرار از جایگاه مسوولیت خود میدانند، علیرغم اینکه این مسوولین در کلام و عمل و با دستگیری فوری مجرمین ثابت کردند که در رسیدگی به مجازات متجاوزین به عنف جدی هستند این باصطلاح منتقدین به مثابۀ آدم های رنجور از امراض روانی به غرغر و تفاسیر غلط همواره در صدد آلوده کردن فضا به اطلاعات مغرضانه و غلط هستند. حال جریان سازی خبری رسانههای اپوزیسیون و احزاب و اشخاص مصطلحا منتقد نظام منجر به این شده که قشر مخاطبین آنان اینگونه برداشت کنند که نظام جمهوری اسلامی معتقد است “هر کس مورد تجاوز گرفت مقصر است”، در حالی که این سه تصریح فوق هرگز حامل چنین معنائی نیست. در خبری در سایت انتخاب که بیانگر حادثۀ تجاوز دیگری با منابع مبهم است ، در ذیل نظرات کاربران به طعنه می خوانیم :
حتما دختره حجابش مشکل داشته و مقصره!!
این نتیجۀ تمام زحمات خدومانۀ اپوزیسیون متعالی است که ادعای صداقت و گرداندن یک کشور را نیز دارد …
این که چه دستانی تلاش می کنند جامعه را به این حد جهل در تفسیر و عدم دقت در معانی کلام و جملات ببرند و جنس این دستان چیست واقعا محل سوال است. سوال این جاست که این انحراف در تفسیر و افساد در تعبیر ، آیا خدمت به کشور است و اگر شخصی از مسوولین به توصیۀ اخلاقی روی آورد ضمن اینکه وظیفه خود را به خوبی انجام میدهد رواست که اینگونه مورد تهاجم قرار گیرد؟ و آیا نمی توان حدس زد افرادی که اینگونه به تفکر منطقی و مصداقی دهان کجی می کنند، هرگز دوست این ملت نیستند؟آیا اینان واقعا فکر میکنند با منطق و اسلوبی که صرفا قانع کنندۀ سطح اوباش و سادهاندیشان است، ره به جائی نیز خواهند برد؟
پروژۀ ویکیلیکس، جدیدترین عملیات رسانهای علیه انقلاب و مقاومت اسلامی
آبان ۳م
در دو روز گذشته پس از انتشار گزارشهای بامزۀ ویکیلیکس به سبک استناد به شاهد خودی (دم روباه)، برخی تلویزیونهای ماهوارهای و خبرگزاریها و سایتهای خبری منطقهای و فرامنطقهای با استناد به این گزارشها حملۀ وسیع و تمام جانبهای را به ایران و حکومت شیعۀ عراق به عنوان مقصر کشتار سنّیها آعاز کردهاند و اخبار را طوری پوشش میدهند که گویا آمریکا و شیعیان یک دست متحد برای کشتار مردم عراق علی الخصوص اهل سنتند. البته این دید همان دید قدیمی بعثی – وهابی است که شیعیان را هرگز انسان حساب نکرده اند و حتی کشتههای روزانهای که شیعه در خیابانها و بازارها و اماکن مقدس خود بر اثر تروریسم بعثی-سعودی-آمریکائی شاهد است را ملاحظه نمیکنند. حتی شبکۀ خبری الجزیره که در بسیاری از مواقع از جمله مواضع هستهای به بازتاب معتدلانۀ اخبار ایران میپردازد این بار در این بازی ضد انقلابی ضد اسلامی ضد شیعی و ضد ایرانی شرکت کرده و در این ساعات به شکلی اساسی ایران را تحت حملۀ رسانهای قرار داده است. استناد برخی از صفحات این گزارشات به نوشتههای “ساخت ایران” ، بر روی موشکها وجنگافزارهائی است که سربازان آمریکائی پس از یافتن آنها، موضوع به ردههای بالاتر خود گزارش دادهاند. حربهای کهنه و تکراری که بارها توسط دولت آمریکا و رژیم یهودی به کار گرفته شده اما آنان هنوز به کاربرد آن امید بستهاند. این بار هم با استناد به یک سری اسناد غیر قابل توثیق که در هیچ محکمۀ عدلی مورد پسند نیست قصد جوسازیهای روانی خود در عرصۀ رسانه را دارند. قوای نظامی ایرانی هم اصرار داشته روی موشکهای خود چاپ کند “ساخت ایران” و احتمالا در ذیل آن هم نوشته، “عراقی، ایرانی بخر” . مسخره تر از این جهالت و فریبکاری در هیچ عالمی پیدا نمیشود.
هر چند اسناد ویکیلیکس دربردارندۀ نکات ضد آمریکائی نیز هست – که میتواند بعلت واقعی و معتدل نشان دادن اسناد منتشر شده باشد – اما جریانسازی تبلیغاتی نشان میدهد نوک پیکان این انتشار ایران است. آن هم به استناد گزارشاتی که حداکثر اعتبار آن تماس یک سرباز آمریکائی با یک عضو دیگر ارتش ایالات متحده با غرضورزیها و ادبیات و پیشزمینههای آموزشداده شدۀ ارتش آمریکاست! و این گزارشات خیلی اتفاقی نشت کرده و در بیایان جاری بوده که یک پایگاه خبری آن را جمع می کند و در یک فایل زیپ بر روی اینترنت منتشر میکند! فقط همین! سپس خبرگزاریهای مدعی عملکرد حرفهای نیز استناد عمیقی به این اسناد میکنند و آن را بعنوان منابعی بدون احتمال دستکاری و جهتدهی منشتر میکنند. حتی هیچ گزارشی از وضعیت درستی یا نادرستی این گزارشات تهیه نمیشود که آیا ممکن است سرویسهای دفاعی و اطلاعاتی غربی و عربی به جهت منافع مشترک خود چنین صفحاتی جعل کرده باشند یا خبر؟
این ماجرا مرا یاد آزمایشم در چند سال گذشته میاندازد، دو سه صفحه از اسناد لانۀ جاسوسی را اسکن کرده بودم و در سایتهای آمریکائی هر کجا میرسیدم آن را کپی میکردم. اسناد حاکی از دخالت آمریکا در داخلی ترین امور سیاسی کشورها بود. اکثریت قریب به اتفاق این سایتها فورا از ترس دو صفحه اسناد لانۀ جاسوسی و به عذر “طبقه بندی” شده بودن آن دسترسی مرا قطع میکردند و موجودیت سایبری مرا اعدام میکردند که مبادا “اسناد لانۀ جاسوسی” منتشر شود. حالا ۴۰۰ هزار صفحه در دنیا سرگردان است و کسی نیست که بگوید اصولا اسناد طبقه بندی شده چرا بر خلاف امنیت ملی آمریکا منتشر و اتفاقا از آن بهرهوری رسانهای هم میشود ؟ آیا در این نمایش خیمه شب بازی، BBC و العربیة و الجزیره، پاسخ این سوال را میدانند یا نخ حرکت آنان در دستان منبع نامشهود است؟
همۀ این سوالات منطقی نادیده گرفته میشود. به نظر میرسد یک توافق اساسی بین سران قدرت در منطقه صورت گرفته است که یک بار دیگر تلاش کنند ایران را بکوبند و مضمحل کنند. عملیات سیاسی یا شاید نظامی دیگری در راه است. وقتی که شدت سمبۀ جنگ شیعه و سنی زیاد می شود، خیلی خوب می شود دریافت که قرار است عملیاتی در منطقه علیه ایران صورت گیرد. در انداختن حساسیت سنی و شیعه در رسانهها به بهانۀ جریانات عراق، بیانگر آن است که در این هفتهها ایران یا حزب الله در لبنان قرار است از حسن نظر مردم سنی منطقه که حامی مقاومت اسلامیاند انداخته شود یا حمایت آنان را تضعیف کند تا عملیات بعدی برای کوبیدن ایران در پیامد اجرا شود. از سوی دیگر هم ارتش صهیونیستی پرفعال شده تا تهدیدی برای موجودیت مقاومت اسلامی باشد، و در عراق هم تشکیل دولت نزدیک شده که این اسناد باز مانعی برای پیشبرد توافقات ایران اسلامی و گروههای سیاسی در عراق است که گروههای فشار رسانهای، با یک حرکت هماهنگ قصد ایستادن در مقابل جریان مقاومت اسلامی را تا حد امکان دارند. آنان به تماشا ننشستهاند و عملیات خود را در هنگام ایراد فرمان، به اجرا میگذارند.






