سید احمد موسوی
Posts tagged جنگ نرم
بازگشت شاهان، سودجویان پر اشتها
مرداد ۱۰م
تصاویر فوق، نشانگر یک بحران اجتماعی مزمن و بیمسوول است، پلیس در هفتههای اخیر در گذرگاههای شهری دوربین هوشمندی نصب کرده که به طور خودکار و رایانهای، شمارۀ خودروهائی را که از راه عبور ممنوع، گذر میکنند ثبت میکند. خبرنگار خبرگزاری مهر، موفق به ثبت صحنههای عبور آشکار از قانون شده است. شهروندانی که در کمال وقاحت، اقدام به مخفی کردن پلاک خودروی خود، برای عبور از خیابان ورود ممنوع میکنند، گویا از همۀ جوانب پیشرفت کار اطمینان دارند. این یک حادثه نیست و عکاس موفق شده در کمتر از یک روز و تنها در چند ساعت بلکه چند دقیقه افراد متعددی را بیابد که بدون بذل اندک حیا یا خجالتی در مقابل دیدهگان همشهریهای خود و ناظرین قانون، اقدام به چنین کاری بکنند. این تنها نمادی از بخشی از همشهریهای ما هستند که در روابط اجتماعی خود با همسایه، شریک کاری، مستاجر، موجر و حتی زن و شوهر خود نهایت سودجوئی و فردمحوری را بدون ملاحظات اخلاقی و اجتماعی صورت میدهند.
مدتهاست که فکر میکنم چگونه میتوان صورتی هنری و هشدار دهنده، از رانندگانی ساخت که در صفهای طولانی خروجیهای خیابان و اتوبان اقدام به ظهور یکباره در راس خروجی میکنند و خودروی خود را با وقاحت در صف عبور خودروها،داخل میکنند، و آسیبی هم نمیبینند. انتقال یک مفهوم انسانی و رعایت کردن حرمت همشهری، امری است بسیار واضح، اما به دلیل همین وضوح انسان را الکن میکند و وامانده از اینکه یک مفهوم واضح را منتقل کند. در این میدان اشرار و قلدران، پیروزند و اهل قانون و حیا، بازمانده و وامانده. این نه تنها دهانکجی به صف خودروهاست، که مسیر اصلی خیابان را نیز مسدود میکند و و وقت صدها نفر را میگیرد. بدون آنکه اندک شرمی از همکیشان، هموطنان و همشهریهای خود داشته باشند. گاهی برای یک خروجی از اتوبان چهار پنج خط عبور پر شده و به زور یک خط عبور برای افرادی که مسیر مستقیم میپیماند خالی گذاشته میشود. مشابه همین وضعیت در کشورهای دیگر، ما شاهدیم که ممکن است برای خروج از یک بزرگراه، ممکن است کیلومترها صف تشکیل شود اما، مسیر اصلی بزرگراه مورد تعدی قرار نمیگیرد. این نماد کامل طغیان علیه مردم است و اشخاصی، هر کدام در هیأت یک شاهنشاه، از تمام منابع اطراف خود جهت سود و منفعت شخصی استفاده میکنند و هیچ حرمت و حیائی در این روند لحاظ ندارند. کسی هم نیست که از “خیر” و “نظم” و “حیا” دفاع کند.
در واقع در جریان ترافیک در تهران، بلکه سایر شهرها، این باطل و زور است که پیروز است و آنان که مسیر حق میپیمانند عقب افتاده و مغبون رقم می خورند. این در صحنهای که اکثریت قریب به اتفاق مردم، با آن روزانه دست و پنجه نرم میکنند آموزش بسیار ناگواری است که “برای اینکه گلیمت را از آب بیرو بکشی، راهی جز تخلف و تعدی به حقوق سایرین نیست”. این آموزشی است که عملا همۀ نوجوانان و جوانان ما در صحنۀ شهر میبینند و خیلی زود روی آن حساب باز خواهند کرد. مدتی خوشبینانه با خود میگفتم نسل جدید حتما، این را پلشتی و زشتی خواهد دانست و تبعیت نخواهد کرد، اما با گذشت زمان متوجه شدم، نسل جدید، خیلی حرفهای تر و تجاوزکارانه تر، به ادامه این روش روی آورده است. خودروها لوکستر، زندگیها مرفه تر، اما انسانیت در قهقرا …
این صحنهها مضاف بر سایر رفتارهای نابهنجار شهروندان، جز آنکه عار و ننگ و سرافکندگی برای تمدن و فرهنگ کشور ماست، مایۀ شرم انقلاب اسلامی نیز هست، و بخشی از نبرد نرم، در این صحنه قابل پیدایش است، زیرا این نبرد از جهاد اکبر، یعنی جهاد درونی، تا جهاد اصغر و جهاد برونی، امتداد دارد. بنابراین، باید به فکر چاره بود.به عبارتی کلاس آموزشی روزانۀ تجاوز در صحنۀ خیابانهای شهر، نیاز به حل و فصل دارد و نیروی انتظامی باید با قدرت بسیار بیشتری به مبارزه با استادان قانون شکنی بپردازد. در چنین صحنههای عرضه و حیثیت حاکمیت، پلیس، و قانون، زیر سوال میرود و کلیۀ شاهدان صحنه تحت نفوذ حاکمیت شرارتی قرار میگیرند که حاضر به پذیرش قانون و حقوق برابر و مدون شهروندی نیست. در مقابل روزی که ما بتوانیم یک رانندگی سالم در شهر داشته باشیم، کلاس آموزش احترام و حیا را مهیا خواهیم کرد، و محیط عمومی جامعه را به سمت احترام به حقوق دیگران، سوق خواهیم داد. در واقع، وضعیت راهنمائی رانندگی، فقط سخت افزاری و بحث چند تصادف و ورودممنوع و پارکممنوع نیست،که یک بحث اجتماعی مفصل است که اثرات عمیق وضعی بر جامعه دارد.
چگونه میتوان به این نوع چارپایان – طرفدار هر نوع کاندیدا که بخواهند باشند- یک نوع زندگی شهری فرا داد، که نسبت به رعایت حقوق سایر مردم، شرم و حیا و انسانیت پیشه کنند؟ آیا اصلا مقدور است؟ البته مشخصتا باید گفت که بخشی از این وحشیگری منشئ از دعواهای بلاانفصال و بیپایان و بچهگانۀ روزنامهها و رسانههای اشخاص مختلف است که اثر روزانه بر رفتار مردم میگذارد و حریمها را میشکند. اما از راه حل، نباید غافل ماند.
از “احمدی نژاد” کم انتقاد میکنم تا دشمن شاد نشود چون با دشمنان احمدی نژاد اصلا رابطۀ خوبی ندارم، اما یکی از انتقادهایم این است که احمدی نژاد، به نام “مهرورزی” مانع نصب این دوربینها شد، در حالی که مردم عادی در سراسر شهر، زیر چرخهای سود و منفعت و فردگرائی قانونشکنان، خرد میشوند و اعصاب و آرامش خود را در خطر میبینند.. آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟ پلیس در خانه و حریم شخصی مردم که دوربین کار نگذاشته است، در حریم اجتماعی دوربین کار گذاشته که وظیفۀ صیانت آن را به عهده دارد. احمدی نژاد عامل تاخیر در نصب دوربینهائی شد که تازه کافی نیست… و فکر میکنم پلیس باید با نیروی به مراتب بیشتری، اقتدار و نفوذ قانون و احترام به حقوق سایرین را در ذهن مردم نهادینه کند.
تصاویر فوق کمک زیادی به انتقال وجود این آسیب میکند، ما در شهرمان با گروهی از قانونشکنان طرفیم که به بهانههای واهی از غرولندهای سیاسی و بی اساس خود گرفته، تا امور شخصی و اعوجاجات فکری، خود را مجاز به عبور از قانون میبینند. در مقالهای آتی، در مورد علت اینکه یک شخص خود را فراقانون میبیند بیشتر خواهم نوشت، زیرا حکومت آنقدر در مقابل مردم ضعیف و به طرز افراطی ولانگار یا رحیمانه برخورد میکند که فرصت کافی برای سودجویان پراشتها فراهم میشود و قانون حرمتی ندارد، و در کشوری که قانون حرمت خود را از دست داده، چگونه میتوان سالم زیست؟ چه کسی از قانون دفاع میکند، قانونی که اساس زندگی اجتماعی است، هر چند در این مورد، پلیس با این پدیده برخورد شدیدی کرد اما پیدا شدن این عده در دقایقی اندک، حاکی از فلاکت قانون و قانون مداری در این کلان شهر است که کنترل آن از کمتر دولتی در سراسر دنیا برمیآید و گویا ما نیز وامانده در کنترل این شهر هستیم. اما مشکل همچنان باقی است و در این شهر مساله فقط همین چند نفر نیستند، بلکه در هر نقطهای که دست بگذاریم، افرادی هستند که خود را فرای قانون دانسته و حاضر به شکستن همۀ حریمها جهت نیل به سود خود هستند، آخر، ما انتظار داریم وقتی بخشی از جامعه به دنبال سود شخصی خود بدون ملاحظه قانون هستند، ادعای “تقلب در انتخابات” هم بیطرفدار بماند ؟ چگونه؟ در اینموقع، سخن گفتن از رای برابر و حق و قانون و اثبات شرافت مردم روستا و شهرستان، یاسین خواندن در گوش اضل از چارپایان است. چون همه چیز این آخور سود است و سود است و سود، و اینجاست که بایست به دنبال علل فتنه گشت.
یک بار دیگر حدیث شریف را مرور می کنیم که امیرالمؤمنین (ع) فرمود:
لتامرن بالمعروف و لتنهون عن المنکراو لیسلطن الله علیکم شرار کم فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم »
باید امر به معروف و نهی از منکررا میان خودتان اقامه کنید، رواج بدهید و نسبت به آن پایبند باشید; اگرنکردید، خدا اشرار و فاسدها را بر شما مسلط می کند; و افراد صالح شما دست به دعا میبرند و مستجاب نمیشود.
این اتفاقی است که برای ما افتاده، در بسیاری از عرصهها از جمله برخی عرصههای سیاسی و اجتماعی، و اگر بخواهیم، نماد سخت افزاری عینی آن را ببینیم، طرز رانندگی که اشرار در آن، پیروز و سربلندند. بدیهی است در چنین شرایطی، ما نمیتوانیم پیام حسین (ع) را به جماعتی بدهیم که روز و شبشان تجاوز به حقوق مردم است و این نوع کار و اصلاحات جدی اجتماعی، اموری است که در راستای جنگ نرم عمیقا از آن غفلت شده است. و باید امان جامعهای که در آن اشرار با آبرو و افتخار به شرارت خود اقدام کنند، مطالبه کرد، اما متاسفانه، وضع هر روز وخیم تر شده است و مسوولی جهت اصلاح جدی و مستمر اجتماعی یافت مینشود.
جنگ فرکانسها بر مدار خانواده
مرداد ۷م
خبرگزاری آمریکائی یونایتد پرس گزارش میدهد (۱) پنجشنبه، دوازدهم سپتامبر ۲۰۰۲، مصادف با ۲۱ شهریور ۱۳۸۱، یک روز پس از اولین سالگرد حادثۀ ۱۱ سپتامبر، “بنیامین نتانیاهو” از رهبران رژیم صهیونیستی با موجسواری بر روی احساسات پریشان مردمی طی یک سخنرانی در “کمیتۀ اصلاحات کاخ سفید”، از ایالات متحدۀ آمریکا دو موضوع درخواست میکند. اول، حمله به ایران، دوم حمله به عراق. طرح نتانیاهو در حمله به ایران بر خلاف حمله به عراق، نه از نوع نظامی، که از نوع تلویزیونی است. نتانیاهو به صراحت از انقلاب تلویزیونی سکسی سخن میگوید. چند ماه بعد آمریکا با سر و صدای بسیار عراق را اشغال میکند. اما حمله به ایران زیر سکوت صورت میپذیرد. نتانیاهو رؤیای نیل تا فرات در سر میپروراند. نیل تا فراتی امن برای “اسرائیلبزرگ” که همسایههای مطیعی داشته باشد. “اسرائیل بزرگی” که میتواند، بزرگتر هم باشد.
نتانیاهو ژنرال جنگ و خونریزی، اینبار خوی وحشی خود را در قالب فرهنگ و تمدن جستجو میکند و ضمن اینکه ایران را با نام تمدنآن – پارس- نام میبرد، در ایران یک انقلاب سکسی میخواهد، به صدها هزار بشقاب ماهواره اشارهمیکند و برای شکست “محافظهکارها” در ایران، پیشنهاد نمایش فیلمهائی را میدهد که شبکه FOX پخش میکند. فیلمهائی که مردان و زنان در آن بیقید و نیمهعریان نقش بازی میکنند و عواطف خود را در حد تعویض لحظهای همسر خلاصه میکنند. نتانیاهو ایرانیان را غیور یافته اما هوسران میخواهد. نتانیاهو به جنگ سفرههای گرم هفتسین و شبهای قدر عبادت میرود، و قشون خود را به ویرانی روابط عاطفی پدر و فرزند، والدین، همسران در سرزمین “پرشیا” دعوت میکند. نتانیاهو در جنگ ۸ ساله از خانواده، اصالت و تقوا شکست خورده و امروز پیشنیاز طرح حملۀ لودرها و تانکهایش را از بین رفتن “اصالت و پاکیزهگی خانواده” میبیند. چون شهدای ما درست در میان خانوادههای اصیل و پاکیزه آموزش یافتند. پس امروز باید خانواده نابود شود، تا بتوان تانکهای یهودی را در خیابانهای ایران مستقر کرد، و چه خوب است که نیل تا فرات به نیل تا هیرمند، یا بلکه بیشتر هم توسعه یابد.
آن روز، نتانیاهو دو مدل سریال پیشنهاد کرد که در آن خانواده مرز ندارد و دیوارهای حریم خصوصی با هوس آنی ویران میشود. و از آن روز زحمت زیادی کشیده شد تا مردم تمدن “پارس” آنچنانکه زاویۀ دید تاریخی نخست وزیر کنونی رژیم صهیونیستی را نشان میدهد، حیا و غیرت خود را از دست داده و دیگر آمادۀ تربیت فرزندانی نباشند که آنچنان غیورانه و سرسخت مقابل اتحاد قریب به ۴۰ کشور دنیا ایستادگی کنند. چیزی که کابوس نتانیاهو است و دایان قبلا خبر زلزلۀ ایرانی را به نتانیاهو داده بود.
راپرت مرداک، دوست نتانیاهو، یک سالی است به تاسیس تلویزیونی اقدام کرده که بهعنوان روشنترین شاخص، مرز خانواده در آن مفقود است و همچنان شاهد پوسترهائی است که بیانگر رابطه مثلثی و مربعی و پنتاگونی گروهی از جوانان است که از هلع و ولع نفس و هوس خود عنان از دست دادهاند و اینگونه اراده را در انسان میکشد، ارادهای که حافظ کیان تشیع و تمدن ایران است، درست آنچه که نتانیاهو هفت سال پیش از آن، خواسته بود. زنان و مردانی که دست در دست دو یا سه همبستر – و نه همسر- از رابطۀ چندگانۀ خود حکایت میکنند و از بیقیدی و عدم تعهد خانوادهگی شادمانند. فارسیوان، امروز خانوادههای ایرانی را به چالش میطلبد، و مهمترین عنصر مقاومت بازگشت به سنّتهای صحیح و اصالت و تقواست. سختترین جنگ تاریخی خیر و شر این روزها در زیر سکوت فرکانسها رخ میدهد و این تمدن پارسی با شأن مطهر اهلبیتیاش، نیاز به دفاع تمام قد با تمام اجزاء خود دارد.
دفاعی که نه فقط تک تک افراد را که هویت خانوادهها و اصالت تمدن را به یاری میطلبد، که یک دولت و دو دولت و یک حکومت و یک سیستم نیز، برای دفاع کافی نیست.
مبادی قدرت ایران در مقابل، به جنگ فرکانسها، پرداخته است، تا تمدن خود را در مقابل این ارادههای پلید، حفظ کند. این نبرد مبارکی است، نبردی که حامل پیام دفاع به همۀ ایرانیانیاست که به اصالت خانواده، و به آینده، ایمان دارند، از هر دین و ایمان، و این صدای دفاع همه را به یاری میطلبد. صدای دفاع از انسان، دفاع از خانواده. دفاع از اصالت و تمدن.
در هفتۀ گذشته تلویزیون فارسیوان، بارها مجبور به تعویض ترانسپاندر و فرکانس خود شده است و دوباره در مصاف با قوای تکنولوژیک و سایبر جمهوری اسلامی ایران مجبور به تغییر موضع شده است. بر خلاف سایر کانالهای سیاسی که مورد توجه سیستم پارازیت یا قوای نفوذ سایبری مبادی قدرت در ایران قرار میگرفت، این بار جمهوری اسلامی مستقیما به مصاف با یک حملۀ اجتماعی رفته است تا از جامعۀ خود و خانوادههای خود دفاع کند. و آیا کسی هست که یاری کند؟
در این میان اما وظیفۀ تک تک خانوادهها در پاکیزه ساختن نهاد خانواده مهمترین عنصر دفاع است. پاکیزگیای که حفظ آن، همۀ خانوادهها و طرز زندگی آنان را به چالش میطلبد. و در این جنگ از نانحلال، تا روش نگاه، مؤثر است و پیروز، آن است که قدم به قدم، با قید بندهگی خداوند پیش رود. نه فقط نظامیان، که هر زن و مرد و پیر و جوان، از اعضای این جامعه، رزمنده به حساب میآیند و چه ناگوار خواهد بود که خود را در این موقعیت حربی نیابند و تیرها و ترکشهای دشمن، عقل و هوش و روح آنان را ببرد بدون آنکه به درمان احتیاج پیدا کنند. و این علت حساسیت و سختی مضاعف این جنگ نسبت به جنگ کلاسیک با سرنیزه و نارنجک است. جنگ سایه در سکوت و اغوا.
با مرور این حوادث به یاد قسم شیطان میافتم که به “عزت” خداوند قسم میخورد که همۀ ما را اغوا خواهد کرد، جز آنان که خالص، بندۀ خدا باشند، این است بزرگترین کورس تاریخ! بزرگترین امتحان تاریخ، و چه چیز جز رسانه، با این حجم در عصر اطلاعات میتواند ابزار “اغوا” باشد؟
سورۀ ص -
قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ «۷۶» قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ «۷۷» وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ «۷۸» قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ «۷۹» قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ «۸۰» إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ «۸۱» قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ «۸۲» إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ «۸۳»گفت: (من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدهاى و او را از گل!) «۷۶» فرمود: (از آسمانها [و صفوف ملائکه] خارج شو، که تو رانده درگاه منى! «۷۷» و مسلّماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود! «۷۸» گفت: (پروردگارا! مرا تا روزى که انسانها برانگیخته مىشوند مهلت ده!) «۷۹» فرمود: (تو از مهلت دادهشدگانى، «۸۰» ولى تا روز و زمان معیّن!) «۸۱» گفت: (به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، «۸۲» مگر بندگان خالص تو، از میان آنها!) «۸۳»
(۱) : http://www.upi.com/Top_News/2002/09/12/Netanyahu-US-should-attack-Iran-with-TV/UPI-63711031863825/





