سید احمد موسوی
Posts tagged الجزیره
جنگ نرم ورشکستۀ صهیوعربی در مقابل تأثیر انقلاب اسلامی
آذر ۱۹م
خیزش جهان عرب، نقطۀ انفصالی در پایان دوران نفاق رسانههائی همچون الجزیره و رسواگر کارکرد آنان برای غرب بود. گذر از حوادث روزمرۀ انقلابات عرب نشان داد، دو شبکۀ الجزیره و العربیة به دو مشرب مختلف به نسبت مخاطب متفاوت، نقش دو روی یک سکۀ تأمین منافع آمریکا و اسرائیل، برای ادارۀ اذهان مردم خاورمیانه را ایفا میکنند. ما در این مجال به رفتار شبکۀ العربیة که گوئی برای خدای دروغ هرزگی میکند، التفاتی نداریم زیرا این شبکه صرفا مورد اعتماد اقلیتی کاملا غربزده در میان مردم عرب است و به “العبریة” ، به مفهوم “زبان یهودیان” در میان عموم مردم عرب مشهور است. اما بررسی نقش شبکۀ الجزیره بعنوان شبکه اول زبان عربی، که بسیاری از کارمندان آن از شبکۀ BBC جذب شدهاند، جالب توجه خواهد بود. رفتار این شبکه تا قبل از انقلابات عرب بسیار سنجیده شده و حرفهای و بر اساس نیاز مخاطب بوده است اما امروز با به هم ریخته شدن معادلات منطقه، گویا این شبکه ناچار است اصول حرفهای خود را زیر پای بگذارد.
پوشش گستردۀ انقلابات عرب تا آنجا که برنامه و تمهید آمریکا در مصر رخصت میدهد و عدم خبررسانی از بحرین و سانسور تمام عیار وقایع آن، و به نسبت کمتری، جنبش یمن و در مقابل، بزرگنمائی و یک کلاغ چهل کلاغ نارضایتیهای سوریه، به خوبی در ماههای اخیر الزام این شبکه را در جهت گیری به سود منافع غرب، نشان میدهد. حال این قرارداد و فشار جدیدی بر این شبکه است علیه روشمندی جذب مخاطب در گذشته، بیشتر قابل تحلیل است. با مشاهدۀ این تناقض و دوگانهگی و عدم رفتار حرفهای، در همان روزهای اول آشکار شدن مقصد اصلی هدف این شبکه، دو تن از معروفترین مجریان ، تحلیلگران و خبرنگاران این شبکه، یعنی «غسان بن جدو» و «فیصل قاسم» استعفا کردند و غسان بن جدو هم اکنون مشغول تاسیس یک شبکۀ خبری مستقل است.
اما بعد، “ایران، بنیۀ مقاومت انقلابهای عرب است”، وقتی مسوولین ایرانی این تعبیر را در بدو این انقلابهای منطقه ابراز داشتند، خیلی از مدعیان تحلیل سیاسی، آن را انکار کرده و بیمحل دانستند. کمتر کسی میتوانست در انتهای پیروزی خیزش مصر ادعا کند، این خیزش الگوی اروپا و آمریکا خواهد شد. اما رهبر انقلاب اسلامی با جرأت و شهامت و بینش سیاسی توحیدی خود، چنین ادعائی را طرح نمود و با مخالفت بیاساس مدعیان تحلیل و تفکر مواجه شد.
حتی اگر اشارۀ مسوولین جمهوری اسلامی در مشابهت انقلابهای عرب، با انقلاب اسلامی ایران نباشد، رفتار رسانۀ دست اولی همچون الجزیره، بهخوبی نشان میدهد که “ایران” چقدر در میان ملتهای عرب مهم و تاثیرگذار است، و نقطۀ عطف تغییر رفتار الجزیره در مورد ایران، یعنی انقلابهای عرب، در خصوص خبرهای برآمده ایران، به خوبی روشن میکند که حواس ملل عرب به خوبی متوجه سرنوشت ایران اسلامی است، لذا انعکاس اخبار موفقیتهای ایران بسیار محدود و فشار بر ایران و احتمال شکست آن زیر تحریم بسیار درشتنمائی میشود.
اما الجزیرة، بعد از خیزش مردم عرب در مورد ایران چه میکند؟
الجزیره، قبل از انقلاب مصر همیشه به طرز متعادلی اخبار ایران را پوشش میداد، درصد بسیار کمی از نظرات ذیل اخبار این شبکه، علیه موجودیت ایران بود. ذوق و شوق مردم عرب در هنگام مقاومت بر سر انرژی هستهای ، پرتاب ماهواره و سایر پیشرفتهای نظامی و استراتژیک، همواره در طول سالیان گذشته به صحت در شبکۀ الجزیره، منعکس میشد. نظرات مخالف، معمولا به منش سلفی-وهابی و قومگرایانه و اختلافات مذهبی نزدیک بود، حتی اگر کاربری از مذهب و قومیت ایران به طعنه میگفت، سایر نظرات علیه قومگرائی و تفرقه جمع میشدند و البته هنوز نیز این اعتراضها برقرار است اما وزن مخالف و موافق تفاوت آشکاری پیدا کرده است و این نه به علت تغییر نظر مردم عرب، که به دلیل افزایش آرمان حکومتهای اسلامی و فعال شدن جریانهای معادی، مقدور است. در چندین پست از وبلاگ اینجانب میتوانید نظرات کامل مردم عرب که اقبال آنان به ایران را نشان میدهد، مطالعه کنید. اما درست بعد از اوجگیری قیام مردم عرب، این جریان تغییر یافت، گویی همواره گروههائی برای تغییر نظر مردم، نسبت به ایران مأموریت یافتهاند که نظر جامعه عربی را نسبت به ایران عوض کنند.
اما به چه حربهای قرار است، شکوه انقلابی ایران، بعنوان نمونۀ موفق با سابقۀ سی و سه سال استقامت علیرغم محاصره و توطئه و جنگ، بعنوان یک الگوی دولت اسلامی، سیاه شود؟ چگونه قرار است “آمریکا” از “جمهوری اسلامی”های جدید آنطور که کلینتون تصریح کرده بود، جلوگیری کند؟ … “ایران و اسرائیل، دو روی یک سکه اند، برای چپاول ملل عرب”، “ایران و آمریکا، منافعشان یکی است” ، “اگر ایران نبود، آمریکا نمیتوانست عراق و افغانستان را بگیرد”، اینها نمونههائی از گزارههائی است که به سبک “گوبلز” و مثل مسلسل دروغ زیر کامنتهای الجزیره تکرار میشود، بدون آنکه توضیح و دلیلی بر آن باشد. آنان صلاح دیدهاند که در راه کاهش شأن و الگوسازی ایران، به چنین فریبهائی دامن بزنند. اما و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین.
در کمال تعجب، در حالی که تصور میشد که فقط گروههای ویژهای در بخش نظرات سعی دارند چهرۀ ایران را مخدوش کنند، خود شبکۀ الجزیره یک نظرسنجی شبههناک در هفتۀ اخیر منتشر کرد، درست بر خلاف رسالت خبری آگاهی رسانی خود، در حالی که تمام تحلیل خردمندان به رویاروئی دهها سالۀ ملت ایران با تجاوز آمریکائی، صهیونیستی اذعان میکند، این سوال مطرح میشود که (به نظر شما، آیا رویاروئی ایران و آمریکا، حقیقی است؟)، و جالب توجه اینکه در این نظرسنجی اینترنتی، ۷۰ درصد جواب (منفی) به این سوال ثبت میشود، و ۳۰ درصد جواب مثبت، و این آموزشی است که شبکۀ الجزیره سعی میکند به هر نحو به مخاطبان خود منتقل کند، (ایران، همان آمریکاست، دارند ما را فریب میدهند که نشان میدهند دشمنند، مبادا فریب بخورید که اصولا جنگ و خصومتی برقرار است و مقاومتی در برابر استبداد و سلطه جوئی آمریکا شده، و میتوان کشوری مقاوم و استوار مثل ایران داشت، ایران، همان آمریکاست) و این آموزش از درون یک نظر سنجی بسیار سادۀ اینترنتی که به طرق مختلف قابل دستکاری و تغییر است، انجام میشود.
در همین اثنا خبر نمایش تصاویر هواپیمای فوق پیشرفتۀ آمریکائی و شکار آن توسط ایران ، منتشر میشود و مثل بمب در دنیا صدا کرده و در صدر اخبار دنیا جای میگیرد. الجزیره این خبر را کاملا سانسور میکند، فردای آن روز، با فاصلۀ بیش از ده ساعت، در ذیل خبر سخنرانی اوباما، طی یک پاراگراف ، خبر شکار هواپیما به همراه تنها یک تصویر کوچک درج میشود، با این حال بینندگان شبکه، در ذیل اخبار با شور خاصی به تجلیل از ایران میپردازند، از آن سو جریان قوم و قبیله گرای “ایران همان آمریکاست”، به فعالیت خود ادامه میدهد تا نشان دهد عمق جهالت تا چه حد میتواند باشد. بعد از حدود چهل و هشت ساعت از انتشار خبر نمایش تصاویر، در غروب روز شنبه، الجزیره اخبار مشروحی در این مورد منتشر میکند. شکار هواپیمای فوق پیشرفته، که شوکت و عظمت قدرت آمریکا را به زیر کشید، بینۀ آشکاری علیه تمام مکر و تمهید ورشکستۀ این شبکه و سانسورهای آن است. و بعد از ۴۸ ساعت، در میان علامتهای سوال مخاطبان، وقت تسلیم شدن است.
در میان سیل تجلیل اعراب از قدرت و شوکت ایران که نقل و ترجمه و مطالعۀ آن بسیار زمان بر است، در این کامنتها، سوالاتی از الجزیره مطرح شده است که پاسخ آنرا ما ایرانیان به خوبی میدانیم:
عمر الخیر / خواب خوش، الجزیرة / با تو بر پیشیگرفتن در انعکاس کامل و سریع اخبار قرار داشتیم، رسانههای دنیا، در غرب و آمریکا این خبر بسیار مهم را فریادزنان نقل کردند، اما از الجزیرة هیچ اشارهای مگر از دور و آهسته ندیدیم، به شکل خبر ثانوی خبر دیگری. آنطور که بودی باش الجزیرة، که سانسور، شایستۀ تو نیست.
مراقب / صبح بخیر جزیرۀ گرانبهای ما / همۀ رسانههای منطقهای و بینالمللی، تصاویر وفیلمها و گزارشهای مفصلی در خصوص این موضوع منتشر کردند، باستثناء الجزیرة که این خبر را در بین سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در مورد تحریمهای غرب علیه ایران آورد، چرا ؟
خلیجی / خطاکاری یا دخالت عمدی / سقوط هواپیمای جاسوسی خبر اول رسانه های دنیا بود، باستثناء الجزیرة.نت ، بدون آنکه دلیل این سانسور را بگوید.
و باز هم بیائیم بگوئیم، انقلاب ایران، روی ملتهای عرب، بی اثر است… گویا پربیننده ترین رسانۀ عرب زبان، به تاثیر فوق العادۀ ایران، بر روی عزت و کرامت و استقلال مردم خود و نیز مردم همسایهها، اشراف بهتری دارد و از انتشار اخباری اینچنین تاثیرگذار که مکر دستوری آن را آشکارا به مضحکه میگیرد، خودداری میکند. و طبیعی است که این هویت انقلاب اسلامی بعنوان یکی از مهمترین منابع تامین کنندۀ آرامش و امنیت روانی و حقوق بشری، مؤلفۀ بسیار درخشانی برای حکومت فعلی ایران است.
… والقلم و ما یسطرون
بهمن ۴م
کاربرد کلمات در یک مقاله یا یک خبر و نیز در گفتار یک رسانه، از مبناهای برقراری ارتباط صحیح و عمیق با مخاطب است. کاربرد کلمات و واژگان بومی و شناخته شده برای یک ملت نه تنها احترام به فرهنگ آنان است بلکه باعث تقویت فرهنگ یک منطقه و یک کشور میشود، و عواید این نوع همنشینی احترام متقابل یک ملت است. سخن گفتن با یک جماعت، ضمن رعایت آداب و رسوم آنان باعث محبوبیت صاحب سخن بوده و غیر از این حالت، باعث انزوا میشود حتی اگر قاصد، مخارج زیادی را برای رساندن سخن خود داشته باشد. مقالهای که به پیوست این نوشته میآید مقایسهای است که یک پژوهشگر آمریکائی از رفتار و گفتار و منش شبکۀ خبری الجزیره از یک سو و شبکههای عربی CNN و BBC بر روی اینترنت از سوی دیگر صورت داده است و در انتهای نوشتۀ خود بعلت عدم امکان رسانههای غربی در احترام به سنن و آئین منطقۀ جنوب غرب آسیا، در سوگ عدم رقابتپذیری الجزیره نشسته است و این یک نکتۀ روشن و قابل توجه است برای ما.
الجزیره پیشتاز اخبار عربی است و حرف اول را دردنیای عرب میزند. اما هدف این نوشته و ارائۀ مقالۀ پیوست پرستش الجزیره نیست و ممکن است الجزیره اهداف خاص خود را از پیگیری این رفتار رسانهای داشته باشد یا حتی به قولی، لایۀ دوم استراتژی رسانهای وابسته به غرب باشد. بهرحال قصد از این گفتار بررسی علمی ادبیات به کار رفته در یک رسانه میشود و نه تحلیل رفتار سیاسی شبکۀ الجزیره یا تجلیل از آن، هرچند این شبکه در سابقۀ خود همواره موضع معتدل و گاه یاریرسانی، نسبت به ایران داشته است.
وبلاگها، سایتها و حتی کامنتها، و به طور عمومی عرصۀ سایبرنتیک نیز از این قضیه مستثنی نیستند. از این رو حیف دیدم مقالۀ پیوست در اختیار جماعت سایبری نباشد، البته این مقاله را به جهت دیگری بررسی کرده بودم. بهعبارتی، در یک رویاروئی نرم، یکی از بنیانهای ابتدائی، اتخاذ یک سیاست گفتاری در کاربرد کلمات است. این که ما در نوشتههای خود چه واژگان و چه حالتی به کار میبریم اثر مستقیمی بر اثر و بازدهی کلام و نیل به اهداف نهضتمان دارد و بدیهی است این چارچوب گفتاری میبایست بر اساس قلم قرآن و سیرۀ اهلبیت تنظیم شود تا برای ما بعنوان یک جامعۀ اسلامی کارکرد داشته باشد. بدیهی است در صورت عدم تدوین و توسعۀ یک مدل گفتاری، جریان گفتاری ما به طور ناخودآگاه در ادبیات پررنگ مهاجم گم خواهد شد. این مقاله صرفا در دقت اصحاب رسانه، در اهمیت کاربرد کلمات تاکید میکند تا دعوتی باشد برای دقت ما در کلماتی که به کار میبریم. قبلا از اشکالات محتمل ویراستاری پوزش مرا بپذیرید. جهت دریافت روی تصویر زیر راست-کلیک کرده و Save Target As یا Save Link As را انتخاب نموده و فایل را ذخیره نمائید.
پروژۀ ویکیلیکس، جدیدترین عملیات رسانهای علیه انقلاب و مقاومت اسلامی
آبان ۳م
در دو روز گذشته پس از انتشار گزارشهای بامزۀ ویکیلیکس به سبک استناد به شاهد خودی (دم روباه)، برخی تلویزیونهای ماهوارهای و خبرگزاریها و سایتهای خبری منطقهای و فرامنطقهای با استناد به این گزارشها حملۀ وسیع و تمام جانبهای را به ایران و حکومت شیعۀ عراق به عنوان مقصر کشتار سنّیها آعاز کردهاند و اخبار را طوری پوشش میدهند که گویا آمریکا و شیعیان یک دست متحد برای کشتار مردم عراق علی الخصوص اهل سنتند. البته این دید همان دید قدیمی بعثی – وهابی است که شیعیان را هرگز انسان حساب نکرده اند و حتی کشتههای روزانهای که شیعه در خیابانها و بازارها و اماکن مقدس خود بر اثر تروریسم بعثی-سعودی-آمریکائی شاهد است را ملاحظه نمیکنند. حتی شبکۀ خبری الجزیره که در بسیاری از مواقع از جمله مواضع هستهای به بازتاب معتدلانۀ اخبار ایران میپردازد این بار در این بازی ضد انقلابی ضد اسلامی ضد شیعی و ضد ایرانی شرکت کرده و در این ساعات به شکلی اساسی ایران را تحت حملۀ رسانهای قرار داده است. استناد برخی از صفحات این گزارشات به نوشتههای “ساخت ایران” ، بر روی موشکها وجنگافزارهائی است که سربازان آمریکائی پس از یافتن آنها، موضوع به ردههای بالاتر خود گزارش دادهاند. حربهای کهنه و تکراری که بارها توسط دولت آمریکا و رژیم یهودی به کار گرفته شده اما آنان هنوز به کاربرد آن امید بستهاند. این بار هم با استناد به یک سری اسناد غیر قابل توثیق که در هیچ محکمۀ عدلی مورد پسند نیست قصد جوسازیهای روانی خود در عرصۀ رسانه را دارند. قوای نظامی ایرانی هم اصرار داشته روی موشکهای خود چاپ کند “ساخت ایران” و احتمالا در ذیل آن هم نوشته، “عراقی، ایرانی بخر” . مسخره تر از این جهالت و فریبکاری در هیچ عالمی پیدا نمیشود.
هر چند اسناد ویکیلیکس دربردارندۀ نکات ضد آمریکائی نیز هست – که میتواند بعلت واقعی و معتدل نشان دادن اسناد منتشر شده باشد – اما جریانسازی تبلیغاتی نشان میدهد نوک پیکان این انتشار ایران است. آن هم به استناد گزارشاتی که حداکثر اعتبار آن تماس یک سرباز آمریکائی با یک عضو دیگر ارتش ایالات متحده با غرضورزیها و ادبیات و پیشزمینههای آموزشداده شدۀ ارتش آمریکاست! و این گزارشات خیلی اتفاقی نشت کرده و در بیایان جاری بوده که یک پایگاه خبری آن را جمع می کند و در یک فایل زیپ بر روی اینترنت منتشر میکند! فقط همین! سپس خبرگزاریهای مدعی عملکرد حرفهای نیز استناد عمیقی به این اسناد میکنند و آن را بعنوان منابعی بدون احتمال دستکاری و جهتدهی منشتر میکنند. حتی هیچ گزارشی از وضعیت درستی یا نادرستی این گزارشات تهیه نمیشود که آیا ممکن است سرویسهای دفاعی و اطلاعاتی غربی و عربی به جهت منافع مشترک خود چنین صفحاتی جعل کرده باشند یا خبر؟
این ماجرا مرا یاد آزمایشم در چند سال گذشته میاندازد، دو سه صفحه از اسناد لانۀ جاسوسی را اسکن کرده بودم و در سایتهای آمریکائی هر کجا میرسیدم آن را کپی میکردم. اسناد حاکی از دخالت آمریکا در داخلی ترین امور سیاسی کشورها بود. اکثریت قریب به اتفاق این سایتها فورا از ترس دو صفحه اسناد لانۀ جاسوسی و به عذر “طبقه بندی” شده بودن آن دسترسی مرا قطع میکردند و موجودیت سایبری مرا اعدام میکردند که مبادا “اسناد لانۀ جاسوسی” منتشر شود. حالا ۴۰۰ هزار صفحه در دنیا سرگردان است و کسی نیست که بگوید اصولا اسناد طبقه بندی شده چرا بر خلاف امنیت ملی آمریکا منتشر و اتفاقا از آن بهرهوری رسانهای هم میشود ؟ آیا در این نمایش خیمه شب بازی، BBC و العربیة و الجزیره، پاسخ این سوال را میدانند یا نخ حرکت آنان در دستان منبع نامشهود است؟
همۀ این سوالات منطقی نادیده گرفته میشود. به نظر میرسد یک توافق اساسی بین سران قدرت در منطقه صورت گرفته است که یک بار دیگر تلاش کنند ایران را بکوبند و مضمحل کنند. عملیات سیاسی یا شاید نظامی دیگری در راه است. وقتی که شدت سمبۀ جنگ شیعه و سنی زیاد می شود، خیلی خوب می شود دریافت که قرار است عملیاتی در منطقه علیه ایران صورت گیرد. در انداختن حساسیت سنی و شیعه در رسانهها به بهانۀ جریانات عراق، بیانگر آن است که در این هفتهها ایران یا حزب الله در لبنان قرار است از حسن نظر مردم سنی منطقه که حامی مقاومت اسلامیاند انداخته شود یا حمایت آنان را تضعیف کند تا عملیات بعدی برای کوبیدن ایران در پیامد اجرا شود. از سوی دیگر هم ارتش صهیونیستی پرفعال شده تا تهدیدی برای موجودیت مقاومت اسلامی باشد، و در عراق هم تشکیل دولت نزدیک شده که این اسناد باز مانعی برای پیشبرد توافقات ایران اسلامی و گروههای سیاسی در عراق است که گروههای فشار رسانهای، با یک حرکت هماهنگ قصد ایستادن در مقابل جریان مقاومت اسلامی را تا حد امکان دارند. آنان به تماشا ننشستهاند و عملیات خود را در هنگام ایراد فرمان، به اجرا میگذارند.




