سه‌روز پیش ۲۲ مرداد حول و حوش ساعت ۱۱ شب تلویزیون را روشن کردم و با سریال “نون و ریحون” مواجه شدم و به مشاهده نشستم، محتوای آن بسیار لوده‌ و پائین‌تر از سطح سرگرمی بود اما به هر حال جهت رفع خستگی همان نزدیکی‌های این جعبۀ یک چشم نشستم و به ملاحظۀ این سریال مشغول شدم، اما ناگهان با موضوعی بغرنج مواجه شدم که شائبۀ “هم‌جنس‌گرائی” را دامن می‌زد.  بعدا با جستجو روی اینترنت خواندم که نام این سریال “از پذیرش خانواده معذوریم” بوده است که بعدا تغییر یافته. این نام ویژه، خود شائبه‌ها را بیشتر می‌کرد. اگر در جریان حرکت‌های فرهنگی و ضدفرهنگی در سطح رسانه‌های بین‌الملل باشیم، بخوبی خواهیم یافت که تشکیلات غرب با پشتوانۀ تلمودی-صهیونیستی خود، با جدیت گسیختگی خانواده را با ترویج “همجنس‌گرائی”، “تجاوز به عنف”، “فمنیسم”، “روابط نامشروع درون خانوادگی”، “عریانی عمومی”، و ” از بین بردن مرزهای خانواده”، پی می‌گیرد. مشاهده چنین دیالوگ‌های موذیانه‌ای در سریال “نون و ریحون”، تداعی کننده این مسیر است و الا در وضعیت عادی درج چنین جملاتی در سناریوی یک سریال، بعید به نظر می‌رسد. بعد از پایان یافتن آن قسمت از این سریال، همان شب به یکی از سایت‌های خبری رایانامه‌ای ارسال کردم ، که جدی گرفته نشد :

تلاش صدا و سیما برای خنثی کردن شبیخون فرهنگی غرب روشن است اما بعضا در برخی سریال‌ها و فیلم‌ها نکاتی قابل اشاره است که ممکن است بر خلاف مسیر اصلی رقم بخورد. ضمن تقدیر از دست اندرکاران تولید و پخش برنامه‌ها، بدین‌وسیله نکاتی قابل اشاره است.

۲۲ مرداد ۱۳۸۹، ۲ رمضان ۱۴۳۱
سریال طنز شبکه پنج ( طنز نون و ریحون ) ساعت حدودا ۱۱:۳۰ دقیقه شب

در این سریال دو بار شائبه همجنس‌گرائی مطرح می شود.
پسری که می خواهد از دختری خواستگاری کند از برادرش می خواهد چیزی بگوید که دختر از او خوشش آید. برادر پاسخ می دهد که داستانی که می گویم همه را عاشق می کند، “مواظب باش من برادر تو هستم هان!” [که عاشق من نشوی]

چند دقیقه بعد پسر که دوباره نزد برادر آمده که در مورد جملاتی که باید به دختر گفت سوال می کند، موضوعی شبهه ناک مطرح می شود و برادر دوباره به شکل ویژه‌ای از پسر می پرسد ” با من ازدواج می‌کنی؟” و فیلم طوری پرداخته می‌شود که گویا برادر واقعا از برادر خواستگاری می کند.

شاید این دقت در سریالی طنز ضروری نباشد و همۀ این‌ها طنز معکوس تلقی شود. اما این خود نوعی القای مفهوم است. در حالی که سریال‌ها و جبهه‌های فرهنگی غربی سعی دارند با روش‌های مشابهی موضوع “همجنس‌گرائی” و ارتباطات درون خانوادگی را در جوامع رواج دهند تا بنیان خانواده را تهدید کنند، ضرورت دامن زدن به این نوع طنز مشخص نیست. این نوع جملات اگر چه دعوت مستقیم به انجام عمل گناه نیست اما به وضوح عامل عادی‌سازی این جملات می‌شود و این وسوسه‌را در مخاطب القا می‌کند که ممکن است چنین اتفاقی هم بیافتد و او را به تامل و احتمال‌یابی وامی‌دارد. این اثر روانی کاملا ملحوظ است و دست‌اندرکاران خدوم صدا و سیما حتما باید به این نکات توجه نمایند.

فردای آن روز این سریال که گویا آسودگی پرپشتوانه‌ای از دریدن قوام اجتماعی و سیاسی کشورمان یافته، به طور جدی خبرساز شده و وارد موضوعات سیاسی گشت :

دختر- من شرمندم عباس

عباس- برای چی این کار رو کردی؟

دختر- من کار بدی نکردم طبق حقوق مدنی و حقوق مجازات اسلامی رباست که جرم محسوب می‌شه من این پولا رو با رضایت دهنده به عنوان قرض الحسنه که یک فعل خداپسندانه ‌است قرض گرفتم. طبق قانون خدا من این پول رو هرکجا که دوست داشته باشم می تونم خرج کنم حالا دادگستری که پولش از نفت و شاکیان هم منبع اصلی پولشون از نفته جلوی هم ایستادند که این پول خدا برای ماست. ما از خدا قرض گرفتیم و اینها می گن این پول مال ماست. می بینی؟‌ کی این وسط گناهکاره؟

عباس- تو زندان چه خبره؟ چرا هرکی میره توش عابد و زاهد میشه؟

دختر- خب اینجا یک فرصته آدم تو خلوتش با خودش مواجه شه؛  البته با عزیزان بازجو هم جلسات مباحثه و گفتگوی خیلی دوستانه هم داشتیم که تو فهمیدن مشکلاتم کمک کرد.

عباس- چقدر لاغر شدی؟‌

دختر- رژیم گرفتم. البته گویا اینطور که شنیدم دکتر کیمیاگر عصرا میاد به وعده‌های غذایی سرکشی می‌کنه و غذاهای پرچرب و با کالری بالا را از وعده‌های غذایی ما حذف کرده است. اگر بهت بگم اینجا شیشه نوشابه‌ای ندیدم  تا توش نوشابه‌ی باشه دروغ نگفتم کاملاً حواسشون هست اینجا نوشابه قدغن است. دوغ میدن.

این‌گونه اسلام، سیستم قضائی ایران و حقیقت جرم معاندین، به سخره گرفته می‌شود و شایعاتی که اغتشاش‌گران جهت براندازی نظام حاکم در ایران گسترده کرده‌اند در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی گسترده می‌شود تا با خیره سری تمام حرمت قانون و خواست و ارادۀ مردم پایمال شود. این نوع ساخت سریال می‌تواند حاکی از یک نوع پیام‌رسانی به طیف اغتشاشگر حاکی از یک تحدی روشن در مقابل حاکمیت قانونی و ایجاد روزنه‌های امید برای شورش‌طلبان باشد و از این روست که از صدا و سیما توقع می‌‌رود با این پدیده برخورد شامل و قاطعی داشته باشد و از ادامۀ پخش این سریال جلوگیری نماید.

همچنین یکی از شخصیت‌های اصلی این سریال بعنوان شخصی نادان و سفیه یکی از مقدس‌ترین نام‌های اهل‌بیت ائمۀ اطهار را به خود گرفته است که با جمع‌بندی همۀ این نشانه‌ها خویشتن‌داری در احتمال نسبت‌دادن این جریان به اشخاص یا اراده‌های مربوط به دشمنان ایران، سرریز می‌شود و همۀ احتمالات خوش‌بینانه زیر سوال می‌رود