بسیار می‌شنویم که حجاج بیت الله الحرام سرزنش می‌شوند که چرا اموال خود را صرف این مراسم کرده‌اند و هزینۀ آن را به نیازمند کوچه و برزن خود نداده‌اند، پیام‌هائی که ظاهری دل‌فریب دارند. البته ما در سطح فضای مجازی نمی‌بینیم که این اعتراض‌ها متوجه «سفرهای سیاحتی و تفریحی داخل یا خارج از کشور» باشد، و اگر بپرسیم چرا چنین نیست، لابد با این پاسخ مواجه خواهیم شد که «بالاخره انسان‌ها به تفریح احتیاج دارند» یا این‌که «هر کس دوست دارد هر چه می‌خواهد با پول خود می‌کند»، بهرحال این پاسخ‌ها شامل هزینۀ حج نیز می‌شود، با این تفاوت که حج تفریحی نیست، و اقدامی روحی و معنوی است که اتفاقا بیش از تفریح، حج در بعد شخصی توجهی فرامادی به استقبال زندگی پس از مرگ دارد. پس از این به ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی حج اشاره خواهیم کرد. بهرحال شاید آنان که عنایت ویژه به تفریح و سیاحت دارند، مرگ و زندگی پس ازمرگ را از یاد برده باشند که بین این دو تمایل و استراحت شخصی، تمایز قائلند!
اما به نظر می‌رسد مبدأ اولیۀ ‌پیام‌های مورد اشاره، فارغ از وجاهت ظاهر، هدفی سیاسی را پیگیری می‌کند که همۀ ملت‌های منطقه را فقیر و بدبخت خواهد کرد و کسانی که به دنبال ذره‌های کمک به هم‌نوع بودند با غفلت خود و مشارکت در یک «جنگ روانی» برنامه ریزی شده، ناگهان خود را مقابل جنگ‌ها و بدبختی‌های عمیق و وسیع و جبران ناشدنی خواهند دید که کم‌تر همسایه‌ای از شعله‌های سوزانندۀ آن در امان خواهد ماند. شاید نگاهی به وضعیت ده سال پیش منطقۀ ما و مقایسۀ آن با امروز نشانه‌هائی از این مهندسی افکار را عاید مردم رحیم و دلسوز بکند. یک روز اسرائیل به لبنان حمله کرد، وزیر خارجۀ آمریکا به تل آویو آمد و جنگ ویرانگر صهیونیستها را “دردهای زایمان خاورمیانۀ جدید” دانست! مردم را می‌کشند، بین آنان فتنه و تفرقه می‌کنند، تا زایمان‌های جدید و پربرکت برای خود داشته باشند. این اولین بارشان نیست و یک بار هم منطقۀ ما را بین سه استعمارگر قدیم تقسیم کردند، در حالی که نسل‌های جدید یادی از این تقسیم ندارند.
حج هر چند دستوری اسلامی هست اما متاسفانه عمدتا به دلیل کم‌کاری و کم‌سوادی جریان‌های علمی و آموزشی و فرهنگی و اجتماعی کشورمان، به شکل تقلیدی و تعبّدی شناخته شده و پیروی می‌شود، اما خوب فارغ از این‌که این یک دستور شرعی اسلامی است، ساده می‌توان به این نتیجه رسید، که حج از حکمت و منظور و هدف سیاسی و اجتماعی خالی نیست و هدف آن فقط پرستش و تعبّد و پیروی نبوده است، بلکه نظمی و ترتیبی برای مسلمانان در پی دارد. با خارج شدن از کلیشۀ ناقص آموزشی فوق الذکر، و تلاش برای اولین نگاه سیاسی و اجتماعی به «حج» ما قبل از هر چیز «یک رنگی» انسان‌ها را فارغ از ملیت آنان ملاحظه می‌کنیم. یک بعد این «همایش سالانه» برای نشان دادن «یک‌رنگی» است، طبق دستور همه یک لباس «یک‌شکل» می‌پوشند، و لباس احرام مردان فقط باید «سفید» باشد. طبعا اصرار بر این «نمادها»، یک نوع آموزش است، آموزش به مردان مسلمان برای این‌که در «صلح» و «صفا» دوشادوش یک‌دیگر خود را در یک صف و برای یک هدف مشترک ببینند. آموزشی که «مانع جنگ و نزاع» است. آهان! این‌جا یک مزاحم برای «جنگ طلبان» وجود دارد. برای کسانی که سال‌ها با «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، نفت زیر پای مسلمانان را با پرداخت قیمت ناچیز غارت کرده‌اند و هنوز به این‌جنگ‌ها و عدم فهم‌ مشترک میان مردم این منطقه، احتیاج دارند تا بتوانند اقتصاد پیشروی خود را سراپا نگاه‌ دارند.
حج آرام و شاداب و سرزنده، اگر بگذارند، نوعی تقویت تمرینی افکار و رفتار مردم منطقه ( و همۀ مسلمانان) است. منظورم دقیقا این است که کمک به همنوع الزاما انداختن چند سکه و اسکناس در درست او نیست، کمک به همنوع در دنیای پیچیدۀ امروز، شناختن وضعیت خاک زیرپای او و سیاست و جامعۀ مربوط به او و کشورهای اطراف او هم هست.
من از شما می‌پرسم، آیا همایشی سالانه، برای پیش‌گیری از نزاع و جنگ و کینه میان مسلمانان، ارزش خرج کردن ندارد؟ در واقع خداوند متعال این همایش را گذاشته است و آن را واجب کرده تا سراپا بماند و یادآور باشد، که شما یکی هستید، و مانع جنگ میان همسایگان مسلمان شود. اگر شما اهل این منطقه نبودید، و صرفا یک فعال بی‌طرف «ضد جنگ» بودید، آیا این تدبیر الهی را شایستۀ تقدیر نمی‌دانستید که بتواند از جمعیتی یک و نیم میلیاردی نماینده گرد هم آورد؟ اگر دشمنان این ملت‌ها موفق شوند همینطور آتش فتنه را میان آنان پایدار نگاه‌دارند، آیا دیر نیست که همۀ ما فقیر و ندار بشویم و همۀ دارائی خود را در شعله‌های آتش جنگ ببینیم؟
و شما دوست دل‌سوز و مهربان من! آیا فکر کردید که با دعوت حجاج به ترک مراسم حج، خدمتی به خلق کردید؟! شما بهتر از من می‌بینید که چگونه در شبکه‌های مجازی اجتماعی علیه اعراب تحریک می‌شوید! حقیقت این است که ما با اعراب جزیره العرب و ترک‌های ترکیه و دیگر همسایگان هم محله‌ایم! شما محل سکونت آرام را می‌پسندید، یا محلی که نتوانید همراه خانواده تا سر کوچه بدون نگرانی عبور کنید؟ به نظر شما تاریخ پایان این جنگ‌های ابلهانه و خانمان‌سوز کی است؟ هیچ‌وقت به این تاریخ فکر کرده‌اید؟
ما و اعراب به همراه‌ترک‌ها روزی تمدن پیشروی جهان، صاحب علم و قدرت برتر دنیا بودیم، روزی که شروع به نزاع درونی کردیم، روز سقوط مان بود، جنگ‌های صفوی/عثمانی درخشان‌ترین فرصت اروپا برای رشد و ارتقا بود! از همان روز به ما اسلحه فروختند و علم خود افزودند، تا همین امروز که هنوز تامین کنندۀ اسلحه‌های جنگ‌آفرین میان ما هستند. آنان این فرصت را دوست دارند، و دائم و دوباره آن را می‌طلبند تا خیال‌شان برای همیشه راحت باشد، منابع زیرپای ما را ببرند و برای خود آرامش بسازند!
دوست من! گول ظاهر این پیام‌های دل‌ربا و دل‌فریب را نخورید… ما حتی بعنوان منفذی حداقلی به حج و رابطه دوستانه با هم‌محل‌های منطقه‌ای مان احتیاج داریم و این برای حاکمیت صلح به مثابۀ آب حیات است و الا تا ابد درگیر جنگ و سوء تفاهم با همسایگان خواهیم بود و همه با هم بدبخت‌تر، فقیر تر، محاصره شده تر، نیازمندتر به بیگانه و نوکری کدخدای بیگانه خواهیم بود.
آیا هرگز به «آرامش منطقه» فکر کرده‌اید، آیا فکر کرده‌اید که چقدر خوب است که مردم منطقه با هم خوب و صمیمی باشند و در صلح و صفا زندگی کنند، آیا زیبا نیست که بتوان تعطیلات نوروز را بدون مزاحمت‌ مرزهای مجازی بین المللی، به سواحل مدیترانه یا باب المندب رفت و در امن و امان بود؟ چنین آرامشی حق مسلم همۀ مردم منطقۀ ماست، اما متاسفانه کارخانه‌های مدرنیته بدیهی‌ترین فرصت‌های آرامش و آدمانه زیستن را از ما گرفته‌اند. اگر همین الآن به فکر علاج بیافتیم، به فکر حرکتهای نمادین برای خرج دوستی و محبت و انسانیت خواهیم افتاد حتی اگر طرف مقابل چیزی از آن نفهمد؛ حج، طبعا قدم اول در این آرامش است. و به هزینه‌اش می‌ارزد اگر آن را آگاهانه و فارغ از کلیشه‌های مرسوم و تحمیلی ببینیم که خداوند چگونه ما را راهنمائی کرده، اما غافلیم!