سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سال‌هاست که حمله به سپاه از خارج و از شبکه‌های ماهواره‌ای و پس از آن از داخل کشور به شکل کورکورانه ای پیگیری می‌شود، علت حمله به سپاه و دیونمایی آن از خارج از کشور بر هر جنبندۀ هوشیاری واضح است، این نیروی وطنی با قاطبۀ پرسنل مؤمن و راسخ خود، برای ملت ایران قدرت قابل توجهی در زمینه‌های نظامی، اقتصادی، فناوری و علم و صنعت فراهم آورده است و در عرصۀ نخبه پروری شاید بتوان گفت هیچ نهادی نباشد که با این حجم جوان ایرانی را به طور مداوم و رو به تزاید، تبدیل به کارآمدی کرده باشد. اگر از دانش‌جویان دانش‌گاه‌های برتر ایران علی الخصوص در علوم مادر بپرسید، آن‌ها در خصوص سرنوشت دوستان خود به شما خواهند گفت که “عموما یا به خارج می‌روند یا جذب سپاه می‌شوند”، و این حقیقت خود بیش از هر چیز نشانۀ کارآمدی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. تشکیلاتی منحصر به فرد در داخل ایران که توانسته است در پرورش استعدادها و پیشرفت و توسعه نقش مهمی ایفا کند. بر خلاف پیش‌فرض‌ها و تبلیغات سوء، این پرورش بوم و بر وطن توسط سپاه، تنها منحصر به دست‌آوردهای نظامی نمی‌شود و سپاه در راستای توسعۀ توان این ملت بر اساس نیاز وارد عرصه‌های مختلف اقتصاد و فرهنگ شده است. از تولید کلیپ هنری و بازی یارانه‌ای تا احداث عظیم‌ترین سدهای جهان، این اجازه را البته قانون اساسی در زمان صلح به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داده است تا از توان و نیروی خود برای تقویت کشور و تسریع در توسعۀ آن استفاده کند

این کارآمدی چیزی نیست جز حاصلی محرز از هدفمندی و سلامتی نسبی این نهاد. در وادی علم مدیریت و نیز فهم منطقی، چنان پیشرفت و رشدی همه جانبه‌، در فضای فاسد رخ نمی‌دهد. هم‌چنان‌که فضای فشل و فاسد بسیاری از سازمان‌هائی که در ابتدای کار صدها برابر سپاه سرمایه و نیرو داشتند، هیچ‌گاه قادر به نیل چنین موقعیت مولّد و پویائی نشد، سازمان‌های رنگارنگ و متنوعی که روزی در مقابل سپاه غول‌های بی‌شاخ و دمی بودند که جز پرونده‌های گستردۀ فساد لاپوشانی شده چیزی از آنان ساطع نگشت، و تا کنون در حیطۀ خدمت به این ملت، هیچ نامی از آنان نیست و به حیات خلوت‌هائی به مثابۀ نان‌دانی تبدیل شده‌اند، شاید در میان مصطلحا روشنفکران منتقد سپاه همین مردگی و رخوت مطلوب باشد.

خلاصه این که واضح است سپاهی با چنین وسعت فعالیت حاصل مدیریت و جهدی منصور و مؤید است و در این خصوص می‌توان مباهلۀ صداقت و منطق داشت. نگارندۀ این مطلب در صدد نفی وجود فساد یا وجود افراد فاسد در سپاه نیست. بدیهی است که در سپاه هم فساد و سوء استفاده وجود دارد. اما منطق به ما می‌گوید جائی موفق به توسعه و رشد می‌شود که در طول حیات خود فساد کم‌تری دیده باشد و این نسبت معین در توسعه‌ای که سپاه بدان دست یافته با شفافیت قابل شهود است. نمی‌توان منکر رشد و توسعه و مدیریت مؤثر و کارآمد در سپاه شد، هم‌چنان‌ که نباید نسبت به وقوع فساد و احتمال وقوع فساد در آن غافل شد. اما در خصوص قطاری که در حال حرکت و خدمت است، کلی‌گوئی خود جرم و فساد است و نیاز به دقت و ظرافت و حفظ حرمت نهادی است که خدمت آن واضح است. این یک تقاضای وطنی عقلی است … نه یک توقع سیاسی. توقع طبیعی آن است که کولی‌منشانه به قطار در حال حرکت سنگ‌پرانی نکنیم و اگر اشکالی در این حرکت هست به حلّ آن بنشینیم.

از آن روزی که امام خمینی(ره) گفت: «اگر سپاه نبود کشور نبود»، سخن همچنان زنده و پر محتواست. فعالیت پویای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محصور به فعالیت درون ایران نمی‌شود، بلکه محور مقاومت منطقه همان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شعب متحد آن است که به پشتوانۀ ملت ایران اقدام به توسعۀ استقلال و آزادی و هژمونی مردمی در منطقه علیه سلطۀ یهود صهیونیستی نموده است. لذا کینه ورزی علیه سپاه و تلاش متمرکز برای کاستن از ارزش و حجم خدمات آن، از سوی اشخاص و ارگان‌های مصرف کنندۀ بودجه های کنگرۀ آمریکا در اقصی نقاط اروپا و آمریکا چه به زبان فارسی و چه غیر آن هدف مشخصی دارد. کاستن از ارزش سپاه، کاستن از قامت ایران و قد و قواره و اقتدار آن است و رابطۀ مستقیمی با بقای ایران مردمی و مستقل دارد. سردارهای بی‌مدعای سازندگی و مردانگی که گاه و بی‌گاه خبر شهادت آنان در حین خدمت به شأن و شرافت این ملت شنیده می‌شود، در همین سپاه امروز ما زیسته‌اند و قامت یافته اند.

اما نیش عقرب حتی اگر هم از ره کین باشد، اقتضای طبیعتش این است و از دشمن چه انتظاری است جز بدخواهی و دشمنی، صدائی که از غرب و دلارهای آمریکائی می‌آید تکلیفش معلوم و سرشته است …. اما سوال اصلی آن است که خواستۀ خارجی مذکور چرا عینا به داخل سرایت می کند؟ چرا این هجمه آن هم از نوع همان نسخۀ کورکورانه و فارغ از انصافش، همان نسخۀ فارغ و بی‌خیال و مطلق و ویرانگر و مغرضش، از زبان افرادی بیرون می‌آید که خود را دغدغه مند و وطنی نشان می‌دهند و این تعارض به چه معناست؟ این معما آیا قابل حل است؟

چند روز پیش نگارنده‌ای خودپسند در بخش وبلاگ های سایت خبر آنلاین، مجوز قانونی سپاه برای دخالت در سازندگی کشور را به چالش کشیده بود و بعنوان استدلالی اساسی! علیه سپاه، سوالی لطیف در مقالۀ خود مرقوم داشته بود که لبخند به لب انسان می‌نشاند.. به این مضمون که اگر سپاه طعم شیرین محیط های پر عطر و بو و شیک و پیک را بچشد، پس چه کسی خواهد توانست در زمان جنگ سپاهیان را به صحنۀ پر خاک و دود نبرد سوق دهد؟ گوئی لطیف قصۀ ما که بسادگی به خود اجازه داده بود با همین یک مرقومه، قانون را قاطعانه و بی‌تردید زیر بگیرد، با این استدلال درخشان تنها خواسته باشد سپاه را به فضای بعیدی هل داده باشد تا از آن خلاصی یابد! تو نگو که به هر صورت این بخش نظامی سپاه نیست که کار اقتصادی و یا فرهنگی می کند و بخش نظامی همچنان پویا و فعال و طبق میل او “در شرایط سخت و بسیار سخت” به کار و وظیفۀ خود مشغول است و خوب بخش اقتصادی و فرهنگی هم طبق ملزومات محیط خود از ابتدا نضج یافته است و عجیب است که عقده گشائی علیه سپاه به حدی اشخاص را کور می کند که از تمییز قضایای ساده و عینی نیز محرومند. او حتی قادر نبوده قوام مقالۀ خود را منطق دهد و از خود بپرسد که شهید طهرانی مقدم، در کجا شهید شد و به جهت دین و بقای وطن اسلامی چگونه تکه تکه شد؟ و در آن پروژۀ نظامی که برای سربلند نگاه داشتن ملت ایران انجام می‌شد، آیا انفجاری که در نزدیکی‌های قزوین رخ داد و همۀ ما را در غرب تهران لرزاند و این شهید معظم را همین دو سه سال پیش از گوشت و پوست ما سترد، فضای ادکلن و عطر بود؟ می خواهم از او بپرسم چندتا طهرانی مقدم زنده در میان سپاه می‌شناسد و چقدر باید توهین کند تا سرداران سپاه یک به یک از میان ما بروند تا به خود بیاید؟ و آیا شایسته است که او در خصوص سپاه و مردانش چنین ناجوانمردانه سخن بگوید؟

این عین بدبختی ماست که خادمان و توسعه دهندگان این ملت با این وصف زیر تیغ بی‌قیدی افرادی قرار گیرند که خود را بواسطۀ همین ابزارهای تبختر و تمسخر و توهین فرهیخته می‌خوانند… اینگونه احساس مسخرگی عمیقی به انسان دست می‌دهد، آن‌ها خود را دست انداخته‌اند و دیگران را نیز دعوت به این دست‌انداز نامعقول و کریه می‌کنند. آیا توقع از سپاه این است که بنشیند و از قامتی دفاع کند که توسط امثال او اداره می شود … با این طرز تفکر که فقط آبگوشت بزباش را در ایران قابل رقابت است؟ خوب چنین قامتی که اصلا نیاز به دفاع ندارد! چیزی نیاز به دفاع دارد که جوهره‌ای بیش از آب‌گوشت بزباش به خود دیده باشد.

رمز موفقیت سپاه این است که از سیستمی یکپارچه دفاع می کند که به ابعاد مختلف نظامی،اقتصادی، فرهنگی و آتیۀ آن معتقد است و درست جائی که اشکال و نقصان دیده، بر روی آن دست می‌گذارد و بنیان خود و ملت خود را در عقیده و تصمیم ترمیم می‌کند. توقع این قماش از سپاه این است که دست‌بسته بنشیند و حرکت نکند، و این در حالی است که خود نیز نه تنها حرکتی نمی‌کنند و خدمت و رشد محرزی ندارند بلکه قاطبۀ ایشان به سبک روشن‌فکران فروشنده و کاسب معاصر و گذشتۀ ایران فعلا مشغول لغزخوانی هستند. جرم سپاه، حرکت کردن است.

نویسندۀ وبلاگی سایت خبرآنلاین، آن‌قدر منبسط و بی‌خیال و بی‌مسئولیت به سپاه می‌تازد که گوئی به عین نجاست می‌تازد و گوئی هرگز از سپاه هیچ خدمتی سر نزده و الآن باید از جلوی چشم‌ها حذف شود و به پشت سنگرهای خاکی بی امکانات و بی انگیزه بخزد … و درست مثل اول انقلاب گدائی بنی صدر روشنفکر را بکند که برای دفاع عینی از زمین در حال اشغال، حاضر نبود تجهیزات دپو شدۀ ارتش را در اختیار نیروهای داوطلب قرار دهد. داستان این سپاه، با اشباه بنی صدر در زمان کنونی و در موقعیت اقتصادی و فرهنگی هم همین است… جریانی آماده و مستعد و مترصد دفاع یا توسعه است، و در این مهم مشغول نیز هست … و اصولا از همان زمان بنی صدر یاد گرفت که باید مبتنی بر ذات زندگی کند و مجوز آن را نیز از قانون گرفت. اما جریان باصطلاح روشنفکری نخفت و این بار با سنگ‌پرانی و اتهامات نوعی کلی و فاقد هدف ارتقا و توجیه برای رشد عمومی این ملت، اقدام به مانع تراشی برای این جریان پویا می کند، بهرحال این نوع تهاجم اگر با همان انگیزه‌های خارجی نباشد، چه چیزی است جز کم‌مایگی؟ و براستی نیروهای داوطلبی که آن روزها هستۀ سپاه و بدنۀ آن را شکل دادند وقعی به «بنی صدر» می‌نهادند، پس آیا دور نبود که امروز ما و آنها صدام حسین را «قائد» خود می‌دانستیم؟

اگر مقصود این است که سپاه حق ورود به کار فرهنگی و یا اقتصادی را نداشته باشد، هر چند که تعیین این حق به عهدۀ قانون است که ممانعتی نگذاشته، اما سوال از ایشان و هم‌فکران‌شان این است که وقتی فساد فلج کننده سالهاست که بسیاری از سازمان‌ ها و ساختارهای اقتصادی و فرهنگی ما را گرفته است به حدی که کارها و وظایف بر زمین مانده است و سپاه در واقع صرفا به سراغ خلأها و نقصان ها رفته و آن ها را پر می کند، پس ادعای شما چیست؟ آیا بنیانی که «قادر است» و «می‌تواند» کاری صورت دهند که همۀ دیگران قاصر از انجام آن بوده‌اند، باید حذف شود؟ شما از این پویائی سازنده، چه نگرانی ای دارید و بنیان‌های فکری شما اگر موافق جریان رشد و بالندگی این ملت است، پس این رفتار شما چه معنائی می‌تواند داشته باشد؟

اگر این دغدغه به جهت رقابت در کسب قدرت و عدم رقابت پذیری سپاه است، که این نگاه اساسا نگاه فاسدی است، چون سپاه ارگانی است مایملک ملت ایران، دست‌آورد و غنیمت و ارمغان آن به نام شخصی ثبت نمی‌شود و حتی به اندازۀ یک حزب سیاسی از خود آبرو و شأن جدا ندارد، با این حال اگر کسی رشد چنین نهادی را که به طور معمول خدمتی برای ملت ایران ارائه می کند، مغایر با منفعت خود بداند، اشکال را باید در او جستجو کرد.

حال سوال این است که تا کنون سپاه چه جرمی در فعالیت‌های‌ خود کرده است که اینچنین مغضوب شماست؟ خوب … از شما و ما چه پنهان، ما حداقل از احول سکولار شمای نوعی بی‌خبر نیستیم … اگر مبنای رویاروئی شما با فعالیت‌های سازندۀ سپاه، اختلافات عقیدتی و مبنائی است، خوب چرا حیا می‌کنید و با اتهام مبهم فساد، سپاه را زیر سوال می‌برید؟ خوب چه اشکالی دارد که راستش را به مردم بگوئید؟ بفرمائید ما با جریان ولایتی که در امور اجتماعی دخالت کند، مخالفیم! اگر چنین نیست، خوب دلیل این‌گونه تاختن مطلق و کور به نهادی که به حقیقت حامل خدمات وسیعی به این ملت است چیست؟ یا کدام خدمت این نهاد، نزد شما خیانت محسوب است؟ دقیقا و تحقیقا کدام سند است که نشان می‌دهد سپاه دچار فساد است؟ مگر سپاه از قوای قضا مصون است؟ خوب پروندۀ مستندتان را به قوۀ قضا بدهید و مردم را روشن کنید، اگر پسر هاشمی رفسنجانی از دادگاه در امان نیست، پس سپاه چگونه در امان باشد؟ سوال این است که چرا این‌چنین کلی و بولدوزری سخن می‌گوئید؟ آیا این نشانۀ دلسوزی شما برای مردم است ؟ یا برای خودتان؟

برای یک نمونۀ شفاف در خصوص مسائل فرهنگی، موضوع سینما را مثال می‌زنیم، جشنواره‌ای به اسم فجر که برای انقلاب اسلامی تاسیس شد در این سی ساله توسط جریان‌های سکولار یا ملحد و لائیک و ضد دین مصادره می‌شود، اما همچنان بودجه اش از جیب این ملت مسلمان و دولت جمهوری اسلامی می رود. مسئولین دولتی همواره بی عرضه تر از آنند که در قبال فشار از پائین و چانه زنی از بالا و تحمیق مسئولان کرسی نشین توسط برخی تولید کنندگان، مقاومت کنند و آن چه که نباید بر سر فرهنگ این ملت بیاید، آمده است. کارگردان متعهد و محبوب مردم ایران حاتمی کیا گلایه می‌کند که “فیلم فاخر در این سینما تبدیل به متلک شده است” و حاصل مدیریت و رخوت چندین دولت پیاپی این دهن کجی به ملت و مذهب و آئین و تمایل به غرب زدگی و دگرگونی به نفع بیگانۀ بدخواه است. حال اگر سپاه وارد شود، در این مقوله فعالیت کند، لابد از لحاظ اینان جرم کرده است که این فقدان حرکت را جبران کرده است. سپاه از همه سو و طرف فشار روانی به همین جریان وارد می کند و بدی کردن با سپاه گویا یک استراتژی معین است … باید به سپاه تاخت و تاخت و تاخت … به امید آن که دست و پا و گلیم خود را جمع کند، یا حداقلش این است که در برخی گروه‌های مردمی این تبلیغات علیه سپاه ، کینۀ مطلوب را توسعه می دهد و عده‌ای را از سپاه بر حذر داشته و مکروه می‌سازد…

برای کسی که خواستار رفع چنین مشکل مصیبت باری است که ملحد و لائیک و سکولار بر مناسبات علمی و فرهنگی این ملت حاکم شوند، ورود سپاه به معنای ورود نعمت است. انسان حس می‌کند که اصلا این معلولیت و فشل و اصرار این عده بر حفظ وضعیت موجود، امری برنامه ریزی شده و مقرر و توافقی پنهان است که وقتی سپاه برای ترمیم وارد می‌شود اینچنین مورد غضب است، در واقع اگر سپاه وارد بسیاری از مقولات مشابه نمی‌شد شاید واقعا اکنون انقلابی نمانده بود که احتیاج به پاسداری داشته باشد. گویا سپاه وظیفه اش را که پاسداری از انقلاب اسلامی است به خوبی انجام داده است.

شاید به قول رئیس جمهور یازدهم اگر پول و تفنگ و رسانه و دیگر مظاهر قدرت، یک جا جمع شود، سلمان و ابوذر هم فاسد می‌شوند. خوب این گفته البته نگرانی زاست، اما جناب روحانی و طرفداران این سخن، باید توجه نماید که تنها عنصری که دولت تحت ریاست ایشان درون خود ندارد، “تفنگ” است و تفنگ سپاه و نظامی گری آن تنها مایۀ نگرانی اسرائیل بوده است نه متوجه داخل. با این حال سپاه در عین کوچکی و ناچیزی خود نسبت به دولت جمهوری اسلامی، بازدهی چند برابری داشته است و تلاش کرده طبق وظیفه و مسئولیتش هرزروی‌ها و نقصان‌ها را بپوشاند، و خوب این باعث جلوه گری سپاه است! گویا همچنان «حرکت» در این کشور جرم تلقی می‌شود. طبق معمول کنایه زدن به سپاه، به همان سبک کلی و ویرانگر است، انگار این کشور گنجایش نیروی پیش رونده را ندارد وآن جماعتی که رو به جلو حرکت کنند، باید منتظر تیر و سنگ کنایه و کینه باشند. چون دولت بازان عزیز قدرت سازماندهی و ساماندهی مشابه سپاه را ندارند، پس بر سر سپاه فریاد می‌زنند که چرا تو احتمالا بیش از ما جلوه کرده‌ای! دولت چاق و چله و منفعل به جوان چابک و فرز سپاه خرده می‌گیرد، در حالی که گوئی باید قبل از هر موجود مستقل دیگری نگران این مشکل در بدنۀ خود نیز باشد، که ظاهرا هیچ نگرانی‌ای از این بابت ندارد و علیرغم برخورداری از پول ، روزنامه، خبرگزاری، اطلاعات و حتی نیروی انتظامی متوجه داخل کشور، کارنامۀ چندان موفقی نسبت به سپاه ندارد. به هر روی جز سلمان و اباذر که تا آخرین نفس علیه مطامع و پیشنهادهای قدرت مقاومت کردند، بایست جویای احوال طلحه و زبیر نیز بود. البته دولت جمهوری اسلامی بسیار حجیم تر و عظیم تر از آن است که با سپاه مقایسه گردد. اما اگر بازدهی دولت هم مثل بازدهی سپاه بود، یا بیشتر … این کش مکش معنا نداشت. سپاه صرفا به مثابۀ یک شرکت و موسسه فعال است که گوئی بیش‌فعالی آن دولت‌های ساکن و کند را می‌آزرد و دولت به جای رسیدگی به درون خود گوئی چاره گشایش و رفع فساد را در خارج از خود جستجو می‌کند، تا آبروئی برای پوشش نقصان‌های خود بخرد و چنین چیزی باعث تاسف خواهد بود.

 

اگر حمله به سپاه در حیطۀ تنازع قدرت از سوی جریان های سیاسی شکل می‌گیرد و سپاه صرفا مزاحمی برای کلونی‌های سیاسی طالب قدرت تلقی شده است که گاه و بی‌گاه افرادی از آن سر آمده و جسارتی نثار سپاه می‌کنند، این مطالبۀ مشروعی نیست. اگر قدرت اندوختۀ سپاه خلاف منافع ملی است، خوب آن‌ها می‌توانند دست روی آن نقطۀ محرز احتمالی گذاشته و خواستار اصلاح یا رفع آن شوند که اگر چنین چیزی وجود داشت قبلا این کار را کرده بودند، نه آن که این چنین مبهم و کلی و صرفا برای توهین و تقلیل ارزش سپاه علیه آن سخن برانند یا بدون اشارۀ مشخصی، آن را متهم به فساد کنند. یک نمونۀ انگشت شمار از این اشاره‌های مطلوب، برخورداری سپاه از امکان عبور و مرور بدون گمرک اجناس است. در شرطی که این اجناس مربوط به صنعت و فناوری و کارخانجات مربوط به سپاه باشد، استفادۀ امن سپاه از چنین امکانی در راستای امنیت فعالیت موجه است اما اگر کسی مدعی است سپاه با این دروازه‌های امن وارد اقتصاد و مصرف مردم نیز شده است و سیستم اقتصادی کشور را به هم ریخته است، این در یک حجم مخرب، نباید موضوع پنهانی باشد و به خوبی در محاسبات اقتصادی خود را نشان خواهد داد. اما متاسفانه عموم انگشت‌های اتهام فساد علیه سپاه کاملا مبهم و بی معنی و غیر قابل جستجو وتنها هتاکی‌های نوعی کینه توزانه و بدون شهود و سند است.

به هر صورت این که گروهی از فرزندان این ملت قدرت زیادی در سازماندهی و رشد دارند، هیچ دلیل موجهی برای توقف فعالیت آنان نیست. بلکه فعالیت چنین گروه شناخته شده و تحت کنترلی، در جائی که بسیاری از سازمان های مورد نیاز از حرکت جدی قاصرند، مغتنم و قابل دفاع است و در مقابل گروهی محکوم است که ضمن عدم برخورداری از عرضۀ خدمت به مردم، به سایر گروه‌هائی که احتمالا خدمت و رشدی از آنان سر زده است نیز می‌تازد و منکر و مزاحم آن می‌شود، این دیگر نوبر است.

آقایان معترض به همه چیز و همه جوهره‌ای باید بدانند که «سید القوم خادمهم… آقا و سرور یک ملت، خادم آنان است»، این عده بهتر است بروند و هنگامی لب به هتاکی‌های بی معنی علیه سپاه بگشایند که مقدار خدمات آنان حداقل از شائبه و خیال برابری با خدماتی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عرض و شرف این ملت رو داشته است داشته باشند و الا تصور می‌شود امروز روزی است که دیگر «امیرکبیر کشی» در این کشور بی معناست.

نگارندۀ متن فوق نه سپاهی است، نه پدرش و نه پسرش و نه هیچ یک از بستگانش سپاهیند و نه نان و قوتی در گرو سپاه دارد…. هیچ‌گونه درخواستی نیز در خصوص نگارش متن فوق از هیچ احدی دریافت ننموده است، اما پس از هتاکی‌های روزهای گذشته علیه سپاه، چندگاهی منتظر نشست تا خدم سپاه خود دفاعی درخور از قامت رعنای سپاه که مظهر عمده‌ای بر خدمت و شرافت این ملت است بنمایند و چون چنین ندید از بنیان شرع و شرافت و کرامت انسانی، خود را ناچار به نگارش این متن دید….