نامه زیباکلام به رئیس جمهور (+) در گرماگرم مذاکرات لوزان آنقدر نسبت به بدیهی ترین ملاحظات پرت و گنگ است که انسان از “عقب ماندگی اجتماعی” پیرامون خود که پذیرای چنین هفت تیر کشی سبکی در شهر خلوت است احساس حقارت می کند. گوئی که این شهر بظاهر شلوغ آنچنان خلوت است که کسی جز زیبا کلام را یارای سخن راندن نیست.

زیبا کلام در نامۀ خود کل نگرانی غرب را در خصوص برنامۀ هسته ای ایران، “احتمال برخورداری از بمب اتم” می داند. ادعا می‌شود آنها نگرانند که ایران بمب اتم داشته باشد، و “اسرائیل” را از بین ببرد. این که اسرائیل خودش به شکل غیرقانونی و بالفعل – و نه به گمان و شاید – چند بمب اتم دارد و این که “اسرائیل” چند ملت را سرکوب کرده و کدام ملت را محو کرده، اهمیت چندانی در قاموس “استاد زیباکلام” ندارد چون کاملا ذوب در ادبیات سلطۀ غرب است و ایران و مردم غرب آسیا را به طور پیش فرض مردمی معلول تصمیمات و سیاستهای سلطۀ غرب تلقی می‌کند و هیچ بحثی در این خصوص ندارد. اسرائیل محق بوده فلسطین را از بین ببرد، و سایر کشورها را به واسطۀ رژیمهای نظامی دیکتاتور تحت سلطه خود و متحدین غربی خود بگیرد. و ابزاری برای سلطۀ انرژی و غارت منابع زیر پای مردم منطقه باشد. زیباکلام به جوانان و دانشجویان خود نمی گوید که تداوم رشد اقتصادی غرب در گروی نفتی است که زیر پای ملت‌های ستمدیدۀ غرب آسیاست و اتحاد سران عرب و اربابان غرب، جهت تضمین ترانزیت نفت به غرب و در واقع شکوفائی و بالندگی آنان است و هزینۀ این رشد و بالندگی را باید مردم منطقۀ غرب آسیا با جنگ‌ها و حکومت‌های دیکتاتور و دست‌نشانده بدهند. ظهور حکومتهای ملی و پیشرو از جمله ایران، مغایر با منافع انرژی و اقتصادی غرب است. و در واقع اگر این ملت ها صاحب نفت خود باشند، این غرب است که باید به گدائی حکومت‌های ملی آنان بیاید. این ملت‌ها، نفت را برای رشد و بالندگی خود احتیاج دارند و ایران به خوبی ثابت می‌کند که توسعۀ صنعتی هرگز دور از دسترس نیست. ماجرای “استاد”های ضعیف دانشگاه‌های ملی ما این است که در آن حتی «دو دو تا چهارتا» نادیده گرفته می‌شود.

زیباکلام آنچنان جسورانه پیش‌فرض خطر بمب اتم ایران را تحمیل می‌کند که گوئی اسرائیل و آمریکا صرفا در صدد دفاع مظومانه از خود بوده‌اند و هیچ نیت تجاوزی نداشته، ندارند و نخواهند داشت. زیباکلام با کدام بنیه فکری و عملی چنین ضمانتی برای ملت ایران دارد، هیچ معلوم نیست! علیرغم این، در پیش‌فرض‌های مغرضانۀ او، این ما ایرانیان هستیم که همواره خطرناک هستیم علیرغم این که نه به کشوری حمله کرده‌ایم و نه هیچ‌گاه بمب اتم داشته و نه استفاده کرده‌ایم و نه بر منفعت ملتی شوریده‌ایم. در کرسی دانشگاهی تل آویو در تهران، ما مظنون و محکوم به «مجازات قبل از جنایت»، و اسرائیل مظلوم و آسیب‌پذیر و بی‌خطر است. این که سلطۀ منطقه‌ای اسرائیل از ایران بیش از این نگاه خاضعانه! چه چیز می‌خواهد معلوم نیست و پذیرفتن این سلطه و سخن گفتن در ذیل این گفتمان، عجیب و غریب می‌نماید. گله از جامعۀ ایران و علی الخصوص هم سن و سالهای جوان و جامعۀ دانشگاهی است که اجازۀ چنین تخطی فاحشی از منافع و عقل را به چنین افرادی می دهند.

از منافع انرژی و اقتصاد سخن گفتیم، اقتصاد چیزی است که زیباکلام و قماش وی مشغول فریب مردم بواسطۀ آن هستند. مردم را می‌ترسانند که با تحریم ما به فلاکت کشیده می‌شویم. جالب این که هزینه‌های رشد هسته‌‌ای را نیز، «نــــه به‌گردن» تحریم‌های ظالمانه و مغایر با حقوق بین الملل از سوی آمریکا، «که لابد» دانشمندان مجرم شهید ما می‌نهند. دانشمندانی که وقتی سوخت راکتور داروئی تهران بر ایران تحریم شد و ایران دست نیاز به خارج دراز کرد و جواب نگرفت، خود دست به کار شدند و رآکتور را شارژ کردند تا چرخ آن متوقف نشود. آنها مجرمند، که سوخت رآکتور داروئی تهران را تامین کردند! آنان به کشور ایران، هزینه تحمیل کردند! بهتر بود راکتور داروئی تهران خاموش می‌شد، و دست گدائی که بالابرده بودیم و جواب نگرفته بودیم، دست تسلیم بالا می‌بردیم تا مگر ایالات متحده و یهودی‌‌های صهیونیست رحمی به ما بکنند. همچنان … همیشه و همه جا، معلول بودن زیباکلام و نظریه‌های وی در قبال سلطه و ارادۀ مطلق کدخدا قوام بنیانی سخنان وی است، بر همۀ جملات و نظریه‌های مشعشع وی جاری است و از هیچ حرفی ساقط نمی‌شود!

استاد دانشگاه تهران، که با نامه پراکنی روزمره در صدد شابلونیزه کردن افکار جوانان دانشگاهی و جلوگیری از متفرق شدن سیاهی لشکر متبوع خود است، حتی از بدیهی ترین فواید انرژی هسته‌ای از جمله “برق” چشم پوشی می‌کند. با این حال، حتی اقتصاد و شکم به ما می‌گوید که نفت اگر فراوری شود و تبدیل به محصول شود، برای ما منفعت یکهزار درصدی دارد. و فروش خام آن حماقت مطلق است. ما نباید نفت را بسوزانیم چون راه تهیۀ برق امروز دیگر منابع فسیلی از جمله نفت نیست و نفت ارزش به مراتب بالاتری از سوزاندن به خاطر بنزین و برق دارد و کشورهای غربی علیرغم مفت خواری نفت، امروز به سمت تهیۀ سوخت از طرق دیگرند، و آنچه که عرش کاخ سفید مبنی بر لزوم استفاده از نفت به پیام‌بر خود زیباکلام وحی می‌کند، صرفا برای تامین امنیت انرژی و اقتصاد کاخ سفید و کاخ الیزه و کاخ باکینگهام و کنیست یهود است. این همان راهزنی و سرقت طولانی تبهکارانه است که آنها احتیاج دارند تا رفاه و آسایش و رشد بر ملتهای خود هبه کنند و فخر بفروشند، و الا بدیهی است که منافع ما در امر و مسیر دیگری است و ادعای (هزینه-فایده) و (توجیه اقتصادی) زیباکلام از اساس کاذب و پوچ است. نفع اقتصادی ما در شرایط طبیعی توسعۀ انرژی و تکنولوژی هسته‌ای است. و این تنها یک نگاه سرانگشتی داخلی است. این که ما با قدرت «برق شهری» چقدر می‌توانیم دیپلماسی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی خود را گسترش دهیم، عنصر عمده تری است.

در واقع خطر اصلی بمب اتم نیست، خطر اصلی برای غرب هژمونی حاکمیت‌های ملی و افکار ملی ترقی و ارتقای مردم مظلوم غرب آسیاست. ملت‌های این منطقه اگر بتوانند برق، اقتصاد، رشد و نمو خود را تامین کنند دیگر نفت ۵۰ دلار نخواهد بود، بلکه اصلا نفت خامی نخواهد بود، که باید محصول را تهیه و معامله کنند. و بدیهی است که این در دراز مدت به هر صبر و رنجی می‌ارزد. تعارض خط فکری زیباکلام با فکر ملی و تلاش و صبر و استقامت برای منافع ملی نه شکم ما را و نه اقتصاد ما را نه در کوتاه مدت و نه بلند مدت تامین نخواهد کرد. با روش “استاد زیباکلام” هر چه زمان پیش برود مردم منطقه فقیرتر و غرب ارباب‌تر خواهد شد. البته آن طور که زیباکلام “اربابی غرب” و “نوکری خود و مخاطبینش” را قانون بدیهی و طبیعی قدرت می‌داند، در این مبنا هیچ ایرادی نمی‌بیند و خوب این حد قد و اندازۀ او بعنوان یک انسان و سطح حقوق متوقع بشری‌اش را نشان می‌دهد.

حاکمان این ملت با علم به تشرها و تجاوزات احتمالی با صرف رشادت و یک دو دو تا چهارتای بدیهی اقدام به توسعۀ انرژی هسته‌ای کرده اند و به مقصد رسیده اند. و داغ گذاشتن بر پیشانی آنان و مقصر دانستن آنان برای اقدام به رشد، عین رذالت است. انرژی هسته ای همه اش رشد و نمو بوده و “هیچ هزینه‌ای” برای کشور ما در پی نداشته است … بلکه هزینه را دوستان آمریکائی و یهودی زیباکلام به ملت ایران تحمیل کرده اند و او اگر حمیت و عرضۀ کافی ملی داشته باشد، باید حساب این هزینه را از آنان بسترد، نه انرژی هسته‌ای! و مدیریت و اقدام کارآمد آن در سطوح متعدد. درست است که غرب هزینه‌های رشد ما را زیاد کرده و ما را محاصره کرده و ما به این سبب به سمت مذاکره رفته‌ایم، اما تقصیر این ضرر را گردن خود رشد انداختن، و نه گردن تحریم‌های جنایتکارانۀ سکولارهای همجنس او در غرب، اوج خیانت‌ورزی در حق ملت ایران و فریبکاری برای قلب حقیقت است. این همان استعمارگری نوین و تئوری پردازی و تطهیر آن در دانشگاه تهران است.