اخلاقیات و اسلامیات

شکر!

تواضع آن نیست که آن‌چه که داری را از دیگران مخفی کنی و حقایق را نگویی، آن‌چه که خدا به تو داده، نعمتی است که باید قدر دانسته شود. اگر نعمت‌ها و روزی‌های خدا را به گمان تواضع، کتمان کنی، حق شکرگزاری را ادا نکرده‌ای. و اگر ذکر نکردی نعمات را رفته رفته از یاد می‌بری و این‌گونه شکر خدا هم از یادت می‌رود، چون این‌گونه مشتبه می‌شود که واقعا هیچ نداری! پس در خفا و آشکار، نعمات خدا را نزد همه‌گان فاش بگو. و چون خواستی تواضع کنی، بگو همۀ دارائی من از خداست.

جزء ۱۹ سوره النمل آیه ۱۹
فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ
سلیمان از سخن او تبسّمى کرد و خندید و گفت‏: (پروردگارا! شکر نعمتهایى را که بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به من الهام کن‏، و توفیق ده تا عمل صالحى که موجب رضاى توست انجام دهم‏، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن‏!)

مشکل زیستن!

مدیر سطح بالایی است، از آن گروه که قراردادهایی که باید امضا کند، حول و حوش میلیارد دلار می‌چرخد. تا آنجا که می دانم دستش پاک است و به حرام آلوده نشده است و در میان دوستانش به یک شخص استثناءا پاک مشهور است. اما مشکل و آزمایش زیستن فقط “حرامی” نشدن نیست.  زندگی‌اش مرا راضی نمی‌کند، شاید ماجرای “گربه دستش به گوشت نمی‌رسید می‌گفت پیف پیف” باشد، اما حقیقتا اینطور نیست، دوست ندارم در آینده اینطور باشم. در یک مهمانی دیدم که به یک در تق تق می‌‌زند تا جنسش را ارزیابی کند و آن را به دقت وارسی می کرد، در یک مهمانی دیگر با صاحب‌خانه در مورد جنس پنجره‌ها و دوجهته بودنش ذوق‌مندانه بحث می‌کرد و در مورد شرکت‌های مختلف رقیب سخن می‌گفت،  قبل‌ترها یک بار که به خانه‌شان رفته بودیم، چند قطره چای روی فرشی ابریشمی ریخت، در حضور میهمانان به دقت پخش زمین شد تا این قطره‌ها را از فرش بزداید، خیلی تعجب کردم. برای آدمی که خدماتش صدها برابر نوع درها و پنجره‌ها و فرش ابریشمی است همیشه تعجبم می‌برد چگونه و برای چه موضوعاتی خود را اسیر می‌کند؟ حیف آدمی با این قدرت مدیریت است که خود را اسیر چنین موضوعاتی کند و وقت برای جماد بگذارد و این افسوس خوردنی است، هر چند پیشنهادهای شل و ولی داده که کار فرهنگی کنیم، اما به سرانجام نرسیده، اما این پیشنهادها برای من، نشانگر ارضا نشدن او از وضعیت و نتیجه حیاتش است.  قبل از هر چیز باید آگاه بود که شیطان تلاش خود را می‌کند. هر چند، ما را به گناه وا ندارد، اما بازداشتن از مشغولیت جدی به دار قرار، خود پیروزی بزرگی برای شیطان است در عین این‌که گناه نیست. اگر چه حدس می‌زنم این مرد خیّر هم باشد، اما در حد راحتی نسبی وجدان. خداوند  آخر و عاقبت همه را بخیر کند که هول این دنیا مغلوبمان نکند و ارزش و توان انسانی خود را بهتر بیابیم. خداوند او را حفظ کند و به هدایت خود نزدیک تر گرداند اما نمی‌دانم چرا خلق الله، این آیات راهنما و مسیر را جدی نمی گیرند، شاید چون جدی گرفنش، فعلا در نگاه کوتاه مدت، سخت است ! یکی از مواردی که غرق در جزییات زرق و برق دنیا بودند، آن‌قدر طول دادند که عاصی شدم و لاجرم و بعنوان انتقاد این آیات را خواندم که حداقل خود را خالی کرده باشم.

سوره اعلی
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا «۱۶»  وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ وَأَبْقَى «۱۷»
ولى شما زندگى دنیا را مقدم مى‏دارید،  «۱۶»   در حالى که آخرت بهتر و پایدارتر است‏!  «۱۷»

آیات دیگری قابل اشاره هست …

وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ
آنچه به شما داده شده‏، متاع زندگى دنیا و زینت آن است‏؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است‏؛ آیا اندیشه نمى‏کنید؟!
جزء ۲۰ سوره القصص آیه ۶۰

و

یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَهَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ
اى قوم من‏! این زندگى دنیا، تنها متاع زودگذرى است‏؛ و آخرت سراى همیشگى است‏!
جزء ۲۴ سوره غافر آیه ۳۹

و

جزء ۲۷ سوره الحدید آیه ۲۰
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَهٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ
بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است‏، همانند بارانى که محصولش کشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشک مى‏شود بگونه‏اى که آن را زردرنگ مى‏بینى‏؛ سپس تبدیل به کاه مى‏شود! و در آخرت‏، عذاب شدید است یا مغفرت و رضاى الهى‏؛ و [به هر حال‏] زندگى دنیا چیزى جز متاع فریب نیست‏!

و

جزء ۴ سوره آل عمران آیه ۱۴۵ (  و: ۷   من: ۴   یرد: ۲   ثواب: ۲ )
وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله کِتَابًا مُّؤَجَّلاً وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَهِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِی الشَّاکِرِینَ
هیچ‏کس‏، جز به فرمان خدا، نمى‏میرد؛ سرنوشتى است تعیین شده‏؛ [بنابر این‏، مرگ پیامبر یا دیگران‏، یک سنّت الهى است‏.] هر کس پاداش دنیا را بخواهد [و در زندگى خود، در این راه گام بردارد،] چیزى از آن به او خواهیم داد؛ و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او مى‏دهیم‏؛ و بزودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.

جدی بگیریم! این آیات تنها چند آیه هشدار، از میان ده‌ها آیه قابل ذکر بود.