<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزنوشت &#187; سینما</title>
	<atom:link href="http://www.rooznevesht.net/archives/category/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.rooznevesht.net</link>
	<description>سید احمد موسوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 08 May 2012 12:13:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>جدائی نادر از سیمین، ابوالقاسم طالبی، مشرق</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1664</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1664#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 May 2012 09:29:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم و سریال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=1664</guid>
		<description><![CDATA[سایت خبری مشرق، که منبع ویژه‌ای در تولید محتوای خوب هم هست و بر خلاف سایتهای کپی پیستی مبدأ و منشأ اطلاعات مفید روزمره هست، در مقاله ای به ابوالقاسم طالبی در خصوص قضاوتش دربارۀ جدائی نادر از سیمین انتقاد کرده که &#8220;قدرت نرم&#8221; را درک ننموده است.تعریف نویسندۀ مقاله از &#8220;قدرت نرم&#8221; تعریفی شناخته&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سایت خبری مشرق، که منبع ویژه‌ای در تولید محتوای خوب هم هست و بر خلاف سایتهای کپی پیستی مبدأ و منشأ اطلاعات مفید روزمره هست، در مقاله ای به ابوالقاسم طالبی در خصوص قضاوتش دربارۀ جدائی نادر از سیمین<a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/118045/%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF"> انتقاد کرده </a>که &#8220;قدرت نرم&#8221; را درک ننموده است.تعریف نویسندۀ مقاله از &#8220;قدرت نرم&#8221; تعریفی شناخته شده و علمی است، تعاریف مقاله ما را به این سو رهنمون می‌کند که نتیجۀ ناگرفتۀ فیلم ، در جشن اسکار ثبت می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در واقع می‌توانیم بگوئیم فیلم دو نقش دیگر هم دارد که نام آنها در تیتراژ فیلم نمی‌آید ، اولین نقش، طرد داخلی، دومین نقش جذب خارجی. پذیرائی از تولید کنندۀ فیلم در خارج از کشور، و اخم و عبس به تولید کنندۀ فیلم در داخل کشور فیلم را تکمیل می‌کند. این دو نقش اساسی را بازیگران آنها نیز به خوبی بازی کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">گیریم که کارگردان فیلم جدائی نادر از سیمین، این فیلم را با قصد و غرض ساخته باشد. شاید بله ، و شاید هم نه! ما نمی‌توانیم تهمت بزنیم. سوال این است که چرا ما نقش خود را برای این هدف ، تکمیل می‌کنیم ؟ نقش عبوس طرد حداکثری؟</p>
<p style="text-align: justify;">حقیقت این است که جدائی نادر از سیمین فیلمی بسار قوی است، به جای آنکه اسکار حامی آن باشد ، باید ما به این فیلم هر چه جایزه فنی و بلکه محتوائی داشتیم می دادیم و بر سر آن غوغا می کردیم و تحلیلهای مان را در مورد نتیجۀ فیلم ارائه می دادیم. اما هم مؤسسۀ پشتیبانی کنندۀ اسکار نقش خود را خوب بازی کرد و سنگ تمام گذاشت و هم ما ، و فیلم کامل شد.</p>
<p style="text-align: justify;">ما در جشنوارۀ فجر به فیلم جایزه دادیم. ولی خوب آن هم با هزار حاشیه بود.</p>
<p style="text-align: justify;">اما قدرت نرم فقط در متن فیلم نیست، در هیاهوئی هم هست که بر گرد آن می‌شود. باید دید که &#8220;تاریخ&#8221; را چه کسی نوشت.  هیاهوئی که جبهه بندی مجازی و کاذبی حول فیلم به راه می اندازد که این فیلم از آن این جناح است یا آن جناح.</p>
<p style="text-align: justify;">و گویا &#8220;اسکار&#8221; در این میان، برندۀ قصه است.</p>
<p style="text-align: justify;">هنر اصغر فرهادی هم در فیلم این است که اصلا حرف نمی زند که فیلم مال کدام فکر و جناح هست. هر جناحی می تواند ادعا کند که نتیجۀ فیلم به نفع من است. و شما و ما می توانستیم ادعا کنیم، و نکردیم .  به جای این رفتار انفعالی باید از این فیلم حمایت گسترده می شد. و سکانس آخر فیلم اینچنین غمناک ثبت نمی‌گشت. هر چند نمی‌شد پیش‌بینی کرد که نقش خارجی، تا به این در وفا به جایگاه خود جدی است.</p>
<p style="text-align: justify;">ابوالقاسم طالبی راست می گوید. بهرحال ممکن است فرهادی قصدی نداشته باشد. اگر رفته جایزه گرفته، شاید فکر دیگری داشته. فرهادی از اسکار گرفتن اجتناب نمی کند ، زیرا اوج یک سینماگر عرفا اسکار است. برای چه اجتناب کند وقتی از این سو با أخ و تف ما مواجه می شود؟</p>
<p style="text-align: justify;">اینکه اسکار اوج شده هم برای ما و سینماگر ما عیب و عار هست. ولی فعلا همین که هست. اگر بهتر به سینما و هنر و هنرمند نگاه کنید، دیگر فرهادی لباس خود را شبیه به بیگانه نمی کند، پاپیون نمی زند تا نزد استادان سینما کوچک بشود و ملت ایران را کوچک کند. همۀ ما دوست داریم خودمان باشیم &#8230; اما وقتی خودمان اینچنین مملو از کینه و نفرت شدیم، دیگر کسی دوست ندارد خودمان باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">برای اینکه برای من و شما احترام قائل شوند ، به آنها احترام بگذارید. به آنها کینه نورزید و فیلم را بدون پیش زمینه و پیش قضاوت ببینید. یک دفعه فیلم را ببینید، فکر کنید مجید مجیدی ، ملاقلی پور یا حاتمی کیا ساخته &#8230; فیلم تلخ هست، اما متن آن خالی از اشکال هست. حتی یکی از کلیدی ترین نقاط عطف فیلم یا شاید بتوان &#8220;نقطۀ اوج&#8221; فیلم را &#8220;حرام و حلال&#8221; و نوعی تبلیغ مبانی دینی دانست، آنجا که زن خدمتکار، راضی نمی‌شود حرام را زیر پا گذاشته و بیشتر، دروغ بگوید. آن اوج تعلیقی که همه منتظرند ببینند نتیجۀ فیلم چه می‌شود و در آن جلسۀ صلح مانند، که قرار است توافقی سر دریافت پول اتفاق بیافتد. زن خدمتکار، جلسه را به هم می ریزد، به خاطر حرام و حلال، و رسما این به زبان آمده، و بر آن تاکید می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">اینکه فیلم چرا اسکار گرفته را، باید از داوران اسکار پرسید، بهرحال آنها مشغول هدف دیگری بوده‌اند، و اشتباه کرده‌اند، شاید هم فرهادی آنها را فریب داده است که عنصر اصلی و نجاتبخش و تعیین کنندۀ فیلم خود را شریعت الهی و حرام و حلال دین خدا گذاشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">بهرحال &#8220;فیلم سینمائی&#8221; امری پیچیده است و باید با این پدیده، بیش از آنکه به دنبال راه‌های میان‌بر گشت، به دنبال راه‌های حکیمانه‌تری بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1664/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پرسپولیس، سوگ شراب و غم مفرط عیش</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1153</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1153#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Nov 2010 21:23:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم و سریال]]></category>
		<category><![CDATA[آنارشیسم]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ نرم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوسازی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانه ساتراپی]]></category>
		<category><![CDATA[نهیلیسم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسپولیس]]></category>
		<category><![CDATA[پوچ گرائی]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/1153</guid>
		<description><![CDATA[&#8216;پرسپولیس&#8217; در واقع یک روایت جانب‌دارانه از افکار &#8216;مرجانه ساتراپی&#8217; است که در سال ۲۰۰۷ عرضه شده است. من مدت‌ها می‌خواستم این فیلم را ببینم که توفیق حاصل نشده بود. در این روایت کارتونی که به نظر می‌رسد صادقانه باشد، او به مصائب یک خانوادۀ اهل‌عیش‌ونوش وّ باده و بار می‌پردازد که با وقوع انقلاب&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1154" class="wp-caption alignleft" style="width: 173px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Perspolis.jpg"><img class="size-full wp-image-1154" title="Perspolis" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Perspolis.jpg" alt="فیلم کارتونی پرسپولیس - مرجانه ساتراپی" width="163" height="216" /></a><p class="wp-caption-text">فیلم کارتونی پرسپولیس - مرجانه ساتراپی</p></div>
<p>&#8216;پرسپولیس&#8217; در واقع یک روایت جانب‌دارانه از افکار &#8216;مرجانه ساتراپی&#8217; است که در سال ۲۰۰۷ عرضه شده است. من مدت‌ها می‌خواستم این فیلم را ببینم که توفیق حاصل نشده بود. در این روایت کارتونی که به نظر می‌رسد صادقانه باشد، او به مصائب یک خانوادۀ اهل‌عیش‌ونوش وّ باده و بار می‌پردازد که با وقوع انقلاب اسلامی همۀ دار و ندار و افکار خود را از دست داده‌اند. فیلم ابائی ندارد از آنکه روابط بی‌قید دختران و پسران ، باده نوشی و پارتی‌های رقص و پای‌کوبی را مظهر &#8216;آزادی&#8217; دانسته و آن را طلب کند. در واقع صداقت این فیلم  در این مورد به ثبت و تحلیل حقایق کمک زیادی می‌کند و باید از این بابت از سازندگان این فیلم متشکر بود، هر چند اگر آنان فارغ از عصر انقلاب اسلامی، توضیح کتاب خدا و سیرۀ رسول را در لزوم اجتناب از تمایلات نفسانی خود می‌شنیدند، زندگی بهتری را بدون آسیب‌های تاسف‌بار و سوزناک روایت شده در &#8216;پرسپولیس&#8217; می‌گذراندند و بدیهی است مصائب نقل شده در این فیلم بیش از هر کسی به عهده ساتراپی و سرکشی‌های نفس محور خانوادۀ وی است.</p>
<p>&#8216;پرسپولیس&#8217; البته این حق را برای خود محفوظ داشته است که به علت محدودیتی که انقلاب مردم ایران، به سازنده‌اش تحمیل کرده است، به بزرگنمائی خطاها و چشم‌پوشی از محسنات انقلاب اسلامی بپردازد و دفاع مقدس را امری بیهوده بپندارد و در راستای همان سیاست‌های غربی که به حمایت صدام حسین علیه انقلاب اسلامی پرداختند، به دیوسازی از جمهوری اسلامی مشغول شود.</p>
<p>اگر چه این فیلم همچون &#8216;سنگسار ثریا&#8217; یا &#8216;بدون دخترم هرگز&#8217; آن‌چنان الحان وحشیانه و کذب پرداز ندارد، اما ضمن ارائۀ برداشت‌های جانب‌دارانه و قاضی را یک‌طرفه رفتن، تنها بخشی از حقیقت را با عواطفی غیرتحلیل‌گر بازگو کرده است که اینجا قابل اعتناست. مرجانه ساتراپی این قدرت را داشته است که سخن خود را در قالب یک انیمیشن دو بعدی زیبا، به جهان عرضه کند. شاید از نظر او، روایتی که در خردسالی به وی منتقل شده، کمال حق باشد، و هرگز بر او روایت نشده‌باشد که احزاب جپ   متبوع عموی پرمهرش، چگونه سلاح به دست می‌گرفتند و به جرم محاسن صورت و انقلابی‌گری برای مردم پدران این ملت را در بازار و خیابان می‌کشتند. احتمالا یک روز یک سکانس از فیلمی روایت حملۀ چپی‌های مسلح به ساختمان‌های محل سکونت آدم‌های انقلابی هم ساخته شود و حقیقت مکتوم نماند ، تا اخلاق و منش صرفا به مهربانی با یک دخترک معصوم و بی‌خبر از واقعیات محدود نشود(من خود در کودکی شاهد حملۀ مسلحانۀ چپ‌های آن‌روز به خانه محل سکونتم بوده ام) . ای کاش مهر عموی مرجانه، نه فقط به وی، که به دختران شهدای این ملت نیز می‌رسید و آنان را یتیم و تنها نمی‌ساخت که دادگاه‌های انقلاب اسلامی مجبور به قصاص وی نشوند. و ای کاش تر، خوب می‌شد اگر فرزندان شهدای انقلاب اسلامی هر یک برای سرهای بریده و تن‌های تکه‌پاره‌شدۀ  پدران خود به دست دوستان عمویش، کارتونی تهیه می‌کردند تا نشان دهند، غصه و غم زندگی، تنها به مشکل شراب و بار ختم نمی‌شود. همان شهدائی که &#8216;پرسپولیس&#8217; ساترابی اکراه دارد از این‌که در تهران قدم بزند و نام آنان را بر در و دیوار و خیابان ببیند، تا مبادا تهران شبیه به &#8216;قبرستان&#8217; شود. که قاتل، از نام مقتول خود، فراری است و گویا اکنون پس از یک نزاع بیهوده، نیکوست که در آغوش غرب حامی صدام حسین، تهاجمی دوباره به این ملت بی‌دفاع و تنها آن هم از نوع &#8216;کارتون&#8217; روا داریم. این گویا انسانی تر و درست تر است.</p>
<p>با این‌حال رفتار حساب‌نشده یا غیر مسوولانۀ مامورین انتظامی جمهوری اسلامی نیز در این فیلم، برجسته شده است، و صحنۀ بازرسی و یورش مأموران به پارتی‌ها و جدال آنان با باده و شراب مکررا در طول فیلم نمایش داده می‌شود. در این میان حتی از دل‌رحمی زنان و مردان که به نظر می‌رسد کمیتۀ انقلاب اسلامی باشند، روایت شده است . دخترک و مادربزرگ او  همواره با استفاده از حس همدردی و دل‌رحمی این نیروها، از گرفتار شدن می‌گریزند. دخترک در نهایت به اصرار مادرش برای &#8216;آزادی&#8217; به اطریش می‌رود، در اطریش لاجرم ملعبۀ دست پسران هوس‌باز فرهنگ متبوع خود (شراب-بار-پارتی) می‌گردد، و ناخواسته در سیر این فیلم اعتراف می‌کند که حاصل این روش، چیزی جز هرزگی و افول برای او نیست. بنابراین پس از آوارگی به ایران باز می‌گردد و از خانوادۀ خود می‌خواهد چیزی از او نّپرسند. سرگذشت او در اطریش به اندازه‌ای سیاه هست که تمایل داشته باشد از وی سوالی پرسیده نشود. اما این‌که &#8216;ساتراپی&#8217; از این سرگذشت درسی گرفته یا نه، محل سوال است. شاید نمایش صورت‌های مشابه حزب‌اللهی ها و تکرار آن در سراسر فیلم، معنائی از عدم درک و حتی استطلاع از وضعیت فکری این قشر داشته باشد.</p>
<p>در روایت این فیلم کارتونی، او در اطریش با دوستانی رفت و آمد می‌کند که گرفتار پوچ‌گرائی و آنارشی هستند، خود این فیلم و ذات تمایل به الکل و عیش مفرط حاصل این نوع تفکر است و خلاصتا فیلم به هر چیزی که مانع این مسیر شود اعتراض دارد و خانوادۀ وی را خانواده‌ای مبارز علیه رژیم شاه نشان می‌دهد، اما گویا این فیلم از اثرپذیری از این نوع دوستان، بر حذر نمانده &#8230; و آنچه که ستوده می‌شود، همان عناصر قید شدۀ شراب &#8211; رابطۀ آزاد &#8211; پارتی است که آن را &#8216;آزادی&#8217; می‌خواند، هر چند نرمه‌ای از اراده‌های سیاسی هم در سیر این روایت، دیده می‌شود و اعدام‌هائی که حکومت ایران در جهت دفاع از تصمیم ملی در برابر تهاجم اقلیت‌های کمونیست و مجاهدین خلق صورت می‌داد، اعدام بی‌گناه تلقی شده و کم‌ترین حقوقی برای این ملت و حکومت منتخب آن در نظر گرفته نمی‌شود و اگر از سی‌صد هزار شهید ایرانی برای دفاع یاد برده می‌شود، خون آنان &#8220;هدر شده&#8221; و نام آنان تنها به &#8220;قبرستان&#8221; تعبیر می‌شود که این نظر شاذ و غریبۀ وی را نسبت به ملت ایران و دفاع آن از تمامیت ارضی و استقلال دربرابر متجاوز نشان می‌دهد. سوال این است که آیا بی تفاوتی و این تعرض به این دفاع در جنگی تحمیلی علیه ملت ایران، ضحیح است و آیا ما جنگ را خواستیم و آغاز کردیم؟</p>
<p>&#8216;مرجانه&#8217; در ایران به دانشگاه می‌رود، جالب این است که این فیلم هرگز سعی نمی‌کند ایران را در حد یک صحرا و چند شتر نشان بدهد و ایران در این فیلم در حد کشورهای اروپای شرقی نشان داده می‌شود، او در دانشگاه به حجاب اعتراض می‌کند و عنصر ثابت رفتار خود یعنی دوستی با پسران و شرکت در پارتی‌ها را فراموش نمی‌کند در این میان با پسری ازدواج می‌کند و پس از آن به دلایل نه خیلی پررنگ، به سفارش مادربزرگش از او طلاق می‌خواهد. و سپس به فرانسه می‌رود تا مسیر خود را ادامه دهد. او همچنان در ادامۀ راه عمویش مارکس را بعنوان شبهه خدا و راهنمای خود،  نشان می‌دهد که بهرحال این تلاشی است برای اعلام عقایدش.</p>
<p>نتیجتا، سیر این فیلم اگر چه تنها روایت‌گر بخشی از حقایق بانضمام تحریف غیرعمدی و کاریکاتوریزه کردن صحنۀ حقیقت و در نتیجه خودمحوری و ندیدن دیگران و حقوقشان است، اما در جمع با سایر اطلاعات در دسترس یک ایرانی، نظام جمهوری اسلامی را محق جلوه می‌دهد. هر چند همۀ ما بدانیم، در برخوردها و روش‌ها و اجرای آرمان‌های خطاهای فاحشی صورت گرفته باشد، سرگذشت &#8216;مرجانه ساتراپی&#8217; به وی اثبات می‌کند زندگی و سلامت زندگی چیزی فراتر از آن چیزی است که وی آن را تحت نام &#8216;آزادی&#8217; یافته و اگر او هم‌گام با عادت‌های آمیخته با حیا و خویشتنداری و عفّت مردمش زندگی می‌کرد هرگز دچار آن سرگذشت دهشتناک نمی‌شد و هر چند مأمورین دست پایین جمهوری اسلامی در کاتالیزه کردن انحراف و فساد وی، سهیم بوده اند، اما این هرگز چیزی از مسوولیت وی در قبال خودش کم نمی‌کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1153/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مختارنامه، سوگ اهل‌بیت در سکوت بغض و بهت!</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1104</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1104#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2010 13:53:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم و سریال]]></category>
		<category><![CDATA[حسین]]></category>
		<category><![CDATA[سریال]]></category>
		<category><![CDATA[عقیل]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مختار]]></category>
		<category><![CDATA[مختارنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/1104</guid>
		<description><![CDATA[عجب سکانسی بود که &#8220;مسلم عقیل&#8221; کوچه کوچه می‌گذارند و در هر پیچ از او جماعتی کسر می‌شدند&#8230; این صحنه از دیشب تابحال همین‌طور در جلوی چشمم بازپخش می‌شود&#8230;. با سرعتی که این فیلم پیش می‌رود، هجمۀ ظلمت و بیداد در این سیر، به شدت هولناک و رعب‌آلود است و اینگونه ادامۀ تماشای این مجموعه&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1137" class="wp-caption alignleft" style="width: 226px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Mokhtar_Poster_3_by_miladps3.jpg"><img class="size-medium wp-image-1137" title="Mokhtar_Poster_3_by_miladps3" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Mokhtar_Poster_3_by_miladps3-216x300.jpg" alt="" width="216" height="300" /></a><p class="wp-caption-text">پوستر مختارنامه</p></div>
<p>عجب سکانسی بود که &#8220;مسلم عقیل&#8221; کوچه کوچه می‌گذارند و در هر پیچ از او جماعتی  کسر می‌شدند&#8230; این صحنه از دیشب تابحال همین‌طور در جلوی چشمم بازپخش  می‌شود&#8230;. با سرعتی که این فیلم پیش می‌رود، هجمۀ ظلمت و بیداد در این  سیر، به شدت هولناک و رعب‌آلود است و اینگونه ادامۀ تماشای این مجموعه  سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود و درست این حس ایجاد می‌شود که بایست چوبی لای چرخ  این سریال گذاشت تا پیش نرود&#8230; حداقل داستان را کمی کش نداده‌اند تا در  طول یک هفته قابلیت هضم داشته باشد&#8230;</p>
<p>&#8220;مختارنامه&#8221; کاری است بسیار عمیق که در هفت،هشت قسمتی که پخش شد، آنقدر ذهنم را درگیر می‌کند که بعد از اتمام هر قسمتش همین‌طور به تلویزیون زل می‌زنم و در فکر فرو می‌روم. چیزی که برای هیچ فیلم و سریالی برایم اتفاق نیافتاده است.</p>
<p>شاید بارها این وقایع را بر سر منبرها و در کتاب‌ها خوانده‌ باشیم اما اثر  این فیلم بسیار خیره کننده هست. محتوای آن، طرز ساخت خوش آن، موسیقی‌ها و  تیتراژ ابتدائی و انتهائی حقیقتا یک مجموعه از تلاش عاشقانه و مخلصانه است  که لاجرم بر دل نشیند. خداوند عجب توفیقی به دست‌اندرکاران این سریال داده  است که در آن نقش بیافرینند و کار کنند. خوشا به حال آنها که اینگونه فریاد  انبیاء را در زمان می‌دمند! حقیقتا این سریال معادل یک منبر فعال در طول  قرنهای مظلومیت شیعه و یک روضۀ اهل بیت به فراخی صدای جهان است، تیتراژ  ابتدائی‌اش را که هر چه بیشتر می‌بینی، وابسته‌ترت می‌کند&#8230;</p>
<p>تا آن‌جا که خوانده‌ام، شیعه هیچ‌وقت قدرت نداشته است که در پهنۀ جهان  اینگونه عاشورا را فریاد بزند، و بعضی خصائص عصر حاضر ما و آنچه که رخ  می‌دهد حقیقتا در آرزوهای تاریخی شیعه بوده است. تلاش در نظام فعلی  دسترنج‌های متنوعی را عاید شیعه کرده است که هر یک به تنهائی ارزش بقای  نظام جمهوری اسلامی ایران را دامن می‌زند، از جمله &#8220;حزب الله لبنان&#8221;، و این  حرکت نرم اعلامی از سوی قلب امت اسلامی، این روزها در قالب چنین فیلم‌هائی  غنچه می‌دهد، به نظرم، این زلزلۀ عظیمی است که برآیند تلاش همۀ پیامبران  است و خیل مأمومین با عشق به گرامی‌داشت امام خود آمده‌اند و در مسیر وی  مقاومند &#8230; و این صدق آن عهد &#8220;من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله  علیه&#8221; است که امتی نبوده که جنم پیش‌برد آن را داشته باشد و باز هم باید از  این بابت از ربّ‌یکتای‌مان سپاسگزار باشیم و بر این عهد استوار بوده و در  طوفان‌های آتی قدمی از آن کوتاه نیائیم&#8230; و این‌که در جنگ معاندین موضوع  از جلب توجهات به منافع مکتب تشیع به مکاتب  دیگر سوق داده می‌شود این است  که فواید نظام حاکم در ایران با عرق تشیع  رابطۀ مستقیم دارد.  در قسمت دوم  یا سوم مختارنامه هم به این انحراف توجه ویژه شده بود و &#8220;رنگرزها&#8221;  به‌عنوان نماد نفاق به جنگ قومی و قبیله‌ای دامن زدند.</p>
<p>چند روز پیش اتفاقا به یک نوشته برخوردم با عنوان &#8220;<a href="http://fanus70.blogfa.com/post-111.aspx" target="_blank">آقای میرباقری! ما را معاف کنید&#8230;</a>&#8221;  که اولش فکر کردم باز هم طبق عادت، تشر است و تمسخر، اما متن را که  خواندم، دیدم درست همان حس بی‌قراری است که از دیدن این سریال به من‌نیز  دست می‌دهد و نویسنده‌اش شکوه کرده بود که ما تحمّل تماشای ادامۀ این سریال را نداریم. با خواندنش آن‌چنان بی‌قرار شدم که حتی دیگر ادامۀ متنش را  نخواندم. و اگر حالا هم بعد از چند هفته -با تاخیر- در مورد &#8220;مختارنامه&#8221; چیزی می‌نویسم بدان سبب است که عمیقا اندر &#8220;خماری&#8221; آن غرقم و دستم برای نوشتن این عظمت به کلید!(جدید قلم)، حرکت نکرده بود. دائم فکر می‌کنم خدا می‌داند چه آشوبی به پا خواهد شد اگر این سریال بر سر جزیرة العرب پخش شود و همۀ مردم این منطقه آن را ببینند و لمس کنند.</p>
<p>جالب اینکه، دو فیلم و سریال &#8220;مختارنامه&#8221; و &#8220;ملک سلیمان&#8221;، از سال‌ها پیش به دور از وقایع سال ۱۳۸۸ آغاز به کار کردند اما گوئی که برای این سال ساخته‌شده‌اند. شاید اگر این دو فیلم در سال ۱۳۸۷ عرضه می‌شدند، اینقدر جذاب و شفاف نبودند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1104/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ملاحظات و تقدیری بر «ملک سلیمان»</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1088</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1088#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Oct 2010 20:51:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم و سریال]]></category>
		<category><![CDATA[جلوه های ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمنامه]]></category>
		<category><![CDATA[محتوا]]></category>
		<category><![CDATA[ملک سلیمان]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/1088</guid>
		<description><![CDATA[سلام! دیشب به‌همراه خانواده رفتیم «سینما آزادی» تا فیلم «ملک سلیمان» را ببینیم. فیلمی بود «توحیدی» به معنای کلمه و «توحید» مبنای وجودی و حیات و سعادت ماست و بدیهی است که با ملاحظۀ چنین فیلمی با آنچنان جلوه‌های ویژه‌ای آن هم در زمانی که کشورهای مسلمان و اهل دین در سراسر دنیا ، از&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1089" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Kingdom_of_Solomon__sketch_by_proama.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-1089" title="Kingdom_of_Solomon__sketch_by_proama" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Kingdom_of_Solomon__sketch_by_proama-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">افتخار سینمای اسلامی-ایرانی</p></div>
<p>سلام!</p>
<p>دیشب به‌همراه خانواده رفتیم «سینما آزادی» تا فیلم «ملک سلیمان» را ببینیم. فیلمی بود «توحیدی» به معنای کلمه و «توحید» مبنای وجودی و حیات و سعادت ماست و بدیهی است که با ملاحظۀ چنین فیلمی با آنچنان جلوه‌های ویژه‌ای آن هم در زمانی که کشورهای مسلمان و اهل دین در سراسر دنیا ، از ساخت پروژه‌های بزرگ دورند جدا افتخار آمیز است و اگر شما هم فرصت داشتید حتما این فیلم را در سینما ببینید تا حداقل تقدیر را از سازندگان آن داشته باشید. اما از آن‌جا که در این فیلم خیلی احساس برادری می‌کنم لازم می‌بینم ملاحظاتم را گزارش کنم.</p>
<p>الف) فیلم، بین «درام Drama » و «مستند» بیشتر به مستندی تاریخی شبیه بود و اگر چه قصّه داشت اما از حیلت‌های حرفه‌ای قصّه نویسی و جلب مخاطب تقریبا به دور بود. شاید مخاطب امروز بیشتر عادت به این داشته باشد که طپش قلب بگیرد و دنبال کند  و دست آخر , برسد یا نرسد برای او مهم نباشد، شاید مخاطب دوست داشته باشد خون بپاشد به صفحۀ تلویزیون، یا تا دقیقه آخر فیلم، نداند کجای موضوع است و چند معما را در ذهن خود حل کند، شاید هم ما بعنوان مخاطب، باید عادت کنیم به حیله عادت نکنیم! ملک سلیمان گویا به یک تکلیف عمل کرده بود و آن «بلاغ مبین» بود. یک گزارش از تاریخ انبیاء. خود این البته امر مبارکی است اما به نظرم اگر کمی با آن فنون قصّه نویسی ممتزج می‌شد، خود را بیشتر در سطح جامعه می‌گستراند. سیر داستان یک مقدار تکه تکه و گزارش گونه بود تا اینکه یک قصّۀ دارای خط سیر مشخص باشد. طبعا قصۀ همگن، قابلیت سرگرم کنندگی توام با روشنگری را دارد و این خوب بهرحال برای خودش یک مؤلفۀ مهم است.</p>
<p>ب) صدابرداری و پردازش صدا به مثابۀ یک فیلم حرفه‌ای خوب بود و به قول آقای «طالب‌زاده» در «راز» طنین و صدای پای اسب‌ها -برای نمونه- بسیار اثرگذار بود.  اما صدای دالبی قابلیت کار بیشتری داشت و دو سه نمونه خیلی روشن از صحبت شخصیت‌های فیلم از پشت سر و انتقال آن به جلو در صحنۀ بعدی واضح‌ترین فرازهائی بود که بیننده &#8220;دالبی&#8221; بودن فیلم را حس می‌کرد. موسیقی فیلم هم یک مقدار بوی جومونگ می‌داد ولی خوب شرقی و ایرانی پسند بود و حماسی.</p>
<p>ج) جلوه‌های تصویری به نسبت آنچه که ایران تا کنون داشته در جمع بسیار خیره کننده و موفق بود. اما در برخی صحنه‌ها تصنعی بودن صحنه همچنان واضح بود. ( مثلا صحنۀ چهار ستون اطراف صخرۀ مقدس در شب) ، اما موضوعات دودی‌شکل شیطانی به مراتب بهتر از فیلم Lost بود.</p>
<p>د) باز هم در مورد سیر داستان، و موضوع و محتوا برخی سکانس‌ها مستقیم‌تر از آنچیزی بود که نیاز است و این منجر به گنگی مفهوم می‌شد. بهتر بود در سیر فیلم دلایل نیز شرح داده بشود، در برخی صحنه‌ها با توجه به فراتصوّر بودن موضوع فیلم برای بشر امروز، موضوعات سخت باور می‌شوند. مثلا &#8220;یک فروند دود از مبدأ آتش و جممۀ طلسم از صحراها و شهرها عبور می کند و به سادگی همسر حاملۀ سلیمان را می‌کشد&#8221;، این به این شسته رفته‌گی مایۀ احساس تحمیق در مخاطب می‌شود، شاید بهتر بود این تلاش اذناب شیطان برای آسیب رساندن به سلیمان ، با شرح و تفصیل و پیچیدگی بیشتری تا حد اغنای ذهن مخاطب در طول فیلم ، بسط داده می‌شد. یا مثلا طرد شدن دودهای مهاجم و عدم اثر آنان بر روی برخی از مردم، اگر چه با یک سخنرانی دعوت به تقوا، شرح داده شد، اما این &#8220;سخن&#8221; بود نه &#8220;درامای فیلم&#8221;، هنر فیلم در آن &#8220;القصّه&#8221; است.</p>
<p>ه) برخی سکانس‌ها زیاده از حد بود، مثل سکانس‌های مکرر اسب سواری سلیمان نبی(ع) در سفر به نقاط مختلف ملکش که برای تماشاگر چیز تازه‌ای نداشت. هر چند صحنه‌ها و مناظر طبیعی و جلوه‌های تصویری زیبائی وجود داشته باشد، اما به نظرم مخاطب همواره منتظر مفهوم و دلیل و نفس جستجو است ، که اگر این را در صحنه‌های تکراری هرچند زیبا باشند، پیدا نکند، گذر زمان بر او سخت می‌شود.</p>
<p>و) نقش همسر سلیمان نبی(ع)، مؤثر نبود و انتظار آن می رفت که حتی صبر و همراهی او با پیامبر، فراتر از یک کشته شدن لحظه‌ای در اتاقی امن، به نمایش گذارده شود. درست است که سینمای توحیدی امکان نمایش صحنه‌های مستهجن را ندارد اما سکوت‌ها و نگاه‌های چندثانیه‌ای، جای این موضوع را نمی‌گیرد و این حس را منتقل نمی‌کند. شاید مثلا نمایش پرده‌های از غیرت ورزی یا فداکاری دو همسر نسبت به یکدیگر، با صحنه‌های (هیجان آور)، دارای برابری باشد. هر چند «ملک سلیمان» هم شمّه‌هائی از این نوع جایگزین را به‌همراه داشت اما روشن و پررنگ نبود.</p>
<p>ز) &#8220;برای خدا و برای رسولش&#8221; ، در صحنۀ دفاع دو تن از سران قبایل در مقابلۀ حملۀ شیطان‌زده‌ها، بسیار زیبا و حماسی بود. بعد که سلیمان نبی(ع) رسید و آن دو شهید را تقدیم به پروردگار کرد، کلا بخش بسیار مؤثری بود. به نظرم این اوج فیلم از نگاه مفهومی بود.</p>
<p>ح) نجات زنانی که میان هیزم‌های آتش شیطانیان گرفتار آمده بودند، به دست سلیمان، اگر چه نوعی غیرت ورزی است اما نوع ساخت آن، مقدار زیادی «تابلو» بود و مخاطب کاملا می‌فهمید که تحت تهاجم القای یک مفهوم است. این یک اشکال است که فیلم‌های روز غربی دچار آن نیستند.</p>
<p>ط) از مزیّت‌های بارز این فیلم، و مهم‌ترین پیام ضمنی و حرفه‌ای که داشت، اهمیت ولایت رسول الله بود، و هم علمای فاسد بنی‌اسرائیل و هم سقیفه بنی ساعده را با هم در هم می‌کوبید ضمن این‌که مردم را دعوت به پیروی از مسیر خدا و تقوا و اطاعت رسولش می‌نمود. مشکلی که همۀ اقوام موحد تا به امروز داشته‌اند و تا این مشکل حل نشود، ظهوری هم از آخرین امام حجت و میراث‌دار پیامبران الهی، صورت نخواهد پذیرفت. و این اصل ماجرای حیات ماست&#8230;که این فیلم فاخر به ترویج آن اقدام کرد.</p>
<p>ی) باز هم تاکید می‌کنم، شاید صرفا «بلاغ مبین» برای صاحبان حق، کافی باشد و لازم نباشد هیچ پیچشی در موضوع داده شود. شاید «پیچش» تنها در شرایطی مفید باشد که حق با فیلم نیست. اما این چیزی از شرح و تفصیل و لزوم پاسخ به سوالات اساسی برای «مبین» شدن این ابلاغ کم نمی کند.</p>
<p>دست آخر، دست مریزاد! حظ بردیم و دعای این حقیر هم به دعاهای یک ملت مستضعف رسانه‌ای به ضمیمۀ کنید!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1088/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از ماست که بر ماست!</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1066</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1066#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Oct 2010 15:22:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/1066</guid>
		<description><![CDATA[(+) کارگردان یک سریال تلویزیونی درحال ساخت در یک اقدام عجیب و نامشروع از تمامی هنرپیشه‌های زن خود خواست که در زمان حضور در اردوی فیلمبرداری کشف حجاب نمایند. (+)  به تازگی میم.الف یعنی همان بازیگری که بیشتر شهرت سینمایی خود را مدیون شباهت ظاهری‌اش به یکی از بازیگران معلوم‌الحال سینمای طاغوت است، به هنگام&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<pre>(<a href="http://www.aftabnews.ir/vdcjitem.uqeoozsffu.html">+</a>) کارگردان یک سریال تلویزیونی درحال ساخت در یک اقدام عجیب و نامشروع از تمامی هنرپیشه‌های زن خود خواست که در زمان حضور در اردوی فیلمبرداری کشف حجاب نمایند.
(<a href="http://www.khabaronline.ir/news-102668.aspx">+</a>)  به تازگی میم.الف یعنی همان بازیگری که بیشتر شهرت سینمایی خود را مدیون شباهت ظاهری‌اش به یکی از بازیگران معلوم‌الحال سینمای طاغوت است، به هنگام شرکت در یک گردهمایی به ظاهر سینمایی در سوئد با پوششی هنجارشکن در برابر دوربینهای غربی ظاهر شده!
(<a href="http://www.jahannews.com/vdcjoievxuqevtz.fsfu.html">+</a>) معتمدآریا در جشنواره کن؛ کشف حجاب و دستبند سبز + عکس
(<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=65368">+</a>)  بازگشت خانم بازیگر‌ به ‌سیمای ایران ‌پس از ‌تن‌نمایی‌ در‌ سینمای امریکا!
(<a href="http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=53777">+</a>) گلشیفته فراهانی روسری اش را برداشت و در آمریکا ماندگار شد</pre>
<p>به لینک‌های فوق نگاه کنید! خبرهای روزمره‌ای که هر چند هفته در جامعۀ ما منتشر می‌شود و قدر متیقن قصد به انتها رسیدن ندارد!</p>
<p>عاملین این هنجارشکنی‌ها علیه جامعۀ ایرانی شاید برای خود این حق را قائل باشند که لااقل در انظار عمومی خارج از کشور آزادانه به فعالیت بپردازند و طبعا بر اساس قانون می‌توانند چنین رفتاری داشته باشند، بهرحال غربی که افتخارش دفاع از لواط‌کاران است، جای هر کاری هست، اما همۀ آنچه که در غرب عرف است، نه با سابقۀ خود غرب و نه با آموزه‌های قرآنی و فرهنگ ایرانی ما همخوان نیست. پس به نسبت جوانان و نوجوانان و سایر اعضای جامعۀ ما که به هر علتی از محبت و هیجان تا علاقۀ شخصی به این افراد به واسطۀ نقش آنان در فیلم‌های تلویزیونی و سینمائی وابسته شده‌اند، این هنجار شکنی در خارج از کشور یا در سایر انظار، بسیار مخرب است. این رفتار صدا و سیما را ناچار می‌سازد حداقل برای مدتی از هنرپیشۀ منظور استفاده ننماید اما به نظر می‌رسد از فرط عجز در تدارک نیروی معتقد و متخصص توأم ناچارا به این افراد مراجعه می‌نماید. از سوی دیگر تداوم این اخبار حاکی از پیگیری عملیات مده‌آ ست تا با به دام انداختن فرزندان این ملت، راه‌های جدیدی برای زندگی جلوی پای نسل‌های جدید بگذارند. نسلی که تحت بمباران اطلاعات و موضوعات مختلف قرار دارد و این، تصمیم‌گیری را برای یک نوجوان و جوان که اتفاقا از سوی نظام حاکم در ایران از برنامه ریزی مدون و محکمی برخوردار نیست، بسیار مشکل می‌سازد و در صورت موفقیت از هر جنگ ویرانگری برای حاکمیت ارضی و فرهنگ و تمدن و آئین ایران خطرناک تر است.</p>
<p>این مجموعه، ناشی از ناتوانی ما در ادارۀ بخش هنر پس از انقلاب است که مجبور شویم در تولیدات خود از افرادی استفاده کنیم که علاقه‌ای به رعایت فرهنگ و آئین این ملت ندارند و سر بزنگاه زهر خود را می‌پاشند و در طرح‌های اینچنینی نقش ایفا می‌کنند. آنان در نظر خود این آزادی را قائلند که هر بازی‌ای با فرهنگ و جامعه خویش نمایند اما پیش از هر چیزی این اشکال واضح ماست که خود رأسا نتوانسته‌ایم جامعۀ هنری انقلاب اسلامی را با اعتقاد به مبانی بسازیم و ساختاری اجتماعی برای پرورش این نوع نیرو نیز به شکل جدی تدارک ندیده‌ایم. البته این قاعده استثنائاتی دارد که اگر پای درد دل همین استثناءات بنشینیم دل پر خونی از تجاوزگری طیف حاکم بر سینما و سایر عرصه‌های هنری نسبت به آئین ملی و عقاید مردمی دارند. پس در این وادی، نباید اول از همه، از این شخصیت‌های سینمائی گله‌گی کرد که چرا آنچنان با اسلوب و روش‌زندگی بیگانه عجین شده‌اند، بلکه باید آنقدر نیروی معتقد داشت که الگوهای سطح اجتماعی ما علی الخصوص جوانان و جوانان را تکمیل کند تا کشف حجاب و تن‌نمائی یک هنرپیشه در گوشه‌ای از دنیا، در انزوای مطلق قرار گیرد.</p>
<p>حال که بیش از یک سال است &#8220;جنگ نرم&#8221; باب شده و در تریبون‌های نماز جمعه نیز سخن از آن رفته، سوال اینجاست که آیا جنگ نرم ، فقط محدود به &#8220;سایت&#8221; و &#8220;وبلاگ&#8221; درک شده یا حرکات اجتماعی برای ایجاد ساحت انقلابی هنر نیز در زمینی، فعالیت خواهد کرد؟ ما حتی آن بنیان‌هائی که در ابتدای انقلاب در گروه‌های سرود انقلابی داشتیم، از دست داده‌ایم و سال‌هاست که اثر محبوبی در سطح مردم نداشته‌ایم در حدی که برای سالگرد انقلاب خود همچنان از موسیقی‌های ۳۰ سال پیش استفاده می‌کنیم و حرف جدیدی در این ساحت نداریم!</p>
<p>پ.ن) این نوشته در بسط سرودهای انقلابی در یکی از نوشته‌های آتی ان‌شاءالله ادامه خواهد داشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1066/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۲۰۱۲ &#8230;</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/484</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/484#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jun 2010 18:24:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[2012]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[نقد 2012]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=484</guid>
		<description><![CDATA[سلام! از اوان نوجوانی که شاخک‌های کسب اطلاعاتم به طور مستقل تحریک می‌شد، به خاطرم هست که همیشه دو سال بعد، موعد روز آخر و نبرد آخر و آخر الزمان بوده است. همیشه اضطراب می‌گرفتم و اخبار را پیگیری می‌کردم. از ۱۹۹۶ قرار بوده آخر الزمان بشود &#8230; تا ۱۹۹۸ &#8230; ۲۰۰۰ &#8230; ۲۰۰۶ الخ! &#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_485" class="wp-caption alignright" style="width: 210px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-2012_Poster.jpg"><img class="size-full wp-image-485 " style="margin: 0px;" title="2012 movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-2012_Poster.jpg" alt="" width="200" height="297" /></a><p class="wp-caption-text">یک بودائی بر فراز کوه‌های هیمالیا ورود آب را در نزدیکی‌های اورست به تماشا ایستاده!</p></div>
<p>سلام!<br />
از اوان نوجوانی که شاخک‌های کسب اطلاعاتم به طور مستقل تحریک می‌شد، به خاطرم هست که همیشه دو سال بعد، موعد روز آخر و نبرد آخر و آخر الزمان بوده است. همیشه اضطراب می‌گرفتم و اخبار را پیگیری می‌کردم. از ۱۹۹۶ قرار بوده آخر الزمان بشود &#8230; تا ۱۹۹۸ &#8230; ۲۰۰۰ &#8230; ۲۰۰۶ الخ!  مخصوصا در جوامع غربی که مثل ما محدودیتی برای تعیین زمان ندارند، فورا گروه‌هائی جمع می‌شوند با یک سری دلایل موثق و غیر موثق مدعی می‌شوند که به زودی آخر الزمان خواهد بود. اما هیچ‌وقت این پیش‌بینی‌ها به نتیجه نرسید. سال ۲۰۱۲ هم از این قاعده مستثنی نیست شاید هم پوست من کلفت شده و دیگر به این بادها نمی‌لرزم. هر چند گشتن به دنبال روزآخر یا منجی عدالت گستر، خود نشانی از نشانه‌های آخر الزمان است اما علم ساعت نزد خداست. در آمدن روز جزا، هیچ شکی نیست، اما این‌که چه موقع فراخواهد رسید را با این شوخی‌ها نمی‌توان تشخیص داد. خداوند در قرآن اطمینان می‌دهد که این ساعت &#8220;ناگهانی&#8221; به سراغ انسان‌ها خواهد آمد.</p>
<p><span id="more-484"></span></p>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="5" width="100%" align="center">
<tbody>
<tr bgcolor="#f0f4f4">
<td height="11"><span style="font-family: arial;">جزء  <span style="text-decoration: underline;">۹</span> سوره  الاعراف آیه  ۱۸۷</span></td>
</tr>
<tr bgcolor="#e0e8e8">
<td colspan="2" valign="middle">یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی لاَ یُجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ <strong>لاَ تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً </strong>یَسْأَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ</td>
</tr>
<tr bgcolor="#d1dede">
<td colspan="2" valign="middle">درباره قیامت از تو سؤال مى‏کنند، کى فرامى‏رسد؟! بگو: (علمش فقط نزد پروردگار من است‏؛ و هیچ‏کس جز او [نمى‏تواند] وقت آن را آشکار سازد؛ [اما قیام قیامت‏، حتى‏] در آسمانها و زمین‏، سنگین [و بسیار پر اهمیت‏] است‏؛<strong> و جز بطور ناگهانى‏، به سراغ شما نمى‏آید!</strong>) [باز] از تو سؤال مى‏کنند، چنان که گویى تو از زمان وقوع آن باخبرى‏! بگو: (علمش تنها نزد خداست‏؛ ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.)</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>لذا اصولا نباید تحت تاثیر بازی‌هائی مثل فیلم ۲۰۱۲ و جریان‌های مشابه واقع شد. البته ما که قبل از روزآخر و روزرستاخیز،  ظهور را انتظار می‌کشیم و پیش از روزحساب به دنبال روز ظهور و برقراری حکومت عدل هستیم و تازه بعد به عنوان شیعه، در انتظار &#8220;رجعت&#8221; هستیم&#8230; با این یکی دو سال این مسائل حل نمی‌شود.</p>
<p>۲۰۱۲ به نظرم یک فیلم بسیار سخیف تجاری است که چندان سخنی برای گفتن ندارد و فقط قصد دارد از افکار مردم سوء استفاده کند و این واقعه را اگر چه اتفاق افتادنی اما قابل حلّ جلوه دهد. همواره از سوی ملحدین تلاش شده است در هول و اضطراب پیروان ادیان توحیدی و آخرالزمانی، یک جایگزین معرفی شود و طی این فیلم و ادامۀ اینترنتی آن هم، بسیار تلاش شده است اقوام مایا که بومیان قارۀ آمریکا هستند، مورد توجه قرار گیرند و به‌عنوان جایگزین قالب خلق‌الله شوند.  تاریخ این اقوام فقط تا سال ۲۰۱۲ تدوین شده و بسیاری از آن‌ها هم اکنون در گوشه‌ها خود را منزوی کرده و منتظر آخرالزمان هستند. در این میان بهرحال قشری از تمرکز روی ادیان توحیدی بازمانده و شیطان و ملحدین، برای خود سودی مهیا می‌کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-1.jpg"><img class="size-full wp-image-495 aligncenter" title="2012 Movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-1.jpg" alt="" width="450" height="676" /></a></p>
<p>برای جلوه‌های ویژۀ ۲۰۱۲ خرج زیادی شده و صحنه‌های پیچیدۀ بسیاری دارد که گویا کارگردان آن از ایجاد هیجان‌های تکراری که ده‌ها سال است در فیلم‌ها تکرار می‌شود ابایی ندارد. برای این فیلم در حدود ۲۰۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری شده، و در حدود ۷۷۰ میلیارد تومان فروش داشته است.</p>
<p>شعار این فیلم &#8220;we were warned&#8221; هست، یعنی &#8220;قبلا به ما هشدار داده شده بود&#8221; ، این فیلم از بنیان روحیۀ مذهبی و معنوی و از نگر توحیدی ساخته نشده بلکه در مقام تمسخر ادیان توحیدی برمی‌آید و تهیه کننده و کارگردان آن &#8220;رولند امریچ&#8221; فردی به شدت دنیاگراست که در آمریکا در هر شهری یک خانه عجیب و غریب و ویژه دارد و طبیعی است نگران اندوخته‌های خود باشد، او با غرض ورزی و کینه توزی تمام یک نسخه از ماجرای نوح نبی (ع) می‌سازد و در واقع، قصۀ نوح (ع) و نیز آخرالزمان را در این فیلم به سخره می‌گیرد و اینگونه تصویرسازی می‌کند که به‌هرحال &#8220;آخرالزمان&#8221; هم به دست بشر قابل حلّ است و چیزی پیش روی بشر نیست و حتی اگر زمین را آب بگیرد راه حلی برای فرار از &#8220;روز حساب&#8221; وجود خواهد داشت.</p>
<div id="attachment_496" class="wp-caption aligncenter" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-2.jpg"><img class="size-full wp-image-496" title="2012 Movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-2.jpg" alt="" width="450" height="218" /></a><p class="wp-caption-text">هواپیمای در حال فرار از میان ساختمان‌ها</p></div>
<p>داستان از آنجا آغاز می‌شود که فعل و انفعالاتی در ستارگان و خورشید رخ می‌دهد و این روی پوستۀ زمین تاثیر می‌گذارد و ضمن جلوه‌های ویژۀ نه چندان منحصر به فرد، شهرها در تمام دنیا به زیر آب می‌روند. اما طبق توافقی که سران دنیا با یکدیگر دارند کشتی‌های خاصی که قبلا به منظور فرار از چنین موقعیتی ساخته شده، آماده حرکت می‌شوند اما رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا با کمال انسانیت با مردم خود می‌نشیند تا می‌میرد. در این فیلم از همه جای دنیا در کشتی‌ها جمع می‌شوند و حیواناتی هم با هلکوپتر برای تداوم نسل به محل کشتی‌ها برده می‌شوند ، اما در نهایت خیره‌گی در ماجرای این نجات توسط کشتی، هیچ نمادی از یکتاپرستی دیده‌ نمی‌شود، مسلمانان یا نمایندگان سایر ادیان در این کشتی حضور ندارند. از همه قوم و کشوری در این کشتی‌ها تداوم نسل می‌یابند، اما اگر چه همه مردم از چین و روسیه و اروپا و آفریقا در این کشتی نماینده دارند، هیچ نشانی از مردم خاورمیانه نیست و این فیلم، به طور ضمنی کینۀ سیاه خود را نسبت به مردم منطقه شرق خاوری ما به منصۀ ظهور می‌رساند. همانطور که ابتداءا اشاره کردم هدف این فیلم بیشتر تجارت است تا این‌که بخواهد مفهومی اصیل و قابل گفتگو را منتشر کند.</p>
<div id="attachment_497" class="wp-caption aligncenter" style="width: 458px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-3.jpg"><img class="size-full wp-image-497" title="2012 movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-3.jpg" alt="" width="448" height="252" /></a><p class="wp-caption-text">شهرها در حال فرورفتن در آب و مواد مذاب</p></div>
<p>ضمن این فیلم ادیان به راحتی به سخره گرفته می‌شوند خلبان روسی هواپیمائی که عده‌ای را نجات می‌دهد، با نماد مسیحیان شکرگزاری می‌کند اما بلافاصله پس از آن هواپیمای او منفجر می‌شود. و فیلم تلاش می‌کند بیان کند مبانی دینی کمکی به نجات بشر نمی‌کنند. همچنین در بلندای هیمالیا دین بودائی به نمایندگی یک روحانی بودائی، با جلوه‌های بصری به زیر آب می‌رود، و جالب این که رابطۀ پدر و پسری نوح(ع) در اینجا باز هم به شکل سخیفی نسخه برداری می‌شود با این تفاوت که، پدر از کشتی جا می‌ماند و پسران سوار کشتی می‌شوند.این فیلم همانند فیلم‌های پر عظمتی مثل Avatar از انسجام فکری و همگنی برخوردار نیست و لذا نمی‌توان نقد منسجمی روی آن نوشت بلکه همانطور که فیلم وصله-پینه‌ای است، می‌توان وجب به وجب آن را نقد کرد.</p>
<p>دست آخر بشر تاریخ جدیدی را آغاز می‌کند و گویا اصلا اراده‌ای برای اتمام و &#8220;روز حساب&#8221; وجود ندارد و بشر از این اراده عبور می‌کند و عده ای نجات پیدا می‌کنند و تاریخ روز یکم ماه یکم سال اول خوانده می‌شود. جالب آن‌که قدرت طبیعت، آنچنان ناچیز انگاشته می‌شود که در طول این حوادث علیرغم اثر شدید طبیعی ستارگان بر روی زمین، همۀ ماهواره‌ها با نهایت دقت گزارش تهیه می کنند و تحلیل‌های ماهواره‌ای لحظه به لحظه‌ حاضرند. با این حال باز هم اینجا یک مشابهت آشکار با آیات قرآنی داریم، که پستی و بلندی زمین ضمن لرزش تغییر می‌کند و بلندترین نقطۀ زمین، جنوب آفریقا دیده می‌شود و فلات‌های بلند آسیائی جزو پست ترین نقاط زمین از لحاظ ارتفاع، دیده می‌شوند. در قرآن در سورۀ واقعه به این پدیده اشاره می‌شود، تورات و انجیل را گشتم، چیزی که با این پدیده مشابهت داشته باشد نیافتم. حال این شباهت ممکن است پرس و جو از دانشمندان زمین‌شناسی باشد که طبعا علم می‌تواند با قرآن سازگار باشد.</p>
<p>از نکات جالب فیلم این است که دختر رئیس جمهور آمریکا نیز که در این کشتی است، با یک پسر دانشمند ازدواج! می‌کنند، پیش از وقوع این، این دختر در کیف پسر نگاه می‌کند و می‌گوید &#8220;فقط کتاب با خودت داری&#8221;، پسر می‌گوید: &#8221; از افتخارات من در دوره تحصیل این بوده که هیچ<strong> دوست دختری</strong> نداشتم، اما<strong> ۲۰۰۰ کتاب خواندم</strong>&#8220;. و این پسر،<strong> لیاقت ازدواج! با دختر رئیس جمهور آمریکا </strong>را پیدا می‌کند.</p>
<p>حرف آخر: این فیلم تنها نان صنعت و فناوری تولید جلوه‌های بصری‌اش را می‌خورد و صحنه‌هائی که از زیرورو شدن زمین، عرضه می‌کند. در این ضمن، سناریوی بسیار ضعیف و بچه‌گانه‌ای دارد که برای پوشش این ضعف، در میان داستان خود هم دو ماجرای عشقی و یک عشق مثلثی هم ذخیره کرده است تا از تکرار و پیگیری اهداف ویران‌گر خانواده، خالی نماند. در نهایت صحنه‌های این فیلم دقیقا آن چیزی است که قرآن کریم در زیر و رو شدن زمین شرح می‌دهد و برای ما فانی بودن این دنیا را یادآور می‌شود.</p>
<blockquote>
<h4>
<div><img onclick="loadm('sound/001/besm.swf')" onmouseover="style.cursor='hand'" src="http://www.al-shia.org/image/far/quran/matn/besm.gif" alt="" />ترجمۀ سورۀ واقعه</div>
<p><span style="color: black;">هنگامى که واقعه عظیم واقع شود، </span>«۱» <span style="color: black;"> هیچ کس نمى‏تواند آن را انکار کند! </span>«۲»<span style="text-decoration: underline;"> <span style="color: black;"> [این واقعه‏] گروهى را پایین مى‏آورد و گروهى را بالا مى‏برد! </span></span>«۳» <span style="color: black;"> در آن هنگام که زمین بشدّت به لرزه درمى‏آید، </span>«۴» <span style="color: black;"> و کوه‏ها در هم کوبیده مى‏شود، </span>«۵» <span style="color: black;"> و بصورت غبار پراکنده درمى‏آید، </span>«۶» <span style="color: black;"> و شما سه گروه خواهید بود! </span>«۷» <span style="color: black;"> [نخست‏] سعادتمندان و خجستگان [هستند]؛ چه سعادتمندان و خجستگانى‏! </span>«۸» <span style="color: black;"> گروه دیگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانى‏! </span>«۹» <span style="color: black;"> و [سومین گروه‏] پیشگامان پیشگامند، </span>«۱۰» <span style="color: black;"> آنها مقرّبانند! </span>«۱۱» <span style="color: black;"> در باغهاى پرنعمت بهشت [جاى دارند]! </span>«۱۲» <span style="color: black;"> گروه زیادى [از آنها] از امّتهاى نخستینند، </span>«۱۳» <span style="color: black;"> و اندکى از امّت آخرین‏! </span>«۱۴» <span style="color: black;"> آنها [= مقرّبان‏] بر تختهایى که صف‏کشیده و به هم پیوسته است قراردارند، </span>«۱۵» <span style="color: black;"> در حالى که بر آن تکیه زده و رو به روى یکدیگرند! </span>«۱۶»</h4>
</blockquote>
<p>پ.ن ۱ ) به نسبت یک فیلم، زحمت زیادی کشیدم ۲۰۱۲ را تهیه کنم. دل‌خوری مشهود در نوشته‌ام به‌این‌خاطر است که این‌همه زحمت، ارزشش را نداشت.<br />
پ.ن ۲ ) تا قبل از نوامبر ۲۰۱۲ حتما از فایل‌های خود بکآپ تهیه بفرمائید :دی<br />
پ.ن ۳ ) دی‌وی‌دی تایتل و اسکرین-پلی، علاقمندان <a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-Movie.zip">بدانلودند</a>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/484/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قصۀ‌ دین‌داری‌ما و دستان پر جیمز کامرون!</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/445</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/445#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 11:34:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[علم دین]]></category>
		<category><![CDATA[آواتار]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=445</guid>
		<description><![CDATA[سلام چند ماهی بود می‌خواستم فیلم آواتار جیمز کامرون را ببینم و فرصت و حوصلۀ توام جور نمی‌شد، این‌که دقیقا می‌خواستم این فیلم را ببینم به علت شهرت‌ش در جلوه‌های دیداری رایانه‌ای آن بود که دستی در این کار دارم. سعی نکردم داستانش را هم قبلا مطالعه کنم که بی‌مزه نشود. دی‌شب که فرصت کردم&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-Avatar-Teaser-Poster.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-446" style="border: 3px solid black; margin: 10px;" title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-Avatar-Teaser-Poster.jpg" alt="" width="200" height="297" /></a>سلام<br />
چند ماهی بود می‌خواستم فیلم آواتار جیمز کامرون را ببینم و فرصت و حوصلۀ توام جور نمی‌شد، این‌که دقیقا می‌خواستم این فیلم را ببینم به علت شهرت‌ش در جلوه‌های دیداری رایانه‌ای آن بود که دستی در این کار دارم. سعی نکردم داستانش را هم قبلا مطالعه کنم که بی‌مزه نشود. دی‌شب که فرصت کردم این فیلم را ببینم واقعا در حیرت ماندم. این یک فیلم بسیار عجیب و غریب، مغایر با همه اهداف و ترویج‌های غرب سکولار و لائیک، و متمایل به ادیان و حداقل می‌توانیم بگوئیم معنویت به مفهوم توحیدی است. توحیدی بدان جهت که علائم به شدت از روی ادیان ابراهیمی کپی شده است. در یکی از سایت‌هائی که در ادامۀ این فیلم ساخته شده بود و علاقمندان به فیلم در آن تجمع می‌کنند، درگیری عمیقی بین تفسیر مفاهیم منتقل شده بین دین‌داران (مسیحی/یهودی) با کفار و ملحدین دیدم و بسیار جالب بود و البته به دلیل عدم حضور نقادانه مسلمان‌ها، در آن میدان از این نکات که در این نوشته‌ می‌آید مغفول مانده بودد.</p>
<p>این که هدف تهیه کننده این فیلم یعنی جیمز کامرون، چه بوده الله اعلم! در خیر بودن آن تردید دارم و ممکن است تصور کنم این سوء استفاده از مفاهیم حماسی در اسلام و ادیان توحیدی است تا تایید آن‌ها، سعی کردم از دین جیمز کامرون مطلع بشوم که گویا بطور مبهمی مسیحی پروتستان ذکر شده. اما به این نکات عجیب و غریب که در هیچ فیلمی دیده نمی‌شود می‌پردازیم.این برداشتی است که من دارم و بر هر کسی است حقّ برداشت!</p>
<p>این یک فیلم حماسی/فانتازی/تخیلی است، ۰٫۲۳ میلیارد دلار خرج برده و ۲٫۷ میلیارد دلار درآورده یعنی چیزی حدود ۲۷۰ برابر اخراجی‌ها، که ۱۰ برابر کلاه قرمزی، فروش کرد. این دو از پرفروش ترین فیلم‌های ایران هستند. آواتار پر فروش‌ترین فیلم سینمای جهان هست. فکر می‌کردم این فروش به علت همان جلوه‌های صوتی و تصویری سه بعدی‌اش باشد اما مضامین این فیلم بسیار مهم‌تر از این جلوه‌هاست و گویا تهیه کننده می‌خواسته همه چیز را به طاق بزند.</p>
<p>این مطلب بیش از حد بلند است و بخاطر همین ادامۀ آن را به صفحۀ درونی محول می‌کنم.</p>
<p><span id="more-445"></span></p>
<h2>عملیات عام الفیل</h2>
<p>موضوع حماسه و اوج فیلم مربوط به رویاروئی گروهی‌ زمینی سرمایه محور، به ساکنان یک سیّاره ناشناخته است که تمدّنی پیش‌رو بر پایۀ معنویت دارند. زمینی‌ها حمله می‌کنند تا منابع زیر زمینی آنان را غارت کنند. داستان این است که یک &#8220;شرکت سهامی&#8221; به مفهوم سرمایه‌گذاری، جهت استخراج معادن از سنگ‌هائی که حامل انرژی بسیاری هستند، در سال ۲۱۵۴، به یک کرۀ شبیه به زمین به نام پاندورا لشکرکشی می‌کند. در این کره یک نوع موجودات شبیه به انسان وجود دارد که احترام زیادی برای همه موجودات زنده قائلند و با طبعیت هم‌نوا و هم‌گن هستند. برای این عده که ناوی خوانده می‌شوند، زمینی‌ها که در فیلم &#8220;آسمانی&#8221; و &#8220;بیگانه&#8221; خوانده می‌شوند، بطور تلویحی در محاورۀ شخصیت‌ها با معرفی دشمن ونزوئلائی، آمریکا معرفی می‌شوند. در نهایت پس از ویران شدن درخت عظیمی که محل سکونت یکی از اقوام این سیاره است، آنان به <strong>درختی مقدس </strong>پناه می برند. درخت عظیم محل سکونت‌شان توسط سفینه های غول پیکر و برنامه ریزی و بمب و موشک های زمینی نابود می شود. مردم بومی برای ممانعت از تخریب بیشتر، همۀ اقوام آن سیاره را جمع می کنند تا مبارزه کنند. برنامه بعدی زمینی‌ها برای برداشتم موانع، حمله به همان <strong>درخت مقدس </strong>در کوهستان &#8220;هللویا(Hallelujah) &#8221; است که به زبان ما می‌شود &#8220;الحمدلله&#8221; یا &#8220;سبحان الله&#8221;. کوهستانی مملو از کوه‌های شناور در آسمان که زیباترین نمای این فیلم است، <strong>شب رویاروئی </strong>شخصیت اول داستان نزد درختی می‌رود، و <strong>&#8220;دعا&#8221; می‌کند، </strong>که این <strong>درخت که رابط مردم و خداست یاری برساند. </strong>در نهایت نبرد رخ می‌دهد، و اهل سیاره در مقابل تجهیزات وسیع زمینیان در حال شکست هستند که ناگهان تمام زمین و زمان و <strong>همه موجودات روی زمین و پرندگان هوا، علیه متجاوزین سرمایه محور، متحد می‌شود </strong>و حیوانات و پرندگان شبیه به دایناسور به سمت آنان حمله می‌کنند <strong>و در هم می‌کوبند. </strong>خوب از این داستان یاد چه سوره‌ای از قرآن می‌افتیم ؟ این ماجرائی است منحصر به قرآن کریم در میان کتب آسمانی و زمان رخداد این معجزه مسجّل تاریخی، سال تولد پیامبر خدا محمّد (ص) یعنی &#8220;عام الفیل&#8221; است.</p>
<blockquote><p><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/besm.gif"><img class="alignright size-full wp-image-447" title="بسم الله الرحمن الرحیم" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/besm.gif" alt="" width="200" height="30" /></a>أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ «۱»  أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ «۲»  وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ «۳»  تَرْمِیهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّیلٍ «۴»  فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ «۵»<br />
آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران (= لشکر ابرهه که براى نابودى کعبه آمده بودند) چه کرد؟!  «۱»   آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟!  «۲»   و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد،  «۳»   که با سنگهاى کوچکى آنان را هدف قرارمى‏دادند؛  «۴»   سرانجام آنها را همچون کاه خورده‏شده [و متلاشى‏] قرار داد!  «۵»</p></blockquote>
<div id="attachment_453" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar2.jpg"><img class="size-full wp-image-453" title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar2.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">ارتش ابرهه برای حمله به درخت مقدس</p></div>
<p>البته در ذیل این ماجرای تاریخی داریم که &#8220;عبدالمطلب&#8221; نماز بسیاری برای نابودی سپاه ابرهه گذاشت، تا خانۀ خدا ویران نشود. <strong>این که یک گروه برای تخریب خانه ای معنوی و مقدس حمله کنند و مردم به واسطۀ &#8220;دعا&#8221; به درگاه قادر متعال، از این تجاوز، جلوگیری کنند با این احوال یک کپی رسمی از این واقعه و از آیات قرآنی است.</strong> هنگامی که فرماندۀ نیروهای آمریکائی، سربازان را جمع کرده و توسط یک سری اسلاید شرح حمله می‌دهد، ساکنین جزیره را متجاوز و نژاد پرست می‌خواند و در حالی که فیلم تلاش می‌کند این رفتار زمینی‌ها را تقبیح کند، خود این فرمانده و مؤیدین او موجوداتی تجاوزگر و وحشی رقم می‌خورند،  او می‌گوید <strong>&#8220;ما ترور را با ترور جواب می‌دهیم&#8221;</strong> و هنگامی که منطقه حمله یعنی درخت مقدس را مورد شرح قرار می‌دهد صراحتا بیان می‌کند که این <strong>منطقه توسط &#8220;خدا&#8221;ی آن‌ها حمایت می‌شود </strong>و ما آن را خراب می‌کنیم. این خصوصیت مکه و سایر اماکن مقدس اهل توحید است. در این جا عده ای از سربازان به نشانۀ کیف و تایید این سخنان ، می‌خندند. این نشانی‌ها، رسما طعنه‌هائی به جملات وحشیانه‌ رئیس جمهور آمریکاست و البته ضربه‌ای آشکار به همۀ تنۀ مادی‌گرایان.</p>
<div id="attachment_448" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar4.jpg"><img class="size-full wp-image-448  " title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar4.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">برگزیده و درخت نور</p></div>
<p>اما چرا جیمز کامرون درخت را برای ارتباط با قدرت حاکم که در این فیلم &#8220;Eywa&#8221; نامیده می‌شود انتخاب کرده؟ و &#8220;دعا&#8221; را نزد این درخت &#8220;مستجاب&#8221; هم کرده است؟ جائی که در قرآن نیز، این ارتباط معنوی میان خداوند متعال و موسی کلیم الله (ع)، به واسطۀ یک درخت برقرار می‌شود. موسی(ع) نوری از دور دید و تصور کرد که آتش است، رفت تا کمک بیاورد، سپس :</p>
<blockquote><p><a href="../wp-content/uploads/2010/06/besm.gif"><img title="بسم الله الرحمن الرحیم" src="../wp-content/uploads/2010/06/besm.gif" alt="" width="200" height="30" /></a>فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الْوَادِی الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبَارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن یَا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ<br />
هنگامى که به سراغ آن آمد، از کرانه راست درّه‏، در آن سرزمین پر برکت‏، از میان یک درخت ندا داده شد که‏: (اى موسى‏! منم خداوند، پروردگار جهانیان‏!)</p></blockquote>
<p>جالب این که در تورات، موسی(ع) در یک &#8220;بته&#8221; نور یا آتش دید، نه یک درخت نورانی !  (آنشی که نمی‌سوزاند = نور ).</p>
<blockquote><p>کتاب خروج، باب سوم:۲: و فرشتۀ خداوند در شعلۀ آتش از میان بوته‌ای بر وی ظاهر شد. و چون نگریست، اینک آن<strong> بوته به آتش مشتعل ا</strong>ست اما سوخته نمی‌شود.</p></blockquote>
<h2>علیه سکولاریزم!</h2>
<p>شخص اول داستان Jake، که البته در نسخه ابتدائی فیلمنامه Josh یا &#8220;یوشع&#8221; یکی از پیامبران بنی اسرائیل نام‌برده شده، برای دعا نزد درخت صداها می‌رود که محل پذیرش دعاست، قبلا در فیلم نمادهای مقدّسی که به نظرم نماد فرشته‌گان هستند، به طور استثنائی ناجی وی می‌شوند که هم کشته نشود، هم مجوز ورود وی به قوم فراهم شود. همسرش! Neytiri، که در نسخۀ اولیۀ فیلم‌نامه زلیخا یا (Zuleika) نام گرفته نزد وی می‌آید. او مایۀ حضور و پذیرش Jake در قوم و آموزش وی به سبک تمدن این سیاره است، Jake درخت را خطاب قرار می‌دهد و دعا می‌کند :</p>
<blockquote><p>&#8221; ببین! تو مرا برای یک چیزی<strong> انتخاب کردی!<span style="color: #888888;"><span style="text-decoration: underline;"> ( اینجا هم اشاره به &#8220;رسالت&#8221; دارد). </span></span> </strong>من می‌ایستم و می‌جنگم، تو می‌دونی که اینکارو می‌کنم، اما یک مقداری هم به کمک احتیاج دارم&#8221;</p></blockquote>
<p>در همین هنگام Neytiri نزد وی می‌آید و می‌گوید :</p>
<blockquote><p>&#8220;بزرگ مادر ما(یعنی همان خدای تعریفی در این فیلم)، <strong>جناح نمی‌پذیره. </strong>او فقط تعادل زندگی رو تامین می‌کنه&#8221;</p></blockquote>
<p>Jake پاسخ می‌دهد :</p>
<blockquote><p>به امتحان‍ش می‌ارزه</p></blockquote>
<p>و در نهایت، در حالی که اهل سیّاره در حال شکست خوردن هستند، این اتفاق رخ می‌دهد، و دعای این برگزیده، این کار سیاسی را انجام می‌دهد. پس از انجام وعده الهی Neytiri که بعید می‌دانست چنین اتفاقی رخ دهد می‌گوید: &#8220;جیک، ایوا(خدا) صدای تو را شنیده بود&#8221;. و دوباره با فریاد این را تاکید می‌کند. پس دعا و دین در مواقع سیاسی هم کار می‌کند!</p>
<div id="attachment_450" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar1.jpg"><img class="size-full wp-image-450   " title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar1.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">حملۀ پرندگان به سپاه ابرهه!</p></div>
<h2>شهادت!</h2>
<p>از حیرت آور ترین نکات فیلم کاربرد لفظ شهادت است! <strong>گروهی از زمینی‌ها</strong> به ناوی‌ها یعنی ساکنان بومی سیاره <strong>می‌پیوندند </strong>تا از حقیقت وجودی آنان و تمدّن قابل ستایش آنان، در مقابل حملۀ سودجویان سرمایه گرا، دفاع کنند. پیش از حمله به ارزیابی چگونگی حمله و دفاع می‌پردازند. پس از ارزیابی قدرت‌ها و ناامیدی از توان مقابله، یکی از زنان خلبان، می‌گوید : <strong>&#8220;فکر می‌کردم بتوانیم با راهی غیر از &#8220;<span style="color: #ff0000;">شهادت</span>&#8221; موفق شویم&#8221;</strong>. عین لفظ شهادت یعنی <strong>Martyrdom </strong>را به کار می‌گیرد! و بعدا خود در نبرد نیز با دلاوری تمام به اصطلاح &#8220;شهید&#8221; می‌شود.<br />
البته این در فیلم‌نامه ابتدائی نیست و بعدا اضافه شده.</p>
<h2>مذمّت پوزیتویسم!</h2>
<p>در بسیاری از فیلم‌ها به‌عنوان تحقیر معنویت گرایان دانشمندی ظاهر می‌شود و وقتی می‌خواهند معنویت را مورد تمسخر قرار دهند، می‌گویند : &#8220;من یک دانشمندم!&#8221; یعنی چیزی که نمی‌توانم بفهمم، به من نگوئید. و اگر گفتید پس خرافات است. بنیان کفر بر همین شکل می‌گیرد، ما چنین تحقیری را از سوی صاحبان دانش تجربی در تاریخ سینما بسیار دیده‌ایم. که من چون خدا را ندیدم، پس خدا نیست. و هر چه نبینم پس نیست. البته انتیشین جمله مشهوری دارد که &#8220;تصوّر، از خود دانش مهم‌تر است&#8221;. نمی خواهیم اینجا بحث کنیم. در این فیلم باز هم بر خلاف آموزه‌های معمول هالیوودی به این مساله پرداخته می‌شود. زن دانشمند در حالی که Jake از روش کمک بومیان جزیره به وی می‌گوید او پاسخ می‌دهد :&#8221; من یک دانشمندم، اینو که میدونی، من به داستان‌های افسانه‌ای اعتقادی ندارم&#8221;. Jake تاکید می‌کند آن‌ها کمک می‌کنند. چون <strong>&#8221; خدا حمایت می‌کند&#8221;</strong>، باز هم اینجا تاکید می‌شود آن‌ها اکنون هیچ جائی ندارند جز یک جا و این جا تلویحا <strong>استضعاف </strong>این قوم آواره نیز به رخ کشیده می‌شود که در حالی که نه نیرو دارند و نه آذوقه باز هم نوید پیروزی می‌آید، خدا قطعا به یاری آنان خواهد شتافت. Jake این زن دانشمند را نزد این قوم می‎‌برد آن‌ها مراسم جماعتی برگزار می‌کنند، موهای خود را به خاک پیوند می‌دهند و این موها همچون ریشه به ریشه‌های درخت مقدس وصل می‌شود، تا جان وی را به دنیای خودشان منتقل کنند، اما وی به دلیل ضعف و زخمی که از تیر زمینی‌ها در هنگام فرار برداشته، می‌میرد! Jake ناراحت می‌شود، این قوم به وی می‌گویند او به Eywa یعنی همان خدا منتقل شده و نگران نباش. در این هنگام این دانشمند چشم باز می‌کند و می‌گوید <strong>&#8220;جیک ، من پیش ایوا هستم، او واقعی است&#8221;</strong> و این ضربۀ محکمی به آن ژست الحادی برخی از فیلم‌هائی است که به واسطۀ دانش، خدا را منکر می‌شوند. در این نقطه &#8220;مرگ&#8221; نیز به طور بی‌سابقه‌ای زیبا تعریف می‌شود.</p>
<h2>تلطیف جماعت!</h2>
<div id="attachment_452" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar3.jpg"><img class="size-full wp-image-452  " title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar3.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">دعای جماعت</p></div>
<p>در دو سه صحنه از فیلم، بر خلاف اکثر فیلم‌های غربی که عمل معنوی جماعت، تقبیح می‌‍شود، در این فیلم، مردم به شکلی جمعی، دور این &#8220;درخت مقدس&#8221; جمع می‌شوند و هر چند ظاهرشان مثل نماز جماعت مسلمانان نیست، اما هم‌چنان دور می‌نشینند، یک رهبر جمعی، سخنانی می‌گوید و سرودی می‌خواند و بقیه تکرار می‌کنند. و حرکاتی انجام می‌دهند. آن هم به‌عنوان دعا و برای نجات جان مردم. این اولین فیلمی از آن سوست که می‌بینم در آن دعای &#8220;جماعت&#8221; منبع قدرتی مثبت معرفی می‌شود. همیشه در فیلم‌های هالیوودی چنین صحنه‌هائی را برای وحوش می‌بینیم!</p>
<p>نکات دیگری هم هست، اما اهمش همین بود. این نکات بسیار عجیبی است که مغایر با عموم فیلم‌های هالیوودی است، البته با مقایسه فیلم با متن فیلم‌نامه مشخص است فشارهای زیادی به جیمز کامرون وارد آمده تا روحیّات متمایل به مذهب از  این فیلم حذف شود. این اختیار خود کامرون بوده یا نه نمی‌دانم اما در هر حال این فیلم از دید بسیاری از صاحبان فن، مستحق دریافت اسکار بوده است، و از آن‌جا که اسکار همیشه یک جایزۀ سیاسی دانسته می‌شود و این فیلم مشخصتا محمل چنین مضامین نزدیک به خداپرستی است، حقش را نگرفته و اسکار به یک فیلم بسیار ضعیف‌تر اختصاص یافته است.</p>
<p>مشخصتا از این میان می‌توان مخالفت‌هایی با این نوع فیلم‌سازی یافت که برای معنویت هستند و البته زمینه‌های مذهبی این فیلم و نویسندۀ مقتدر آن از دید هیچ‌ عاقلی پنهان نمی‌ماند.  حال این‌که قصد وی از ایجاد چنین ترکیبی چیست، باز هم باید گفت الله اعلم. شاید یک ترکیب خلاقانه از هنر است که به هر عامل زیبائی دست می‌برد تا داستان خود را تکمیل کند، شاید هم واقعا حامل تایید حقانیّت عقیدۀ توحیدی و جنگ علیه مادی‌گرائی است که به نظرم دومی به حقیقت نزدیک تر است. ای بسا که این فیلم فریادی باشد از تاریکی‌های القاءات دنیاپرستان هالیوودی. این‌که چرا هالیوود اجازه ساخت چنین فیلمی را پس از سال‌ها به جیمز کامرون داده به نظرم ممکن است حاکی از یک درگیری داخلی میان عقاید این فرد خلاق با هالیوود باشد.  بهرحال هالیوود قصد دیدن قهر چنین کارگردان ماهری را ندارد و در این نزاع مجبور به پذیرش شرایط است. بهرحال این ارزیابی‌ها و نظرات من است و این فیلم در نهایت بسیار مغایر با آموزه‌های هالیوود و تکان دهنده است. شاید هم این را یافته‌اند که بالاخره تمسّک به آموزه‌های دینی، و قادر متعال، راه چارۀ پیروزی است و این‌گونه نیروهای خود را تشجیع می‌کنند تا از فساد مادی‌گرائی خلاصی یابند که البته این خبر خوبی است. در نگاه بدبینانه این بازی با اعتقادات اسلامی ممکن است جهت معرفی جایگزین‌هایی باشد با استفاده از ارکان و زیبائی‌های تمدّن فعلی ما که نسبت به این احتمال نیز باید هوشیار بود.</p>
<p>قصۀ ما و تمدن توحیدی‌مان و قصه‌های قرآنی که باید جیمز کامرون از آن کپی کند، قصۀ غریبی است. واقعا حیف است در این دنیا، ما از مبادی و قصّه های تمدنی خود استفاده نکنیم و دیگران با نهایت هنرمندی به استفاده از این مفاهیم و ارزش‌ها روی آورند. در نهایت من توصیه نمی‌کنم فیلم را بدون مواظبت ببینید چون خیلی هم سالم نیست و سالم نبودنش مربوط به جوّ عرفی فیلم‌های غربی است.</p>
<p>پ.ن. ) ساب تایتل فیلم، اسکرین‌پلی ، تریتمنت &#8211; علاقمندان<a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/Avatar-Scripts.zip"> بدانلودند</a>.</p>
<p>تکمله ) یک مروری که روی این نوشته داشتم ناگهان در تصویر آخر یک ساختار در نزدیکی این محل مقدس دعا، نظرم را جلب کرد! ساختاری که فقط در کنار کعبه دیده می‌شود:</p>
<div id="attachment_481" class="wp-caption alignnone" style="width: 480px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/holy-tree-kaaba.jpg"><img class="size-full wp-image-481 " title="holy-tree-kaaba" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/holy-tree-kaaba.jpg" alt="" width="470" height="759" /></a><p class="wp-caption-text">این کمان، خیلی از تردید‌ها را برطرف می‌کند که کامرون، غرضی دارد! خیر یا شر!</p></div>
<p>تکمله ۲ )</p>
<p>ناوی که نام این قوم است در زبان عبری می‌شود (پیامبر). اگر چه فیلم نامه اشاره می کند این واژه به معنای &#8220;مردم&#8221; است.  ایوا یعنی این خدا هم شباهت زیادی به (یهوه) دارد که نامی است برای خدا نزد یهودیان.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/445/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهادت آب!</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/142</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/142#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Apr 2010 21:25:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایده]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=142</guid>
		<description><![CDATA[(شهادت آب) را که شنیدم دلم هرّری ریخت! &#8230; برق از سرم پرید! مادرم همیشه مفاتیح می‌خواند، آبی، قندی و چند دقیقه دعا می خواند و می گفت &#8220;بخور! شفاست&#8221; یا &#8220;تبرک است&#8221;،  من هم یا نمی‌خوردم، یا با اکراه، می‌گفتم ممکن است این &#8220;شرک&#8221; باشد! معلوم نیست این کار درست باشد.این ماده &#8220;چه حالی‌اش&#8221;&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://goonagoon.nasseh.ir/atcl_shahadate_ab.htm" target="_blank"><img class="alignleft size-full wp-image-143" style="border: 5px solid gray; margin: 5px;" title="دست دهان" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/04/hand-mouth.jpg" alt="" width="200" height="267" />(شهادت آب) </a>را که شنیدم دلم هرّری ریخت! &#8230; برق از سرم پرید!</p>
<p>مادرم همیشه مفاتیح می‌خواند، آبی، قندی و چند دقیقه دعا می خواند و می گفت &#8220;بخور! شفاست&#8221; یا &#8220;تبرک است&#8221;،  من هم یا نمی‌خوردم، یا با اکراه، می‌گفتم ممکن است این &#8220;شرک&#8221; باشد! معلوم نیست این کار درست باشد.این ماده &#8220;چه حالی‌اش&#8221; است! این توسل به یک چیز لایعقل است! تا همین دو سه سال پیش، قبل از اینکه دانشمند لادین ژاپنی، چیزهائی بگوید.</p>
<p>اما گویا معرفت این ماده، بیشتر از ما بود ! &#8220;گویا&#8221; که نه، حتما! خجالت بکشم!</p>
<p>حالا وقتی تعارفم می‌کند می‌خورم! قورت، قورت، قورت! و تشکر می‌کنم.</p>
<p>کودکی نورس که بودم، مادرم می‌گفت اگر کار زشت کنی روز قیامت، دستانت همه چیز را می‌گوید حتی اگر خودت نخواهی. من هم با تعجب سر می‌خاراندم که &#8230; دست چطور دهان باز می‌کند ؟ و صحنه عجیبی در ذهنم مجسم می کردم و کمی دستم را نگاه می‌کردم&#8230; ترس برم می داشت &#8230; و سعی می‌کردم باور نکنم تا نفس‌امّاره‌ام راحت باشد، می‌ترسیدم از یک شاهد و گویا جزو فطرتم بود! هر چند معصوم و پاک بودم! ولی حالا این در نظرم هشدار خوبی است که در مجموعه رحمات خدا می‌گنجد تا انسان از مسیر منحرف نشود.</p>
<blockquote><p>یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ<br />
در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالى که مرتکب مى‏شدند گواهى مى‏دهد!<br />
جزء ۱۸ سوره النور آیه ۲۴</p></blockquote>
<p>و</p>
<blockquote><p>وَیَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ «۱۹»<br />
حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ «۲۰»<br />
وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَیْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ «۲۱»  وَمَا کُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَلَا أَبْصَارُکُمْ وَلَا جُلُودُکُمْ وَلَکِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا یَعْلَمُ کَثِیرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ «۲۲»<br />
روزى را که دشمنان خدا را جمع کرده به سوى دوزخ مى‏برند،و صفوف پیشین را نگه مى‏دارند «۱۹»<br />
وقتى به آن مى‏رسند، گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به آنچه مى‏کردند گواهى مى‏دهند.  «۲۰»<br />
آنها به پوستهاى تنشان مى‏گویند: (چرا بر ضدّ ما گواهى دادید؟!) آنها جواب مى‏دهند: (همان خدایى که هر موجودى را به نطق درآورده ما را گویا ساخته ؛ و او شما را نخستین بار آفرید، و بازگشتتان بسوى اوست‏!  «۲۱»<br />
سوره فصّلت</p></blockquote>
<p>و</p>
<blockquote><p>الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ<br />
امروز بر دهانشان مُهر مى‏نهیم‏، و دستهایشان با ما سخن مى‏گویند و پاهایشان کارهایى را که انجام مى‏دادند شهادت مى‏دهند!<br />
جزء ۲۳ سوره یس آیه ۶۵</p></blockquote>
<p>حالا در این چندسال، جواب کودکی خود را گرفتم، و عمیقا معتقدم، دست هم مثل آب مأمور است، و ضبط می‌کند و آرایش می‌گیرد. فقط ما هنوز نفهمیده‌ایم که روش پیچیده‌اش دقیقا چیست و یک سلول چند گیگ حافظه دارد؟ یا چند ترا! یا گوگل! و چند تراهرتز سرعت محاسبه‌اش است! معلوم نیست این تصویری که آب ارائه می‌کند، چگونه قابل کدگشایی باشد &#8230; و ما چند سال دیگر بتوانیم سخت افزاری بسازیم که این تصویر را کدگشائی کند. خدا هم حول ما از رگ گردن نزدیک تر حاضر است و مثل کسی که معمای دانسته‌اش را طرح می‌کند، به مای گیج نظر می‌کند &#8230; و همیشه دعوت می‌کند به فکر تا معما حل شود و آسان شود و هی ما را حرص می‌دهد &#8230; و شاید مثل والدین با عشقش به ما می‌خندد و خلاصه با دوستانش سرگرمی خوبی دارند !!! العیاذ بالله.</p>
<p>مخلوقات خدا مثل اگو!ی انسان چموش و سرکش نیستند. حتی کوه هم قبول نکرد! ولی انسان قبول کرد و چه سخت است سربلند آمدن از این آزمایش، و واکنش مثبت به نظر خدا.</p>
<p>چند روز پیش در حمّام، که آب زبان نبسته‌! را -از نوع یارانه‌ای- بر سرم می‌ریختم و همچنان با خوف و رجا نسبت به آن  برخورد می‌کردم، به عمق موضوع و قابلیت عرصه وسیع اجتماعی آن دقت کردم و اینکه با این ایده بدیع، می‌توان چندتا کارتون ساخت و چند تا فیلم؟ و چقدر روی آن مانور داد، تا جامعه را نسبت به توحید و معاد هوشیار کرد و مطمئنم اگر چنین اتفاقی بیافتد، &#8220;ماتریکس&#8221; جلوی چنین فیلمی زانو خواهد زد و اگر با کیفیت خوب و جلوه‌های ویژه خوب ساخته شود، خیلی فوری جهانی خواهد شد و بعنوان عنصری از فیلم‌ها می‌تواند برای همیشه بماند. خیلی از این کشف‌های علمی شده است، و فیلم‌سازان بودجه‌خوار ما هنوز در پی ساختن فیلم‌های شکست عشقی هستند و بس. وقتی چنین موضوعی را با فیلم‌های بی‌حساب و کتاب و بی‌در و پیکر و سودجویانه و سناریوهای پوچ آنها در سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی مقایسه می‌کردم، فکر کردم چه خوب بود به جای این همه موضوع تکراری و بی‌فایده، که از بی‌هدفی سازندگان و بی‌انگیزگی‌شان و عدم برخورداری از عرق ایدئولوژیک، نشأت می‌گیرد، به چنین موضوعاتی بهتر توجه می‌شد. اگر بخواهیم سینمای ملی و آئینی داشته باشیم که جهان‌شمول نیز باشد، باید از این نقاط شروع کنیم. اما از نیروی مدعی فعلی حاضر در صحنۀ هنر و تئاتر و تلویزیون و سینما، و مافیاهای فاسد مستقر در صحنه، چنین حرکاتی بعید است، و نمایندگان واقعی مردم و انقلاب اسلامی که آفت دنیا آنان را نزده است، باید طرحی نو بیافکنند و اقدام به حرکات جدی‌تری در پای گذاشتن به عرصه‌های اینچنین بکنند. البته این ایده هم صلواتی است. بسم الله !</p>
<blockquote><p>پیامبر اکرم (ص):<br />
هر کس سنت نیکوئی را پایه ریزی کند پاداش آن و پاداش هر کس به آن عمل کند تا روز قیامت به این شخص داده خواهد شد. بدون این که از اجر کسانی که آن را انجام می دهند چیزی کاسته شود.</p></blockquote>
<p>پ.ن : باران می‌آید! خدایا به حق عظمت خلقتت دل مهدی فاطمه را برای همیشه شاد بفرما .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/142/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

