سید احمد موسوی
رسانه
چه کسی پاسخگوئی را میکُشد؟
بهمن ۲۲م
گاهی اوقات شاگرد بهتر از استاد میشود، به طوری که مایۀ بالندگی و فخر استاد است. سازمانیافتهگی و نظم ساختاری، و توسعه یافتهگی در روابط عمومی دو سرفصل مفصل در حزب الله لبنان است که به نظر، با تمایز بسیاری نسبت به ایران جمهوری اسلامی پیش رفته است. جزء جزء رفتار رسانهای و ارتباطات عمومی در حزب الله لبنان از دهۀ نود و اصرار بر فیلمبرداری از تک تک عملیاتهای چریکی تا سخنرانی اخیر سید حسن نصرالله بعنوان دبیر کل، نشانگر برقراری یک فکر سامانیافته رسانهای بر اساس اصول توحیدی حزب و اسلام است. سرودها و موسیقیهای حماسی تولید شده توسط گروههای وابسته به این حزب هرگز متوقف نگردید و حتی در بحبوحۀ جنگ سی و سه روزه گروههای هنری به تولید کلیپهای تصویری پرداختند و کار هنر، هرگز متوقف نشد. این در حالی است که امروز در ایران اسلامی پس از ۳۳ سال به ندرت بتوان محصولات هنری منطبق بر آرمانهای انقلاب ۵۷ یافت که قابلیت کسب محبوبیت در میان مردم داشته باشد. شاید بگوئیم چون وسعت حزب الله لبنان به اندازۀ تنها یک حزب در یک کشور نسبتا کوچک است، منجر به موفقیت آن شده اما تغییرات و توقعات در سالهای گذشته که حزب الله را در حد مسوولیت ادارۀ یک دولت سهیم کرد، نشان داد که این حزب یکی از الفبای خود را هنر و رسانه و روابط عمومی دانسته است و مردان آن پیش از کرسیهای قدرت به فکر توسعۀ مکتب و فکر حزب خودند که البته همان حزب خداست. چیزی که شاید استاد این حزب یعنی نظام جمهوری اسلامی، دو سه سالی است تازه مشغول یافتن الفبای آن یعنی (جنگ نرم) است. آنجا که برای چندین ماه آسیبی جدی از آن دید و اما هنوز پس از فروآمدن شعلههای فتنه درگیر فهم اساس و اصول جنگ نرم است و متاسفانه همین روند هم گرفتار مصیبت دومیست که شاگرد فاقد آن است و استاد نه: ساختاریافتهگی مبتنی بر نظم و شایستهسالاری.
سخن گفتن در مجال وصف حرکات رسانهای و روابط عمومی حزب الله لبنان، صفحات بسیاری میخواهد اما دستمایۀ نگارش این نوشته، اشاره به مسوولیت پذیری این حزب در خصوص افکار مردم است. این عنصری کلیدی در روابط عمومی موفق در عرصۀ سیاسی است که این حزب به خوبی بدان عمل میکند. اگر سوال و شبههای در مورد این حزب مطرح باشد، این حزب با انعطاف متناسب و با ابزارها و بودجۀ محدودی که در اختیار دارد، طی چند ساعت، چند روز یا به غایت چند هفته، سوالها و ابهامها را از جامعه میزداید و هرگز اجازه نمیدهد شبهه و کدورتی در ذهن طرفداران و مردمش رسوخ کند یا سوالی در ذهن دشمنش بیپاسخ بماند. یک سخنرانی دبیر کل یا یکی از مسوولین، توام با کلیپ و پرزنتیشن خبری همواره پوشش دهنده است.
اگر به متن سخنرانی اخیر دبیر کل حزب الله لبنان دقت کنیم، خواهیم یافت که این شخص از اینکه تکتک اتهامات نسبت به خود و حزب خود را مطرح کند و یکی یکی با حوصله به پاسخگوئی و شرح و تفصیل آن اقدام کند، هرگز کوتاهی نمیکند. وی اتهامات دشمن و معاند و معارض یا دوست مردد را نه تنها فیلتر نمیکند، که آن را در ملأ عام و در سخنرانی عمومی خود، به شجاعت بر زبان میآورد و با پاسخی شفاف مادۀ فکری دشمن را به سخرۀ منطق خود میگیرد. فقط یک دفعه خیلی دقیق متن کامل سخنرانی او را بخوانید. گویا در یک جلسۀ خصوصی نشستهاید و در خصوص تمام امور ذهنی، بیمحابا و بی محدودیت سخن می شنوید. مردم محرم ترین افراد برای این حزبند، اما با این حال این یک جلسۀ خصوصی نیست. یک فرصت طلائی، برای انبساط فکری جامعه است. و این یعنی اتمام سخنرانی سید حسن نصرالله، معادل است با یک اطمینان قلب فراگیر در سطح جامعه و اینگونه است که ایمانها به ادامۀ راه تقویت میشود. یک بعد این روند، خود سخنرانی است و بعد دیگر آن پردازش رسانههای وابسته به این حزب بر روی سخنرانی و نکات آن که با موفقیت به سرانجام میرسد و در نطفه مکتوم نمیماند. شاید خصائلی از این رفتار در مسوولین نظام جمهوری اسلامی و رسانههای تابعه، دیده شود، اما همچنان قابلیت توسعه به حد کمال را داراست و پوشش دهنده به نظر نمیرسد و طبیعی است که مسوولین باید در صدد رفع مشکل باشند.
و اما، در شرایط فتنۀ ۸۸، این خصلت در ایران به میمنت ایجاب شرایط زنده شد، برخی رسانههای مدافع نظام و مسوولین لحظه به لحظه شبهات را کنترل میکردند، به محض ابراز عقیدۀ یک مخالف، جوابها آماده میشد و موضوعات شرح داده میشد، از آن سو، کاریکاتوریستها صبح و عصر ایده و هنر ساطع میکردند و شاعرها شعر میسرودند و آنچه در توان فکری و هنری بود بروز یافت و همچنان اثرات آن در حیطۀ مردمی قابل ملاحظه است و در آن روز این طپش نیروی مردمی ممتزج با حکومت بود که خود نمود اما امروز با احساس کاذب رفع خطر فتنه بازهم خرسها به خواب زمستانی رفتهاند و تمام بدنۀ رسانهای جمهوری اسلامی باز هم به روزمرگی خود ادامه میدهند تا باز هم فتنه و فتنههائی سر برآورد و احساس نیازی به “دیروز امروز فرداها” بشود تا بعنوان یکی از سوپاپ های اطمینان گذر از فتنه نقش ایفا کند و اما این که آیا اعتقادی اصولی، به پاسخگوئی به نگرانیهای ذهنی مردم وجود داشته باشد، در خصوص رسانههای جمهوری اسلامی جدا محل تردید است و امروز هیچ نشانۀ محرزی از تلاش برای همنشینی با شبهات مردم و سوالات آنان دیده نمیشود و سوال این است که چه چیزی … و چه کسی پاسخگوئی به مردم را میکشد؟ “پاسخگوئی” امری است آنقدر مهم که رهبر انقلاب نامگذاری سال را به آن اختصاص دادند و گوئی که نه تنها نهادینه نشده بلکه در عرصۀ شبهات سیاسی، با قدرت، پشت گوش انداخته شده است.
جنگ نرم ورشکستۀ صهیوعربی در مقابل تأثیر انقلاب اسلامی
آذر ۱۹م
خیزش جهان عرب، نقطۀ انفصالی در پایان دوران نفاق رسانههائی همچون الجزیره و رسواگر کارکرد آنان برای غرب بود. گذر از حوادث روزمرۀ انقلابات عرب نشان داد، دو شبکۀ الجزیره و العربیة به دو مشرب مختلف به نسبت مخاطب متفاوت، نقش دو روی یک سکۀ تأمین منافع آمریکا و اسرائیل، برای ادارۀ اذهان مردم خاورمیانه را ایفا میکنند. ما در این مجال به رفتار شبکۀ العربیة که گوئی برای خدای دروغ هرزگی میکند، التفاتی نداریم زیرا این شبکه صرفا مورد اعتماد اقلیتی کاملا غربزده در میان مردم عرب است و به “العبریة” ، به مفهوم “زبان یهودیان” در میان عموم مردم عرب مشهور است. اما بررسی نقش شبکۀ الجزیره بعنوان شبکه اول زبان عربی، که بسیاری از کارمندان آن از شبکۀ BBC جذب شدهاند، جالب توجه خواهد بود. رفتار این شبکه تا قبل از انقلابات عرب بسیار سنجیده شده و حرفهای و بر اساس نیاز مخاطب بوده است اما امروز با به هم ریخته شدن معادلات منطقه، گویا این شبکه ناچار است اصول حرفهای خود را زیر پای بگذارد.
پوشش گستردۀ انقلابات عرب تا آنجا که برنامه و تمهید آمریکا در مصر رخصت میدهد و عدم خبررسانی از بحرین و سانسور تمام عیار وقایع آن، و به نسبت کمتری، جنبش یمن و در مقابل، بزرگنمائی و یک کلاغ چهل کلاغ نارضایتیهای سوریه، به خوبی در ماههای اخیر الزام این شبکه را در جهت گیری به سود منافع غرب، نشان میدهد. حال این قرارداد و فشار جدیدی بر این شبکه است علیه روشمندی جذب مخاطب در گذشته، بیشتر قابل تحلیل است. با مشاهدۀ این تناقض و دوگانهگی و عدم رفتار حرفهای، در همان روزهای اول آشکار شدن مقصد اصلی هدف این شبکه، دو تن از معروفترین مجریان ، تحلیلگران و خبرنگاران این شبکه، یعنی «غسان بن جدو» و «فیصل قاسم» استعفا کردند و غسان بن جدو هم اکنون مشغول تاسیس یک شبکۀ خبری مستقل است.
اما بعد، “ایران، بنیۀ مقاومت انقلابهای عرب است”، وقتی مسوولین ایرانی این تعبیر را در بدو این انقلابهای منطقه ابراز داشتند، خیلی از مدعیان تحلیل سیاسی، آن را انکار کرده و بیمحل دانستند. کمتر کسی میتوانست در انتهای پیروزی خیزش مصر ادعا کند، این خیزش الگوی اروپا و آمریکا خواهد شد. اما رهبر انقلاب اسلامی با جرأت و شهامت و بینش سیاسی توحیدی خود، چنین ادعائی را طرح نمود و با مخالفت بیاساس مدعیان تحلیل و تفکر مواجه شد.
حتی اگر اشارۀ مسوولین جمهوری اسلامی در مشابهت انقلابهای عرب، با انقلاب اسلامی ایران نباشد، رفتار رسانۀ دست اولی همچون الجزیره، بهخوبی نشان میدهد که “ایران” چقدر در میان ملتهای عرب مهم و تاثیرگذار است، و نقطۀ عطف تغییر رفتار الجزیره در مورد ایران، یعنی انقلابهای عرب، در خصوص خبرهای برآمده ایران، به خوبی روشن میکند که حواس ملل عرب به خوبی متوجه سرنوشت ایران اسلامی است، لذا انعکاس اخبار موفقیتهای ایران بسیار محدود و فشار بر ایران و احتمال شکست آن زیر تحریم بسیار درشتنمائی میشود.
اما الجزیرة، بعد از خیزش مردم عرب در مورد ایران چه میکند؟
الجزیره، قبل از انقلاب مصر همیشه به طرز متعادلی اخبار ایران را پوشش میداد، درصد بسیار کمی از نظرات ذیل اخبار این شبکه، علیه موجودیت ایران بود. ذوق و شوق مردم عرب در هنگام مقاومت بر سر انرژی هستهای ، پرتاب ماهواره و سایر پیشرفتهای نظامی و استراتژیک، همواره در طول سالیان گذشته به صحت در شبکۀ الجزیره، منعکس میشد. نظرات مخالف، معمولا به منش سلفی-وهابی و قومگرایانه و اختلافات مذهبی نزدیک بود، حتی اگر کاربری از مذهب و قومیت ایران به طعنه میگفت، سایر نظرات علیه قومگرائی و تفرقه جمع میشدند و البته هنوز نیز این اعتراضها برقرار است اما وزن مخالف و موافق تفاوت آشکاری پیدا کرده است و این نه به علت تغییر نظر مردم عرب، که به دلیل افزایش آرمان حکومتهای اسلامی و فعال شدن جریانهای معادی، مقدور است. در چندین پست از وبلاگ اینجانب میتوانید نظرات کامل مردم عرب که اقبال آنان به ایران را نشان میدهد، مطالعه کنید. اما درست بعد از اوجگیری قیام مردم عرب، این جریان تغییر یافت، گویی همواره گروههائی برای تغییر نظر مردم، نسبت به ایران مأموریت یافتهاند که نظر جامعه عربی را نسبت به ایران عوض کنند.
اما به چه حربهای قرار است، شکوه انقلابی ایران، بعنوان نمونۀ موفق با سابقۀ سی و سه سال استقامت علیرغم محاصره و توطئه و جنگ، بعنوان یک الگوی دولت اسلامی، سیاه شود؟ چگونه قرار است “آمریکا” از “جمهوری اسلامی”های جدید آنطور که کلینتون تصریح کرده بود، جلوگیری کند؟ … “ایران و اسرائیل، دو روی یک سکه اند، برای چپاول ملل عرب”، “ایران و آمریکا، منافعشان یکی است” ، “اگر ایران نبود، آمریکا نمیتوانست عراق و افغانستان را بگیرد”، اینها نمونههائی از گزارههائی است که به سبک “گوبلز” و مثل مسلسل دروغ زیر کامنتهای الجزیره تکرار میشود، بدون آنکه توضیح و دلیلی بر آن باشد. آنان صلاح دیدهاند که در راه کاهش شأن و الگوسازی ایران، به چنین فریبهائی دامن بزنند. اما و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین.
در کمال تعجب، در حالی که تصور میشد که فقط گروههای ویژهای در بخش نظرات سعی دارند چهرۀ ایران را مخدوش کنند، خود شبکۀ الجزیره یک نظرسنجی شبههناک در هفتۀ اخیر منتشر کرد، درست بر خلاف رسالت خبری آگاهی رسانی خود، در حالی که تمام تحلیل خردمندان به رویاروئی دهها سالۀ ملت ایران با تجاوز آمریکائی، صهیونیستی اذعان میکند، این سوال مطرح میشود که (به نظر شما، آیا رویاروئی ایران و آمریکا، حقیقی است؟)، و جالب توجه اینکه در این نظرسنجی اینترنتی، ۷۰ درصد جواب (منفی) به این سوال ثبت میشود، و ۳۰ درصد جواب مثبت، و این آموزشی است که شبکۀ الجزیره سعی میکند به هر نحو به مخاطبان خود منتقل کند، (ایران، همان آمریکاست، دارند ما را فریب میدهند که نشان میدهند دشمنند، مبادا فریب بخورید که اصولا جنگ و خصومتی برقرار است و مقاومتی در برابر استبداد و سلطه جوئی آمریکا شده، و میتوان کشوری مقاوم و استوار مثل ایران داشت، ایران، همان آمریکاست) و این آموزش از درون یک نظر سنجی بسیار سادۀ اینترنتی که به طرق مختلف قابل دستکاری و تغییر است، انجام میشود.
در همین اثنا خبر نمایش تصاویر هواپیمای فوق پیشرفتۀ آمریکائی و شکار آن توسط ایران ، منتشر میشود و مثل بمب در دنیا صدا کرده و در صدر اخبار دنیا جای میگیرد. الجزیره این خبر را کاملا سانسور میکند، فردای آن روز، با فاصلۀ بیش از ده ساعت، در ذیل خبر سخنرانی اوباما، طی یک پاراگراف ، خبر شکار هواپیما به همراه تنها یک تصویر کوچک درج میشود، با این حال بینندگان شبکه، در ذیل اخبار با شور خاصی به تجلیل از ایران میپردازند، از آن سو جریان قوم و قبیله گرای “ایران همان آمریکاست”، به فعالیت خود ادامه میدهد تا نشان دهد عمق جهالت تا چه حد میتواند باشد. بعد از حدود چهل و هشت ساعت از انتشار خبر نمایش تصاویر، در غروب روز شنبه، الجزیره اخبار مشروحی در این مورد منتشر میکند. شکار هواپیمای فوق پیشرفته، که شوکت و عظمت قدرت آمریکا را به زیر کشید، بینۀ آشکاری علیه تمام مکر و تمهید ورشکستۀ این شبکه و سانسورهای آن است. و بعد از ۴۸ ساعت، در میان علامتهای سوال مخاطبان، وقت تسلیم شدن است.
در میان سیل تجلیل اعراب از قدرت و شوکت ایران که نقل و ترجمه و مطالعۀ آن بسیار زمان بر است، در این کامنتها، سوالاتی از الجزیره مطرح شده است که پاسخ آنرا ما ایرانیان به خوبی میدانیم:
عمر الخیر / خواب خوش، الجزیرة / با تو بر پیشیگرفتن در انعکاس کامل و سریع اخبار قرار داشتیم، رسانههای دنیا، در غرب و آمریکا این خبر بسیار مهم را فریادزنان نقل کردند، اما از الجزیرة هیچ اشارهای مگر از دور و آهسته ندیدیم، به شکل خبر ثانوی خبر دیگری. آنطور که بودی باش الجزیرة، که سانسور، شایستۀ تو نیست.
مراقب / صبح بخیر جزیرۀ گرانبهای ما / همۀ رسانههای منطقهای و بینالمللی، تصاویر وفیلمها و گزارشهای مفصلی در خصوص این موضوع منتشر کردند، باستثناء الجزیرة که این خبر را در بین سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در مورد تحریمهای غرب علیه ایران آورد، چرا ؟
خلیجی / خطاکاری یا دخالت عمدی / سقوط هواپیمای جاسوسی خبر اول رسانه های دنیا بود، باستثناء الجزیرة.نت ، بدون آنکه دلیل این سانسور را بگوید.
و باز هم بیائیم بگوئیم، انقلاب ایران، روی ملتهای عرب، بی اثر است… گویا پربیننده ترین رسانۀ عرب زبان، به تاثیر فوق العادۀ ایران، بر روی عزت و کرامت و استقلال مردم خود و نیز مردم همسایهها، اشراف بهتری دارد و از انتشار اخباری اینچنین تاثیرگذار که مکر دستوری آن را آشکارا به مضحکه میگیرد، خودداری میکند. و طبیعی است که این هویت انقلاب اسلامی بعنوان یکی از مهمترین منابع تامین کنندۀ آرامش و امنیت روانی و حقوق بشری، مؤلفۀ بسیار درخشانی برای حکومت فعلی ایران است.




