<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزنوشت &#187; علم دین</title>
	<atom:link href="http://www.rooznevesht.net/archives/category/%d8%af%db%8c%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.rooznevesht.net</link>
	<description>سید احمد موسوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 08 May 2012 12:13:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>موقعیت تاریخی تشیع را درک کنیم</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1245</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1245#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Dec 2010 21:31:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[علم دین]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[وهابیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/1245</guid>
		<description><![CDATA[سلام « بصیرت بصیرت، آگاه باشید، حسین را منتظرانش کشتند » « شیعیان به هوش، حسین را منتظرانش کشتند» چند هفته ای است که از این نوع پیامک به گوشی همراهم می‌رسد. در این روزها که به عاشورای حسینی ختم شد چگالی ارسال این پیامک زیاد شد. در جواب یک پیامک آماده در کلیپ‌برد گوشی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>سلام</strong></p>
<blockquote><p><strong>« <span style="color: #ff0000;">بصیرت بصیرت، آگاه باشید، حسین را منتظرانش کشتند</span> »</strong><br />
<strong>«<span style="color: #0000ff;"> شیعیان به هوش، حسین را منتظرانش کشتند</span>»</strong></p></blockquote>
<p>چند هفته ای است که از این نوع پیامک به گوشی همراهم می‌رسد. در این روزها که به عاشورای حسینی ختم شد چگالی ارسال این پیامک زیاد شد. در جواب یک پیامک آماده در کلیپ‌برد گوشی همراهم ذخیره کرده‌ام که فورا جواب می‌دهم:</p>
<blockquote><p><strong><span style="color: #008000;">«سلام علیکم، اموی‌ها و وهابی‌ها بر اساس همین نوع جمله، روی اینترنت ادعا می‌کنند حسین علیه السلام را ما نکشتیم و شیعیانش کشتند، و اینگونه از مسوولیت برنامه ریزی قتل امام شانه خالی می‌کنن»</span></strong></p></blockquote>
<p>در واقع این شبهه که «حسین» علیه السلام را شیعیانش کشتند، یک استدلال باطل وهابی است که گویا درون پیامک‌‌های ما با احساسات و عدم ملاحظۀ حقایق ردّ و بدل می‌شود. حال این‌که این فقط احساسات شیعی است یا مبدأ آن مغرض است، قابل بررسی است که البته بحث این گفتار نیست.</p>
<p>اما چرا وهابیون به دنبال اثبات چنین گزاره‌ای هستند؟<br />
حاکمیت دولتی اهل سنت بر سرزمین‌های اسلامی در طول چهارده قرن همواره با سرکوب حامیان اهل بیت مواجه بوده است، سطح سرکوب سلاطین یا خلیفه‌های اهل سنت از منع فعالیت تا سفک دماء و تعقیب و پیگرد علویان و شیعیان سابقه داشته است. بنابراین <strong>تاریخ سیاسی اسلام جهانی </strong>بر اساس <strong>سانسور تشیع </strong>شکل گرفته است. حتی احادیثی که در کتب خود اهل سنت ثبت شده است از <strong>عرصۀ بیان و تبلیغات و منبر </strong>به دور بوده و درست در جهت حاکمیت سلطنت دنیائی از سوی شاهان سرزمین‌های اسلامی پیگیری شده است. بنابراین غیر از برهه‌های خاصی از حکومت‌های آل بویه، صفوی، فاطمیون، و غیره، در طول ۱۴ قرن، اسلام ناب محمّدی در لفافۀ سرکوب و سانسور سلسله‌های سلطنتی مصطلحا اهل سنت، مخفی مانده است. فرار امام زاده‌ها به کوه‌ها و شهرهای دور در سراسر منطقه نشان‌گر یک تاریخ پر تعقیب و گریز برای تشیع است.</p>
<p>اما از لحاظ تبیین دین و تبلیغات اصل دین، برای شیعه اشعریون، آل بویه، صفویه، فاطمیه کافی نبوده است زیرا در عصر حاکمیت هر یک این سلسله‌ها ابزار کافی برای اعلام و تبلیغات وجود نداشته و سرزمین‌های سلاطین اهل سنت، همواره تحت سانسور باقی مانده است زیرا منبر مستقیما از شاه دستور می‌گرفته، و <strong>درست عصر ارتباطات یعنی همین پنجاه ساله، عصر در هم شکستن سانسور و گمراهی و انحراف است. </strong>عصری که کنترل از دستان سلاطین بیرون شده و ارتباطات با چاپار و پیک و اسب و حتی پست ختم نمی شود. مردم به شکل دلخواه و متفرقه با یکدیگر ارتباط ساده و آسان برقرار می کنند و همدیگر را درک می کنند و این یعنی <strong>حذف شاهان و سلاطین !</strong></p>
<div id="attachment_1246" class="wp-caption alignleft" style="width: 217px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/12/001.jpg"><img class="size-medium wp-image-1246" title="رجب طیب اردوغان " src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/12/001-300x177.jpg" alt="رجب طیب اردوغان - عاشورای حسینی - استانبول" width="207" height="122" /></a><p class="wp-caption-text">رجب طیب اردوغان - عاشورای حسینی - استانبول</p></div>
<p>امروز و فردا که در عراق عاشورا است، صحنه‌های بی‌نظیری از ده‌ها ماهواره‌ پخش می شود، ترکیه برای اولین بار در طول تاریخ، امسال به شکل عجیبی وارد قضیه عاشورا شده و همدردی می نماید و رئیس جمهور معتدل و کیس اهل سنت آن، حدیث حب حسین می خواند و «حسین» را جگر پارۀ نبی و مظلوم می خواند و با پاسخ «لبیک یا حسین» شیعیان و صلوات‌های &#8220;آل محمّدی&#8221; آنان استقبال می‌شود، و از سوی دیگر جای جای منطقه از پاکستان و هند و افغانستان تا لبنان، حکایت از حسین و مظلومیت او می‌کنند، و این صحنه‌ای بی نظیر و عمیقا تاریخ ندیده‌ای است که تنها برای ما از خیل‌های شیعیان در اعصار مختلف، اتفاق می‌افتد. مراسم چندزبانۀ چند ملیتی که حتی شبیه آن در هیچ جای دنیا یافت نمی شود و حتی &#8220;کریس‌مس&#8221; اینچنین باشکوه نیست.</p>
<p>با این روند <strong>پسماندهای سلطنت‌های مصطلحا اهل سنت، </strong>برای نجات اسلوب خود دیگر جائی برای مخفی کردن تاریخ و حدیث ندارند، و ناچار به تحریف می شوند، و اولین و مهم‌ترین تحریفی که چند سالی است، مشغول پیگیری آن در سایت‌ها و تالارهای گفتمان هستند این است که <strong>مجرم قتل حسین(ع)، «مردم کوفه» هستند نه اموی‌ها </strong>و نه اسمی از یزید و سپاه او و والی او در کوفه نمی‌برند.</p>
<p>امروز بعد از بازگشتم از مراسم شام غریبان حسین(ع) کانال وهابی &#8220;<a href="http://idaleel.tv/daleel/" target="_self">الدلیل</a>&#8220;  ، بعنوان شب عاشورا، مشغول پخش یک مجموعۀ شبهه مستند مفصل از شیوۀ شهادت حسین (ع) بود که کیفیت آن نشان می‌داد برنامه ریزی مفصلی برای تحریف واقعۀ عاشورا دارد. هر چند این از همان &#8220;و مکرو و مکر الله&#8221; است و این گروه را مجبور کرده بود به بخشی از حقیقت اعتراف کند و با نگرانی در شب‌های محرم و عاشورا، چیزی در مقابل تصاویر زندۀ گرامی‌داشت حسین(ع) مهیا کند، اما فرای این، پسنده کردن به بخشی از حقیقتی که بقایای آن عمیقا در دسترس است ذاتا کمک به تشیع است. و شروع قصه همانا و رسیدن پایان صحیح قصّه به خیل مشتاقان، همانا. اما اگر فارغ از این فرمول به تلاش این گروه برای تحریف عاشورا بپردازیم، در این مستند همانطور که مطبوع حقیقت است، حسین (ع) <strong>مظلوم و شهید </strong>خوانده می شود و شمر و ابن زیاد والی کوفه، <strong>مجرم و جنایتکار.</strong> تا اینجا همه چیز قبول قرمز پوشان وهابی است، <strong>حتی روضه‌ و سرود در رثای حسین خوانده می‌شود </strong>و وی <strong>جگرپاره نبی و ریحانة المصطفی </strong>نامیده می‌شود. این ها همان گزاره‌هائی است که در طول چهارده قرن سانسور شده و امروز عصر اطلاعات آنان را مجبور به اعتراف کرده است. فشار اطلاعاتی و تاریخی تشیع، وهابیون را تا بدینجا کشانده است اما ببینید روش تحریف و شانه خالی کردن از جنایت و انحراف را&#8230;</p>
<p>سر امام حسین را به کوفه بردند، و فاطمه دختر امام حسین، سخنرانی کوبنده‌ای علیه مردم کوفه کرد. تا اینجا حتی «ابن زیاد» نیز جنایتکار خوانده می‌شود اما در این مستند، <strong>به چشمداشت به عدم علم عوام</strong>، <strong>ماموریت این امیر جنایتکار بر کوفه از سوی خلیفۀ اهل سنت یزید بن معاویه</strong>، <span style="text-decoration: underline;"><strong>ذکر نمی شود</strong></span>. در ادامۀ مستند که سر امام حسین را نزد خلیفه در شام می‌برند، از خطبۀ کوبندۀ حضرت زینب تنها جملاتی نقل می‌شود که بیانگر درد دل حضرتش با خلیفۀ ملعون، یزید بن معاویه است. و هر کلمه و جمله‌ای را که حضرت زینب یزید را به عنوان جنایتکار و قاتل مورد خطاب قرار می‌دهد، با نهایت وقاحت حذف می کند. بنابراین نتیجه می گیریم که اصولا یزید و خلیفه و سیستم سقیفه سیستم‌های پاکی هستند و یک مشت شیعه و منتظر بودند که فارغ از سرمایه گذاری و سپهسالاری یزید و والی اش و سربازانش در کوفه حسین (ع) را به قتل رساندند و این مفّر ضعیفی است که این تودۀ وهابی، برای <strong>فرار از پاسخ جنایت در حق رسول الله و اهل بیتش </strong>به آن دست یازیده‌اند. حال ما چگونه می‌توانیم همین جمله را بدون ملاحظه نسبت به این دسیسۀ هر چند ضعیف، در میان خود منتشر کنیم؟</p>
<p><strong><span style="color: #800000;">پس صحیح آن است که بگوئیم منافقین پسر رسول الله(ص) و امام و حجت خدا بر زمین را کشتند، منافقینی که انتظار حسین را به اموال و تهدیدات یزید بن معاویه، خلیفۀ اموی حاصل دسیسۀ سقیفه فروختند و اینگونه با مبسوط سخن گفتن، از ترویج جملات مبهم و باطلی چون پیامک‌های فوق جدا پرهیز کنیم. </span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1245/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ما متهم نیستیم، &#8220;سنگسار&#8221; یک بار برای همیشه &#8230;</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/940</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/940#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 11:49:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[علم دین]]></category>
		<category><![CDATA[تروریسم علیه خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ علیه خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[رجم]]></category>
		<category><![CDATA[سنگسار]]></category>
		<category><![CDATA[سکینه آشتیانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/940</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم خبرنگار اشپیگل در مصاحبه‌ای با جناب آقای متکی وزیر محترم امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران، با ادبیاتی دریده، به شبهه افکنی در قبال حکم شرعی سنگسار پرداخته است. در این راستا و در مواجهۀ ایران و غرب، همواره نکاتی بسیار واضح در مورد حکم &#8220;سنگسار&#8221; مغفول واقع شده است و ایران&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p><a href="http://mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=5238" target="_blank">خبرنگار اشپیگل در مصاحبه‌ای با جناب آقای متکی</a> وزیر محترم امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران، با ادبیاتی دریده، به شبهه افکنی در قبال حکم شرعی سنگسار پرداخته است. در این راستا و در مواجهۀ ایران و غرب، همواره نکاتی بسیار واضح در مورد حکم &#8220;سنگسار&#8221; مغفول واقع شده است و ایران را در موقعیت انفعال قرار داده است. با توجه به ازدیاد فعالیت‌های شیطنت بار غربیان در دفاع از هرزگی و فساد، این مقاله سعی در ارائه نکات مبسوطی دارد که انتظار می‌رود در چنین تعاملاتی حتما از سوی مسوولین و نمایندگان ایران به دنیا اعلام شود. لازم به ذکر است این مقاله در صدد محکوم کردن هیچ شخص و جریانی نیست و ضمن تشکر از تمام زحمات مقامات مسوول و صرفا جهت افزودن چند مطلب قابل ملاحظه، تقدیم می‌گردد.</p>
<h3><span style="color: #0000ff;"><strong>تروریسم علیه خانواده، بربریت علیه جامعه، با مسؤولیت غربی</strong></span></h3>
<p>خبرنگار اشپیگل، با اشاره به حکم سنگسار، حکومت جمهوری اسلامی را متهم کرده‌است که علیه تمدن ملتش اعمال بربری صورت می‌دهد، آنطور که گویا تمدن ایران مثل کشورهای قربانی لیبرالیسم، مبتنی بر زنای محصنه است، و اجرای حکم سنگسار، اجرای حکمی علیه ۷۵ میلیون زناکار است.  وزیر محترم، در پاسخ، تنها به جنایات کشور آلمان علیه بشریت افاقه نموده‌ و پاسخ درخوری به نسبت این اتهام ارائه ننموده‌اند. متهم اصلی سنگسار جریانی است که از سوی غرب برای تخریب خانواده و جامعه مجهز شده است. بهتر است این برابری دو وزنه همیشه در گفتگوها لحاظ گردد. سنگسار یک عکس العمل است، نه یک عمل. سنگسار معلول یک جنایت و پاسخی درخور است به بربریت علیه خانواده، بربریتی که امروز سردمدار آن رسانه‌های غربی هستند. و مردم پاکدامن ایران با تمدن ۸۰۰۰ سالۀ ( و نه ۲۵۰۰ ساله) مبتنی بر اصالت و وزانت خانواده‌گی  ، آن‌طور که خبرنگار اشپیگل قصد اتهام‌زنی داشته است، هدف حکم سنگسار نیستند و نبوده‌اند. عامۀ مردم ایران أجل از آن هستند که با زنای محصنه عجین باشند، هر چند در کشورهای متبوع خبرنگار اشپیگل حرام‌زادگی و تجاوز و تعدی به خانواده مرسوم باشد. خبرنگاران و اتباع غربی در چنین صحنه‌هائی باید پاسخگوی حملۀ بربری -بلکه اسکندری- غرب به ساحت خانواده باشند و موضوع &#8220;خانواده&#8221; به عنوان یک موضوع ریشه‌ای از آنان مؤاخذه گردد و در این شرایط لازم است حکومت و قضاوت ایران به عنوان حاکمیتی متعهد در مقام دفاع برآید.</p>
<h3><span style="color: #0000ff;"><strong>شبکه‌های ترویج فساد اجتماعی را متوقف کنید</strong></span></h3>
<p>حاکمیت لیبرالیسم بر دروازه‌های رسانه‌ای دنیا منجر به این شده است که اشرار درون این سیستم لانه کنند و ریشه‌ها و اصالت تمدن‌های دیرینه و جامعه جهانی را تهدید نمایند. با ادامۀ این روند عصر مدرنی با متن بردگی اعاده خواهد شد و انسان‌ها صرفا روبوت‌هائی برای خدمت به اربابان قدرت خواهند شد، بدون این‌که بتوانند به علایق و عواطف انسانی خود اعتماد کنند یا اقدام به تشکیل خانواده نمایند. زیرا با شرایطی که غرب پیگیر آن است، دیگر اطمینانی به تشکیل خانواده نخواهد بود و بر خلاف گذشته، خانواده، تکیه‌گاهی برای بشر نخواهد شد. این &#8220;<strong>تروریسم علیه خانواده</strong>&#8221; هدفی است که در منابع و متون سیاسی و مصطلحا دینی صهیونیستها از جمله پروتکل‌های دانشوران صهیون بعنوان یکی از چند منبع، در راستای حاکمیت آنان بر جهان، قید شده است.</p>
<p>سوال این است که چرا دهکدۀ جهانی و نظم نوین جهانی مورد نظر منابع غربی، به اشرار اجازه می‌دهد میلیون‌ها خانواده را تهدید کنند؟ و آیا &#8220;<strong>راز بقا</strong>&#8221; نزد کسانی نیست که در این جنگل &#8220;دفاعی&#8221; داشته باشند؟ و استراتژی دفاعی شکل دهند؟ آیا فعالیت جبهۀ واضح  &#8220;<strong>تروریسم علیه خانواده</strong>&#8221; دلیل بسیار روشن و کافی برای دفاع نیست؟  مگر کسی که مشمول حکم سنگسار است بسیار متمدن و با اصول انسانی به خانوادۀ دیگری تعدی کرده که پاسخ جامعۀ بر اصول خویشتنداری بنا باشد؟ خوب اگر قرار باشد مرزهای حیا و عفت و غیرت که مبناهای اصیل تمدن ایرانی هستند با وکالت مدافع کلینتون و سارکوزی و «بارزاده» ، نادیده گرفته شوند، پس چه چیز برای تمدن ایران باقی می‌ماند؟</p>
<p>فشار غرب برای توقف حکم سنگسار هیچ تفاوتی با فشار برای توقف غنی سازی اورانیوم ندارد. و هم چنان‌که غرب از حزب‌الله در لبنان می‌خواهد سلاح را کنار بگذارد و در مقابل &#8220;اسرائیل&#8221; نجنگد تا کشته شود و سرزمینش به یغما رود، از خانواده‌های ایرانی نیز می‌خواهد که در مواجهه با زناکاران و خیانت‌کاران و قاتلان، دست‌بسته باشند و تماشا کنند چگونه خانواده‌ها با وحشی‌گری شهوت کنترل نشده و جنایات مختلف و قتل، دریده می‌شود و شاهد اضمحلال تمدن خود باشند. از سوئی با استبداد لیبرالیستی تلاش می‌شود ماهواره‌های غربی با محتوای خوک‌صفتی به خانواده‌های پاکیزۀ ما تحمیل شود، از سوی دیگر اجازۀ مقابله و اقدام متقابل علیه اثرات این تهاجم را در خاک خود نیز نمی‌یابیم. و این مرگی است که فتنۀ صهیونیسم برای بشر خواسته است. بشری که در تلمود &#8220;گوسفندانی&#8221; دانسته شده که تنها به احترام و برای استفادۀ صهیونیستها کاربرد دارد. آیا حق دفاع بر ما محفوظ نیست؟</p>
<h3><span style="color: #0000ff;">حکم سنگسار، ذاتا متوقف است، حمله به خانواده را متوقف کنید<br />
</span></h3>
<p>اتباع سیستم متجاوز غربی، تعداد حکم سنگسار را همواره محاسبه و در عالم تبختر خود مؤاخذه می‌کنند، عمل سنگسار البته عملی خشونت بار است و هیچ جامعه‌ای به ازدیاد این حکم یا مشاهده چنین صحنه‌هائی راضی نیست. اما پیش از سنگسار اتفاق خیلی وخیم‌تری افتاده است که تاسف بار تر از صحنۀ سنگسار است و نباید نسبت به این اتفاق غافل بود. هر چند خبرنگار اشپیگل کمتر خانواده‌ای در کشور خود می‌شناسد که مورد تجاوز و تعدی واقع نشده باشد اما اتباع غربی باید بدانند اینجا در ایران هنوز خانواده پابرجاست و بربریت حاکم نشده است.</p>
<p>در پاسخ این بربریت علیه خانواده، به علت حساسیت شدید موضوع، اسلام نیز یک معادله چینی بسیار خشن، برای اتباع شهوات شیطانی دارد و آن سنگسار است. و اینان باید خیلی روشن بدانند اگر تعرضی روشن و گداخته به ساحت خانواده بکنند، با سخت ترین و خشن ترین مجازات ممکن روبرو خواهند شد، و این <strong>معادله، </strong>محض حمایت وحفاظت از آرامش انسان‌ها در دامن خانواده است تا جامعه باقی بماند و تمدن حفظ شود. در واقع <strong>عامل سنگسار همان کسی است که زنای محصنه می‌کند</strong> و مسوولیت به عهدۀ هیچ‌کس دیگری نیست و هرگاه تعداد مهاجمین آشکار به ساحت خانواده به صفر رسید، اجرای سنگسار نیز به صفر خواهد رسید. هم چنان‌که تل‌آویو باید بداند در صورت کوچکترین تعرض به نیروگاه بوشهر، با ویرانی قابل ملاحظه‌ای مواجه خواهد شد و همه تجاوزگری این رژیم را عامل متلاشی شدن تل‌آویو خواهند دانست، یک زناکار مهاجم به خانواده هم باید بداند، در صورت تهاجم به یک خانواده با صحنه‌های بسیار خشنی روبرو خواهد شد و این حق ملت ایران در دفاع از حریم‌های مختلف خود است. جالب این است که خبرنگار منحط و اباحی‌گرای اشپیگل رسما از &#8220;مقام&#8221; زناکاری دفاع می‌کند گویا از حیثیت و ناموس خود دفاع می‌نماید.</p>
<p>تعداد اجرای این حکم تنها در شرایطی به &#8220;صفر&#8221; خواهد رسید که دیگر &#8220;زنای محصنه&#8221; صورت نپذیرد. &#8220;زنای محصنه&#8221; مثل انفجار بمب اتم در یک خانواده و جرمی غیر قابل گذشت است. این را اشخاص پرورش یافته در دامان خانواده به درستی متوجهند اما در جامعه‌ای مثل اروپا که از ۳۰ تا ۹۰ درصد تولدها حاصل روابط نامشروع است، بدیهی است این گزاره‌ها بی‌معنا بوده و نیاز به توضیحی از جای‌گاه تمدن ایران دارد. حکم سنگسار یک باج‌خواهی مقدس از کسانی است که نمی‌خواهند حریم و تقدس خانواده ها و آرامش انسان را درک کنند، و به گفتمان اسلامی، این یک حکم تعزیری است تا اخطاری به اشرار باشد. حکمی که عمق جنایت یک فرد علیه خانواده را نشان می‌دهد. حکم سنگسار فریاد مظلومیت یک خانواده از دست رفته، و یک زندگی نابود شده است. اصولا از نگاه اسلامی و ایرانی،&#8221;مدنیت&#8221; در گروهی‌ از انسان‌ها که در میان آنان، اشرار درنده &#8220;زنا&#8221; آن هم از نوع &#8220;محصنه&#8221; را حقوق بشری خود بدانند، بی‌معناست و بدیهی است حکم سنگسار همیشه متوقف است مگر بربریت زناکاران، اصالت تمدن را مورد تهاجم و مخاطره قرار دهد. در این شرایط شیپور جنگ نواخته می‌شود و خیلی از معادلات به هم می‌ریزد. بدیهی است برای دفاع از حیثیت و اصالت خانواده و ساختارهای اجتماعی کلیۀ گزینه‌ها روی میز است تا حیثیت تمدن اعاده شود. زیرا حملۀ جنسی به یک خانواده در منظر تمدن فاخر اسلامی ایرانی ما، شاخص‌ترین و واضح‌ترین نوع بربریت است و لازم است پاسخی درخور داشته باشد. و اگر تهاجمی در کار نباشد چه نیازی است به پاسخ؟</p>
<p>این &#8220;<strong>تروریسم علیه خانواده</strong>&#8221; کلیدواژه‌ای است در جنگ نرم، که باید به مردم دنیا شناسانده شود تا علت عمل حدود الهی در این قالب به مردم دنیا شرح داده شود.</p>
<h3><span style="color: #0000ff;">پای حدود الهی، با اقتدار بایستیم</span></h3>
<p>مسلمان را شایسته نیست در مصاف با نمایندۀ جریان شر، در پاسخ به چرائی اجرای حکم الهی، در موضع انفعال قرار گیرد. هنگامی که یک خبرنگار از یک جامعۀ آفت زده با ضریب حیرت آور جمعیت حرام‌زاده و بدون تعلق به خانواده ، سوال می‌کند چرا اصولا حکم سنگسار اجرا می‌شود، پیش از تعیین تکلیف و ارائه راهکار نسبت به وضعیت وخیم اجتماعی در اروپا، چندان لازم نیست در مورد ندرت اجرای حکم سنگسار و کم و زیادش توضیحی داده شود.</p>
<p>سنگسار در درجه اول بخش دوم یک قانون و معادلۀ الهی است. که پارامترهای اول آن را ما جای‌گذاری نکرده‌ایم، بلکه آن زناکار محصن و محصنه دست به اجرای فرمول زده است. حدود الهی را باید با افتخار پذیرفت و به آن تن داد و این را به پرسش‌گر متذکر شد که حریم و احترام دین مورد قبول یک ملت و بیشتر از آن، حرمت فرمان آفریدگار را نگاه دارد هر چند گفتمان وی سعی در تحمیل سکولاریزم داشته باشد، موضع‌گیری توحیدی بر ما واجب است.</p>
<p>مادامی که سنگسار در متن قانون و شرع باشد، بر وزیر جمهوری اسلامی ایران شایسته نیست بر قلت حکم سنگسار تاکید کند یا از تعداد اجرای ان بهراسد. قرار دادن آمار رسمی کشورهای قربانی لیبرالیسم از جمله کشورهای اروپائی، که امنیت خانواده در آن معنای خود را از دست داده و پاکدامنی و عطوفت خانوادگی و آرامش بشری در آن معنا نیافته است، می‌تواند پاسخی خوب به چنین سوالی باشد. ذکر آمار سرسام آور جنایت، حرام‌زادگی و طلاق و تجاوز به عنف در غرب و مقدار تاسف بار ازدواج و تشکیل خانواده و مقایسه آن با آمار کشورهای مسلمان، ایران را با تمام چهرۀ اعدام و سنگسارش در موقعیت کاملا مسلط و برتر قرار می‌دهد.</p>
<h3><span style="color: #0000ff;">پای حاکمیت ملی، با اقتدار بایستیم</span></h3>
<p>حکم سنگسار امروزه در ایران یک قانون است، قانونی برآمده از یک ساختار دین‌سالار مردمی، هر کس و ناکسی حق تعرض به حاکمیت ملی ایران را ندارد. خبرنگاران غربی همواره سعی می‌کنند حاکمیت ملی در ایران را نادیده بگیرند و در سوالات مردم حکومت را جدای از مردم قرار دهند که این توهین بزرگی به ملت ایران پس از رشادت‌های فراوانش در دفاع از این حکومت محسوب می‌شود. مسوولین این حکومت پیش از هر چیز نه در جای‌گاه دفاع از این حکومت، بلکه به عنوان یک عضو این امت مسلمان موظفند از این حیثیت و دسترنج مردمی که به ارادۀ مردم ساخت و داوم یافته دفاع کنند. پس از آن اگر خواستند از کرسی خود دفاع کنند، بلامانع است. در این موضع مقایسه حمایت ائتلاف‌های غربی از استبدادی ترین حکومت‌های منطقه مثل مصر و اردن و عربستان، قابل ذکر است.</p>
<p>بر پرسشگران و خبرنگاران خارجی لازم است که به این حاکمیت مردمی ملتزم گردند و در صورت عدم قبول آن در جریان مباحثه به واسطه ذکر خصایص مردمی ساختار و دسترنج فعلی ملت ایران، محکوم گردند. این که خبرنگاری بتواند بین این سیستم به راحتی شکافی بیافکند و صرفا حاکمیت سیاسی را متخلف معرفی کند، تذکری حکیمانه طلب می‌کند که &#8220;او در حال مواجهه با یک تمدن و یک خاستگاه مردمی است&#8221; و نه صرفا یک کرسی و مسوول سیاسی.</p>
<p>ضمنا در پرسش و پاسخ‌ها با خبرنگاران متبوع لیبرالیسم یا سایر مکاتب الحادی، این موضوع باید گوشزد شود که تمدن ایران اسلامی در عصر حاضر خود را ملزم به پاسخگوئی به خاستگاههای لیبرالیستی و یا الحادی در غرب نمی‌‌بیند، بلکه این مصاحبه و توضیحات صرفا برای راهنمائی آنان و رها شدن از بند عصری عمیقا جاهلی است که آنان گرفتارند نه آن‌که ما محکومینی از پیش حکم داده شده باشیم که با لحنی تحقیرآمیز مورد عتاب قرار گیریم و لازم است از تن دادن به این موضع مظلومیت پرهیز گردد. &#8220;لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا&#8221;.</p>
<h3><span style="color: #0000ff;">کاپیتولاسیون، هم‌چنان خواهان دارد</span></h3>
<p>نکتۀ قابل توجه در رفتار غرب علیه جوامع اسلامی و ایرانی این است که غرب صهیونیستی غیرت فوق‌العاده‌ای در دفاع از اتباع ایدئولوژیک خود به کار گرفته است. پس از دفاع تمام قامت غرب از خبرنگاران جاسوس و شورشی‌ها، دفاع تمام قد غرب از زناکاران و فاحشه‌ها و قاتل‌ها و نامه‌نگاری‌ها و جریان‌سازی‌های مختلف از سطوح پائین و بالای اروپا و آمریکا از آرتیست سینمائی گرفته تا وزیر امورخارجه و رئیس جمهور، بیانگر اصرار رژیم استبداد بین‌المللی  غرب بر تحمیل &#8220;کاپیتولاسیون&#8221; و عبور از خواسته‌ها و حریم ملت‌هاست. اینجا دیگر یک زناکار جانی از حکومت منتخب ایرانی ارجمندتر است تا با وی نامه‌نگاری شود و پشتیبانی تمام و کمال به وی اعلام شود. در واقع حتی اگر ملت‌ها قوانینی برای صیانت از خود تمهید جویند، غرب به دنبال لغو قوانین محلی و حاکمیت خود بر تمام نقاط دنیاست. این پدیده محض حفظ استقلال، غیرت متقابل و سرکشی و حفاظت بسیار فعال می‌طلبد و اجرای مصرانه و معقول احکام و قوانین ملی، با اصرار مشخص و خروج از انفعال در مقابل تهاجم، شکست واضحی برای غرب در تحمیل کاپیتولاسیون به ملل مسلمان خواهد بود.</p>
<h3><span style="color: #0000ff;">فعالیت بیشتر، خروج از انفعال</span></h3>
<p>متاسفانه در مورد سنگسار جمهوری اسلامی معمولا در حالت انفعال قرار داشته و از پاسخ‌های روشن‌گر و ابلاغ مأموریت صحیح خود به پرسشگران، عاجز مانده است به حدی که این مساله عمیقا برای نسل جدید مبهم و شاید بهانه‌ای برای گریز از سنت‌های صحیح باشد. بدیهی است ایجاد جریان‌های خبری و اجتماعی و تاسیس و توسعه رسانه‌  و تبیین فلسفۀ حرکت اجتماعی اسلام می‌تواند در پاسخ به چرائی رفتار ایران مؤثر باشد. در مراجعه‌ای ساده به آمار وضعیت اجتماعی کشورها و ارائۀ محتوا و تیزر و پرزنتیشن تلویزیونی به جامعۀ ایرانی و مسلمان می‌توان بخوبی مسیری که غرب در تخریب بنیان‌های خانوادگی پیش‌رفته را به جوانان نشان داد. متاسفانه تبلیغات غربی و هوچی‌گری‌های رسانه‌های بدخواه داخلی تلاش می‌کند مطالب را معکوس و وارونه جلوه دهد و هنگامی که از آمار غربی سخن گفته می‌شود بسیاری از افراد، از آمار ایران سوال می‌کنند در صورتی که جامعۀ ایرانی علیرغم وجود مشکلات و آفت‌ها صدها و بلکه هزاران مرتبه پاکیزه‌تر از وضعیت بسیار آلوده جوامع غربی است و لازم است این مقایسه صورت پذیرد.</p>
<p>مادامی که دفاعی صورت نپذیرد تهاجم رفع نخواهد شد و دشمنان جامعه و خاک و خانواده، گام به گام پیش خواهند آمد و لازم است جریان‌های تبلیغاتی مستحکمی برای دفاع از حدود الهی ضمن محاسبه و تدبیر رقم زده شود. تولید محتوا و توزیع مبتنی بر رسانه‌های مختلف کتاب، رمان، فیلم، سریال با محوریت موضوع حجم تخریب‌گر جرم زنای محصنه، از حداقل وظایفی است که همۀ ما به اهتمام بدان ملزمیم.</p>
<h3><span style="color: #0000ff;">مردم دنیا با ما هستند</span></h3>
<p>خانواده، و رابطۀ پاک همسری، علاقه‌ای است فطری در بشر. و آن‌که بی‌خانواده است همواره در غربت فطری خود رنج می‌برد. با جستجوئی ساده بر روی اینترنت، و مرور شبکه‌های اجتماعی بازماندگان تجاوز و تعدی و خیانت از کودکان معصوم و دختران و پسران خانواده تا نوجوانان و جوانان و بزرگسالان و زن و مرد، می‌توان به روشنی یافت که سطح جهان مملو از قربانیانی است که در جریان جنگ بربری صهیونیست‌ها و اتباع آنان علیه اصالت خانواده، خرد و مضمحل شده‌اند و زندگی خود را از دست رفته دیده‌اند. در واقع تعداد قربانیان جنگ علیه خانواده و قربانیان تجاوز به عنف و زنای محصنه و این قبیل جنایات صدها هزار برابر مجرمین و محکومین به سنگسار است. &#8220;الفتنة أشد من القتل&#8221;، جبهه‌های جنگ علیه خانواده، نسل‌هائی را به فنا داده اند. اسلام در ایران، می‌تواند و بایست به نام قداست خانواده، در مقام وکیل مدافع این قربانیان در سراسر جهان ظاهر شود، و کافی است صدائی از گوشه‌ای از دنیا به آشکارا به پا خیزد و خواستار حقوق از دست رفته میلیون‌ها قربانی &#8220;جنگ علیه خانواده&#8221; بشود. جریان یافتن کلید‌واژه‌های مرتبط با سنگسار، مجال و فرصت درخشانی برای ثبت این پاتک است. تاثیر مهلک این پاتک، بر فروریختن ساختار تزویرگر غربی و پیروزی نهائی خیر بر شر بسیار واضح است و شاید درواقع این حملۀ حقوق بشری غرب به اصالت خانواده، موهبتی الهی است که فرصت آن نباید از دست برود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/940/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایرانی بودن بهتر است یا انسان بودن ؟</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/831</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/831#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Aug 2010 18:27:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخلاقیات و اسلامیات]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[علم دین]]></category>
		<category><![CDATA[مشائی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ناسیونالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[وطن پرستی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/831</guid>
		<description><![CDATA[در روزهای گذشته آقای مشائی گرداگرد موضوعی که همیشه محل بحث بوده است، سخن‌وری کرده است، با بازتاب‌های تندی که در مورد سخنان مشائی از سوی سایر مسوولین و اشخاص مطرح دیده شد، مشائی به اصلاح نسبی سخنان خود در سخن‌رانی‌های بعدی پرداخت، گذشته از این‌که صحبت خام مشائی بدون عامل ترس از عکس العمل&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای گذشته آقای مشائی گرداگرد موضوعی که همیشه محل بحث بوده است، سخن‌وری کرده است، با بازتاب‌های تندی که در مورد سخنان مشائی از سوی سایر مسوولین و اشخاص مطرح دیده شد، مشائی به اصلاح نسبی سخنان خود در سخن‌رانی‌های بعدی پرداخت، گذشته از این‌که صحبت خام مشائی بدون عامل ترس از عکس العمل سایرین، هنوز بر جای خود باقی است. این‌گونه اگر تنها بخواهیم به شبهاتی که در اذهان به‌خود‌ی‌خود پیش می‌آید بپردازیم و حتی الإمکان از سیاست‌زده‌گی پرهیز کنیم، نکاتی مفهومی در مورد اصل بحث قابل طرح است.</p>
<p>لطیفی می‌گفت ایران قلب ماست و اسلام مغز ما، هر کس بخواهد یکی از این دو را از ما بگیرد، ما زنده نخواهیم ماند. جملۀ زیبا و قابل تأملی است اما کمی شرح و تفصیل دارد. حتی جور دیگر هم می‌توان دید و می‌توان گفت اسلام نرم‌افزار ما است و ایران سخت افزار ما. هر انسانی وطنش را نماد انسانیتش می‌داند، از این رو دوست داشتن وطن از ایمان است اما آیا پرستیدن وطن ایمان است یا شرک محض؟</p>
<blockquote>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="5" width="100%" align="center">
<tbody>
<tr bgcolor="#f0f4f4">
<td height="11">جزء <span style="text-decoration: underline;">۲۱</span> سوره لقمان آیه ۱۳</td>
</tr>
<tr bgcolor="#e0e8e8">
<td colspan="2" valign="middle">وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ</td>
</tr>
<tr bgcolor="#d1dede">
<td colspan="2" valign="middle">[به خاطر بیاور] هنگامى را که لقمان به فرزندش -در حالى که او را موعظه مى‏کرد- گفت‏: (پسرم‏! چیزى را همتاى خدا قرار مده که شرک‏، ظلم بزرگى است‏.)</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</blockquote>
<p>ما هستیم، ایرانی هستیم، اما ایرانی بودن چگونه‌است را عقل و درایت ما مشخص می‌کند، عقل و درایتی که نه اسیر تعصب نژادی است و نه حقدهای فروخورده‌گی ملی، بلکه اعتماد به نفس بنده‌ای را دارد که به حبل الله آویخته و از هر سقوطی در امان است. آن‌گونه است که عقل و درایت به اوج می‌رسد و ایرانی می‌تواند افتخار کند ایرانی‌است. ایرانی بودن به ثبت آثار در سازمان ملل و یونسکو نیست &#8230; ایرانی بودن، به انسان بودن است و هیچ‌کس نمی‌تواند در انسانیت ایرانیان تردید کند، جز خود ایرانیان با اعمال زشتی که ممکن است انجام دهند. انسان که اعمال زشت انجام دهد، ممکن است از حیوان پائین‌تر تلقی شود. «بل هم اضل» ایرانی بودن، عضوی از انسان بودن است، و انسان بودن، موهبت الهی است. آیا اینچنین نیست؟ مگر اسلام، چه چیزی جز راهنمای انسان بودن است؟ پس چگونه است که شخصی اسلام را با ایران مقایسه می‌کند، مگر انسانیت با ایرانی‌بودن تعارضی دارد، که مقایسه شود؟ انسانیت و اسلامیت، که ذاتی روشن و مطالعه شده دارند. مگر آن‌که در ایرانی‌بودن برخی، شیطنت نفوذ کرده باشد که خود را چیزی بالاتر از انسانیت دانسته‌اند! انسانیت را خرده چیز، و ایرانی‌بودن را رود جاری حقدهای فروخوردۀ عقب‌ماندگی خود دانسته‌اند. روح هیتلر شاد شد. آیا درست است کسی سوال کند ( ایرانی بودن، بهتر است یا انسان بودن ؟ ) &#8230; یا بپرسد مکتب ایران، به‌تر از مکتب انسان است؟ این سوال کاملا مضحکی است. این نزاع و ژست تبختر برای چیست؟ برای این‌که کسی خود را به‌تر از سایر انسان‌ها بداند؟ برای این‌که ایرانی به دنیا فریاد کند که بهتر از آنان است؟ اگر این‌چنین است که مشائی گناه بزرگی کرده است! این همان معنی طاغوت است! طاغوت، یعنی برتری جوئی &#8230; طغیان، رودخانه را دیده‌اید ، طغیان می‌کند&#8230; این رود هم به نام بی مسمای مکتب ایران &#8220;طغیان کرده&#8221; و این خرده فرهنگ‌های وحیانی و الهی را بلعیده است. آیا این هدف زیستن است؟ و آیا بهتر بودن، به معنای بیشتر آثار باستانی داشتن است؟ یا به تقوا داشتن؟ خوش‌به‌حال آن آمریکائی مسلمانی که هیچ از تاریخ ندارد، اما مسلمان است. تاریخ او تاریخ آدم، و نوح و موسی و عیسی و محمّد است&#8230; نه مکتب سنگ و کاخ و جبر شاهان. این‌که ایران گنده فرهنگ است و اسلام خرده فرهنگ، اصولا چه جای دعوا دارد؟ و دورزدن بر حول این نزاع، چه زشت عملی‌است. هر عاملی که انسانیت ایرانی‌را به فراموشی بسپرد، ننگ ایرانی است. و انسانیت چه چیزی است جز عبودیت پروردگار؟ و اسلام چه چیزی است جز شرح عبودیت انسان؟ و شرح ابدی بودنش، و شرح بازگشت و رستاخیزش، جائی که کرۀ زمینی وجود نخواهد داشت که ایرانی بر روی آن وجود داشته باشد. و اصلا اصل این نزاع که علم و دانش و فرهنگ یا دین و آئین را محدود به مرز و نام‌های موقتی کنیم، چه سودی به حال ما دارد؟ آیا دانشمندان فیزیک و نجوم به آقای مشائی نگفته‌اند که همان‌طور که بیگ‌بنگ اتفاق افتاد و این دنیا گسترده شد، روزی جمع خواهد شد &#8230; (بیگ کرانچ) ؟ آیا قرآن نگفته است روزی طومار زمین در هم پیچیده خواهد شد؟ همین امروز یکی ا<a href="http://alef.ir/1388/content/view/80007/">ز فیزیکدانان مشهور</a> اعلام کرد که ما تنها یک قرن دیگر در زمین فرصت داریم. خیلی زود بشر خواهد فهمید اگر بخواهد تاریخ خود را نام ببرد کافی است به لفظ &#8220;زمین&#8221; اکتفا کند. آقای مشائی، نه تنها ایران، همۀ کرۀ زمین مال شما&#8230; روی چه چیزی سرمایه گذاری کرده‌اید؟ شما که از حالا ورشکسته‌اید ! در مکتب شما آیا معاد را آموزش نمی‌دهند؟ در مکتب علی(ع) که خوب آموزش می‌دهند&#8230; نمی‌دانم علت این بازی شما چیست؟</p>
<blockquote><p>جزء ۱۷ سوره الانبیاء آیه ۱۰۴<br />
در آن روز که آسمان را چون طومارى در هم مى‏پیچیم‏، [سپس‏] همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم‏، آن را بازمى‏گردانیم‏؛ این وعده‏اى است بر ما، و قطعاً آن را انجام خواهیم داد.<br />
اصل آیه: یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ</p></blockquote>
<p>آیا عقل شما فریاد نمی‌زند که بر سهامی ماندگار سرمایه‌گذاری کنید؟ نه با سرمایه‌ای فرّار؟ آیا سایر تمدن‌ها، ساختمان‌ها و قصرهای باشکوه نداشته‌اند که لاشه‌های تخریب شدۀ آنان مانده باشد؟ آیا هر یک برای خود علائمی بسیار قدیمی نداشته‌اند؟ و آیا همه به یک زوج و یک پدر و مادر، ختم نمی‌شوند؟ پس اصولا قومیت یعنی چه؟ هر آن‌چه بشر به دست آورده از مفاخر همه بشر است و کسی حق مصادرۀ آن را ندارد. مهم این است که این دستآورد، بر مسیر حق و عدالت و بندگی پروردگار باشد و اگر ملتی گذشته‌اش &#8220;فراعنه&#8221; شدند، بالیدنی ندارد که ببالد&#8230; جز شرم و خجلت. و چه خوب که ننگ فراعنه به مصر مسلمان نمی‌رسد. ننگ خرد کردن آدم‌ها و به بردگی کشیدن آنان! آیا مصریان هم باید افتخار کنند که سه هزار پیش فرعون را می‌پرستیده‌اند؟ چون فقط نام آنان مصری است؟ البته هستند جریان‌هائی در مصر که این را بعنوان سرمایۀ منحصر به فرد اجداد افتخار آمیز می‌دانند اما خوب این شرط مسلمانی نیست چون هیچ ربطی به سعادت و انسانیت ندارد. و آنان از موهبت مسلمانی برخوردار نیستند. و آیا ما ایرانیان باید افتخار کنیم که شاهانی داشتیم که بت‌ها را آراستند، برادران خود را کشتند، چشم پدران خود را درآوردند، و برای ورود به کاخ‌های آنان باید ساعت‌ها بر سردرآن سجده می‌رفتیم؟ باید کور، همۀ این ها را مکتب ایران بخوانیم و بدان افتخار کنیم؟ یا باید به فکر مردمی باشیم که در زیر چرخ استبداد شاهان خرد شدند تا اسلام منادی برابری شد؟ چه فرقی است میان شما و بنی امیه و بنی العباس قاتلین ائمۀ هدی؟ آنان عربیت خود را برتر از اسلام یافتند و شما ایرانی بودن خود را.</p>
<blockquote><p>جزء ۴ سوره آل عمران آیه ۱۳۷<br />
قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانْظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذَّبِینَ<br />
قطعاً پیش از شما سنّتهایى (بوده و) سپرى شده است‏. پس‏، در زمین بگردید و بنگرید که فرجام تکذیب‏کنندگان چگونه بوده است‏؟</p></blockquote>
<p>اگر قرار باشد هر تمدنی برای خود اسباب‌بازی درست کند و به آن ببالد، رفتار انسان‌های بالغ، چه فرقی با کودکان خواهد داشت؟ « بچه سوسکه داشت روی دیوار راه می‌رفت مادرش دیدش و گفت : &#8221; آی قربون اون پاهای بلوریت برم &#8221; »، ما در خاورمیانه زندگی می‌کنیم که مهد تمدن است، همۀ کشورهای این منطقه برای تاریخ خود مفاخری دارند که به رخ بکشند. همه نوع اسباب‌بازی‌ای پیدا می‌شود، علامت، کوزه، پیاله، ستون، قصر، زیگورات، &#8230; تا دلت بخواهد ، اما آیا این‌ها انسانیت ماست؟ مشائی مشخص نکرده چه چیز مکتب ایران است؟ این‌ها؟ ایران حق حیات دارد، اما این‌ها تامین کننده حیات انسانی ما نیستند، حداقل بعد از ظهور پیامبران، این مظاهر مایۀ غفلت و گمراهی و طغیانند، نه مایۀ افتخار.</p>
<blockquote><p>جزء ۷ سوره المائدة آیه ۱۰۴<br />
و هنگامى که به آنها گفته شود: (به سوى آنچه خدا نازل کرده‏، و به سوى پیامبر بیایید!)، مى‏گویند: (آنچه از پدران خود یافته‏ایم‏، ما را بس است‏!)؛ آیا اگر پدران آنها چیزى نمى‏دانستند، و هدایت نیافته بودند [باز از آنها پیروى مى‏کنند]؟!<br />
اصل آیه : وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ</p></blockquote>
<p>اگر بگوئیم چیزی به نام مکتب ایران، ما را بس است و ایران بود که رسالت انبیاء را به‌عنوان خرده فرهنگ پر و بال داد. این اینگونه معنا می‌شود که اگر ایران نبود پس اسلام هم هیچ نبود و اصولا اسلام ذاتی ناقص بود که ایران آن را پرورد، بلکه این رسالت انبیاء بود که از ایران نشأت گرفت. هرچند همۀ علوم ادبی و اسلامی عرب را ایرانیان تدوین کرده‌اند و حتی دانشمندان علوم تجربی قریب به اتفاق ایرانی بوده اند، اما این به معنای کوتاهی ذات اسلام نیست، بلکه قطعا اگر ایرانیان چیزی بهتر از قرآن و عترت در سرزمین خود می‌یافتند که بپروند، سراغ اسلام نمی‌رفتند، پس اصولا رقابتی بین ایران و اسلام نبوده بلکه این میان یک منطق محبت آمیز برقرار است نه یک عناد نژادی، و اگر دانشمندان و محققین اسلامی ایران، چیزی به از اسلام سراغ داشتند، از ابتدا اسلام را نمی‌پذیرفتند. در نهایت آیا وظیفه انسان روی زمین این است که به سنگ‌ها و کاخ‌های ویران و متروک افتخار کند؟ یا وظایف مهم‌تری هم دارد ؟ آیا شأن انسان به خاک و سنگ است؟ خیر، همۀ این‌‌ها تیله‌بازی بچه‌گانه‌ای‌است که آقای مشائی را از اصل تامل در چرائی بودنش، غافل کرده است. کسی که اسلام را خرده فرهنگ بداند، بدیهی از در شکوه شاهان طاغی و ستم‌گر، خواهد اوفتاد و مالک اصلی همۀ مرزهای زمین را از یاد خواهد برد.</p>
<blockquote><p>جزء ۷ سوره الانعام آیه ۳۲<br />
زندگى دنیا، چیزى جز بازى و سرگرمى نیست‏! و سراى آخرت‏، براى آنها که پرهیزگارند، بهتر است‏! آیا نمى‏اندیشید؟!<br />
اصل آیه: وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ</p></blockquote>
<p>چرا آقای مشائی انذارهای این خرده فرهنگ قرآنی را نادیده گرفته است؟ چرا آقای احمدی نژاد؟ چرا رئیس دفترت &#8230; ؟ مشاورت &#8230; مسوولت ؟ &#8230; آیا ما با افتخار زبانی و با تملّق خود و نام خود می‌توانیم به جائی برسیم یا با کار و تلاش و عمل صالح؟ و آیا تاریخ نخواهد نوشت که آن‌ها قومی بودند که با تملق خود، فرهنگ‌شان را ارضا می‌کردند، در حالی که چندان عمل صالحی از آنان سر نمی‌‌زد. همۀ ملت‌ها، با هم برابرند، همۀ نژادها، همۀ رنگ‌‌ها، همۀ‌زبان‌ها، تاثیری در وظایف انسانی ندارند، این پیام اسلام است که هیچ‌ فرقی ندارید، مگر آن‌که وظایف خود را خوب انجام دهید. یعنی پرهیزگار باشید. و الا نه ایرانی بودن به یاری آیندۀ شما خواهد آمد و نه اصالتی در ابدیت انسان خواهد داشت. زمین روزی متلاشی خواهد شد و خداوند از اسلام توحید و نبوت و امامت را خواهد پرسید نه &#8220;مکتب ایران&#8221; را&#8230; و این همۀ تعارض افاضات مشائی، با مسیر انبیاء الهی است. همۀ بدبختی غرور است، و این غرور بود که شیطان را از عرش سقوط داد &#8230; آنان‌که حیات دنیا آنان را مغرور کرده هم &#8230;</p>
<blockquote><p>جزء ۸ سوره الاعراف آیه ۵۱<br />
الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ نَنسَاهُمْ کَمَا نَسُواْ لِقَاء یَوْمِهِمْ هَـذَا وَمَا کَانُواْ بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ<br />
همانها که دین و آیین خود را سرگرمى و بازیچه گرفتند؛ و زندگى دنیا آنان را مغرور ساخت‏؛ امروز ما آنها را فراموش مى‏کنیم‏، همان گونه که لقاى چنین روزى را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند.</p></blockquote>
<p>و نه ایرانی و نه هیچ ملت دیگری، سربلند نخواهد بود جز به آن‌که عظمت قرآن و عترت مطهر را با تمام وجود بیابد. و چه خوب است که ما با اجتناب از عناوین فرعی و غیر ضروری، حواس و ذهن مردم را آسوده بگذاریم.</p>
<p>______________________________</p>
<p><a href="http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=1271469" target="_blank">مشایی: مکتب ایرانی همان مکتب حسینی است</a></p>
<p><a href="http://www.jahannews.com/vdcfm1dymw6d0xa.igiw.html" target="_blank">زاکانی در مصاحبۀ امروز: فتنه جدید را منحرفان فکری و مفسدان اقتصادی در دولت شکل می دهند، فتنه جدید از فتنه سال گذشته هم خطرناکتر است</a></p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p><a href="http://alef.ir/1388/content/view/80145/" target="_blank">در الف ، با نظرات</a></p>
<p><a href="http://alef.ir/1388/content/view/80140/" target="_blank">یک مقاله مرتبط از دکتر یاسر سبحانی فرد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/831/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قصۀ‌ دین‌داری‌ما و دستان پر جیمز کامرون!</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/445</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/445#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 11:34:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[علم دین]]></category>
		<category><![CDATA[آواتار]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=445</guid>
		<description><![CDATA[سلام چند ماهی بود می‌خواستم فیلم آواتار جیمز کامرون را ببینم و فرصت و حوصلۀ توام جور نمی‌شد، این‌که دقیقا می‌خواستم این فیلم را ببینم به علت شهرت‌ش در جلوه‌های دیداری رایانه‌ای آن بود که دستی در این کار دارم. سعی نکردم داستانش را هم قبلا مطالعه کنم که بی‌مزه نشود. دی‌شب که فرصت کردم&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-Avatar-Teaser-Poster.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-446" style="border: 3px solid black; margin: 10px;" title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-Avatar-Teaser-Poster.jpg" alt="" width="200" height="297" /></a>سلام<br />
چند ماهی بود می‌خواستم فیلم آواتار جیمز کامرون را ببینم و فرصت و حوصلۀ توام جور نمی‌شد، این‌که دقیقا می‌خواستم این فیلم را ببینم به علت شهرت‌ش در جلوه‌های دیداری رایانه‌ای آن بود که دستی در این کار دارم. سعی نکردم داستانش را هم قبلا مطالعه کنم که بی‌مزه نشود. دی‌شب که فرصت کردم این فیلم را ببینم واقعا در حیرت ماندم. این یک فیلم بسیار عجیب و غریب، مغایر با همه اهداف و ترویج‌های غرب سکولار و لائیک، و متمایل به ادیان و حداقل می‌توانیم بگوئیم معنویت به مفهوم توحیدی است. توحیدی بدان جهت که علائم به شدت از روی ادیان ابراهیمی کپی شده است. در یکی از سایت‌هائی که در ادامۀ این فیلم ساخته شده بود و علاقمندان به فیلم در آن تجمع می‌کنند، درگیری عمیقی بین تفسیر مفاهیم منتقل شده بین دین‌داران (مسیحی/یهودی) با کفار و ملحدین دیدم و بسیار جالب بود و البته به دلیل عدم حضور نقادانه مسلمان‌ها، در آن میدان از این نکات که در این نوشته‌ می‌آید مغفول مانده بودد.</p>
<p>این که هدف تهیه کننده این فیلم یعنی جیمز کامرون، چه بوده الله اعلم! در خیر بودن آن تردید دارم و ممکن است تصور کنم این سوء استفاده از مفاهیم حماسی در اسلام و ادیان توحیدی است تا تایید آن‌ها، سعی کردم از دین جیمز کامرون مطلع بشوم که گویا بطور مبهمی مسیحی پروتستان ذکر شده. اما به این نکات عجیب و غریب که در هیچ فیلمی دیده نمی‌شود می‌پردازیم.این برداشتی است که من دارم و بر هر کسی است حقّ برداشت!</p>
<p>این یک فیلم حماسی/فانتازی/تخیلی است، ۰٫۲۳ میلیارد دلار خرج برده و ۲٫۷ میلیارد دلار درآورده یعنی چیزی حدود ۲۷۰ برابر اخراجی‌ها، که ۱۰ برابر کلاه قرمزی، فروش کرد. این دو از پرفروش ترین فیلم‌های ایران هستند. آواتار پر فروش‌ترین فیلم سینمای جهان هست. فکر می‌کردم این فروش به علت همان جلوه‌های صوتی و تصویری سه بعدی‌اش باشد اما مضامین این فیلم بسیار مهم‌تر از این جلوه‌هاست و گویا تهیه کننده می‌خواسته همه چیز را به طاق بزند.</p>
<p>این مطلب بیش از حد بلند است و بخاطر همین ادامۀ آن را به صفحۀ درونی محول می‌کنم.</p>
<p><span id="more-445"></span></p>
<h2>عملیات عام الفیل</h2>
<p>موضوع حماسه و اوج فیلم مربوط به رویاروئی گروهی‌ زمینی سرمایه محور، به ساکنان یک سیّاره ناشناخته است که تمدّنی پیش‌رو بر پایۀ معنویت دارند. زمینی‌ها حمله می‌کنند تا منابع زیر زمینی آنان را غارت کنند. داستان این است که یک &#8220;شرکت سهامی&#8221; به مفهوم سرمایه‌گذاری، جهت استخراج معادن از سنگ‌هائی که حامل انرژی بسیاری هستند، در سال ۲۱۵۴، به یک کرۀ شبیه به زمین به نام پاندورا لشکرکشی می‌کند. در این کره یک نوع موجودات شبیه به انسان وجود دارد که احترام زیادی برای همه موجودات زنده قائلند و با طبعیت هم‌نوا و هم‌گن هستند. برای این عده که ناوی خوانده می‌شوند، زمینی‌ها که در فیلم &#8220;آسمانی&#8221; و &#8220;بیگانه&#8221; خوانده می‌شوند، بطور تلویحی در محاورۀ شخصیت‌ها با معرفی دشمن ونزوئلائی، آمریکا معرفی می‌شوند. در نهایت پس از ویران شدن درخت عظیمی که محل سکونت یکی از اقوام این سیاره است، آنان به <strong>درختی مقدس </strong>پناه می برند. درخت عظیم محل سکونت‌شان توسط سفینه های غول پیکر و برنامه ریزی و بمب و موشک های زمینی نابود می شود. مردم بومی برای ممانعت از تخریب بیشتر، همۀ اقوام آن سیاره را جمع می کنند تا مبارزه کنند. برنامه بعدی زمینی‌ها برای برداشتم موانع، حمله به همان <strong>درخت مقدس </strong>در کوهستان &#8220;هللویا(Hallelujah) &#8221; است که به زبان ما می‌شود &#8220;الحمدلله&#8221; یا &#8220;سبحان الله&#8221;. کوهستانی مملو از کوه‌های شناور در آسمان که زیباترین نمای این فیلم است، <strong>شب رویاروئی </strong>شخصیت اول داستان نزد درختی می‌رود، و <strong>&#8220;دعا&#8221; می‌کند، </strong>که این <strong>درخت که رابط مردم و خداست یاری برساند. </strong>در نهایت نبرد رخ می‌دهد، و اهل سیاره در مقابل تجهیزات وسیع زمینیان در حال شکست هستند که ناگهان تمام زمین و زمان و <strong>همه موجودات روی زمین و پرندگان هوا، علیه متجاوزین سرمایه محور، متحد می‌شود </strong>و حیوانات و پرندگان شبیه به دایناسور به سمت آنان حمله می‌کنند <strong>و در هم می‌کوبند. </strong>خوب از این داستان یاد چه سوره‌ای از قرآن می‌افتیم ؟ این ماجرائی است منحصر به قرآن کریم در میان کتب آسمانی و زمان رخداد این معجزه مسجّل تاریخی، سال تولد پیامبر خدا محمّد (ص) یعنی &#8220;عام الفیل&#8221; است.</p>
<blockquote><p><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/besm.gif"><img class="alignright size-full wp-image-447" title="بسم الله الرحمن الرحیم" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/besm.gif" alt="" width="200" height="30" /></a>أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ «۱»  أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ «۲»  وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ «۳»  تَرْمِیهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّیلٍ «۴»  فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ «۵»<br />
آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران (= لشکر ابرهه که براى نابودى کعبه آمده بودند) چه کرد؟!  «۱»   آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟!  «۲»   و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد،  «۳»   که با سنگهاى کوچکى آنان را هدف قرارمى‏دادند؛  «۴»   سرانجام آنها را همچون کاه خورده‏شده [و متلاشى‏] قرار داد!  «۵»</p></blockquote>
<div id="attachment_453" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar2.jpg"><img class="size-full wp-image-453" title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar2.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">ارتش ابرهه برای حمله به درخت مقدس</p></div>
<p>البته در ذیل این ماجرای تاریخی داریم که &#8220;عبدالمطلب&#8221; نماز بسیاری برای نابودی سپاه ابرهه گذاشت، تا خانۀ خدا ویران نشود. <strong>این که یک گروه برای تخریب خانه ای معنوی و مقدس حمله کنند و مردم به واسطۀ &#8220;دعا&#8221; به درگاه قادر متعال، از این تجاوز، جلوگیری کنند با این احوال یک کپی رسمی از این واقعه و از آیات قرآنی است.</strong> هنگامی که فرماندۀ نیروهای آمریکائی، سربازان را جمع کرده و توسط یک سری اسلاید شرح حمله می‌دهد، ساکنین جزیره را متجاوز و نژاد پرست می‌خواند و در حالی که فیلم تلاش می‌کند این رفتار زمینی‌ها را تقبیح کند، خود این فرمانده و مؤیدین او موجوداتی تجاوزگر و وحشی رقم می‌خورند،  او می‌گوید <strong>&#8220;ما ترور را با ترور جواب می‌دهیم&#8221;</strong> و هنگامی که منطقه حمله یعنی درخت مقدس را مورد شرح قرار می‌دهد صراحتا بیان می‌کند که این <strong>منطقه توسط &#8220;خدا&#8221;ی آن‌ها حمایت می‌شود </strong>و ما آن را خراب می‌کنیم. این خصوصیت مکه و سایر اماکن مقدس اهل توحید است. در این جا عده ای از سربازان به نشانۀ کیف و تایید این سخنان ، می‌خندند. این نشانی‌ها، رسما طعنه‌هائی به جملات وحشیانه‌ رئیس جمهور آمریکاست و البته ضربه‌ای آشکار به همۀ تنۀ مادی‌گرایان.</p>
<div id="attachment_448" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar4.jpg"><img class="size-full wp-image-448  " title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar4.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">برگزیده و درخت نور</p></div>
<p>اما چرا جیمز کامرون درخت را برای ارتباط با قدرت حاکم که در این فیلم &#8220;Eywa&#8221; نامیده می‌شود انتخاب کرده؟ و &#8220;دعا&#8221; را نزد این درخت &#8220;مستجاب&#8221; هم کرده است؟ جائی که در قرآن نیز، این ارتباط معنوی میان خداوند متعال و موسی کلیم الله (ع)، به واسطۀ یک درخت برقرار می‌شود. موسی(ع) نوری از دور دید و تصور کرد که آتش است، رفت تا کمک بیاورد، سپس :</p>
<blockquote><p><a href="../wp-content/uploads/2010/06/besm.gif"><img title="بسم الله الرحمن الرحیم" src="../wp-content/uploads/2010/06/besm.gif" alt="" width="200" height="30" /></a>فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الْوَادِی الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبَارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن یَا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ<br />
هنگامى که به سراغ آن آمد، از کرانه راست درّه‏، در آن سرزمین پر برکت‏، از میان یک درخت ندا داده شد که‏: (اى موسى‏! منم خداوند، پروردگار جهانیان‏!)</p></blockquote>
<p>جالب این که در تورات، موسی(ع) در یک &#8220;بته&#8221; نور یا آتش دید، نه یک درخت نورانی !  (آنشی که نمی‌سوزاند = نور ).</p>
<blockquote><p>کتاب خروج، باب سوم:۲: و فرشتۀ خداوند در شعلۀ آتش از میان بوته‌ای بر وی ظاهر شد. و چون نگریست، اینک آن<strong> بوته به آتش مشتعل ا</strong>ست اما سوخته نمی‌شود.</p></blockquote>
<h2>علیه سکولاریزم!</h2>
<p>شخص اول داستان Jake، که البته در نسخه ابتدائی فیلمنامه Josh یا &#8220;یوشع&#8221; یکی از پیامبران بنی اسرائیل نام‌برده شده، برای دعا نزد درخت صداها می‌رود که محل پذیرش دعاست، قبلا در فیلم نمادهای مقدّسی که به نظرم نماد فرشته‌گان هستند، به طور استثنائی ناجی وی می‌شوند که هم کشته نشود، هم مجوز ورود وی به قوم فراهم شود. همسرش! Neytiri، که در نسخۀ اولیۀ فیلم‌نامه زلیخا یا (Zuleika) نام گرفته نزد وی می‌آید. او مایۀ حضور و پذیرش Jake در قوم و آموزش وی به سبک تمدن این سیاره است، Jake درخت را خطاب قرار می‌دهد و دعا می‌کند :</p>
<blockquote><p>&#8221; ببین! تو مرا برای یک چیزی<strong> انتخاب کردی!<span style="color: #888888;"><span style="text-decoration: underline;"> ( اینجا هم اشاره به &#8220;رسالت&#8221; دارد). </span></span> </strong>من می‌ایستم و می‌جنگم، تو می‌دونی که اینکارو می‌کنم، اما یک مقداری هم به کمک احتیاج دارم&#8221;</p></blockquote>
<p>در همین هنگام Neytiri نزد وی می‌آید و می‌گوید :</p>
<blockquote><p>&#8220;بزرگ مادر ما(یعنی همان خدای تعریفی در این فیلم)، <strong>جناح نمی‌پذیره. </strong>او فقط تعادل زندگی رو تامین می‌کنه&#8221;</p></blockquote>
<p>Jake پاسخ می‌دهد :</p>
<blockquote><p>به امتحان‍ش می‌ارزه</p></blockquote>
<p>و در نهایت، در حالی که اهل سیّاره در حال شکست خوردن هستند، این اتفاق رخ می‌دهد، و دعای این برگزیده، این کار سیاسی را انجام می‌دهد. پس از انجام وعده الهی Neytiri که بعید می‌دانست چنین اتفاقی رخ دهد می‌گوید: &#8220;جیک، ایوا(خدا) صدای تو را شنیده بود&#8221;. و دوباره با فریاد این را تاکید می‌کند. پس دعا و دین در مواقع سیاسی هم کار می‌کند!</p>
<div id="attachment_450" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar1.jpg"><img class="size-full wp-image-450   " title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar1.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">حملۀ پرندگان به سپاه ابرهه!</p></div>
<h2>شهادت!</h2>
<p>از حیرت آور ترین نکات فیلم کاربرد لفظ شهادت است! <strong>گروهی از زمینی‌ها</strong> به ناوی‌ها یعنی ساکنان بومی سیاره <strong>می‌پیوندند </strong>تا از حقیقت وجودی آنان و تمدّن قابل ستایش آنان، در مقابل حملۀ سودجویان سرمایه گرا، دفاع کنند. پیش از حمله به ارزیابی چگونگی حمله و دفاع می‌پردازند. پس از ارزیابی قدرت‌ها و ناامیدی از توان مقابله، یکی از زنان خلبان، می‌گوید : <strong>&#8220;فکر می‌کردم بتوانیم با راهی غیر از &#8220;<span style="color: #ff0000;">شهادت</span>&#8221; موفق شویم&#8221;</strong>. عین لفظ شهادت یعنی <strong>Martyrdom </strong>را به کار می‌گیرد! و بعدا خود در نبرد نیز با دلاوری تمام به اصطلاح &#8220;شهید&#8221; می‌شود.<br />
البته این در فیلم‌نامه ابتدائی نیست و بعدا اضافه شده.</p>
<h2>مذمّت پوزیتویسم!</h2>
<p>در بسیاری از فیلم‌ها به‌عنوان تحقیر معنویت گرایان دانشمندی ظاهر می‌شود و وقتی می‌خواهند معنویت را مورد تمسخر قرار دهند، می‌گویند : &#8220;من یک دانشمندم!&#8221; یعنی چیزی که نمی‌توانم بفهمم، به من نگوئید. و اگر گفتید پس خرافات است. بنیان کفر بر همین شکل می‌گیرد، ما چنین تحقیری را از سوی صاحبان دانش تجربی در تاریخ سینما بسیار دیده‌ایم. که من چون خدا را ندیدم، پس خدا نیست. و هر چه نبینم پس نیست. البته انتیشین جمله مشهوری دارد که &#8220;تصوّر، از خود دانش مهم‌تر است&#8221;. نمی خواهیم اینجا بحث کنیم. در این فیلم باز هم بر خلاف آموزه‌های معمول هالیوودی به این مساله پرداخته می‌شود. زن دانشمند در حالی که Jake از روش کمک بومیان جزیره به وی می‌گوید او پاسخ می‌دهد :&#8221; من یک دانشمندم، اینو که میدونی، من به داستان‌های افسانه‌ای اعتقادی ندارم&#8221;. Jake تاکید می‌کند آن‌ها کمک می‌کنند. چون <strong>&#8221; خدا حمایت می‌کند&#8221;</strong>، باز هم اینجا تاکید می‌شود آن‌ها اکنون هیچ جائی ندارند جز یک جا و این جا تلویحا <strong>استضعاف </strong>این قوم آواره نیز به رخ کشیده می‌شود که در حالی که نه نیرو دارند و نه آذوقه باز هم نوید پیروزی می‌آید، خدا قطعا به یاری آنان خواهد شتافت. Jake این زن دانشمند را نزد این قوم می‎‌برد آن‌ها مراسم جماعتی برگزار می‌کنند، موهای خود را به خاک پیوند می‌دهند و این موها همچون ریشه به ریشه‌های درخت مقدس وصل می‌شود، تا جان وی را به دنیای خودشان منتقل کنند، اما وی به دلیل ضعف و زخمی که از تیر زمینی‌ها در هنگام فرار برداشته، می‌میرد! Jake ناراحت می‌شود، این قوم به وی می‌گویند او به Eywa یعنی همان خدا منتقل شده و نگران نباش. در این هنگام این دانشمند چشم باز می‌کند و می‌گوید <strong>&#8220;جیک ، من پیش ایوا هستم، او واقعی است&#8221;</strong> و این ضربۀ محکمی به آن ژست الحادی برخی از فیلم‌هائی است که به واسطۀ دانش، خدا را منکر می‌شوند. در این نقطه &#8220;مرگ&#8221; نیز به طور بی‌سابقه‌ای زیبا تعریف می‌شود.</p>
<h2>تلطیف جماعت!</h2>
<div id="attachment_452" class="wp-caption alignnone" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar3.jpg"><img class="size-full wp-image-452  " title="فیلم آواتار" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/avatar3.jpg" alt="" width="450" height="240" /></a><p class="wp-caption-text">دعای جماعت</p></div>
<p>در دو سه صحنه از فیلم، بر خلاف اکثر فیلم‌های غربی که عمل معنوی جماعت، تقبیح می‌‍شود، در این فیلم، مردم به شکلی جمعی، دور این &#8220;درخت مقدس&#8221; جمع می‌شوند و هر چند ظاهرشان مثل نماز جماعت مسلمانان نیست، اما هم‌چنان دور می‌نشینند، یک رهبر جمعی، سخنانی می‌گوید و سرودی می‌خواند و بقیه تکرار می‌کنند. و حرکاتی انجام می‌دهند. آن هم به‌عنوان دعا و برای نجات جان مردم. این اولین فیلمی از آن سوست که می‌بینم در آن دعای &#8220;جماعت&#8221; منبع قدرتی مثبت معرفی می‌شود. همیشه در فیلم‌های هالیوودی چنین صحنه‌هائی را برای وحوش می‌بینیم!</p>
<p>نکات دیگری هم هست، اما اهمش همین بود. این نکات بسیار عجیبی است که مغایر با عموم فیلم‌های هالیوودی است، البته با مقایسه فیلم با متن فیلم‌نامه مشخص است فشارهای زیادی به جیمز کامرون وارد آمده تا روحیّات متمایل به مذهب از  این فیلم حذف شود. این اختیار خود کامرون بوده یا نه نمی‌دانم اما در هر حال این فیلم از دید بسیاری از صاحبان فن، مستحق دریافت اسکار بوده است، و از آن‌جا که اسکار همیشه یک جایزۀ سیاسی دانسته می‌شود و این فیلم مشخصتا محمل چنین مضامین نزدیک به خداپرستی است، حقش را نگرفته و اسکار به یک فیلم بسیار ضعیف‌تر اختصاص یافته است.</p>
<p>مشخصتا از این میان می‌توان مخالفت‌هایی با این نوع فیلم‌سازی یافت که برای معنویت هستند و البته زمینه‌های مذهبی این فیلم و نویسندۀ مقتدر آن از دید هیچ‌ عاقلی پنهان نمی‌ماند.  حال این‌که قصد وی از ایجاد چنین ترکیبی چیست، باز هم باید گفت الله اعلم. شاید یک ترکیب خلاقانه از هنر است که به هر عامل زیبائی دست می‌برد تا داستان خود را تکمیل کند، شاید هم واقعا حامل تایید حقانیّت عقیدۀ توحیدی و جنگ علیه مادی‌گرائی است که به نظرم دومی به حقیقت نزدیک تر است. ای بسا که این فیلم فریادی باشد از تاریکی‌های القاءات دنیاپرستان هالیوودی. این‌که چرا هالیوود اجازه ساخت چنین فیلمی را پس از سال‌ها به جیمز کامرون داده به نظرم ممکن است حاکی از یک درگیری داخلی میان عقاید این فرد خلاق با هالیوود باشد.  بهرحال هالیوود قصد دیدن قهر چنین کارگردان ماهری را ندارد و در این نزاع مجبور به پذیرش شرایط است. بهرحال این ارزیابی‌ها و نظرات من است و این فیلم در نهایت بسیار مغایر با آموزه‌های هالیوود و تکان دهنده است. شاید هم این را یافته‌اند که بالاخره تمسّک به آموزه‌های دینی، و قادر متعال، راه چارۀ پیروزی است و این‌گونه نیروهای خود را تشجیع می‌کنند تا از فساد مادی‌گرائی خلاصی یابند که البته این خبر خوبی است. در نگاه بدبینانه این بازی با اعتقادات اسلامی ممکن است جهت معرفی جایگزین‌هایی باشد با استفاده از ارکان و زیبائی‌های تمدّن فعلی ما که نسبت به این احتمال نیز باید هوشیار بود.</p>
<p>قصۀ ما و تمدن توحیدی‌مان و قصه‌های قرآنی که باید جیمز کامرون از آن کپی کند، قصۀ غریبی است. واقعا حیف است در این دنیا، ما از مبادی و قصّه های تمدنی خود استفاده نکنیم و دیگران با نهایت هنرمندی به استفاده از این مفاهیم و ارزش‌ها روی آورند. در نهایت من توصیه نمی‌کنم فیلم را بدون مواظبت ببینید چون خیلی هم سالم نیست و سالم نبودنش مربوط به جوّ عرفی فیلم‌های غربی است.</p>
<p>پ.ن. ) ساب تایتل فیلم، اسکرین‌پلی ، تریتمنت &#8211; علاقمندان<a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/Avatar-Scripts.zip"> بدانلودند</a>.</p>
<p>تکمله ) یک مروری که روی این نوشته داشتم ناگهان در تصویر آخر یک ساختار در نزدیکی این محل مقدس دعا، نظرم را جلب کرد! ساختاری که فقط در کنار کعبه دیده می‌شود:</p>
<div id="attachment_481" class="wp-caption alignnone" style="width: 480px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/holy-tree-kaaba.jpg"><img class="size-full wp-image-481 " title="holy-tree-kaaba" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/holy-tree-kaaba.jpg" alt="" width="470" height="759" /></a><p class="wp-caption-text">این کمان، خیلی از تردید‌ها را برطرف می‌کند که کامرون، غرضی دارد! خیر یا شر!</p></div>
<p>تکمله ۲ )</p>
<p>ناوی که نام این قوم است در زبان عبری می‌شود (پیامبر). اگر چه فیلم نامه اشاره می کند این واژه به معنای &#8220;مردم&#8221; است.  ایوا یعنی این خدا هم شباهت زیادی به (یهوه) دارد که نامی است برای خدا نزد یهودیان.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/445/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;صراط مستقیم&#8221; و بازی‌گوشی ما !</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/331</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/331#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Jun 2010 21:00:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخلاقیات و اسلامیات]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[علم دین]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نهضت نرم افزاری]]></category>
		<category><![CDATA[Life Style]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش نرم افزاری]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[علم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=331</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم عنوان خبر این است &#8220;عصبانی شدن برای شما خوب است &#8220;، محتوای خبر : &#8220;محققان متوجه شدند عصبانی شدن در حقیقت برای شما مفید است چرا که می‌تواند اثرات استرس را کاهش دهد. به گزارش خبرآنلاین این مطالعات، نظریه‌های روانشناسی قبلی را تائید می‌کند که بروز دادن احساسات بیش‌تر از نگه&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
عنوان خبر این است &#8220;عصبانی شدن برای شما خوب است &#8220;، محتوای خبر : &#8220;محققان متوجه شدند عصبانی شدن در حقیقت برای شما مفید است چرا که می‌تواند اثرات استرس را کاهش دهد. به گزارش خبرآنلاین این مطالعات، نظریه‌های روانشناسی قبلی را تائید می‌کند که بروز دادن احساسات بیش‌تر از نگه داشتن آن‌ها در درون خود می‌تواند برای سلامت ذهنی شما مفید باشد.&#8221; <a href="http://www.khabaronline.ir/news-66236.aspx">الخ.(+منبع)</a></p>
<p>انسان‌ها همیشه دوست دارند مسیرهای بهترشدن و بهتر زیستن را بپیمایند، &#8230; پس نتیجه می‌گیریم : &#8220;عصبانیت، برای سلامتی شما خوب است&#8221; و چون محققان به این نتیجه رسیده‌اند، از این پس به راحتی با تکیه بر چیزی که احتمالا &#8220;علم&#8221; نامیده می‌شود عصبانی شویم. بسیاری از خوانندگان جراید و مطبوعات و صفحات اینترنتی فقط چنین اخباری را مورد مطالعه قرار می‌دهند و به این نوع اخبار همچون قانون بدون ردخور، اعتماد می‌کنند. زیرا علم به مثابۀ بت، در آموزش‌های ما آمده و کافی است نام محققان، دانشمندان، و غیره بر روی خبری باشد تا همچون وحی الهی تبعیت گردد. اما آیا این کافی است؟ آیا این پژوهش به همۀ وجوه اجتماعی و انسانی دقّت کرده است؟ سوال این است که انتشار غیرمسوولانه چنین اخباری چه نوع آسیب‌هائی به جامعۀ ما می‌رساند؟ دانشمندان خود چنین اخباری را در حدّ &#8220;نظریه&#8221; و نه &#8220;قانون&#8221; منتشر کرده‌اند، آیا ما بدون بررسی مجاز به تزریق آن به جامعه هستیم؟ آیا بهتر نیست ما فرهنگ و آئین خود را پاس بداریم و قبل از انتشار چنین اخباری، آن را با آموزه‌های تمدّنی و فرهنگی خود قیاس کنیم؟ آیا اسلام و ائمۀ معصومین(ع) به ما مکررا توصیه نکرده‌اند کظم غیظ کنیم و خشم خود فرو خوریم؟ چه کسی چنین اخباری را برای انتشار ترجمه می‌کند؟ و آسیب‌هایی که این نوع اخبار حساب نشده، می‌تواند به ساحت خانواده و جامعه بزند چقدر است؟ آیا جلوگیری از عصبانیّت و بذل مهربانی فضیلت اخلاقی و اجتماعی نیست؟ در نهایت ما به کجا می‌رویم؟ این مقاله در صدد متهم‌کردن هیچ‌کس نیست، اما ملاحظاتی هست که لازم است جهت اطلاع اهل خیر در این شهر و دیار، ذکر شود.</p>
<p>در سده‌های اخیر، تحقیقات دانشمندان علوم تجربی کمک زیادی به بشریت نموده‌است تا جان خود را حفظ کند و امنیت بیابد. هیبت و عظمت این تحقیقات و نیل به فناوری‌های چشم‌گیر، اعتماد به نفس ویژه‌ای به ابناء بشر داده است تا این جهش را پشتوانه‌ای مستحکم بداند. گاه‌گاهی هم، پدیده‌های طبیعی از قبیل آتش‌فشان، طوفان، سیل، زلزله از این اعتماد به نفس بشر می‌کاهد و ضعف بشر را گوش‌زد می‌کند.</p>
<div id="attachment_340" class="wp-caption alignleft" style="width: 190px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/boalisina.jpg"><img class="size-full wp-image-340" title="شیخ الرئیس بوعلی سینا" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/boalisina.jpg" alt="" width="180" height="216" /></a><p class="wp-caption-text">بوعلی سینا : من شاگرد نمازم; زیرا هر وقت مشکل عملى براى من پیش مى‏آمد وضو مى‏گرفتم و به جامع شهر مى‏رفتم و در آن‏جا دو رکعت نماز مى‏خواندم و حل مشکلم را از خدا مى‏خواستم و حل مى‏شد!روضات الجنات، ج ۳، ص ۱۶۰</p></div>
<p>در پی این دستاوردهای علمی امّا، جریانی واضح در پی چیره کردن این انگاره بر بشریت است که : «بشر، خود برای خود کافی است و خدائی احتیاج ندارد و خدا اصلا وجود ندارد که احتیاجی به او باشد.» یا « اگر هم خدا وجود داشته باشد برای کنج‌ها و پستوهای دل است، نه عرصۀ ادارۀ جامعه» صاحبان این انگاره، از سالیان دور فراگرفته‌اند برای چیره کردن یک باور بر روش‌‎زندگی جوامع، احتیاجی به نزاع و تبادل منطق و استدلال با اندیشه‌ورزان و نخبه‌گان نیست، بلکه با القاء و تکرار و عادت دادن مردم به یک رویه، جوامع به واسطۀ منهج منظور اشغال می‌شوند و آن‌گاه نخبه‌گان منزوی و مهجور شده، هرچند برحق باشند. در این‌سو، صاحب حق نیازی به دودوزه ساختن با مردم ندارد، اما روش‌های تخریب، هر لحظه که به روز موعود نزدیک‌تر می‌شویم، پیچیده‌تر می‌شود و در صورت عدم تحرّک این‌روش‌ها از کارزار، موفق خارج می‌شود. تمدّن یعنی این‌که انسان‌ها بسیاری از حقوق تک زیستن را رها کرده و از مزایای زندگی جمعی برخوردار شوند. بنابراین، جریان‌هائی که انسان‌ها را دعوت می‌کنند فقط به منافع خود بیاندیشند، و فارغ از حقوق جامعه فقط از حقوق بشر سخن می‌گویند، بر ضدّ زندگی مدنی و علیه زیستن برای تمدّن هستند. این‌که ما خبری بیاوریم که انسان‌ها را تنها دعوت به رعایت احوال شخصی‌کند و هیچ توجّهی به انسان‌های پیرامون، خانواده، شهر و تمدّن نداشته باشد، یک ضربه از جریان‌های غیرانسانی است که تلاش می‌کنند انسان‌ها را به خودمحوری در منافع، تشویق کنند. مقصود این است که چه چیزی برای &#8220;شما&#8221; مفید است، این‌که رفتاری که شما از خود بروز می‌دهید چقدر منجر به آسیب رساندن به همسر و خانواده و جامعه می‌شود اصلا در این نوع اخبار مورد بحث قرار نمی‌گیرد.</p>
<p>عامل و متهم ردیف اول این جریان، خود دانش‌مندان نیستند بلکه آپورچونیست‌های موج‌سواری هستند که دانش‌مندان و ذوق و تلاش‌ آنان را به استخدام و مصادرۀ خود درآورده‌اند. هر چند بخش عمده‌ای از پایه‌ و بنیان علوم تجربی، طی تاریخ و عصر حاضر، متعلق به دانشمندان مسلمان است. با همۀ این وجود، هیچ دانش‌مندی از حوزه علوم تجربی که منجر به رفاه و آبادانی می‌شود ادعا نمی‌کند به تنهایی صاحب اسلوبی از نهج‌زندگی اجتماعی یا (LifeStyle) باشد. بلکه در این میان دلّالان و بنگاه‌داران تجمیع دستآوردهای علوم تجربی را برای تحدی و مبارزه طلبی با موجودیّت ذات احدیّت به کار می‌گیرند. این بنگاه‌ها امروزه در ذات سازمان‌ها و افراد و گروه‌های مسمّی به اتاق فکر، تئوریسین و یا روشن‌فکر، رخ می‌نمایند که چگونگی غلبۀ منافع خودی را بر منافع سایرین، به حکومت‌های متبوع منتقل می‌کنند. برای این‌گروه موجودیت دانشمندان چند بعدی که اتفاقا به علوم توحیدی نیز دست یافته‌اند، به مثابۀ زهر است و شاید به‌خاطر همین باشد که در بسیاری از آموزش‌های خود انسان‌ها را به فراگیری تنها یک بعد دعوت می‌نمایند. حرص و حملۀ اینان نسبت به دانشمندان مسلمان در ایران و موجودیت نظامی سیاسی که دین را آمیخته با علم می‌داند ، در همین راستا قابل تبیین است. در واقع در قوانین اینان، دانشمندی که موحّد باشد بعنوان یک شیء مجهول در نظر گرفته می‌شود و قابل هضم نیست.</p>
<p>این گروه‌ها تمام تلاش خود را می‌کنند که ارشادات گروه پیامبران خدا را نادیده بگیرند، در حالی که در نگاهی بی‌طرفانه، آموزه‌های پیامبران الهی، خود بخشی روشن از علوم انسانی و طبیعی است، کفر در همین نقطه شکل می‎‌گیرد که دستورالعمل‌های پیامبران خدا، جزو دانسته‌های انسان محسوب نمی‌گردد و با قاطعیت و به روشی قرون وسطائی، مورد حذف و سانسور قرار می‌گیرد و علوم دین در حالی غیرقابل مراجعه معرفی می‌شوند که مملو از دستورالعمل‌های حامل سعادت و آرامش و رفاه انسان است. همان چیزی که انسان به دنبال آن می‌گردد. اثبات این ادعا امروز در قرن بیست و یک و هر چه روشن‌تر شدن قرابت فرامین و نشانه‌های دین به حقایق طبیعت و جامعه، بسیار آسان است. مسلمانان همواره می‌توانسته‌اند به واسطۀ علومی که انبیاء و ائمۀ طاهرین در اختیار آنان قرار داده‌اند بعنوان عنصر اعتماد به نفس بر خود ببالند و مانع چنین دست‌اندازی‌هایی بشوند اما متاسفانه به هر دلیلی، امکان نیافته‌اند و حتی آموزش در مدارس ما به نحوی است که &#8220;علم دین&#8221; جزو &#8220;دانش&#8221; محسوب نمی‌شود.</p>
<p>در گذشتۀ نزدیک، سیستم فاشیسم و همچنین کمونیسم و مارکسیسم در زیرمجموعه خود دانشمندان خبره‌ اما تک‌بعدی را به انتفاع اهداف و ترکیب‌های ساخته‌گی خود درآوردند و شکست خوردند و امروز نوبت لیبرالیسمی است که خود را پایان دنیا می‌خواند. وجه مشترک همۀ این «ایسم»ها این است که علیرغم تعارضات ریشه‌ای، علوم و دانش بشری را منهای دانش‌دین، مبنای پیشرفت خود قرار دادند، و در واقع خود را پیامبر دانش دانستند. امّا برداشت‌ها و اجتهاد‌ها متفاوت بود. این تعارضات مبنائی و اهداف متناقض، ثابت می‌کند، علم، چیزی فارغ از این گٍل‌بازی‌ها است و احاطه بر دانش، در انحصار سازنده است، نه یابنده‌ای که مقدار ناچیزی از کلیّت دانش را یافته است. غیر از این، هیچ یک از این جریان‌ها، از نگر مسلمانی، صاحب حقّ تعیین روش زندگی انسان نبودند و هر جریانی غیر از آنکه به ریسمان الهی چنگ زند، صاحب حقّ معرّفی روش زندگی نیست چون عقل می‌گوید آن‌که ساخته بهتر می‌داند چگونه هدایت کند و مهندسی معکوس و ناقص را برای بشر فایده‌ای نیست. هر چند تلاش بی‌ثمری نماید. دین اسلام با دو عنصر قرآن و اهل‌بیت، بنیان پیدایش خود را ذات سازنده یعنی خالق یکتا می‌داند و دستورات خود را کامل‌ترین دستورات، و دین یا همان Life Style در ادبیات دگراندیشان را در فرامین نازل شده به پیامبر رحمت محمّدبن‌عبدالله(ص)، خلاصه شده می‌بیند. همان حسّی که تئوریسین‌های لیبرالیسم نسبت به مجسمۀ دست ساز خود دارند. اما این کجا و آن کجا؟ دانش بشر کجا و تسلط خدا کجا؟</p>
<p>ما مسلمانان در وصف صفات الهی، می‌‌گوئیم «هو الرزّاق» و «رزق» بر خلاف آن‌چه در میان فارسی زبانان اشاعه یافته است، در ادبیات اسلامی فقط به زر و سیم گفته نمی‌شود، بلکه «علم» و هر آنچه اعطائی پروردگار است «رزق» محسوب می‌شوند. با این تعریف خداوند در قرآن می‌فرماید :</p>
<blockquote><p>جزء ۲۵ سوره الشورى آیه ۲۷<br />
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَکِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ<br />
هرگاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می‌کنند؛ از این‏رو به‌مقدارى که مى‏خواهد [و مصلحت مى‏داند] نازل مى‏کند، که نسبت به بندگانش آگاه و بیناست‏!</p></blockquote>
<p>ترکیب‌های فشل نازیسم، فاشیسم، لیبرالیسم، کمونیسم، مارکسیسم نیز مؤید این آیۀ قرآن هستند که انسان علی‌رغم ضعف خود در دانش نسبت به دنیای پیرامون که هرگز پایان آن را نیافته، هنگامی که نفحتی محدود از نور دانش می‌یابد و بدین واسطه بهبود پیدا می‌کند، به ستم‌گری روی می‌آورد و علیه قدرت پروردگار شیطنت می‌کند و بی‌ظرفیتی نشان می‌دهد. این البته سنّتی دیرینه است و حرف جدیدی نیست، چنان‌چه فراعنه نیز دانش خود را در ستم‌گری صرف کردند، با این وجود سرعت کسب دانش در سدۀ اخیر، مشخصتا بالاتر است اما در عمق موضوع تفاوتی نیست. امروز انسان‌های معتقد به توحید حق دارند از این عدّه بپرسند این بی‌ظرفیتی عجولانه و کوته‌نظرانه که مانع گسترش رزق در زمین می‌شود، چرا صورت می‌پذیرد؟ مگر همه چیز برای توسعه رزق و روزی نیست؟ و چرا علوم و دانشی که پیامبران در قالب قوانین اجتماعی به انسان منتقل کردند مورد سانسور و حذف واقع می‌شود؟ چگونه شده است که همۀ نشانه‌ها و اعجازهایی که پیامبران برای بشر به ارمغان آورده‌اند حتی در حدّ یک نظریه علمی، نباید نقش ایفا کند ؟ و در نهایت آیا رسانه‌هایی که بی‌دریغ اقدام به انتشار ادبیاتی می‌کنند که از مسیر نشان شدۀ پیامبران پرت ، بلکه مغایر با آن است نباید تامل بیشتری در نوع اخبار منتشر شدۀ خود بکنند، صرف این‌که نام پژوهش و تحقیق بر روی آن آمده ؟ پس تکلیف تحقیقات ده‌ها قرنۀ موحدین و نظریات و نتیجه‌گیری‌های آنان چه می‌شود؟</p>
<p>مثل پارسی می‌گوید: &#8220;احترام امام زاده به متولّی است&#8221;، برای احترام به مبانی تمدنی خود بعنوان مسلمانان شیعه، ارزش قائل شویم و اگر چنین نشد پس از تعرّض دشمن چه جای نگرانی است؟</p>
<p>در پایان به کلام امام بی‌خطایی که ختم و جمع همۀ علوم برای بشر است مراجعه می‌کنیم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام با اشراف خود به همۀ علوم انسانی و اجتماعی و نیز علوم پزشکی می‎‌فرمایند:</p>
<blockquote><p>الحدّة ضرب من الجنون لانّ صاحبها یندم فان لم یندم جنونة مستحکم .<br />
تندی و زود به خشم آمدن نوعی از جنون است زیرا صاحب آن از کار خود پشیمان می‌شود و اگر پشیمان نشد، دیوانگی‌اش ثابت می‌شود.<br />
( جامع السعادات ج۱ ص۲۸۹)</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/331/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

