<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزنوشت &#187; تحلیل و تقریر</title>
	<atom:link href="http://www.rooznevesht.net/archives/category/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%88-%d8%aa%d9%82%d8%b1%db%8c%d8%b1/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.rooznevesht.net</link>
	<description>سید احمد موسوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 08 May 2012 12:13:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>&#8230; والقلم و ما یسطرون</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1317</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1317#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 24 Jan 2011 06:46:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[BBC]]></category>
		<category><![CDATA[CNN]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[الجزیره]]></category>
		<category><![CDATA[تحقیق]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ نرم]]></category>
		<category><![CDATA[ژورنالیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=1317</guid>
		<description><![CDATA[کاربرد کلمات در یک مقاله یا یک خبر و نیز در گفتار یک رسانه، از مبناهای برقراری ارتباط صحیح و عمیق با مخاطب است. کاربرد کلمات و واژگان بومی و شناخته شده برای یک ملت نه تنها احترام به فرهنگ آنان است بلکه باعث تقویت فرهنگ یک منطقه و یک کشور می‌شود، و عواید این&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کاربرد کلمات در یک مقاله یا یک خبر و نیز در گفتار یک رسانه، از مبناهای برقراری ارتباط صحیح و عمیق با مخاطب است. کاربرد کلمات و واژگان بومی و شناخته شده برای یک ملت نه تنها احترام به فرهنگ آنان است بلکه باعث تقویت فرهنگ یک منطقه و یک کشور می‌شود، و عواید این نوع هم‌نشینی احترام متقابل یک ملت است. سخن گفتن با یک جماعت، ضمن رعایت آداب و رسوم آنان باعث محبوبیت صاحب سخن بوده و غیر از این حالت، باعث انزوا می‌شود حتی اگر قاصد، مخارج زیادی را برای رساندن سخن خود داشته باشد. مقاله‌ای که به پیوست این نوشته می‌آید مقایسه‌ای است که یک پژوهشگر آمریکائی از رفتار و گفتار و منش شبکۀ خبری الجزیره از یک سو و شبکه‌های عربی CNN و BBC بر روی اینترنت از سوی دیگر صورت داده است و در انتهای نوشتۀ خود بعلت عدم امکان رسانه‌های غربی در احترام به سنن و آئین منطقۀ جنوب غرب آسیا، در سوگ عدم رقابت‌پذیری الجزیره نشسته است و این یک نکتۀ روشن و قابل توجه است برای ما.</p>
<p>الجزیره پیشتاز اخبار عربی است و حرف اول را دردنیای عرب می‌زند. اما هدف این نوشته و ارائۀ مقالۀ پیوست پرستش الجزیره نیست و ممکن است الجزیره اهداف خاص خود را از پی‌گیری این رفتار رسانه‌ای داشته باشد یا حتی به قولی، لایۀ دوم استراتژی رسانه‌ای وابسته به غرب باشد. بهرحال قصد از این گفتار بررسی علمی ادبیات به کار رفته در یک رسانه می‌شود و نه تحلیل رفتار سیاسی شبکۀ الجزیره یا تجلیل از آن، هرچند این شبکه در سابقۀ خود همواره موضع معتدل و گاه یاری‌رسانی، نسبت به ایران داشته است.</p>
<p>وبلاگ‌ها، سایت‌ها و حتی کامنت‌ها، و به طور عمومی عرصۀ سایبرنتیک نیز از این قضیه مستثنی نیستند. از این رو حیف دیدم مقالۀ پیوست در اختیار جماعت سایبری نباشد، البته این مقاله را به جهت دیگری بررسی کرده بودم. به‌عبارتی، در یک رویاروئی نرم، یکی از بنیان‌های ابتدائی، اتخاذ یک سیاست گفتاری در کاربرد کلمات است. این که ما در نوشته‌های خود چه واژگان و چه حالتی به کار می‌بریم اثر مستقیمی بر اثر و بازدهی کلام و نیل به اهداف نهضتمان دارد و بدیهی است این چارچوب گفتاری می‌بایست بر اساس قلم قرآن و سیرۀ اهل‌بیت تنظیم شود تا برای ما بعنوان یک جامعۀ اسلامی کارکرد داشته باشد. بدیهی است در صورت عدم تدوین و توسعۀ یک مدل گفتاری، جریان گفتاری ما به طور ناخودآگاه در ادبیات پررنگ مهاجم گم خواهد شد. این مقاله صرفا در دقت اصحاب رسانه، در اهمیت کاربرد کلمات تاکید می‌کند تا دعوتی باشد برای دقت ما در کلماتی که به کار می‌بریم. قبلا از اشکالات محتمل ویراستاری پوزش مرا بپذیرید. <span style="color: #808080;">جهت دریافت روی تصویر زیر راست-کلیک کرده و Save Target As یا Save Link As را انتخاب نموده و فایل را ذخیره نمائید.</span></p>
<p><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2011/01/arabicaljazeeravscnnbbc.pdf" target="_blank"><img class="aligncenter size-full wp-image-1325" title="paper" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2011/01/paper.jpg" alt="" width="468" height="187" /><br />
</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1317/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ملاحظات و تقدیری بر «ملک سلیمان»</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/1088</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/1088#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Oct 2010 20:51:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم و سریال]]></category>
		<category><![CDATA[جلوه های ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمنامه]]></category>
		<category><![CDATA[محتوا]]></category>
		<category><![CDATA[ملک سلیمان]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/1088</guid>
		<description><![CDATA[سلام! دیشب به‌همراه خانواده رفتیم «سینما آزادی» تا فیلم «ملک سلیمان» را ببینیم. فیلمی بود «توحیدی» به معنای کلمه و «توحید» مبنای وجودی و حیات و سعادت ماست و بدیهی است که با ملاحظۀ چنین فیلمی با آنچنان جلوه‌های ویژه‌ای آن هم در زمانی که کشورهای مسلمان و اهل دین در سراسر دنیا ، از&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_1089" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Kingdom_of_Solomon__sketch_by_proama.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-1089" title="Kingdom_of_Solomon__sketch_by_proama" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/11/Kingdom_of_Solomon__sketch_by_proama-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">افتخار سینمای اسلامی-ایرانی</p></div>
<p>سلام!</p>
<p>دیشب به‌همراه خانواده رفتیم «سینما آزادی» تا فیلم «ملک سلیمان» را ببینیم. فیلمی بود «توحیدی» به معنای کلمه و «توحید» مبنای وجودی و حیات و سعادت ماست و بدیهی است که با ملاحظۀ چنین فیلمی با آنچنان جلوه‌های ویژه‌ای آن هم در زمانی که کشورهای مسلمان و اهل دین در سراسر دنیا ، از ساخت پروژه‌های بزرگ دورند جدا افتخار آمیز است و اگر شما هم فرصت داشتید حتما این فیلم را در سینما ببینید تا حداقل تقدیر را از سازندگان آن داشته باشید. اما از آن‌جا که در این فیلم خیلی احساس برادری می‌کنم لازم می‌بینم ملاحظاتم را گزارش کنم.</p>
<p>الف) فیلم، بین «درام Drama » و «مستند» بیشتر به مستندی تاریخی شبیه بود و اگر چه قصّه داشت اما از حیلت‌های حرفه‌ای قصّه نویسی و جلب مخاطب تقریبا به دور بود. شاید مخاطب امروز بیشتر عادت به این داشته باشد که طپش قلب بگیرد و دنبال کند  و دست آخر , برسد یا نرسد برای او مهم نباشد، شاید مخاطب دوست داشته باشد خون بپاشد به صفحۀ تلویزیون، یا تا دقیقه آخر فیلم، نداند کجای موضوع است و چند معما را در ذهن خود حل کند، شاید هم ما بعنوان مخاطب، باید عادت کنیم به حیله عادت نکنیم! ملک سلیمان گویا به یک تکلیف عمل کرده بود و آن «بلاغ مبین» بود. یک گزارش از تاریخ انبیاء. خود این البته امر مبارکی است اما به نظرم اگر کمی با آن فنون قصّه نویسی ممتزج می‌شد، خود را بیشتر در سطح جامعه می‌گستراند. سیر داستان یک مقدار تکه تکه و گزارش گونه بود تا اینکه یک قصّۀ دارای خط سیر مشخص باشد. طبعا قصۀ همگن، قابلیت سرگرم کنندگی توام با روشنگری را دارد و این خوب بهرحال برای خودش یک مؤلفۀ مهم است.</p>
<p>ب) صدابرداری و پردازش صدا به مثابۀ یک فیلم حرفه‌ای خوب بود و به قول آقای «طالب‌زاده» در «راز» طنین و صدای پای اسب‌ها -برای نمونه- بسیار اثرگذار بود.  اما صدای دالبی قابلیت کار بیشتری داشت و دو سه نمونه خیلی روشن از صحبت شخصیت‌های فیلم از پشت سر و انتقال آن به جلو در صحنۀ بعدی واضح‌ترین فرازهائی بود که بیننده &#8220;دالبی&#8221; بودن فیلم را حس می‌کرد. موسیقی فیلم هم یک مقدار بوی جومونگ می‌داد ولی خوب شرقی و ایرانی پسند بود و حماسی.</p>
<p>ج) جلوه‌های تصویری به نسبت آنچه که ایران تا کنون داشته در جمع بسیار خیره کننده و موفق بود. اما در برخی صحنه‌ها تصنعی بودن صحنه همچنان واضح بود. ( مثلا صحنۀ چهار ستون اطراف صخرۀ مقدس در شب) ، اما موضوعات دودی‌شکل شیطانی به مراتب بهتر از فیلم Lost بود.</p>
<p>د) باز هم در مورد سیر داستان، و موضوع و محتوا برخی سکانس‌ها مستقیم‌تر از آنچیزی بود که نیاز است و این منجر به گنگی مفهوم می‌شد. بهتر بود در سیر فیلم دلایل نیز شرح داده بشود، در برخی صحنه‌ها با توجه به فراتصوّر بودن موضوع فیلم برای بشر امروز، موضوعات سخت باور می‌شوند. مثلا &#8220;یک فروند دود از مبدأ آتش و جممۀ طلسم از صحراها و شهرها عبور می کند و به سادگی همسر حاملۀ سلیمان را می‌کشد&#8221;، این به این شسته رفته‌گی مایۀ احساس تحمیق در مخاطب می‌شود، شاید بهتر بود این تلاش اذناب شیطان برای آسیب رساندن به سلیمان ، با شرح و تفصیل و پیچیدگی بیشتری تا حد اغنای ذهن مخاطب در طول فیلم ، بسط داده می‌شد. یا مثلا طرد شدن دودهای مهاجم و عدم اثر آنان بر روی برخی از مردم، اگر چه با یک سخنرانی دعوت به تقوا، شرح داده شد، اما این &#8220;سخن&#8221; بود نه &#8220;درامای فیلم&#8221;، هنر فیلم در آن &#8220;القصّه&#8221; است.</p>
<p>ه) برخی سکانس‌ها زیاده از حد بود، مثل سکانس‌های مکرر اسب سواری سلیمان نبی(ع) در سفر به نقاط مختلف ملکش که برای تماشاگر چیز تازه‌ای نداشت. هر چند صحنه‌ها و مناظر طبیعی و جلوه‌های تصویری زیبائی وجود داشته باشد، اما به نظرم مخاطب همواره منتظر مفهوم و دلیل و نفس جستجو است ، که اگر این را در صحنه‌های تکراری هرچند زیبا باشند، پیدا نکند، گذر زمان بر او سخت می‌شود.</p>
<p>و) نقش همسر سلیمان نبی(ع)، مؤثر نبود و انتظار آن می رفت که حتی صبر و همراهی او با پیامبر، فراتر از یک کشته شدن لحظه‌ای در اتاقی امن، به نمایش گذارده شود. درست است که سینمای توحیدی امکان نمایش صحنه‌های مستهجن را ندارد اما سکوت‌ها و نگاه‌های چندثانیه‌ای، جای این موضوع را نمی‌گیرد و این حس را منتقل نمی‌کند. شاید مثلا نمایش پرده‌های از غیرت ورزی یا فداکاری دو همسر نسبت به یکدیگر، با صحنه‌های (هیجان آور)، دارای برابری باشد. هر چند «ملک سلیمان» هم شمّه‌هائی از این نوع جایگزین را به‌همراه داشت اما روشن و پررنگ نبود.</p>
<p>ز) &#8220;برای خدا و برای رسولش&#8221; ، در صحنۀ دفاع دو تن از سران قبایل در مقابلۀ حملۀ شیطان‌زده‌ها، بسیار زیبا و حماسی بود. بعد که سلیمان نبی(ع) رسید و آن دو شهید را تقدیم به پروردگار کرد، کلا بخش بسیار مؤثری بود. به نظرم این اوج فیلم از نگاه مفهومی بود.</p>
<p>ح) نجات زنانی که میان هیزم‌های آتش شیطانیان گرفتار آمده بودند، به دست سلیمان، اگر چه نوعی غیرت ورزی است اما نوع ساخت آن، مقدار زیادی «تابلو» بود و مخاطب کاملا می‌فهمید که تحت تهاجم القای یک مفهوم است. این یک اشکال است که فیلم‌های روز غربی دچار آن نیستند.</p>
<p>ط) از مزیّت‌های بارز این فیلم، و مهم‌ترین پیام ضمنی و حرفه‌ای که داشت، اهمیت ولایت رسول الله بود، و هم علمای فاسد بنی‌اسرائیل و هم سقیفه بنی ساعده را با هم در هم می‌کوبید ضمن این‌که مردم را دعوت به پیروی از مسیر خدا و تقوا و اطاعت رسولش می‌نمود. مشکلی که همۀ اقوام موحد تا به امروز داشته‌اند و تا این مشکل حل نشود، ظهوری هم از آخرین امام حجت و میراث‌دار پیامبران الهی، صورت نخواهد پذیرفت. و این اصل ماجرای حیات ماست&#8230;که این فیلم فاخر به ترویج آن اقدام کرد.</p>
<p>ی) باز هم تاکید می‌کنم، شاید صرفا «بلاغ مبین» برای صاحبان حق، کافی باشد و لازم نباشد هیچ پیچشی در موضوع داده شود. شاید «پیچش» تنها در شرایطی مفید باشد که حق با فیلم نیست. اما این چیزی از شرح و تفصیل و لزوم پاسخ به سوالات اساسی برای «مبین» شدن این ابلاغ کم نمی کند.</p>
<p>دست آخر، دست مریزاد! حظ بردیم و دعای این حقیر هم به دعاهای یک ملت مستضعف رسانه‌ای به ضمیمۀ کنید!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/1088/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8221; دا &#8221; زلزله بود!</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/608</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/608#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Jun 2010 19:23:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبی و رمان]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[دا]]></category>
		<category><![CDATA[رمان]]></category>
		<category><![CDATA[قصه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/archives/608</guid>
		<description><![CDATA[سلام برخی رمّان‌ها، برخی قصّه‌ها، از دنیای دیگری سخن می‌گویند و تو را با دیگری آشنا می‌کنند و این خصلت خوبی است، برخی آدم را خشنود می‌کنند و برخی چندتا حرف تازه دارند بزنند، برخی مثل یک ترم آموزشی نقش ایفا می‌کنند، برخی هم چون مطلوب روح آدم‌ند آن را نوازش می‌دهند و قلقلک می‌کنند.&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>برخی رمّان‌ها، برخی قصّه‌ها، از دنیای دیگری سخن می‌گویند و تو را با دیگری آشنا می‌کنند و این خصلت خوبی است، برخی آدم را خشنود می‌کنند و برخی چندتا حرف تازه دارند بزنند، برخی مثل یک ترم آموزشی نقش ایفا می‌کنند، برخی هم چون مطلوب روح آدم‌ند آن را نوازش می‌دهند و قلقلک می‌کنند. برخی هم جلوه‌های ویژه دارند و صفحۀ خالی‌ میگذارند و کرشمه می‌آیند تا بهتر فکر کنی. برخی هم آنچه که می‌دانی را زیبا می‌چینند و سرهم می‌کنند و خواندنی می‌شوند. خیلی ها فقط تو را کشان کشان می‌آورند تا آخرش را بدانی، و چون دانستی دیگر این کتاب باید یک عمر خاک بخورد. خیلی ها هم مثل هجویات مارکز فقط وقت آدم را تلف می کنند هر چند این هم به نوع خود عبرت انگیز است و تو قدر دارائیت را می‌دانی. بعضی‌ها هم ممکن است خرابت کنند و افیون تو باشند و مدتی طول بکشد خود را نجات دهی، اما کمتر قصّه‌ای هست که نونوارت کند و تو را تازه بسازد. البته ترکیب این حالات معمول هست و ممنوع نیست! :دی</p>
<p><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/da-book-profile.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-609" title="رمان دا" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/da-book-profile.jpg" alt="" width="500" height="177" /></a></p>
<p>اول که &#8220;دا&#8221; را گرفتم، فکر می‌کردم باز هم یکی از نسخه‌های چپاندنکی دفاع مقدس است که بالاخره می‌خواهند آن را بفروشند. آنقدر &#8220;دا&#8221; ، &#8220;دا&#8221; شنیدم که بالاخره گرفتمش. یک شب که خیلی بی‌حوصله بودم و خوابم می‌آمد شروع به خواندن آن کردم، کمی نگذشت که هر چه خواب و خسته‌گی بود فراموش کردم و با این‌که صبح زود باید سر کار می‌بودم، تا نزدیکی‌های صبح داشتم می‌خواندم و&#8230;. نمی توانستم خواندن را رها کنم. این کتاب جدا داشت مرا می‌کشت. و فکر کنم دست آخر هم کشت! برایم معلوم نبود چه اتفاقی برای ذهنم افتاده، برایم سوال است که آیا نمی‌دانستم چه بر سر این ملّت گذشته ؟ یا از دور شنیده بودم! من حتی با موج موشکی که سر کوچۀ خانه‌مان خورد پرتاب شدم و مزۀ پرتاب شدن با موج موشک را چشیده بودم، اما دست آخر می‌دانم که حکایت این کتاب یک شوک عظیم بود بر روح و روانم. قدر متیقن می‌دانستم جنگ شده و بسیاری در خون غلطیده‌اند اما با این دید رحیمانه و ریزبینانه تعریفم نشده بود.</p>
<p>مرور زندگی در این فضاحت، مجبورم کرده بود خیلی از روحیّاتم را ببخشم و مهجور بگذارم، با &#8220;دا&#8221; بخش مهمّی از گم‌شده‌گی خود را با هیجان تمام پیدا کردم.  مُردم و دوباره تازه شدم. &#8220;دا&#8221; فقط قصۀ توپ و تانک و اسلحه نبود و قصۀ شعاری یک جنگ نبود. دا فقط قصۀ یک زن شجاع نبود. قصۀ ارزش جامعه بود و قصۀ مهر خانواده، قصۀ جهاد بود، قصۀ آرمان بود، قصۀ دین بود و قصۀ خاک بود و به کل قصۀ عشق و انسان با تمام کرامت‌ و شرفش بود که از یک فرزند ۱۹ سالۀ این تمدن سرزده بود و به‌خوبی نشان می‌داد تمدن شیعی ما بدون تن و شراب چگونه می‌تواند مست باشد. &#8220;دا&#8221; قصۀ یک شخص و دو شخص نبود. قصۀ روح بود و حرمت روح مقدسی که &#8220;نفخت فیه من روحی&#8221;، &#8221; دا &#8221; را می‌توان یک بار با غزلیات حافظ نیز نوشت و خود را به رخ فرشته‌گان کشید و باز صلا در داد که &#8220;انی اعلم ما لا تعلمون&#8221;. &#8220;دا&#8221; یک داستان، تخیلی و سرهم بندی نبود و چنان از دل آمده بود که با طوفان گرد و غبار بر دل می‌نشست. &#8220;دا&#8221; یک زلزله بود. &#8220;دا&#8221; غیر قابل تصویر است. و حتی نمی‌توان به کمال از آن &#8220;فیلمی&#8221; ساخت و اولین جائی است که به نظرم رسید سینما از به تصویر درآوردن آن عاجز است و قلم و کاغذ بر سینما پیروز است. &#8220;دا&#8221; با فیلم شدن، ضایع می‌شود. آن هم با امکانات و وضعیت امروز ما.</p>
<p>برخی به &#8220;دا&#8221; بغض گرفتند و حسد ورزیدند و به لغزش‌های ادبی آن تمسّک جستند. اما دوستان، ادب و قوانین نگارش همه برای انضمام گفتار به روح و جان است. قوانین آمده‌اند که این راه را تبیین کنند و چه باک که &#8220;دا&#8221; را با آن نوشتار بی‌تکلفّش یکی از قدرت‌مند‌ترین نمونه‌ها در رسیدن به این هدف بدانیم. من اگر چنین سرگذشتی داشتم نمی‌توانستم این‌قدر خوب آن را به خاطر بیاورم و نقل کنم. مطمئنم که &#8220;دا&#8221; را باز و باز هم خواهم خواند. &#8220;دا&#8221; یک حادثه در زندگی من بود. هر چند ممکن است به نسبت دیگران چنین قوایی نشان ندهد.</p>
<p>نوشتۀ گذشته : <a href="http://www.rooznevesht.net/archives/471">دا و دستمال کاغذی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/608/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۲۰۱۲ &#8230;</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/484</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/484#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jun 2010 18:24:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[2012]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[نقد 2012]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=484</guid>
		<description><![CDATA[سلام! از اوان نوجوانی که شاخک‌های کسب اطلاعاتم به طور مستقل تحریک می‌شد، به خاطرم هست که همیشه دو سال بعد، موعد روز آخر و نبرد آخر و آخر الزمان بوده است. همیشه اضطراب می‌گرفتم و اخبار را پیگیری می‌کردم. از ۱۹۹۶ قرار بوده آخر الزمان بشود &#8230; تا ۱۹۹۸ &#8230; ۲۰۰۰ &#8230; ۲۰۰۶ الخ! &#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_485" class="wp-caption alignright" style="width: 210px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-2012_Poster.jpg"><img class="size-full wp-image-485 " style="margin: 0px;" title="2012 movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/200px-2012_Poster.jpg" alt="" width="200" height="297" /></a><p class="wp-caption-text">یک بودائی بر فراز کوه‌های هیمالیا ورود آب را در نزدیکی‌های اورست به تماشا ایستاده!</p></div>
<p>سلام!<br />
از اوان نوجوانی که شاخک‌های کسب اطلاعاتم به طور مستقل تحریک می‌شد، به خاطرم هست که همیشه دو سال بعد، موعد روز آخر و نبرد آخر و آخر الزمان بوده است. همیشه اضطراب می‌گرفتم و اخبار را پیگیری می‌کردم. از ۱۹۹۶ قرار بوده آخر الزمان بشود &#8230; تا ۱۹۹۸ &#8230; ۲۰۰۰ &#8230; ۲۰۰۶ الخ!  مخصوصا در جوامع غربی که مثل ما محدودیتی برای تعیین زمان ندارند، فورا گروه‌هائی جمع می‌شوند با یک سری دلایل موثق و غیر موثق مدعی می‌شوند که به زودی آخر الزمان خواهد بود. اما هیچ‌وقت این پیش‌بینی‌ها به نتیجه نرسید. سال ۲۰۱۲ هم از این قاعده مستثنی نیست شاید هم پوست من کلفت شده و دیگر به این بادها نمی‌لرزم. هر چند گشتن به دنبال روزآخر یا منجی عدالت گستر، خود نشانی از نشانه‌های آخر الزمان است اما علم ساعت نزد خداست. در آمدن روز جزا، هیچ شکی نیست، اما این‌که چه موقع فراخواهد رسید را با این شوخی‌ها نمی‌توان تشخیص داد. خداوند در قرآن اطمینان می‌دهد که این ساعت &#8220;ناگهانی&#8221; به سراغ انسان‌ها خواهد آمد.</p>
<p><span id="more-484"></span></p>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="5" width="100%" align="center">
<tbody>
<tr bgcolor="#f0f4f4">
<td height="11"><span style="font-family: arial;">جزء  <span style="text-decoration: underline;">۹</span> سوره  الاعراف آیه  ۱۸۷</span></td>
</tr>
<tr bgcolor="#e0e8e8">
<td colspan="2" valign="middle">یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی لاَ یُجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ <strong>لاَ تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً </strong>یَسْأَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ</td>
</tr>
<tr bgcolor="#d1dede">
<td colspan="2" valign="middle">درباره قیامت از تو سؤال مى‏کنند، کى فرامى‏رسد؟! بگو: (علمش فقط نزد پروردگار من است‏؛ و هیچ‏کس جز او [نمى‏تواند] وقت آن را آشکار سازد؛ [اما قیام قیامت‏، حتى‏] در آسمانها و زمین‏، سنگین [و بسیار پر اهمیت‏] است‏؛<strong> و جز بطور ناگهانى‏، به سراغ شما نمى‏آید!</strong>) [باز] از تو سؤال مى‏کنند، چنان که گویى تو از زمان وقوع آن باخبرى‏! بگو: (علمش تنها نزد خداست‏؛ ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.)</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>لذا اصولا نباید تحت تاثیر بازی‌هائی مثل فیلم ۲۰۱۲ و جریان‌های مشابه واقع شد. البته ما که قبل از روزآخر و روزرستاخیز،  ظهور را انتظار می‌کشیم و پیش از روزحساب به دنبال روز ظهور و برقراری حکومت عدل هستیم و تازه بعد به عنوان شیعه، در انتظار &#8220;رجعت&#8221; هستیم&#8230; با این یکی دو سال این مسائل حل نمی‌شود.</p>
<p>۲۰۱۲ به نظرم یک فیلم بسیار سخیف تجاری است که چندان سخنی برای گفتن ندارد و فقط قصد دارد از افکار مردم سوء استفاده کند و این واقعه را اگر چه اتفاق افتادنی اما قابل حلّ جلوه دهد. همواره از سوی ملحدین تلاش شده است در هول و اضطراب پیروان ادیان توحیدی و آخرالزمانی، یک جایگزین معرفی شود و طی این فیلم و ادامۀ اینترنتی آن هم، بسیار تلاش شده است اقوام مایا که بومیان قارۀ آمریکا هستند، مورد توجه قرار گیرند و به‌عنوان جایگزین قالب خلق‌الله شوند.  تاریخ این اقوام فقط تا سال ۲۰۱۲ تدوین شده و بسیاری از آن‌ها هم اکنون در گوشه‌ها خود را منزوی کرده و منتظر آخرالزمان هستند. در این میان بهرحال قشری از تمرکز روی ادیان توحیدی بازمانده و شیطان و ملحدین، برای خود سودی مهیا می‌کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-1.jpg"><img class="size-full wp-image-495 aligncenter" title="2012 Movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-1.jpg" alt="" width="450" height="676" /></a></p>
<p>برای جلوه‌های ویژۀ ۲۰۱۲ خرج زیادی شده و صحنه‌های پیچیدۀ بسیاری دارد که گویا کارگردان آن از ایجاد هیجان‌های تکراری که ده‌ها سال است در فیلم‌ها تکرار می‌شود ابایی ندارد. برای این فیلم در حدود ۲۰۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری شده، و در حدود ۷۷۰ میلیارد تومان فروش داشته است.</p>
<p>شعار این فیلم &#8220;we were warned&#8221; هست، یعنی &#8220;قبلا به ما هشدار داده شده بود&#8221; ، این فیلم از بنیان روحیۀ مذهبی و معنوی و از نگر توحیدی ساخته نشده بلکه در مقام تمسخر ادیان توحیدی برمی‌آید و تهیه کننده و کارگردان آن &#8220;رولند امریچ&#8221; فردی به شدت دنیاگراست که در آمریکا در هر شهری یک خانه عجیب و غریب و ویژه دارد و طبیعی است نگران اندوخته‌های خود باشد، او با غرض ورزی و کینه توزی تمام یک نسخه از ماجرای نوح نبی (ع) می‌سازد و در واقع، قصۀ نوح (ع) و نیز آخرالزمان را در این فیلم به سخره می‌گیرد و اینگونه تصویرسازی می‌کند که به‌هرحال &#8220;آخرالزمان&#8221; هم به دست بشر قابل حلّ است و چیزی پیش روی بشر نیست و حتی اگر زمین را آب بگیرد راه حلی برای فرار از &#8220;روز حساب&#8221; وجود خواهد داشت.</p>
<div id="attachment_496" class="wp-caption aligncenter" style="width: 460px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-2.jpg"><img class="size-full wp-image-496" title="2012 Movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-2.jpg" alt="" width="450" height="218" /></a><p class="wp-caption-text">هواپیمای در حال فرار از میان ساختمان‌ها</p></div>
<p>داستان از آنجا آغاز می‌شود که فعل و انفعالاتی در ستارگان و خورشید رخ می‌دهد و این روی پوستۀ زمین تاثیر می‌گذارد و ضمن جلوه‌های ویژۀ نه چندان منحصر به فرد، شهرها در تمام دنیا به زیر آب می‌روند. اما طبق توافقی که سران دنیا با یکدیگر دارند کشتی‌های خاصی که قبلا به منظور فرار از چنین موقعیتی ساخته شده، آماده حرکت می‌شوند اما رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا با کمال انسانیت با مردم خود می‌نشیند تا می‌میرد. در این فیلم از همه جای دنیا در کشتی‌ها جمع می‌شوند و حیواناتی هم با هلکوپتر برای تداوم نسل به محل کشتی‌ها برده می‌شوند ، اما در نهایت خیره‌گی در ماجرای این نجات توسط کشتی، هیچ نمادی از یکتاپرستی دیده‌ نمی‌شود، مسلمانان یا نمایندگان سایر ادیان در این کشتی حضور ندارند. از همه قوم و کشوری در این کشتی‌ها تداوم نسل می‌یابند، اما اگر چه همه مردم از چین و روسیه و اروپا و آفریقا در این کشتی نماینده دارند، هیچ نشانی از مردم خاورمیانه نیست و این فیلم، به طور ضمنی کینۀ سیاه خود را نسبت به مردم منطقه شرق خاوری ما به منصۀ ظهور می‌رساند. همانطور که ابتداءا اشاره کردم هدف این فیلم بیشتر تجارت است تا این‌که بخواهد مفهومی اصیل و قابل گفتگو را منتشر کند.</p>
<div id="attachment_497" class="wp-caption aligncenter" style="width: 458px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-3.jpg"><img class="size-full wp-image-497" title="2012 movie" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-3.jpg" alt="" width="448" height="252" /></a><p class="wp-caption-text">شهرها در حال فرورفتن در آب و مواد مذاب</p></div>
<p>ضمن این فیلم ادیان به راحتی به سخره گرفته می‌شوند خلبان روسی هواپیمائی که عده‌ای را نجات می‌دهد، با نماد مسیحیان شکرگزاری می‌کند اما بلافاصله پس از آن هواپیمای او منفجر می‌شود. و فیلم تلاش می‌کند بیان کند مبانی دینی کمکی به نجات بشر نمی‌کنند. همچنین در بلندای هیمالیا دین بودائی به نمایندگی یک روحانی بودائی، با جلوه‌های بصری به زیر آب می‌رود، و جالب این که رابطۀ پدر و پسری نوح(ع) در اینجا باز هم به شکل سخیفی نسخه برداری می‌شود با این تفاوت که، پدر از کشتی جا می‌ماند و پسران سوار کشتی می‌شوند.این فیلم همانند فیلم‌های پر عظمتی مثل Avatar از انسجام فکری و همگنی برخوردار نیست و لذا نمی‌توان نقد منسجمی روی آن نوشت بلکه همانطور که فیلم وصله-پینه‌ای است، می‌توان وجب به وجب آن را نقد کرد.</p>
<p>دست آخر بشر تاریخ جدیدی را آغاز می‌کند و گویا اصلا اراده‌ای برای اتمام و &#8220;روز حساب&#8221; وجود ندارد و بشر از این اراده عبور می‌کند و عده ای نجات پیدا می‌کنند و تاریخ روز یکم ماه یکم سال اول خوانده می‌شود. جالب آن‌که قدرت طبیعت، آنچنان ناچیز انگاشته می‌شود که در طول این حوادث علیرغم اثر شدید طبیعی ستارگان بر روی زمین، همۀ ماهواره‌ها با نهایت دقت گزارش تهیه می کنند و تحلیل‌های ماهواره‌ای لحظه به لحظه‌ حاضرند. با این حال باز هم اینجا یک مشابهت آشکار با آیات قرآنی داریم، که پستی و بلندی زمین ضمن لرزش تغییر می‌کند و بلندترین نقطۀ زمین، جنوب آفریقا دیده می‌شود و فلات‌های بلند آسیائی جزو پست ترین نقاط زمین از لحاظ ارتفاع، دیده می‌شوند. در قرآن در سورۀ واقعه به این پدیده اشاره می‌شود، تورات و انجیل را گشتم، چیزی که با این پدیده مشابهت داشته باشد نیافتم. حال این شباهت ممکن است پرس و جو از دانشمندان زمین‌شناسی باشد که طبعا علم می‌تواند با قرآن سازگار باشد.</p>
<p>از نکات جالب فیلم این است که دختر رئیس جمهور آمریکا نیز که در این کشتی است، با یک پسر دانشمند ازدواج! می‌کنند، پیش از وقوع این، این دختر در کیف پسر نگاه می‌کند و می‌گوید &#8220;فقط کتاب با خودت داری&#8221;، پسر می‌گوید: &#8221; از افتخارات من در دوره تحصیل این بوده که هیچ<strong> دوست دختری</strong> نداشتم، اما<strong> ۲۰۰۰ کتاب خواندم</strong>&#8220;. و این پسر،<strong> لیاقت ازدواج! با دختر رئیس جمهور آمریکا </strong>را پیدا می‌کند.</p>
<p>حرف آخر: این فیلم تنها نان صنعت و فناوری تولید جلوه‌های بصری‌اش را می‌خورد و صحنه‌هائی که از زیرورو شدن زمین، عرضه می‌کند. در این ضمن، سناریوی بسیار ضعیف و بچه‌گانه‌ای دارد که برای پوشش این ضعف، در میان داستان خود هم دو ماجرای عشقی و یک عشق مثلثی هم ذخیره کرده است تا از تکرار و پیگیری اهداف ویران‌گر خانواده، خالی نماند. در نهایت صحنه‌های این فیلم دقیقا آن چیزی است که قرآن کریم در زیر و رو شدن زمین شرح می‌دهد و برای ما فانی بودن این دنیا را یادآور می‌شود.</p>
<blockquote>
<h4>
<div><img onclick="loadm('sound/001/besm.swf')" onmouseover="style.cursor='hand'" src="http://www.al-shia.org/image/far/quran/matn/besm.gif" alt="" />ترجمۀ سورۀ واقعه</div>
<p><span style="color: black;">هنگامى که واقعه عظیم واقع شود، </span>«۱» <span style="color: black;"> هیچ کس نمى‏تواند آن را انکار کند! </span>«۲»<span style="text-decoration: underline;"> <span style="color: black;"> [این واقعه‏] گروهى را پایین مى‏آورد و گروهى را بالا مى‏برد! </span></span>«۳» <span style="color: black;"> در آن هنگام که زمین بشدّت به لرزه درمى‏آید، </span>«۴» <span style="color: black;"> و کوه‏ها در هم کوبیده مى‏شود، </span>«۵» <span style="color: black;"> و بصورت غبار پراکنده درمى‏آید، </span>«۶» <span style="color: black;"> و شما سه گروه خواهید بود! </span>«۷» <span style="color: black;"> [نخست‏] سعادتمندان و خجستگان [هستند]؛ چه سعادتمندان و خجستگانى‏! </span>«۸» <span style="color: black;"> گروه دیگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانى‏! </span>«۹» <span style="color: black;"> و [سومین گروه‏] پیشگامان پیشگامند، </span>«۱۰» <span style="color: black;"> آنها مقرّبانند! </span>«۱۱» <span style="color: black;"> در باغهاى پرنعمت بهشت [جاى دارند]! </span>«۱۲» <span style="color: black;"> گروه زیادى [از آنها] از امّتهاى نخستینند، </span>«۱۳» <span style="color: black;"> و اندکى از امّت آخرین‏! </span>«۱۴» <span style="color: black;"> آنها [= مقرّبان‏] بر تختهایى که صف‏کشیده و به هم پیوسته است قراردارند، </span>«۱۵» <span style="color: black;"> در حالى که بر آن تکیه زده و رو به روى یکدیگرند! </span>«۱۶»</h4>
</blockquote>
<p>پ.ن ۱ ) به نسبت یک فیلم، زحمت زیادی کشیدم ۲۰۱۲ را تهیه کنم. دل‌خوری مشهود در نوشته‌ام به‌این‌خاطر است که این‌همه زحمت، ارزشش را نداشت.<br />
پ.ن ۲ ) تا قبل از نوامبر ۲۰۱۲ حتما از فایل‌های خود بکآپ تهیه بفرمائید :دی<br />
پ.ن ۳ ) دی‌وی‌دی تایتل و اسکرین-پلی، علاقمندان <a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/2012-Movie.zip">بدانلودند</a>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/484/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;صراط مستقیم&#8221; و بازی‌گوشی ما !</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/331</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/331#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Jun 2010 21:00:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخلاقیات و اسلامیات]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[علم دین]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نهضت نرم افزاری]]></category>
		<category><![CDATA[Life Style]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش نرم افزاری]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[علم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=331</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم عنوان خبر این است &#8220;عصبانی شدن برای شما خوب است &#8220;، محتوای خبر : &#8220;محققان متوجه شدند عصبانی شدن در حقیقت برای شما مفید است چرا که می‌تواند اثرات استرس را کاهش دهد. به گزارش خبرآنلاین این مطالعات، نظریه‌های روانشناسی قبلی را تائید می‌کند که بروز دادن احساسات بیش‌تر از نگه&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
عنوان خبر این است &#8220;عصبانی شدن برای شما خوب است &#8220;، محتوای خبر : &#8220;محققان متوجه شدند عصبانی شدن در حقیقت برای شما مفید است چرا که می‌تواند اثرات استرس را کاهش دهد. به گزارش خبرآنلاین این مطالعات، نظریه‌های روانشناسی قبلی را تائید می‌کند که بروز دادن احساسات بیش‌تر از نگه داشتن آن‌ها در درون خود می‌تواند برای سلامت ذهنی شما مفید باشد.&#8221; <a href="http://www.khabaronline.ir/news-66236.aspx">الخ.(+منبع)</a></p>
<p>انسان‌ها همیشه دوست دارند مسیرهای بهترشدن و بهتر زیستن را بپیمایند، &#8230; پس نتیجه می‌گیریم : &#8220;عصبانیت، برای سلامتی شما خوب است&#8221; و چون محققان به این نتیجه رسیده‌اند، از این پس به راحتی با تکیه بر چیزی که احتمالا &#8220;علم&#8221; نامیده می‌شود عصبانی شویم. بسیاری از خوانندگان جراید و مطبوعات و صفحات اینترنتی فقط چنین اخباری را مورد مطالعه قرار می‌دهند و به این نوع اخبار همچون قانون بدون ردخور، اعتماد می‌کنند. زیرا علم به مثابۀ بت، در آموزش‌های ما آمده و کافی است نام محققان، دانشمندان، و غیره بر روی خبری باشد تا همچون وحی الهی تبعیت گردد. اما آیا این کافی است؟ آیا این پژوهش به همۀ وجوه اجتماعی و انسانی دقّت کرده است؟ سوال این است که انتشار غیرمسوولانه چنین اخباری چه نوع آسیب‌هائی به جامعۀ ما می‌رساند؟ دانشمندان خود چنین اخباری را در حدّ &#8220;نظریه&#8221; و نه &#8220;قانون&#8221; منتشر کرده‌اند، آیا ما بدون بررسی مجاز به تزریق آن به جامعه هستیم؟ آیا بهتر نیست ما فرهنگ و آئین خود را پاس بداریم و قبل از انتشار چنین اخباری، آن را با آموزه‌های تمدّنی و فرهنگی خود قیاس کنیم؟ آیا اسلام و ائمۀ معصومین(ع) به ما مکررا توصیه نکرده‌اند کظم غیظ کنیم و خشم خود فرو خوریم؟ چه کسی چنین اخباری را برای انتشار ترجمه می‌کند؟ و آسیب‌هایی که این نوع اخبار حساب نشده، می‌تواند به ساحت خانواده و جامعه بزند چقدر است؟ آیا جلوگیری از عصبانیّت و بذل مهربانی فضیلت اخلاقی و اجتماعی نیست؟ در نهایت ما به کجا می‌رویم؟ این مقاله در صدد متهم‌کردن هیچ‌کس نیست، اما ملاحظاتی هست که لازم است جهت اطلاع اهل خیر در این شهر و دیار، ذکر شود.</p>
<p>در سده‌های اخیر، تحقیقات دانشمندان علوم تجربی کمک زیادی به بشریت نموده‌است تا جان خود را حفظ کند و امنیت بیابد. هیبت و عظمت این تحقیقات و نیل به فناوری‌های چشم‌گیر، اعتماد به نفس ویژه‌ای به ابناء بشر داده است تا این جهش را پشتوانه‌ای مستحکم بداند. گاه‌گاهی هم، پدیده‌های طبیعی از قبیل آتش‌فشان، طوفان، سیل، زلزله از این اعتماد به نفس بشر می‌کاهد و ضعف بشر را گوش‌زد می‌کند.</p>
<div id="attachment_340" class="wp-caption alignleft" style="width: 190px"><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/boalisina.jpg"><img class="size-full wp-image-340" title="شیخ الرئیس بوعلی سینا" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/06/boalisina.jpg" alt="" width="180" height="216" /></a><p class="wp-caption-text">بوعلی سینا : من شاگرد نمازم; زیرا هر وقت مشکل عملى براى من پیش مى‏آمد وضو مى‏گرفتم و به جامع شهر مى‏رفتم و در آن‏جا دو رکعت نماز مى‏خواندم و حل مشکلم را از خدا مى‏خواستم و حل مى‏شد!روضات الجنات، ج ۳، ص ۱۶۰</p></div>
<p>در پی این دستاوردهای علمی امّا، جریانی واضح در پی چیره کردن این انگاره بر بشریت است که : «بشر، خود برای خود کافی است و خدائی احتیاج ندارد و خدا اصلا وجود ندارد که احتیاجی به او باشد.» یا « اگر هم خدا وجود داشته باشد برای کنج‌ها و پستوهای دل است، نه عرصۀ ادارۀ جامعه» صاحبان این انگاره، از سالیان دور فراگرفته‌اند برای چیره کردن یک باور بر روش‌‎زندگی جوامع، احتیاجی به نزاع و تبادل منطق و استدلال با اندیشه‌ورزان و نخبه‌گان نیست، بلکه با القاء و تکرار و عادت دادن مردم به یک رویه، جوامع به واسطۀ منهج منظور اشغال می‌شوند و آن‌گاه نخبه‌گان منزوی و مهجور شده، هرچند برحق باشند. در این‌سو، صاحب حق نیازی به دودوزه ساختن با مردم ندارد، اما روش‌های تخریب، هر لحظه که به روز موعود نزدیک‌تر می‌شویم، پیچیده‌تر می‌شود و در صورت عدم تحرّک این‌روش‌ها از کارزار، موفق خارج می‌شود. تمدّن یعنی این‌که انسان‌ها بسیاری از حقوق تک زیستن را رها کرده و از مزایای زندگی جمعی برخوردار شوند. بنابراین، جریان‌هائی که انسان‌ها را دعوت می‌کنند فقط به منافع خود بیاندیشند، و فارغ از حقوق جامعه فقط از حقوق بشر سخن می‌گویند، بر ضدّ زندگی مدنی و علیه زیستن برای تمدّن هستند. این‌که ما خبری بیاوریم که انسان‌ها را تنها دعوت به رعایت احوال شخصی‌کند و هیچ توجّهی به انسان‌های پیرامون، خانواده، شهر و تمدّن نداشته باشد، یک ضربه از جریان‌های غیرانسانی است که تلاش می‌کنند انسان‌ها را به خودمحوری در منافع، تشویق کنند. مقصود این است که چه چیزی برای &#8220;شما&#8221; مفید است، این‌که رفتاری که شما از خود بروز می‌دهید چقدر منجر به آسیب رساندن به همسر و خانواده و جامعه می‌شود اصلا در این نوع اخبار مورد بحث قرار نمی‌گیرد.</p>
<p>عامل و متهم ردیف اول این جریان، خود دانش‌مندان نیستند بلکه آپورچونیست‌های موج‌سواری هستند که دانش‌مندان و ذوق و تلاش‌ آنان را به استخدام و مصادرۀ خود درآورده‌اند. هر چند بخش عمده‌ای از پایه‌ و بنیان علوم تجربی، طی تاریخ و عصر حاضر، متعلق به دانشمندان مسلمان است. با همۀ این وجود، هیچ دانش‌مندی از حوزه علوم تجربی که منجر به رفاه و آبادانی می‌شود ادعا نمی‌کند به تنهایی صاحب اسلوبی از نهج‌زندگی اجتماعی یا (LifeStyle) باشد. بلکه در این میان دلّالان و بنگاه‌داران تجمیع دستآوردهای علوم تجربی را برای تحدی و مبارزه طلبی با موجودیّت ذات احدیّت به کار می‌گیرند. این بنگاه‌ها امروزه در ذات سازمان‌ها و افراد و گروه‌های مسمّی به اتاق فکر، تئوریسین و یا روشن‌فکر، رخ می‌نمایند که چگونگی غلبۀ منافع خودی را بر منافع سایرین، به حکومت‌های متبوع منتقل می‌کنند. برای این‌گروه موجودیت دانشمندان چند بعدی که اتفاقا به علوم توحیدی نیز دست یافته‌اند، به مثابۀ زهر است و شاید به‌خاطر همین باشد که در بسیاری از آموزش‌های خود انسان‌ها را به فراگیری تنها یک بعد دعوت می‌نمایند. حرص و حملۀ اینان نسبت به دانشمندان مسلمان در ایران و موجودیت نظامی سیاسی که دین را آمیخته با علم می‌داند ، در همین راستا قابل تبیین است. در واقع در قوانین اینان، دانشمندی که موحّد باشد بعنوان یک شیء مجهول در نظر گرفته می‌شود و قابل هضم نیست.</p>
<p>این گروه‌ها تمام تلاش خود را می‌کنند که ارشادات گروه پیامبران خدا را نادیده بگیرند، در حالی که در نگاهی بی‌طرفانه، آموزه‌های پیامبران الهی، خود بخشی روشن از علوم انسانی و طبیعی است، کفر در همین نقطه شکل می‎‌گیرد که دستورالعمل‌های پیامبران خدا، جزو دانسته‌های انسان محسوب نمی‌گردد و با قاطعیت و به روشی قرون وسطائی، مورد حذف و سانسور قرار می‌گیرد و علوم دین در حالی غیرقابل مراجعه معرفی می‌شوند که مملو از دستورالعمل‌های حامل سعادت و آرامش و رفاه انسان است. همان چیزی که انسان به دنبال آن می‌گردد. اثبات این ادعا امروز در قرن بیست و یک و هر چه روشن‌تر شدن قرابت فرامین و نشانه‌های دین به حقایق طبیعت و جامعه، بسیار آسان است. مسلمانان همواره می‌توانسته‌اند به واسطۀ علومی که انبیاء و ائمۀ طاهرین در اختیار آنان قرار داده‌اند بعنوان عنصر اعتماد به نفس بر خود ببالند و مانع چنین دست‌اندازی‌هایی بشوند اما متاسفانه به هر دلیلی، امکان نیافته‌اند و حتی آموزش در مدارس ما به نحوی است که &#8220;علم دین&#8221; جزو &#8220;دانش&#8221; محسوب نمی‌شود.</p>
<p>در گذشتۀ نزدیک، سیستم فاشیسم و همچنین کمونیسم و مارکسیسم در زیرمجموعه خود دانشمندان خبره‌ اما تک‌بعدی را به انتفاع اهداف و ترکیب‌های ساخته‌گی خود درآوردند و شکست خوردند و امروز نوبت لیبرالیسمی است که خود را پایان دنیا می‌خواند. وجه مشترک همۀ این «ایسم»ها این است که علیرغم تعارضات ریشه‌ای، علوم و دانش بشری را منهای دانش‌دین، مبنای پیشرفت خود قرار دادند، و در واقع خود را پیامبر دانش دانستند. امّا برداشت‌ها و اجتهاد‌ها متفاوت بود. این تعارضات مبنائی و اهداف متناقض، ثابت می‌کند، علم، چیزی فارغ از این گٍل‌بازی‌ها است و احاطه بر دانش، در انحصار سازنده است، نه یابنده‌ای که مقدار ناچیزی از کلیّت دانش را یافته است. غیر از این، هیچ یک از این جریان‌ها، از نگر مسلمانی، صاحب حقّ تعیین روش زندگی انسان نبودند و هر جریانی غیر از آنکه به ریسمان الهی چنگ زند، صاحب حقّ معرّفی روش زندگی نیست چون عقل می‌گوید آن‌که ساخته بهتر می‌داند چگونه هدایت کند و مهندسی معکوس و ناقص را برای بشر فایده‌ای نیست. هر چند تلاش بی‌ثمری نماید. دین اسلام با دو عنصر قرآن و اهل‌بیت، بنیان پیدایش خود را ذات سازنده یعنی خالق یکتا می‌داند و دستورات خود را کامل‌ترین دستورات، و دین یا همان Life Style در ادبیات دگراندیشان را در فرامین نازل شده به پیامبر رحمت محمّدبن‌عبدالله(ص)، خلاصه شده می‌بیند. همان حسّی که تئوریسین‌های لیبرالیسم نسبت به مجسمۀ دست ساز خود دارند. اما این کجا و آن کجا؟ دانش بشر کجا و تسلط خدا کجا؟</p>
<p>ما مسلمانان در وصف صفات الهی، می‌‌گوئیم «هو الرزّاق» و «رزق» بر خلاف آن‌چه در میان فارسی زبانان اشاعه یافته است، در ادبیات اسلامی فقط به زر و سیم گفته نمی‌شود، بلکه «علم» و هر آنچه اعطائی پروردگار است «رزق» محسوب می‌شوند. با این تعریف خداوند در قرآن می‌فرماید :</p>
<blockquote><p>جزء ۲۵ سوره الشورى آیه ۲۷<br />
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَکِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ<br />
هرگاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می‌کنند؛ از این‏رو به‌مقدارى که مى‏خواهد [و مصلحت مى‏داند] نازل مى‏کند، که نسبت به بندگانش آگاه و بیناست‏!</p></blockquote>
<p>ترکیب‌های فشل نازیسم، فاشیسم، لیبرالیسم، کمونیسم، مارکسیسم نیز مؤید این آیۀ قرآن هستند که انسان علی‌رغم ضعف خود در دانش نسبت به دنیای پیرامون که هرگز پایان آن را نیافته، هنگامی که نفحتی محدود از نور دانش می‌یابد و بدین واسطه بهبود پیدا می‌کند، به ستم‌گری روی می‌آورد و علیه قدرت پروردگار شیطنت می‌کند و بی‌ظرفیتی نشان می‌دهد. این البته سنّتی دیرینه است و حرف جدیدی نیست، چنان‌چه فراعنه نیز دانش خود را در ستم‌گری صرف کردند، با این وجود سرعت کسب دانش در سدۀ اخیر، مشخصتا بالاتر است اما در عمق موضوع تفاوتی نیست. امروز انسان‌های معتقد به توحید حق دارند از این عدّه بپرسند این بی‌ظرفیتی عجولانه و کوته‌نظرانه که مانع گسترش رزق در زمین می‌شود، چرا صورت می‌پذیرد؟ مگر همه چیز برای توسعه رزق و روزی نیست؟ و چرا علوم و دانشی که پیامبران در قالب قوانین اجتماعی به انسان منتقل کردند مورد سانسور و حذف واقع می‌شود؟ چگونه شده است که همۀ نشانه‌ها و اعجازهایی که پیامبران برای بشر به ارمغان آورده‌اند حتی در حدّ یک نظریه علمی، نباید نقش ایفا کند ؟ و در نهایت آیا رسانه‌هایی که بی‌دریغ اقدام به انتشار ادبیاتی می‌کنند که از مسیر نشان شدۀ پیامبران پرت ، بلکه مغایر با آن است نباید تامل بیشتری در نوع اخبار منتشر شدۀ خود بکنند، صرف این‌که نام پژوهش و تحقیق بر روی آن آمده ؟ پس تکلیف تحقیقات ده‌ها قرنۀ موحدین و نظریات و نتیجه‌گیری‌های آنان چه می‌شود؟</p>
<p>مثل پارسی می‌گوید: &#8220;احترام امام زاده به متولّی است&#8221;، برای احترام به مبانی تمدنی خود بعنوان مسلمانان شیعه، ارزش قائل شویم و اگر چنین نشد پس از تعرّض دشمن چه جای نگرانی است؟</p>
<p>در پایان به کلام امام بی‌خطایی که ختم و جمع همۀ علوم برای بشر است مراجعه می‌کنیم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام با اشراف خود به همۀ علوم انسانی و اجتماعی و نیز علوم پزشکی می‎‌فرمایند:</p>
<blockquote><p>الحدّة ضرب من الجنون لانّ صاحبها یندم فان لم یندم جنونة مستحکم .<br />
تندی و زود به خشم آمدن نوعی از جنون است زیرا صاحب آن از کار خود پشیمان می‌شود و اگر پشیمان نشد، دیوانگی‌اش ثابت می‌شود.<br />
( جامع السعادات ج۱ ص۲۸۹)</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/331/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کشتی ایران کی حرکت می‌کند؟</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/287</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/287#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 31 May 2010 13:19:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>
		<category><![CDATA[سفارت]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه]]></category>
		<category><![CDATA[غزه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=287</guid>
		<description><![CDATA[زمینه‌های انقلاب اسلامی ایران، بر اساس یک شبکه بندی پیچیده اجتماعی پدید آمد که در سراسر کشور ریشه داشت، این شبکه‌بندی هر لحظه با حرکات و سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌های امام امّت، مرجعیت روحانی و سایر مردان انقلاب گسترده‌تر و قوی‌تر می‌شد و در نهایت انقلاب روی این شبکۀ اجتماعی پیروز شد. برنامه‌های غرب برای براندازی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/05/photo_1275119305340-7-0_85893_G.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-288" title="کشتی آزادی" src="http://www.rooznevesht.net/wp-content/uploads/2010/05/photo_1275119305340-7-0_85893_G.jpg" alt="" width="500" height="335" /></a><br />
زمینه‌های انقلاب اسلامی ایران، بر اساس یک شبکه بندی پیچیده اجتماعی پدید آمد که در سراسر کشور ریشه داشت، این شبکه‌بندی هر لحظه با حرکات و سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌های امام امّت، مرجعیت روحانی و سایر مردان انقلاب گسترده‌تر و قوی‌تر می‌شد و در نهایت انقلاب روی این شبکۀ اجتماعی پیروز شد.</p>
<p>برنامه‌های غرب برای براندازی حکومت‌های مخالف، که امروز با عنوان &#8220;انقلاب مخملی&#8221; شناخته می‌شود، یک نسخۀ شبیه سازی شده از انقلاب اسلامی ایران اما در قالب یک آرزو و نمایش خیمه شب بازی است. به جای مساجد، خانه‌های تیمی و کاباره‌های زیرزمینی و میزهای بیلیارد و بزم‌های شبانه، هسته‌های فرماندهی هستند. اما چنین انقلابی جز با نیل به ایمان و معنویت در درجه اول، و جز با پشتوانۀ عظیم مردمی به سان ۹ دی ، در درجات بعد مقدور نیست. همچنان‌که امام می‌فرمود : &#8220;هسته‌های مقاومت را در سراسر دنیا بپراکنید&#8221; دشمن تلاش می‌کند چنین هسته‌هائی در ایران و سایر نقاط، علیه میراث امام، ایجاد و سازماندهی کند و تمام دانش‌گاه‌های دشمن، راه مبارزه را همان دیده‌اند که امام پنجاه سال پیش، به ملّت ایران آموخت. اما فرق نهضت امام، با صحنه‌های تئاتر مخملی، عنصر حق و ایمان بدان است و روح قدسی‌ای که هرگز پشتوانۀ کفر باطل نخواهد بود. و دیری نخواهد پایید که دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌های دشمن، تسلیم نصوص عینی این موضوع نیز که مبدأ و منشور آن قرآن مجید است خواهند شد و جز تسلیم ، راهی برای راه یافتن بدان نخواهند یافت.</p>
<p>برای انقلاب اسلامی ایران، از ابتدا در ایران افرادی بودند که جان و مال خود را در این راه صرف کردند چون برای تحقق کرامت و اهداف انسانی خود هیچ یاوری جز خود و کتاب آسمانی و دستورالعمل‌های طاهرین، نمی‌دیدند. بعد از انقلاب بسیاری از این داوطلبان، مورد تهاجم جنگ نظامی و یا جنگ نرم قرار گرفتند و از ادامه راه بازداشته شدند. شهیدان ما جاودانه شدند و احیاء ما به گوشه‌ها خزیدند و همۀ مسوولیت را به حکومت دینی واگذار کردند. از سوی دیگر، حکومت دینی، هیچ ارادۀ مدوّنی برای پیش‌برد اسلام در ایران نداشت که هیچ، دولت‌های لیبرال مسلک با بازکردن صحنۀ تبلیغات برای گفتمان مغایر، نسل جدید را با چالش‌های جدی مواجه ساختند. رفتار غیرمسوولانه و نابخردانه دیگران نیز آتشی شد بر این خرمن و بخش غیرمغرض نیز به این امر یاری رساند، و در نهایت، مسوولیت از همۀ شانه‌ها به زیر پای افتاد که اکنون علی الخصوص در تهران با وضعیت بغرنجی در تمام عرصه‌های اجتماعی دچاریم.</p>
<p>چند روز پیش در مراسم پنجمین سالگرد وفات شاعر بزرگ آقای آغاسی حضور یافته بودم، مجاهدی از نسل انقلاب و جنگ نظامی، سخنانی ایراد نمود، و از حضور مردم معذرت خواست که ما &#8220;بلد نبودیم و نیستیم که کار فرهنگی کنیم، بلکه جبهۀ مخالف بلد است&#8221;. این سخنان اگر چه تلخ است اما اظهار آن از خیلی وقت پیش، لازم بود و اگر خیلی زودتر طی &#8220;کلام&#8221; باطلاع مردم می‌رسید که وضع آنقدرها هم روبراه نیست و این ذکر تداوم می‌یافت، امروز در وضعیتی بهتر بودیم.خیلی‌ها هنوز هم خیال می‌کنند، فرهنگ در این کشور، متصدّی دارد و وظایف خود را به حکومت اسلامی واگذار کرده‌اند.  او همچنان به تجلیل از جمعیت پیش آمده در آن مراسم پرداخت و گفت این تنها یک سالگرد وفات نیست، بلکه فریادی است از متن حضور مردمی که خواهان احیای اصول خود هستند. بدین مضمون که صحیح نیز بود. این سخنرانی سردار قاسمی بود.</p>
<p>بنا بر همۀ این توضیحات، به هر رو، بر اثر فشار‌های دشمن و نقصان‌ها و ندانم‌کاری‌های خودی، شبکه‌های اجتماعی-مسلمان ایران که با کیاست روحانیت و به رهبری امام و بر پایۀ ایمان و ارادۀ مردمی ساخته شده بود، تقریبا مضمحل شد. شبکه‌هایی که بنیان انقلاب را تشکیل دادند. در زمان ستمشاهی، این شبکه‌ها بر پایۀ مساجد شکل گرفت، مساجدی که با یکدیگر رابط و هماهنگ کننده داشتند و حتی برای نشان‌کردن انقلابی بودن خود، اذان مشترکی با قرائت &#8220;صبحدل&#8221; پخش‌ می‌کردند و هماهنگی و یکدلی در پهنۀ کشور با این رموز و علائم می‌درخشید. مردم خود را از یک بدنه، و از یک خانواده می‌دانستند، و مثل امروز، همسایه، با همسایه غریبه نبود. در تهران هر چند البته آثار این شبکه‌های اجتماعی هنوز در بخش‌هایی از شهر ملحوظ است اما این بقایا محدود به منطقه‌های شناخته شدۀ مذهبی می‌شود و آنجا که تهران توسعه یافته، این خواسته، ناپدید یا بسیار کم‌رنگ است. توسعه و تداوم این جریان متصدّی پیدا نکرد، اگر چه بنیان همین بود و هست. و انقلاب تا به امروزش بدون این بنیه، توان ماندن نداشته است.اما دشمن، عمیقا در پی تضعیف این جریان است و توفیقاتی هم یافته.</p>
<p>در حالی این بنا تضعیف شد که مجددا زمینه‌های استبداد شکل گرفت، استبدادی که منجر به فروش مبانی اسلام و انقلاب و مجامله با دشمن شد. در همان بدنۀ نظام انقلابی حاکم، کادرهای ویژه‌ای حق را از آن خود دانستند که هر چه خواستند بر ملت روا دانند، نتیجه نهایتا، آن شد که جرأت ایستادگی در مقابل رای مردم نیز پیدا شود و توهین و تحقیر نماینده و منتخب مردم و رئیس جمهور، یک امر عادی و حق تلقی شود. کار بدانجا رسید که وقتی نماینده ده‌ها‌میلیون تن از مردم، در مورد تخلفات مالی افراد سوال می‌کند، ساحت این ملت تهدید شود و قبیحانه سخن از آتش‌فشان‌های خیابانی به میان آید. و در نهایت تازه پس از سی‌سال مردم اهل ایمان، متوجه خطراتی داخلی شوند که قبلا، آن را حس نکرده بودند. علی الخصوص نسل جوان. تازه یک سال است که با عینی شدن حضور شرّ در قالب ما، ولوله به راه افتاده که چه باید کرد و گویی که ما به سال ۱۳۴۲ برگشته‌ایم، ضمن این‌که مزایای امروزۀ انقلاب اسلامی را نیز در خود داریم و این اگر حفظ شود نوید جهشی مجدد را می‌دهد.</p>
<p>عمده افراد گروه کشتی‌های‌ &#8220;آزادی&#8221; برای غزه که در ساعات بامداد، مورد کشتار رژیم ستمگر صهیونیستی واقع شد و در واقع شبهه &#8220;عاشورائی&#8221; به راه انداخت را مردم و فعالان حقوق بشری ترکیه تشکیل دادند. و از یهودی و مسیحی و یونانی و مالزیایی و اردنی و کویتی در این حرکت، به جهت پاسخ به فشارهای وجدان، و احساس تکلیف و مسوولیت شرعی و عقلی در این نهضت بسیار باشکوه شرکت کردند، همۀ مردمی که درد بی‌دینی را آنچنان چشیده‌اند که مردم پیش‌ازانقلاب ایران، و بایسته، شبکه‌های اجتماعی خود را تشکیل دادند تا به سرحدی که امروز به طور مستقل، توان انجام عملیاتی با این هیبت در هم کوبندۀ ظالمان بیابند و این نمونه‌ای از همان عملکرد هسته‌های مقاومت بر اساس ایمان به توحید و آزاده‌گی است که انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند. این روح انقلاب است که صادر شده اما امروز ما مجددا در پس سالیانی از غفلت در آغاز آن هستیم و باید مجددا به ایجاد شبکه‌های اجتماعی خود اقدام کنیم. و این در حالی است که ارتباطات بسیار راحت‌تر شده و توان توسعه یک چنین گروه‌هایی بسیار راحت‌تر است، اما گویا موج دنیا برخی از ما را فراگرفته و از حرکت قاصر نموده است. هر چند حضور جریان‌های نفاق، کار را سخت‌تر می‌کند.</p>
<p>تجربه‌ای که تنها و فقط ملت ایران بعنوان پیش‌کسوت نهضت‌های اسلامی اجتماعی به قیمت کندی سرعت دارد آن است که این هسته‌های مقاومت و شبکه‌های هماهنگ که تا پوست و استخوان جوامع و مساجد و خانواده‌ها و کودکان و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها رسوخ دارد، هرگز نباید بنشیند و سکوت کند، حتی اگر به هدف برسد، برای تداوم آن، پویایی همچنان نیاز است و همواره باید دانست شیطان در کمین است. و حتی روزی که حکومت امام زمان (عج) حاکم گردد، این شبکه‌ها همچنان مورد نیاز است چون شرارت باطل، و وسوسه شیطان، هیچ‌گاه خاموش شدنی نیست، مگر در مقابل جامعه‌ای که خود را هر لحظه مسوول بدانند.</p>
<p>در آخر، به روح پر فتوح شهدای این روز، سلام و درودهای بلند خود را می‌فرستم، و از این شهدای اسلام که آزادگی و انسانیت را به بشر می‌آموزند، می‌خواهم که شفاعت ما را نزد خدا و اولیاءش نمایند که توفیق برخورداری از دانش چگونه آزاده زیستن و آزاده خفتن را به ما عطا بفرمایند.</p>
<p>مرتبط : <a href="http://www.teribon.org/archives/7430" target="_blank">باید به مسجد بازگردیم.</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/287/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحریک آشکار احساسات قومی و غفلت ما</title>
		<link>http://www.rooznevesht.net/archives/155</link>
		<comments>http://www.rooznevesht.net/archives/155#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Apr 2010 09:57:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید احمد</dc:creator>
				<category><![CDATA[تحلیل و تقریر]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rooznevesht.net/?p=155</guid>
		<description><![CDATA[در روزهای گذشته، به بهانه فوتبال*، و با مخاطب توده‎های مردمی پروژۀ جنگ روانی تحریک احساسات قومی اجرا می‎‌شود. انجام این پروژه اگرچه امر تازه‌ای نیست و سابقه‌ای طولانی دارد اما دور جدید آن، در شرایط فعلی حامل احتمالات نگران کننده‌ای است. در حالی‌که استقامت و ایستادگی ایران بر روی منافع ملّی و مواضع اصولی،&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای گذشته، به بهانه فوتبال*، و با مخاطب توده‎های مردمی پروژۀ جنگ روانی تحریک احساسات قومی اجرا می‎‌شود. انجام این پروژه اگرچه امر تازه‌ای نیست و سابقه‌ای طولانی دارد اما دور جدید آن، در شرایط فعلی حامل احتمالات نگران کننده‌ای است.</p>
<p>در حالی‌که استقامت و ایستادگی ایران بر روی منافع ملّی و مواضع اصولی، چیزی از قدرت‌طلبی جنون‌آمیز سران جنگ طلب صهیونیست در فلسطین اشغالی و ایالات متحده، کم نمی‌کند، طبیعی است جهت هموارسازی مسیر جنگ و به انزوا کشاندن ایران، علی الخصوص در میان توده‌های ملل عرب، برنامه‌هایی اجرا شود و هزینه جنگ احتمالی میان ایران و غرب کاهش یابد. از عوامل هراس آغاز یک جنگ علیه ایران، ملل خارجی علاقمند به انقلاب ایران هستند.</p>
<p>ایجاد اختلافات سطحی و غیرمؤثر در آینده اجتماعی و انسانی کشورها و دمیدن در آتش کینه که تحقیقا از سوی غرب و جهت نیل به سنّت  &#8220;تفرقه بیانداز و نابود کن&#8221; اجرا می‌شود مستلزم هوشیاری مردم ما و دست‌اندرکاران امور فرهنگی و اجتماعی و رسانه‌ای است. اگر چه دفاع از نام &#8220;خلیج فارس&#8221;، لازم و بدیهی است اما احساساتی کردن این موضوع و محوّل ساختن بدون برنامۀ آن به رگ متورم تماشاگرهای فوتبال، در طوفان هدایت اتاق‌های جنگ صهیونیستی، خروج از عقلانیت و آب ریختن به آسیاب دشمن است.</p>
<p>بدیهی است با این روش، بازندۀ این جریان &#8220;انقلاب اسلامی ایران&#8221; است. انقلابی که ذاتا در دل مردم منطقه و اعراب مسلمان، ریشه دوانده و امروز یکی از نگرانی‌های جنگ احتمالی غرب علیه ایران، شوریدن ملل عرب علیه این حمله و تغییر چهره سیاسی منطقه است و با همین دلیل نمایندۀ اردنی فدراسیون فوتبال آسیا، با دستوری که از متحدین امنیتی خود در اداره اطلاعات اردن -یکی از متحدین بارز CIA در خاورمیانه &#8211; دارد، اقدام به تحریک شدید احساسات قومی می‌نماید، تا جائی که به این دلیل به توقف بازی اقدام می‌نماید. و روشن‌تر از این دخالت سیاسی پروژه صهیونیستی &#8220;خلیج&#8221; نمی‌توان متصور شد.</p>
<p>در این میان اما، دقیقا همان طرف‌های سیاسی که در رویارویی ایران و آمریکا، ایران را به &#8220;کوتاه آمدن&#8221; و &#8220;ترسیدن&#8221; دعوت می‌کنند، این بار به طرف دیگر غش کرده و حماسی می‌شوند و آتش جنگ طایفه‌ای میان ملل منطقه‌ را شعله‌ور می‌خواهند و با داغ‌ترین صورت به دمیدن در این کینه‌توزی میان مسلمانان دعوت می‌کنند که اگر مبناهای اصیل اسلامی و انقلابی و میراث امام را، برای چند لحظه کنار بگذاریم، حتی مبنای ملّی و عقلی این روش‌ها معلوم نخواهد بود. سوال این است که روش متین و متعادل، برای حل این مساله چیست؟</p>
<p>با این توضیحات، بدیهی‌است استفاده خلاقانه از صحنۀ فوتبال، که اکنون مورد عنایت! سرویس‌های جاسوسی دشمن قرار گرفته است، جبهۀ دیگری در جنگ نرم تلقی خواهد شد که متاسفانه علیرغم اینکه کلیۀ امکانات نزد جبهه مصطلحا اصول‌گراست، مسوولین امر در این مورد، بیدار به نظر نمی‌رسند. در حالی که می‌توان با خلاقیت گوی سبقت را از دشمن ربود و حالا که بازی‌سیاست وارد میدان فوتبال شده، ملل خاورمیانه‌ای را با توجیه تماشاگرهای فوتبالی، محلی برای استکبار ستیزی، رقم زد. بدیهی است در صورتی که ایران در چنین بازی‌هایی موفق به نمایش دو سه صحنۀ نمایش قدرت انقلاب اسلامی گردد، رعب و وحشت غرب در امتناع از حمله به ایران، دوچندان خواهد شد.</p>
<p>* هواداران تیم اماراتی العین در دیدار این تیم با سپاهان، در ورزشگاه بن زاید، تابلویی با واژه مجعول خلیج عربی را در ورزشگاه نصب کردند و هواداران سپاهان حاضر در ورزشگاه در پاسخ به این اقدام، شعار خلیج فارس سر دادند. چند روز بعد، در بازی ذوب آهن و الاتحاد که در اصفهان برگزار شد، پارچه نوشته ای بزرگ با نام خلیج فارس در ورزشگاه رو به دوربین نصب شد و تماشاگران نیز به جای شعارهای فوتبالی، شعارهای خلیج فارسی و در برخی مواقع تحقیر آمیز علیه اعراب سر دادند. این بازی به دلیل اعتراض ناظر بازی، اردنی، قطع شد و اعتراضات بیشتر تماشاگران را برانگیخت و با برداشته شدن این پارچه نوشته بزرگ، بازی دوباره آغاز شد. این التهابات همچنان ادامه دارد و از دو طرف و برخی رسانه ها به آن دامن زده می شود.</p>
<p><a href="http://alef.ir/1388/content/view/70115/" target="_blank">* همین نوشته در سایت الف</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rooznevesht.net/archives/155/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

