سید احمد موسوی
خانۀ من کجاست؟
ضرب المثل “چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است” اگر چه ممکن است در شرایط مقتضی استفاده داشته باشد اما این جمله، متاسفانه علیرغم آموزههای انسانی اسلام مورد سوء استفادۀ افرادی قرار میگیرد که مایلند اندازۀ خانۀ خود را جهت جذب منافع کوتاهمدت خود هر مقدار که در توان دارند کوچکتر در نظر بگیرند. این افراد عموما “ناسیونالیست” یا “وطن پرست” معرفی میشوند. این نوشتار سعی میکند به تحلیل مفهومی و رفتاری جهات موافق و مخالف این نظریه بپردازد.
در درجۀ اول باید پرسید خانۀ انسان کجاست؟ آیا “ایران” تنها خانۀ انسانهاست؟ اصولا “ایران” چیست؟
در توضیح این سوال باید گفت، حکومتها همواره در صدد کشورگشائی بودهاند تا منابع بیشتری را از آن خود کنند و خطرات خارجی را برطرف نمایند. ایران امروز با دو گوشگربهسانش، حاصل قرنها کشمکش شاهان و سلاطین بر روی این کرۀ خاکی بوده است. ایران از نمای مرزهای سیاسی، روزی بسیار گسترده بوده است ( به عنوان مثال، ایران در زمان هخامنشیان)
روزی هم مرزهای ایران سیاسی، وجود خارجی بارزی نداشته است ( حکومت اسکندر مقدونی )
حال مجددا میپرسیم “ایران” واقعا چیست؟
اول آیا ایران “حداکثر کشورگشائی شاهان پارسی” است ؟
در این صورت، اگر ما شاهان ایرانی را فارغ از ذات احدیّت، به عنوان نیاکان صاحبان عزت و کرامت خود میدانیم که کشورگشائی آنان قابل احترام است، پس چرا نسبت به بازپس گیری کشورگشائی آنان اقدام نمیکنیم. اگر ما غیرت شاهان پارسی را داشتهایم، چرا فلسطین و مصر و ازبکستان و افغانستان و سایر نقاط “ایران” دیگر امروز ایران نیستند؟ کجایند آن “وطن” پرستهائی که مدعی میراث نیاکان شوند؟ اگر روزی هخامنشیان ولی نعمت و مدافع مردم شام و فلسطین بودند، چرا ما نباشیم ؟
دوم آیا ایران همان چیزی است که “وقتی من متولد شدم آن شکلی بود”؟
در این صورت، سوال این است که چرا اعتبارات و جهتگیریهای انسان را، توافقات شاهان نالایق تعیین میکند؟ و چطور است که انسانی آنقدر بیاختیار و معلول متولد بشود که چهاردیواری فعالیت خود را تنها مرزی گذارد که شاهان با توافق نیروهای انگلوساکسون و تزار و روس غیره آن را شکل دادهاند. اجازه دهید به ۲۰۰ سال گذشته نگاهی کنیم
- خراسان خاوری (افغانستان به روایت انگلیسی) ، جدائی از ایران در سال ۱۸۵۹ میلادی ( ۱۵۲ سال پیش ) ، مرزهای این کشور را انگلیس ترسیم کرده است.
- بحرین، جدائی رسمی در سال ۱۹۷۱ در زمان پهلوی ( ۳۸ سال پیش )، توافق انگلیس با سازمان ملل و اعتراف پهلوی.
- آذربایجان، جدائی طی عهدنامه ترکمنچای ۱۸۲۸ میلادی ( ۱۸۱ سال پیش )، توافق بین فتحعلیشاه قاجار با روسیه.
سه نمونه فوق این سوال جدی را در پی دارد آیا نیروهای اجنبی یا شاهان زنباز و بیعرضه و باده پرور، تعیین کنندۀ خانه و مرز فعالیت یک انسان و یک ایرانی هستند؟ این سه نمونۀ دم دستی از هویت آن “خانه” است که چراغش به “مسجد” روا نیست و عدهای سعی میکنند آن را “ایران” نامیده و اتباع ایرانی را محدود به این وضعیت کنند. اما این چه خانهای است که معلول دیگران و شاهان بیلیاقت است؟
اگر بازۀ دویست ساله را به دو هزار سال گسترش دهیم، همینطور به شکل دائم ما با توافقات یا جنگها و شکستهائی مواجهیم که “ایران” در آن از دست رفته است. پس اگر آرمان، از همین ایران گربۀ معاصر فرا تر میرود، و اگر هدف زندگی همۀ ایران گذشته است، چرا ایرانیان به بازپسگیری و احساس مسوولیت نسبت به ایران بزرگ اقدام نمیکنند. دقت کنید، فلسطین و حتی مصر و لیبی و از سمت دیگر، جنوب اروپا و مقدونیه و از شرق تا بخشی از چین و هند کنونی، از آن ایران بوده است. پس اگر این عده واقعا چراغی دارند، چرا به خانه نمیبرند و اندک فعالیتی از آنان مشاهده نشده است و هم از مسجد و هم از خانه دریغ می کنند؟ پاسخ خیلی واضح است، آنان واقعا اعتقادی به یک خانۀ پر طمطراق باستانی ندارند و عنایت به آن را ضروری محسوب نمیکنند.
ز کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟
سوال اساسی اینجا مطرح میشود که انسان اصولا برای چه چیز روی زمین است؟ برای کشورگشائی، حیات حیوانی؟ آیا انسان برای “ایران” روی زمین است؟ همۀ این گزینههای پیامدهای خطرناکی برای بشر و تصمیمگیری سایر ملتها دارد. مگر اینکه همۀ ابناء بشر قبول کنند که برای “ایران” به زمین آمدهاند و اگر هر بشری فکر کند برای “کشور” خود یا “نیاکان” خود روی زمین آمده، هیچوقت آرامش بر زمین حاکم نخواهد شد، همچنانکه عصر جهالت ناسیونالیستی هنوز به پایان نرسیده است. با این روش خطا اگر مثلا یک عرب اهوازی فکر کند که چرا مثلا نفت زیر پایش به “مسجد ایران” میرود، این مدعیان خانه و مسجد چه پاسخی خواهند داشت؟ در این میان هویت شیعی و اسلامی ایران و حکومت فقها و شرع و همۀ مسائل توحیدی و آخرتی در قالب حاکمیت شیعی و اسلامی پاسخگوست، زیرا نعمت الهی برای خدمت به اهداف الهی با همۀ مسلمانان به اشتراک گذاشته می شود، همچنانکه منافع ایران، با منافع فلسطین یکیاست، اما آیا فلسفۀ ناسیونالیسم در مقابل این سوال خرد نمیشود؟
سوال این است که اصولا مرزها چه اعتباری دارند؟ وقتی که مفهوم برادری در عصر تو با برادری در عصر نوهات، تغییر کرده، وقتی دیگر بحرینی “برادر” حساب نمیشود بلکه یک عرب خارجی نامیده میشود، و افغانی آوارۀ کشور خارجی محسوب میشود و اعتراضها بند است که اصلا ما چرا “فرصتهای شغلی” را به “خارجیها” میدهیم، وقتی برادری را به جرم “افغانی” بودن از کاندیداتوری انتخابات محروم میکنیم در حالی که پدربزرگ او “ایرانی” بوده است، پس اصولا در دایرۀ معرفت و مهربانی و شرافت آدمی، مرزها، چه جائی دارند؟ من اگر افغانی بودم از این بیمعرفتی و دنائت ناسیونالیسم ایرانی، متنفر میشدم. آیا ناسیونالیسم، آفت انسانیت نیست؟ آیا با محصور شدن در مرزهای این گربۀ کنونی انسانیت خود را به تاراج نگذاشتهایم؟ من میگویم ناسیونالیسم چیزی نیست جز شیرخشک “مهاجمین” برای ساکت نگاه داشتن “اشغال شدهها”! این شیر پاک و اصیل مادر نیست که بنیهای قوی و مستحکم برای دفاع بسازد. پس اصولا تعریف ” خانه ” با شرایط فعلی منتفی است. و کسی نمیتواند بشر را تحمیل کند که مثلا این مرز گربهسان، محدودۀ فعالیت تو یا “خانۀ” توست. هر چند افرادی که آن ضرب المثل کذائی را برای اجتناب از انسانیت خود مطرح میکنند، خیلی اوقات رأی تهرانی را به رای کهکیلویه و بوشهر و ایلام و بیرجند ترجیح میدهند. و برای بسیاری از آنها ” خانه “، همین تهران، آن هم شمال آن، آن هم کوچۀ محل سکونت آنان است و اگر لازم باشد همین ایران را هم آتش میزنند تا آن را فدای کوچه و برزن خود کنند، چنین افراد خودپسندی، در میان هر جامعهای وجود دارند و “چراغی که به خانه رواست” تنها دستآویزی برای جلب منافع هر چه بیشتر با محوریت اختصاصی آنان است. ” چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ” یک جملة بیعیب نیست و ترجمههای دیگری نیز دارد، “دیگی که برای من نمیجوشه، سر سگ توش بجوشه”، اما این شرط انسانیت و اسلامیت نیست و اگر قرار باشد بشر با این ضرب المثلها زندگی کند، مجالی برای آرامش نخواهد ماند.ناسیونالیسم تنها در جهت ایجابی خود ممکن است عوایدی در جلب اتحاد و حمیّت یک ملت داشته باشد اما زمانی که به خصائص سلبی میرسد هم چون سمی بر علیه انسانیت و اصل عبودیت پروردگار گام برمیدارد.
از “الجار ثم الدّار” فاطمۀ زهرا (س) ، از “اول همسایه بعد خانه” پاکان، تا “به مسجد حرام است” اینان، فاصلۀ زمین و آسمان، و سفید و سیاه، فاصلۀ شکل گیری تمدن و فرهنگ فاخر اجتماعی، تا فرهنگ خودپرست اومانیستی است. آنکه انسانها را سر در لاک خود و منفرد خواسته، همان است که دشمن انسانهاست. « إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا / همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است! / اسراء ۵۳ »
اما آمدنم، بهر چه بود؟ اینجا محل رفع اختلاف مسجد و خانه و چراغ است. باید از خود بپرسیم بعنوان انسان برای چه آمدهام؟ عدهای بر روی همین شصت-هفتاد سال عمر برنامه ریزی کردهاند، عدهای برای طول عمر خود بعلاوۀ زندگی خود پس از معاد. اختلاف خانه و مسجد از اینجا شروع میشود و بدیهی است اگر این اختلاف را با عنایت به مفهوم “خانه” درک نکرده باشیم، اصولا رفتار اتباع امت اسلامی را در یاری رساندن به یکدیگر، متوجه نخواهیم شد.
وقتی میخواهیم یک موضوع جهانگیر را معرفی کنیم باید آن موضوع حق باشد و در انسانها دارای ریشه و اصالتی فطری باشد. “برای ایران آمدن” مورد قبول هیچ انسانی در دنیا نیست، فورا این سوال خواهد شد که چرا “ایران” و نه “روم”؟ لذا موضوع باید “اصالتی” داشته باشد، یعنی حق باشد. پرس و جو و پژوهش ما مسلمین “توحید” را و “معاد” را، از علل حضور انسان در زمین میشمرد. از نگر ما حیات موقت روی زمین، آزمایشی است برای حیات دائم در آخرت، حیات روی زمین، آزمایشی برای انسانهای دارای اختیار است برای دسته بندی آدم از ناآدم . “ایران” و “مرز گربهسان” و غیره، هیچ تاثیری در این روند ندارند مگر آن که پیوندی مشخص با مفاهیم اصیل توحیدی داشته باشند. این مفهومی است که رفتار جمهوری اسلامی وقانون اساسی آن را به دست استاد شهید دکتر بهشتی شکل داده است. این مفهومی است که تا درک نشود، موضوع خانه و مسجد را نیز حل نخواهد کرد، زیرا یک مسلمان، جهان وطنی است، و هیچ مرزی نمیتواند وی را و حضور انسانی وی را محدود کند، مخصوصا مرزهای کنونی ایران که یک موضوع حداقلی است. آدم، خلیفة الله بر روی زمین است، دقت کنید “بر روی زمین” و نه فقط “بر روی ایران”، در اینجا باز هم انتساب “خانه” برای یک مسلمان با مشکل مواجه میشود. زیرا خانۀ یک مسلمان همان جهان است، نه توافقات ترکمنچای و گلستان و پاریس و هرات یا حتی سازمان ملل متحد.
نه حتی سازمان ملل متحد، بلکه این خصلت “جهان وطنی” تحت دایرۀ دفاعی و اخلاقی خاص و برنامه ریزی شدهای، طبق قرآن و سیرت تعریف شده است که به آن «امت اسلامی» گویند، امت اسلامی، کشوری جهانی است که از قلبهای مسلمانان تشکیل شده. مسلمان، پیش از هر چیزی تبعۀ این کشور است و این یک فرمان بدون منازع و بیشک قرآنی،اسلامی است که اگر کسی به آن تن ندهد، باید در مسلمانی خود شک کند و در محضر الهی پاسخگوی رفتار خود باشد. این فقط یک عرق و تعصب نیست بلکه فلسفۀ ایجاد حکومت الهی بر روی زمین و برقراری عدل و آرامش بر روی زمین است، چیزی که هرگز و ابدا با “ناسیونالیسم” حاکم نخواهد شد. مسلمان را خانهای است به وسعت جهان که همۀ مساجد آن را درون خانۀ خود ساخته است. مگر مرز ایران حاصل بازی حرمسرائی فتحعلی شاه و چیزشاه با وضعیت وخیم دفاعیاش نیست؟ پس اصولا چرا این مرزها باید نقشی بازی کنند؟ مگر ما بازیچۀ شاهان و سیاسیون هستیم؟
در ماه مبارک رمضان هستیم و هرآنچه که در توان هست باید قرآن خواند، اگر قرآن کریم را تورقی کنیم، هر چند آیه یک بار خداوند متذکر میشود، که زندگی دنیا، یک مسیر گذرا و فانی است و زندگی آخرت بهتر است. بخواهید یا نخواهید، بسیاری از ایرانیان این حقیقت را قبول کردهاند و برای “آخرت” تلاش میکنند. ایرانیان مؤمن، نه آنکه “سود” را مدّ نظر نگیرند و تصور کنند حالا با حمایت از فلسطین، دچار ضرر میشوند، خیر، آنها همه چیز را خوب و همه چیز را سود میبینند، زندگی خود را طوری مرتب میکنند که از سود اصلی، یعنی زندگی پس از مرگ محروم نشوند. دقیقا مثل یک سهامداری که منتظر سودش است. حال عدهای اصولا مختصات این تجارت را نیافتهاند، و به قول خودشان “نقد” را چسبیدهاند، و این خطائی است که از نظر معتقدین به قرآن مرتکب میشوند.
سورۀ صف
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ «۱۰» تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ «۱۱» یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَیُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ «۱۲» وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ «۱۳»
اى کسانى که ایمان آوردهاید! آیا شما را به تجارتى راهنمائى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى مىبخشد؟! «۱۰» به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این براى شما [از هر چیز] بهتر است اگر بدانید! «۱۱» [اگر چنین کنید] گناهانتان را مىبخشد و شما را در باغهایى از بهشت داخل مىکند که نهرها از زیر درختانش جارى است و در مسکنهاى پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مىدهد؛ و این پیروزى عظیم است! «۱۲» و [نعمت] دیگرى که آن را دوست دارید به شما مىبخشد، و آن یارى خداوند و پیروزى نزدیک است؛ و مؤمنان را بشارت ده [به این پیروزى بزرگ]! «۱۳»
هر چند همۀ مؤمنین تاجر نیستند و گروهی نیز هستند که عاشقانه در مسیر الهی گام بر میدارند و اصولا کاری به سود و زیان ندارند و حق بندگی کردن برای خالق مهربان این است، اما آیا فکر کردهاید خدائی که “رب” است، “پرورنده” و “سازنده” است، و اگر چه قابل قیاس نیست اما محبت الهی به مراتب بیش از ” مادر “است، به انسانها دستور داده ضرر ببینند؟ خیر؟ افرادی در ضررند که ایمان نیاورند! و هر آن چه ملت ایران با طیب خاطر به ملت فلسطین یا لبنان یا بوسنی کمک می رساند، همه تجارتی پر سود است که خداوند توفیق و مجال آن را به ایرانیان امروز داده است. تجارتی که هر چند ظاهرش آسیب است اما مرور زمان نشان داده است که رمز اقتدار و پیروزی بر شرّ و راه نابودی فساد بر روی کرۀ زمین و حظ دنیا و آخرت است و بیچاره کسانی که از این تجارت الهی اکراه دارند و از آن میگریزند.
مفاهیمی که در این مقاله بدان پرداخته شد، مفاهیمی کاملا پایهای و اصولی در پذیرش اسلام در هیأت الفبای دین است که متاسفانه برای جامعه بخوبی تبیین نگشته است و حضور میدانی در جامعه ندارد. اما لازم است در پایان از مبدع و طراح پلاکارد “جهان اسلام وطن من است” در روز قدس تشکر ویژه به عمل آید.
پ.ن ) هرگز لذت اینکه از شرق ایران با خودروی خود راه بیافتید و بدون نیاز به “مرز و ویزا و پاسپورت” به عتبات و بیت الله الحرام و مسجد النبی و دمشق و بیت المقدس بروید، فراموش نکنید. این لذتی است که بر هر انسانی واضح است اما شیاطین انس و جن، از این لذت، آسوده نخواهند بود.
| Print article | This entry was posted by سید احمد on 7 سپتامبر 2010 at 3:17 ب.ظ, and is filed under سیاست. Follow any responses to this post through RSS 2.0. You can leave a response or trackback from your own site. |




about 1 year ago
واقعا عالی بود! احسنت. این مقاله نیز تقریبا شبیه همین رویکرد است:
http://www.ommatnews.ir/download/3/
about 1 year ago
سلام
ممنونم … ما مخلصیم
از لینکتون هم خیلی متشکرم …
یاعلی