سید احمد موسوی
اصولگرائی و احمدینژاد
چند روز پیش که جوانفکر مشاور ریاست جمهوری احمدی نژاد در برنامه دیروز امروز فردا حاضر شده بود و منکر حمایت قشری اصولگرا از احمدی نژاد شده بود، این نکته به نظرم رسید که این مطلب کاملا صحیح است و احمدی نژاد در شرایط متارکۀ عمیق گروهکهای اصولگرا به نتیجه رسید در حالی که هیچ کس تصورش را هم نمیکرد. اختلاف انتخاباتی احمدینژاد و طیف سیاسی اصولگرایان، نکتۀ فراموش شدهای بود که جوانفکر آن را متذکر شد. هر چند این اختلاف تنها در گروه بندی است نه در هدف اعلام شده. کمرنگ بودن اهمیت این موضوع و به فراموشی سپرده شدنش هم به این علت است که اصولگرایان مفهومی، واقعا احمدی نژاد را پارۀ تن خود میبینند، بگذریم از اصولگرایانی که تحت تاثیر خوف و رجا نسبت به الیگارشی، خاکستری میشوند.
آن روزها بعد از ۳ تیر، یکی از برادران که در ستاد احمدی نژاد کار میکرد میگفت دور اول انتخابات ما حتی مبلغ کپی گرفتن دو برگ کاغذ را نداشتیم و این در حالی بود که پول از ساختمانهای ستادی رقیب بالا میرفت و قورباغه ابوعطا میخواند. میگفت جلوی ستاد همیشه دقت میکردم فقط کفشهای خودمان بود و اطرافیان، بعد که انتخابات به دور دوم رسید، فقط باید دو نفر را مأمور میکردیم کفشها را دائم جفت کنند. این برادرمان این را با تلخی قابل توجهی ذکر میکرد که “ببین، قدرت و برنامه ریزی برای احتمالاتش، چگونه این آدمی را تغییر میدهد”.
در واقع پدرخواندههای اصولگرائی احمدینژاد را طفیلی موقتی برای شهرداری میدانستند که ناگهان محبوب شد و از حد خود گذشت و تحمل او بیش از مقدار معین، برای آنان ضروری تصور نمیشد. حالا این گروهکها نمیتوانند مدعی احمدی نژاد باشند مگر در یک شرط و آن هم توقع پیگیری اصول دینی و انقلابی است که احمدی نژاد در وعدههای انتخاباتی خود ذکر میکرد.مثل هر عضو دیگر این جامعه . اصولگرائی در تحزب و سیاست، با اصولگرائی مفهومی، تفاوت دارد. احمدی نژاد از لحاظ سیاسی و گروهی، اصولگرا نبود، اما از لحاظ مفهومی اصولگراست، و متاسفانه گویا اصولا به تشکیلات منظم هم معتقد نیست .
از سوی دیگر، یک چیزهائی در جایگاه حق است، مثل خدمت به مردم، نه که این دین نباشد، این عین دین است مشروط به آنکه نیت، جاه و مقام نباشد، بلکه نیت اطاعت پروردگار باشد… و دین آن را تثبیت کرده است و در ذات و فطرت بشری جای دارد. خدمات احمدی نژاد به روستائیان و مردم مستضعف، عامل محبوبیت وی است. امروز با سال ۸۴ وضعیت احمدی نژاد متفاوت است، آن روز فقط رای اصولگرایان و مردم خوشتوقع تهران را به نسبت خدمات شهرداری را داشت ، اما امروز رای مردم مستضعف سراسر کشور را دارد. یعنی شاید هم اگر روزی بدون شعار اصولگرائی و فقط شعار خدمت به میدان بیاید، باز هم میلیونهای روستائی و شهرستانی به او رای بدهند تا زندگی آنان را تامین کند، و آقای جوانفکر مشاور رئیس جمهور، روی این، به استعاره و کنایه، مانور زیادی میداد. اما از سوی دیگر هم آقایجوانفکر نباید به سمت تبختر و تکبر پیش برود ، زیرا اصولا موضوع انقلاب اسلامی، هضم رفاه به سمت عزت و کرامت بوده است و اگر روزی مشخص شود که مثلا “مکتبی ایرانی” قصد مبارزه با “دین اسلام” را دارد، معلوم نیست از سوی مردم شریف دهات و شهرستان، اقبالی به این جریان بشود و قطعا این جریان با شکست مواجه خواهد شد، و شاهد این ادعا، همان انقلاب ۵۷ است که «عیش» در آن، در اولویتهای بعد قرار گرفت.
رونوشت : اسفندیار رحیم مشائی
پ.ن) افراد نامبرده همه “آقا” هستند چون ما احساس صمیمیت میکنیم آقاهایش را حفظ کردیم برای خودمان!
| Print article | This entry was posted by سید احمد on 22 آگوست 2010 at 5:53 ق.ظ, and is filed under سیاست. Follow any responses to this post through RSS 2.0. You can leave a response or trackback from your own site. |


about 1 year ago
سلام
باز هم طاعات قبول. لحظاتتون همواره آسمانی باد
امیدواریم اون روز نیاد
ما خیلی خرج این دولت کردیم. خیلی گرون تموم شد برامون………خدا کنه به همین راحتی حرومش نکنن،
حمایت های رئیس جمهور از مشایی نگران کننده است
التماس دعا
یا علی
about 1 year ago
سلام،
طاعات و عبادات شما هم قبول باشه، ان شاء الله هر روز ماه رمضانتون پروازیتر از دیروزش باشه! ما که زمین گیریم و التماس دعا داریم!
همیشه دستانی برای این ملت بوده که انحراف رو زدوده و مانع پایمال شدن همۀ مجاهدت ها و تلاش ها شده، ان شاء الله ما هم یاور و پشتیبان این جریان نور و رحمت خواهیم بود تا نجاتی برای نسل خودمون و فرزندانمون باشیم.
التماس دعای مکرر!
یاعلی