امروز واقعا شرمسار شدیم! مجلسی که به نام اصول‌گرائی رای گرفت رسما در حق رای‌مان خیانت کرد و اختیاراتی که بانیان اشرافیت پس از انقلاب خواسته بودند را به تصویب رساند.

امروز یک روز شرمساری بود و ما از آینده‌گان و گذشته‌گان شرمساریم. امروز عمیقا از خون شهدا و مجاهدین و جانبازان و آزاده‌گان شرمساریم. امروز عاجزیم از بازیافت سلامت و پاکیزه‌گی خود،  امروز در سر و صدای جام جهانی فوتبال و اعدام ریگی فاجعه‌ای به ملت ایران تحمیل شد که هنوز درد شکسته‌گی آن از داغی حس نمی‌شود. امروز کمرمان شکست. امروز یک بار دیگر اشرافیت نوین بر ما خفت تحمیل کرد. و صدا در حنجره‌ها ضبط است. تو گوئی که باز باید مدرسی پیدا شود و دست به سمت غارت‌گران بلند کند و داد ملّت بخواهد.  دیروز با نام الحاد طغیان می‌شد و امروز به نام اسلام، به نام وقف و به نام انسان و چه خسرانی بیش از این می‌توانست ما را خرد کند؟ حس می‌کنم امروز هشتاد سال به عقب بازگشتیم. برگشتیم در حالی که بار سنگین حفظ میراث سی‌صدهزار شهید شریف را، بر دوش خود حس می‌کنیم. هنوز صدای مویه ها و ناله‌های مادران و خواهران و برادران و فرزندان شهدا به گوش می‌رسد. هنوز درد استضعاف برای استقلال و برای شرف و کرامت حس می‌شود که از مجلس شورای اشرافی صاعقه‌ای آمد و امروز رسما کمرمان شکست، شهدا، خودشان به کمک‌مان بشتابند. ما قابل نبودیم. پخش زمین شدیم. شانۀ ما با سکوت آبیاری شده. آن را چه به میراث شهدا. امروز جنایت، عمیق‌تر و وسیع‌تر از تاراج‌های ۸۰ سال پیش است. خیلی وقت است که تلاش می‌کنیم به خود بقبولانیم که انقلاب سرآپا ایستاده و نظام حفظ شده است. اما تاریخ امروز، چیز دیگری می‌گوید.

از امروز دیگر نمی‌توانیم برای تخلفات گوشه و کنار دلیل بتراشیم که “خوب بهرحال جوانب معلوم نیست” و “تحقیق سخت است” و “مسائل کلان‌تری مطرح هست”. امروز در روز روشن بر خون حسین و شرف حسینیان قدم نهادند. معاویه هنوز زنده‌ است و زر هنوز می‌درخشد و بت‌‌گر هنوز باقی‌است.

امیدوارم فردا این شرایط تغییر کند. حفظ نظام از اوجب واجبات است. بازیافت نظام، واجب تر!