سید احمد موسوی
شرمساریم!
امروز واقعا شرمسار شدیم! مجلسی که به نام اصولگرائی رای گرفت رسما در حق رایمان خیانت کرد و اختیاراتی که بانیان اشرافیت پس از انقلاب خواسته بودند را به تصویب رساند.
امروز یک روز شرمساری بود و ما از آیندهگان و گذشتهگان شرمساریم. امروز عمیقا از خون شهدا و مجاهدین و جانبازان و آزادهگان شرمساریم. امروز عاجزیم از بازیافت سلامت و پاکیزهگی خود، امروز در سر و صدای جام جهانی فوتبال و اعدام ریگی فاجعهای به ملت ایران تحمیل شد که هنوز درد شکستهگی آن از داغی حس نمیشود. امروز کمرمان شکست. امروز یک بار دیگر اشرافیت نوین بر ما خفت تحمیل کرد. و صدا در حنجرهها ضبط است. تو گوئی که باز باید مدرسی پیدا شود و دست به سمت غارتگران بلند کند و داد ملّت بخواهد. دیروز با نام الحاد طغیان میشد و امروز به نام اسلام، به نام وقف و به نام انسان و چه خسرانی بیش از این میتوانست ما را خرد کند؟ حس میکنم امروز هشتاد سال به عقب بازگشتیم. برگشتیم در حالی که بار سنگین حفظ میراث سیصدهزار شهید شریف را، بر دوش خود حس میکنیم. هنوز صدای مویه ها و نالههای مادران و خواهران و برادران و فرزندان شهدا به گوش میرسد. هنوز درد استضعاف برای استقلال و برای شرف و کرامت حس میشود که از مجلس شورای اشرافی صاعقهای آمد و امروز رسما کمرمان شکست، شهدا، خودشان به کمکمان بشتابند. ما قابل نبودیم. پخش زمین شدیم. شانۀ ما با سکوت آبیاری شده. آن را چه به میراث شهدا. امروز جنایت، عمیقتر و وسیعتر از تاراجهای ۸۰ سال پیش است. خیلی وقت است که تلاش میکنیم به خود بقبولانیم که انقلاب سرآپا ایستاده و نظام حفظ شده است. اما تاریخ امروز، چیز دیگری میگوید.
از امروز دیگر نمیتوانیم برای تخلفات گوشه و کنار دلیل بتراشیم که “خوب بهرحال جوانب معلوم نیست” و “تحقیق سخت است” و “مسائل کلانتری مطرح هست”. امروز در روز روشن بر خون حسین و شرف حسینیان قدم نهادند. معاویه هنوز زنده است و زر هنوز میدرخشد و بتگر هنوز باقیاست.
امیدوارم فردا این شرایط تغییر کند. حفظ نظام از اوجب واجبات است. بازیافت نظام، واجب تر!
| Print article | This entry was posted by سید احمد on 20 ژوئن 2010 at 8:48 ب.ظ, and is filed under جامعه, سیاست. Follow any responses to this post through RSS 2.0. You can leave a response or trackback from your own site. |


about 1 year ago
روزی که مجلس وقف دانشگاه آزاد شد!
about 1 year ago
مرا دردی است اندر دل – اگر گویم زبان سوزد – وگر آنرا نهان سازم – ترسم مغز استخوان سوزد – بسیاز زیبا از دل خون خود و ما نوشتید – با افتخار لینک شدید
about 1 year ago
سلام. خیلی لطف کردین. صفا آوردین. دست حق بههمراتون.
about 1 year ago
با سلام
سعی کن اسامی را پیدا و بنویسی تا راه انکار بسته شود .
هر وقت به افراد میگفتم که اکثر این اقایان خدا را بنده نیستند پیشانی پینه بسته انها را نشان میدادند . درصورتی که امیر مومنان ع فرمودند العمل العمل العمل
about 1 year ago
نخستین بار وقف دانشگاه ازاد را با واسطه از میرحسین موسوی شنیدم . در این باره مطلبی نوشته ام
about 1 year ago
پرسیدم: آقا این دانشگاه آزاد مگه چیه؟
گفت: جایی که تا حالا آزاد بوده و از این به بعد خودمختار هم می شود
about 1 year ago
در مدرسه معلم گفت: وقف را درشت نوشتهاند، نه درست
پرسیدم: آقا اجازه وقف یعنی چی؟
پای تابلو نوشت: یعنی گندم دانشگاه آزاد به مجلس رسید
about 1 year ago
عاطفه صادقی درهبیدی
با روزنامه خودش را باد زد
سبزیها را لای روزنامه پیچید
مادر سبزیها را گرفت من روزنامه را
درشت نوشته بودند: “وغف”
در مدرسه معلم گفت: وقف را درشت نوشتهاند، نه درست
پرسیدم: آقا اجازه وقف یعنی چی؟
پای تابلو نوشت: یعنی گندم دانشگاه آزاد به مجلس رسید
رضا گفت:
“آقا خواهر ما هم میره دانشگاه آزاد. دانشگاه دولتیام قبول شد ولی بابامون نذاشت بره، گفت باید همینجا درس بخونه، ولی، آقا خرجش خیلی سنگینه.”
شاید به همین خطراست که کمر بابای رضا خم شده!
معلم از کلک مرغابی املا گفت و ما نوشتیم:
کلک مرغابیها همان طور که لاک پشت را پراند، دانشگاه آزاد را هم می پراند!
پرسیدم: آقا این دانشگاه آزاد مگه چیه؟
گفت: جایی که تا حالا آزاد بوده و از این به بعد خودمختار هم می شود
دوباره پرسیدم: خودمختار یعنی چی؟
معلم گفت: مرغابیها پراندن را خوب بلدند.
با رضا از مدرسه رفتیم نانوایی
خیابان، خیلی شلوغ بود
یک وانت سفید سبزی فروش تصادف کرده بود
چقدر شبیه وانت بابای رضا بود
جلو رفتیم
وانت بابای رضا بود
روزنامه از دستم افتاد، نانها از دست رضا
کلمهها یکی یکی خونی شد:
دور زدن قانون
مادامالعمر
وقف
مجلس
آزاد
…
مادرم سبزی را سر سفره گذاشت
سبزیها بوی خون بابای رضا را میداد
about 1 year ago
با سلام
همیشه اینچنین بوده و تا ظهور هم خواهد بود . در زمان جنگش فقط پشت قباله همان افراد بود تا کم کم با شهادت و مجروحیت کاهش در جبهه ها بوجود امد . در احادیث هم اماده که در عصر ظهور اقا عج یک سپاه … نفری از ابران به حضرتش میپیوندد یعنی اکثریت کل جامعه شیعی همرا ه نخواهند بود . واقعیت بشر همینه اگر غیر این میبود اساس غیبت بی معنا بود
about 1 year ago
سلام
همیشه همینطور بوده که غیبت طولانی شده. روزی دیگر اینطور نخواهد بود که جامعه آنقدر آماده باشد که علیه تخلف بشورد. آن روز ، روز ظهور است و الا همیشه همینطور خفت بر ما تحمیل خواهد شد. اگر جامعه ای ساختیم که توان مقابله با طاغوت و تخلف داشت. آن روز روز ظهور و ادارۀ مملکت به دست معصوم است تا کشتی را به مقصد برساند. اولین قدم ها از آن ماست.