برنامۀ دیروز امروز فردا، در واکنش به تألم و انتقاد جامعۀ اصول‌گرا نسبت به کمبودهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در پوشش وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری به طور ویژه و بی‌سابقه‌ای پذیرفته شد. در واقع این برنامه عبوری بود از تمام خویشتنداری‌هایی که در بیست سالۀ گذشته در قبال انحرافات و تجاوزگری‌های احزاب دوم خردادی و کارگزاران از سوی صدا و سیما بذل می‌گشت و هنگامی که در فتنۀ ۸۸ اتباع و پشتیبانان این احزاب حریم‌ها و خطوط قرمز را به أشد وجه شکستند دیگر در مقابل چشمان متحیّر اصول‌گرایان، برای صدا و سیما حجّتی نماند که خویشتنداری کند. اگر این نبود احتمالا مدیران صدا و سیما رأسا به این نتیجه رسیدند که چنین برنامه‌ای لازم است، که احتمال دوم، پسندیده تر است. صدا و سیما پیش از “دیروز امروز فردا”، سیاست منفعلانه‌ای پیش گرفته بود که با آرام شدن وضع و برگشتن مردم بر سر امور طبیعی بدون حساسیت، با تعطیلی مجدد این برنامه، این سازمان به وضعیت پیشین باز می‌گردد.

مادامی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نه بخواهد نور باشد ، و نه تاریکی و فقط نقش یک نقاله را بازی کند، که با زحمت فراوان چیزی حمل و پخش می‌کند، باز هم روح لیبرالیستی بر آن حاکم خواهد بود و در واقع تلاش این سازمان، خواسته یا ناخواسته، بر مبنای منویات مخالفان حاکمیت اسلامی و مخالفان سیاست معادل دیانت، پیش می‌رود. نام این عملکرد تعادل نیست بلکه ظلم آشکاری به بنیان‌هائی است که صدا و سیما مکلف به خدمت به آن‌هاست. فشارهای متعددی به صدا و سیما وارد می‌شود که ملّی باشد، و لفظ «ملّی» به آن معناست که هر که بیشتر توان سرزنش و تنفیذ رای داشت، در سرنوشت این سازمان دخیل باشد در حالی که حقوق عامۀ مردم در شهر و روستا نادیده گرفته می‌شود. گروه‌های فشار به صدا و سیمای ملی لقب «میلی» می‎‌دهند تا در واقع اعتراض کنند «امیال» گروهک‌های اقلیتی آنان، در این سازمان جاری نشده است.  صدا و سیما نیز احتمالا تصوّر می کند هر آقازاده‌ای که از راه رسید نظر او از هفتاد میلیون، با عنوان رسانۀ ملی باید تنفیذ شود. اینگونه و در انفعال و هراس از طعنه‌ها و دگنک‌ها نقش صدا و سیما صرفا به یک دوندۀ بی هدف تبدیل می‌شود. به مضمون، شهید آوینی رسانه را در حالی که فقط می‌دود، و رسالتی دینی ندارد، مضرّ می‌داند چون صرفا وسیله‌ای برای گذران وقت است. البته روزی صدا و سیما همین پیام شهید آوینی را خوب دریافته بود و از کثرت برنامه‌های سخت و جدّی، مهجور واقع شده بود، اما هنر این نبود که این رسالت را رها کند و به رسالت دگراندیشان برسد، بلکه درست این بود که تعادلی در این رسالت ایجاد کند، و بهرحال این وظیفه بسیار سختی است و می‌توان صدا و سیما را درک کرد. اما رسالت و تکلیف اصلی صدا و سیما توسعه نوری است که انقلاب اسلامی به جامعه ایران هبه کرده و تعادل و عدالت یعنی اینکه صدا و سیما در راستای میراث امام و شهدا نور افشانی کند و از سرزنش‌ها و طلب‌کاری‌ها و فشارها نهراسد  ضمن این‌که به فکر طراوت و تازه‌گی نیز باشد. . رسالتی که در دنیای امروز، قبل از صدا و سیما هیچ‌کس در این سطح مأمور بدان نبوده است. هر چند در این راستا در سال گذشته وضع عمومی میان‌برنامه‌ها بسیار بهتر شده  است.

برنامۀ دیروز امروز فردا، از همان ابتدا توسط افرادی تحریم شد که شعار رسانه‌هایشان “دانستن حقّ مردم است” بود. برای تضعیف محیط “پرسیدن” و “دانستن” ، ده‌ها تن از اتباع این احزاب، دعوت این برنامه را استجابت ننمودند تا شاید این برنامه ضعیف شود. البته این برنامه این موانع را درهرصورت پشت سر گذاشت.هر چند آسیب دید. اما صدا و سیما نباید به این سبب، نتیجه‌گیری‌های معقول خود را رها نماید. برنامه‌های دیروز امروز فردا به خوبی نشان داد که افراد قابل حساب، محدود به افرادی نیستند که مورد شناخت اکثر مردم واقع باشند. حضور اتباع اندیشمند مسلمان خارجی، افراد مؤثر و گم‌نامی همچون حجت الإسلام و المسلمین رحیمیان حضور نمایندگان مجلس و اظهار نکات و آموزه‌هایی که هر کدام به اندازۀ کلاس‌های درس ارزش داشت، نشان داد که این برنامه حتی تحت تحریم افرادی که نمی‌خواهند در محضر مردم یا حتی مخالف خود پاسخگو باشند، می‌تواند توسعه دهندۀ نور باشد و پنجره‌های جدیدی را برای عوام مردم باز کند.

خوب است مدیران صدا و سیما توجه داشته باشند، همچنان‌که فوتبال‌دوست‌ها و زنان، و اهل ادب و سخن و اهل علم، حقوقی در رسانۀ ملّی دارند، گروه‌هایی از مردم که در بحبوحۀ فتنه تن خود را در مقابل حملات فیزیکی به مقر صدا و سیما سپر کردند نیز، به عنوان گروهی از گروه‌ها، حقّی بر گردن صدا و سیما دارند که صدای خود را به یکدیگر و سایرین برسانند. هر چند “یامین پور” علیرغم اجرای خوب خود در همۀ احوال، گاهی سوال‌های هیجانی بپرسد. که حتی این سوالات هیجانی نیز، در رویارویی با پاسخ مخالف موجود، قابلیت اصلاح می‌یابد و این منجر به ارتقای سطح فکری جامعه و تقارب آراء و وحدت کلمه می‌گردد. بلوکه کردن جریان افکار، هیچ هنری نیست و جامعه را هر لحظه آسیب پذیر تر می‌کند و صدا و سیما نباید به قیمت ترک ریسک – که ریسک کمی نیز هست – موهبات و مزایای چنین برنامه‌هایی را بگیرد و حتی بنده بعنوان یک عضو اجتماع حاضرم این برنامه با مجری‌گری مخالف ادامه‌یابد تا جامعه از برکات تبادل و تضارب آراء محروم نگردد.