زمینه‌های انقلاب اسلامی ایران، بر اساس یک شبکه بندی پیچیده اجتماعی پدید آمد که در سراسر کشور ریشه داشت، این شبکه‌بندی هر لحظه با حرکات و سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌های امام امّت، مرجعیت روحانی و سایر مردان انقلاب گسترده‌تر و قوی‌تر می‌شد و در نهایت انقلاب روی این شبکۀ اجتماعی پیروز شد.

برنامه‌های غرب برای براندازی حکومت‌های مخالف، که امروز با عنوان “انقلاب مخملی” شناخته می‌شود، یک نسخۀ شبیه سازی شده از انقلاب اسلامی ایران اما در قالب یک آرزو و نمایش خیمه شب بازی است. به جای مساجد، خانه‌های تیمی و کاباره‌های زیرزمینی و میزهای بیلیارد و بزم‌های شبانه، هسته‌های فرماندهی هستند. اما چنین انقلابی جز با نیل به ایمان و معنویت در درجه اول، و جز با پشتوانۀ عظیم مردمی به سان ۹ دی ، در درجات بعد مقدور نیست. همچنان‌که امام می‌فرمود : “هسته‌های مقاومت را در سراسر دنیا بپراکنید” دشمن تلاش می‌کند چنین هسته‌هائی در ایران و سایر نقاط، علیه میراث امام، ایجاد و سازماندهی کند و تمام دانش‌گاه‌های دشمن، راه مبارزه را همان دیده‌اند که امام پنجاه سال پیش، به ملّت ایران آموخت. اما فرق نهضت امام، با صحنه‌های تئاتر مخملی، عنصر حق و ایمان بدان است و روح قدسی‌ای که هرگز پشتوانۀ کفر باطل نخواهد بود. و دیری نخواهد پایید که دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌های دشمن، تسلیم نصوص عینی این موضوع نیز که مبدأ و منشور آن قرآن مجید است خواهند شد و جز تسلیم ، راهی برای راه یافتن بدان نخواهند یافت.

برای انقلاب اسلامی ایران، از ابتدا در ایران افرادی بودند که جان و مال خود را در این راه صرف کردند چون برای تحقق کرامت و اهداف انسانی خود هیچ یاوری جز خود و کتاب آسمانی و دستورالعمل‌های طاهرین، نمی‌دیدند. بعد از انقلاب بسیاری از این داوطلبان، مورد تهاجم جنگ نظامی و یا جنگ نرم قرار گرفتند و از ادامه راه بازداشته شدند. شهیدان ما جاودانه شدند و احیاء ما به گوشه‌ها خزیدند و همۀ مسوولیت را به حکومت دینی واگذار کردند. از سوی دیگر، حکومت دینی، هیچ ارادۀ مدوّنی برای پیش‌برد اسلام در ایران نداشت که هیچ، دولت‌های لیبرال مسلک با بازکردن صحنۀ تبلیغات برای گفتمان مغایر، نسل جدید را با چالش‌های جدی مواجه ساختند. رفتار غیرمسوولانه و نابخردانه دیگران نیز آتشی شد بر این خرمن و بخش غیرمغرض نیز به این امر یاری رساند، و در نهایت، مسوولیت از همۀ شانه‌ها به زیر پای افتاد که اکنون علی الخصوص در تهران با وضعیت بغرنجی در تمام عرصه‌های اجتماعی دچاریم.

چند روز پیش در مراسم پنجمین سالگرد وفات شاعر بزرگ آقای آغاسی حضور یافته بودم، مجاهدی از نسل انقلاب و جنگ نظامی، سخنانی ایراد نمود، و از حضور مردم معذرت خواست که ما “بلد نبودیم و نیستیم که کار فرهنگی کنیم، بلکه جبهۀ مخالف بلد است”. این سخنان اگر چه تلخ است اما اظهار آن از خیلی وقت پیش، لازم بود و اگر خیلی زودتر طی “کلام” باطلاع مردم می‌رسید که وضع آنقدرها هم روبراه نیست و این ذکر تداوم می‌یافت، امروز در وضعیتی بهتر بودیم.خیلی‌ها هنوز هم خیال می‌کنند، فرهنگ در این کشور، متصدّی دارد و وظایف خود را به حکومت اسلامی واگذار کرده‌اند.  او همچنان به تجلیل از جمعیت پیش آمده در آن مراسم پرداخت و گفت این تنها یک سالگرد وفات نیست، بلکه فریادی است از متن حضور مردمی که خواهان احیای اصول خود هستند. بدین مضمون که صحیح نیز بود. این سخنرانی سردار قاسمی بود.

بنا بر همۀ این توضیحات، به هر رو، بر اثر فشار‌های دشمن و نقصان‌ها و ندانم‌کاری‌های خودی، شبکه‌های اجتماعی-مسلمان ایران که با کیاست روحانیت و به رهبری امام و بر پایۀ ایمان و ارادۀ مردمی ساخته شده بود، تقریبا مضمحل شد. شبکه‌هایی که بنیان انقلاب را تشکیل دادند. در زمان ستمشاهی، این شبکه‌ها بر پایۀ مساجد شکل گرفت، مساجدی که با یکدیگر رابط و هماهنگ کننده داشتند و حتی برای نشان‌کردن انقلابی بودن خود، اذان مشترکی با قرائت “صبحدل” پخش‌ می‌کردند و هماهنگی و یکدلی در پهنۀ کشور با این رموز و علائم می‌درخشید. مردم خود را از یک بدنه، و از یک خانواده می‌دانستند، و مثل امروز، همسایه، با همسایه غریبه نبود. در تهران هر چند البته آثار این شبکه‌های اجتماعی هنوز در بخش‌هایی از شهر ملحوظ است اما این بقایا محدود به منطقه‌های شناخته شدۀ مذهبی می‌شود و آنجا که تهران توسعه یافته، این خواسته، ناپدید یا بسیار کم‌رنگ است. توسعه و تداوم این جریان متصدّی پیدا نکرد، اگر چه بنیان همین بود و هست. و انقلاب تا به امروزش بدون این بنیه، توان ماندن نداشته است.اما دشمن، عمیقا در پی تضعیف این جریان است و توفیقاتی هم یافته.

در حالی این بنا تضعیف شد که مجددا زمینه‌های استبداد شکل گرفت، استبدادی که منجر به فروش مبانی اسلام و انقلاب و مجامله با دشمن شد. در همان بدنۀ نظام انقلابی حاکم، کادرهای ویژه‌ای حق را از آن خود دانستند که هر چه خواستند بر ملت روا دانند، نتیجه نهایتا، آن شد که جرأت ایستادگی در مقابل رای مردم نیز پیدا شود و توهین و تحقیر نماینده و منتخب مردم و رئیس جمهور، یک امر عادی و حق تلقی شود. کار بدانجا رسید که وقتی نماینده ده‌ها‌میلیون تن از مردم، در مورد تخلفات مالی افراد سوال می‌کند، ساحت این ملت تهدید شود و قبیحانه سخن از آتش‌فشان‌های خیابانی به میان آید. و در نهایت تازه پس از سی‌سال مردم اهل ایمان، متوجه خطراتی داخلی شوند که قبلا، آن را حس نکرده بودند. علی الخصوص نسل جوان. تازه یک سال است که با عینی شدن حضور شرّ در قالب ما، ولوله به راه افتاده که چه باید کرد و گویی که ما به سال ۱۳۴۲ برگشته‌ایم، ضمن این‌که مزایای امروزۀ انقلاب اسلامی را نیز در خود داریم و این اگر حفظ شود نوید جهشی مجدد را می‌دهد.

عمده افراد گروه کشتی‌های‌ “آزادی” برای غزه که در ساعات بامداد، مورد کشتار رژیم ستمگر صهیونیستی واقع شد و در واقع شبهه “عاشورائی” به راه انداخت را مردم و فعالان حقوق بشری ترکیه تشکیل دادند. و از یهودی و مسیحی و یونانی و مالزیایی و اردنی و کویتی در این حرکت، به جهت پاسخ به فشارهای وجدان، و احساس تکلیف و مسوولیت شرعی و عقلی در این نهضت بسیار باشکوه شرکت کردند، همۀ مردمی که درد بی‌دینی را آنچنان چشیده‌اند که مردم پیش‌ازانقلاب ایران، و بایسته، شبکه‌های اجتماعی خود را تشکیل دادند تا به سرحدی که امروز به طور مستقل، توان انجام عملیاتی با این هیبت در هم کوبندۀ ظالمان بیابند و این نمونه‌ای از همان عملکرد هسته‌های مقاومت بر اساس ایمان به توحید و آزاده‌گی است که انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند. این روح انقلاب است که صادر شده اما امروز ما مجددا در پس سالیانی از غفلت در آغاز آن هستیم و باید مجددا به ایجاد شبکه‌های اجتماعی خود اقدام کنیم. و این در حالی است که ارتباطات بسیار راحت‌تر شده و توان توسعه یک چنین گروه‌هایی بسیار راحت‌تر است، اما گویا موج دنیا برخی از ما را فراگرفته و از حرکت قاصر نموده است. هر چند حضور جریان‌های نفاق، کار را سخت‌تر می‌کند.

تجربه‌ای که تنها و فقط ملت ایران بعنوان پیش‌کسوت نهضت‌های اسلامی اجتماعی به قیمت کندی سرعت دارد آن است که این هسته‌های مقاومت و شبکه‌های هماهنگ که تا پوست و استخوان جوامع و مساجد و خانواده‌ها و کودکان و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها رسوخ دارد، هرگز نباید بنشیند و سکوت کند، حتی اگر به هدف برسد، برای تداوم آن، پویایی همچنان نیاز است و همواره باید دانست شیطان در کمین است. و حتی روزی که حکومت امام زمان (عج) حاکم گردد، این شبکه‌ها همچنان مورد نیاز است چون شرارت باطل، و وسوسه شیطان، هیچ‌گاه خاموش شدنی نیست، مگر در مقابل جامعه‌ای که خود را هر لحظه مسوول بدانند.

در آخر، به روح پر فتوح شهدای این روز، سلام و درودهای بلند خود را می‌فرستم، و از این شهدای اسلام که آزادگی و انسانیت را به بشر می‌آموزند، می‌خواهم که شفاعت ما را نزد خدا و اولیاءش نمایند که توفیق برخورداری از دانش چگونه آزاده زیستن و آزاده خفتن را به ما عطا بفرمایند.

مرتبط : باید به مسجد بازگردیم.