چند ماه از غلبۀ حزب الله بر اسرائیل و قدرت‌نمائی آن گذشته است. ملل عرب و مسلمان همچنان در شور و شوق مقاومتند و شیعه و سنی در هنگام رویاروئی به هم لبخند می‌زنند و با مشاهدۀ یکدیگر در دل احساس خرسندی می‌کنند و کینه‌های پیشین بسیار کمرنگ شده است. سنی از سید حسن نصرالله یاد می‌کند و علامت پیروزی نشان می‌دهد و شیعه او را در آغوش می‌کشد و این مشهورترین صحنۀ جوامعی است که از مذاهب مختلف تشکیل شده است، در مصر که سنت است برکت خرما در بازار به نسبت کیفیت نام بهترین و بدترین بگیرد، بهترین خرما به نام “سید حسن نصرالله ” و در سال بعدی “نجاد” یعنی”احمدی نژاد” نام‌گذاری می‌شود. بهترین خرما را که از بازار می‌خواهی از فروشنده سراغ ” نصرالله” را می‌گیری او بهترین متاع خود را تقدیم تو می‌کند و لهیده‌ترین و نامرغوب‌ترین خرما به نام بوش است. (+)

در شبکه‌های عربی، از ایران که صحبت می‌شود گوئی از “راه نجات و رستگاری” صحبت می‌شود، اعراب اهل سنت دائم از ابوهریره نقل می‌کنند که اگر “علم و ایمان در آسمان باشد، مردانی از پارس به آن دست خواهند یافت” و أخ و تفشان را به سران خائن عرب می‌فرستند. و این حتی تا قیام مردم مصر علیه حسنی مبارک تا سال ۲۰۱۱ ادامه دارد. (+)(+)(+)(+)

رایس: ایران بزرگترین خطر برای خاورمیانه است

رایس: ایران بزرگترین خطر برای خاورمیانه است

چند ماه بعد در سال ۲۰۰۷ «کوندالیزا رایس» وزیر امور خارجۀ جورج بوش کوچک به همراه وزیر دفاع آمریکا «رابرت گیتس»، دوستان دست‌نشاندۀ حکومت متبوع خود را در شرم الشیخ مصر جمع می‌کنند و به آنها می‌فهماند که اگر نجنبید همه چیز از دست رفته است. در جلسۀ مذکور حسنی مبارک و وزرای خارجۀ کشورهای عرب حضور دارند. رایس، دست اشاره به سوی ایران می‌دوزد: “ایران بزرگترین خطر برای خاورمیانه است”  (+) و خاورمیانه تعریفی از عرش قدرت «کوندی» و زیردستان عَربش است و نه خاکی که متعلق به مردم آن است. دنیای فوکویاما اما به اندازۀ کافی مسخره و لیبرال است که بی‌بی‌سی در توضیح جلسه بنویسد: “تور با هدف یکپارچه کردن متحدین آمریکا علیه ایران است”، رایس در حاشیۀ جلسه به خبرنگاران می‌گوید: “به نظرم شکی نیست، که ایران عامل اصلی و یگانه و مهمترین چالش برای منافع آمریکا در خاورمیانه و نوع خاورمیانه‌ای که ما می‌خواهیم ببینیم است”

چند هفته‌ای نمی‌گذرد که در شبکه‌های اجتماعی جملاتی غریب ثبت می‌شود. “إیران و اسرائیل، دور روی یک سکه‌اند، و الا ایران به آمریکا در حمله به افغانستان کمک نمی‌کرد”، “ایران و آمریکا یکی هستند، آمریکا عراق را گرفت و به ایران تقدیم کرد”. این جمله‌ها و مشابهات آن بارها تکرار می‌شود. عده‌ای تلاش می‌کنند مردم را نسبت به ایران بدبین کنند. عبارات به حدی مضحک است که استحقاق پوزخند زدن دارد اما ناباورانه طرح آهسته آهسته پیش می‌رود و چیزی که شوخی به نظر می‌رسد گسترش می‌یابد.کلیدواژه‌های (الخطرالإیرانی و مدّالشیعی) و مشابهات آن در زبان غرب بارها تکرار می‌شود، ایران و سید حسن نصر الله هر چه تلاش می‌کنند خود را مبری کنند قوای رسانه‌ای آنها کافی نیست. برخی کم‌مایگان مذهبی که از رشد مذهب ایران به دلیل محبوبیتش نگرانند، با طرح همراه می‌شوند. آنان هم از پائین کشیده شدن عروش نامطمئن خود می‌هراسند و مثل همیشه راه احمقانه را انتخاب می‌کنند. آنان بهانه‌های مدوّن و متنوعی برای حمله به ایران و تشیع تکرار می‌کنند، شاید بشود ده‌ها نوع از این گزاره‌ها را به فهرستی افزود. خوی متوحش و فارغ از اخلاق نبوی (ص) سلفی‌ها هم در این اتهام بستن بی‌پروا و بی‌پرهیزگاری با حمیت فراوان به کمک طرح می‌شتابد. “شیعه بدتر از یهود(صهیونیسم) است”، “ایران می‌خواهد با همکاری آمریکا و اسرائیل همۀ اهل سنت را نابود کند”. تا امروز هم این ادبیات “سنی و شیعه” با امید فراوان بعنوان ادبیات BBC و CNN و غیره استفاده می‌شود.

کلینتون از کشورهای عرب خواست از "خطر ایران" جلوگیری کنند

کلینتون از کشورهای عرب خواست از “خطر ایران” جلوگیری کنند

حمله به ایران و تشیع هر روز گسترده تر می‌شود، وزیر امور خارجۀ دولت اوباما نیز دوباره در سال ۲۰۱۱ فرمان حمله را تکرار می‌کند و از سران عرب می‌خواهد تا از “خطر ایران” جلوگیری کنند. (+) ،این بار فرمان تحت فشار گرفتن ایران با “انرژی‌هسته‌ای” گره خورده است. هیلاری کلینتون ایران را متهم به ایجاد منازعات جدید برای کمرنگ کردن پروندۀ هسته‌ای می‌کند. در این «تور» نیز فشار مشترک غرب و عرب علیه ایران، تجدید پیمان می‌شود.

اکنون «داعش» و همنوعان آن نماد حملۀ سران عرب به «محور مقاومت» است، لبنان، سوریه، عراق و ایران، دستور هفت سال پیش صادر شد، زمینه‌های اجتماعی آن مهیا شد، و سازمانی متشکل از شقی‌ترین موجودات سردمدار و پیش‌مرگ ممانعت از مقاومت شده‌اند. هنر فوکویاما چیزی جز پشتیبانی و حمایت‌از بربرهای ۲۰۱۴ برای حفظ ارزشهای «پایان دنیا» نبود. زمین سوخته‌ای که با توحش آنان حاصل می‌شود، بهترین زمین برای تاراج و بسط «نیل تا فرات» است و بازی‌گردانان فرامنطقه‌ای که فرمان حرکت داده‌اند دست‌به‌سینه و با لذت مشغول تماشای این زمین تا زانو فرو رفته در خون هستند. اما به یقین پایان دنیا، این نیست. از این سو رفرمیستهای ایرانی با شوق و ذوق از پیشرفت عهدنامۀ ژنو امید به «همکاری» با کسانی بسته‌اند که فرمان و طرح حمله علیه ایران را صادر کرده‌اند. شاید بتوان روزی جایگاه «سعودی» و «قطر» را در منطقه گرفت، اما معلوم نیست برای رسیدن به این «مقام» و «منزلت» باید چقدر علیه بشریت «جنایت انجام داد» و «راضی به جنایت» شد.