پوستر مختارنامه

عجب سکانسی بود که “مسلم عقیل” کوچه کوچه می‌گذارند و در هر پیچ از او جماعتی کسر می‌شدند… این صحنه از دیشب تابحال همین‌طور در جلوی چشمم بازپخش می‌شود…. با سرعتی که این فیلم پیش می‌رود، هجمۀ ظلمت و بیداد در این سیر، به شدت هولناک و رعب‌آلود است و اینگونه ادامۀ تماشای این مجموعه سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود و درست این حس ایجاد می‌شود که بایست چوبی لای چرخ این سریال گذاشت تا پیش نرود… حداقل داستان را کمی کش نداده‌اند تا در طول یک هفته قابلیت هضم داشته باشد…

“مختارنامه” کاری است بسیار عمیق که در هفت،هشت قسمتی که پخش شد، آنقدر ذهنم را درگیر می‌کند که بعد از اتمام هر قسمتش همین‌طور به تلویزیون زل می‌زنم و در فکر فرو می‌روم. چیزی که برای هیچ فیلم و سریالی برایم اتفاق نیافتاده است.

شاید بارها این وقایع را بر سر منبرها و در کتاب‌ها خوانده‌ باشیم اما اثر این فیلم بسیار خیره کننده هست. محتوای آن، طرز ساخت خوش آن، موسیقی‌ها و تیتراژ ابتدائی و انتهائی حقیقتا یک مجموعه از تلاش عاشقانه و مخلصانه است که لاجرم بر دل نشیند. خداوند عجب توفیقی به دست‌اندرکاران این سریال داده است که در آن نقش بیافرینند و کار کنند. خوشا به حال آنها که اینگونه فریاد انبیاء را در زمان می‌دمند! حقیقتا این سریال معادل یک منبر فعال در طول قرنهای مظلومیت شیعه و یک روضۀ اهل بیت به فراخی صدای جهان است، تیتراژ ابتدائی‌اش را که هر چه بیشتر می‌بینی، وابسته‌ترت می‌کند…

تا آن‌جا که خوانده‌ام، شیعه هیچ‌وقت قدرت نداشته است که در پهنۀ جهان اینگونه عاشورا را فریاد بزند، و بعضی خصائص عصر حاضر ما و آنچه که رخ می‌دهد حقیقتا در آرزوهای تاریخی شیعه بوده است. تلاش در نظام فعلی دسترنج‌های متنوعی را عاید شیعه کرده است که هر یک به تنهائی ارزش بقای نظام جمهوری اسلامی ایران را دامن می‌زند، از جمله “حزب الله لبنان”، و این حرکت نرم اعلامی از سوی قلب امت اسلامی، این روزها در قالب چنین فیلم‌هائی غنچه می‌دهد، به نظرم، این زلزلۀ عظیمی است که برآیند تلاش همۀ پیامبران است و خیل مأمومین با عشق به گرامی‌داشت امام خود آمده‌اند و در مسیر وی مقاومند … و این صدق آن عهد “من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه” است که امتی نبوده که جنم پیش‌برد آن را داشته باشد و باز هم باید از این بابت از ربّ‌یکتای‌مان سپاسگزار باشیم و بر این عهد استوار بوده و در طوفان‌های آتی قدمی از آن کوتاه نیائیم… و این‌که در جنگ معاندین موضوع از جلب توجهات به منافع مکتب تشیع به مکاتب دیگر سوق داده می‌شود این است که فواید نظام حاکم در ایران با عرق تشیع رابطۀ مستقیم دارد.  در قسمت دوم یا سوم مختارنامه هم به این انحراف توجه ویژه شده بود و “رنگرزها” به‌عنوان نماد نفاق به جنگ قومی و قبیله‌ای دامن زدند.

چند روز پیش اتفاقا به یک نوشته برخوردم با عنوان “آقای میرباقری! ما را معاف کنید…” که اولش فکر کردم باز هم طبق عادت، تشر است و تمسخر، اما متن را که خواندم، دیدم درست همان حس بی‌قراری است که از دیدن این سریال به من‌نیز دست می‌دهد و نویسنده‌اش شکوه کرده بود که ما تحمّل تماشای ادامۀ این سریال را نداریم. با خواندنش آن‌چنان بی‌قرار شدم که حتی دیگر ادامۀ متنش را نخواندم. و اگر حالا هم بعد از چند هفته -با تاخیر- در مورد “مختارنامه” چیزی می‌نویسم بدان سبب است که عمیقا اندر “خماری” آن غرقم و دستم برای نوشتن این عظمت به کلید!(جدید قلم)، حرکت نکرده بود. دائم فکر می‌کنم خدا می‌داند چه آشوبی به پا خواهد شد اگر این سریال بر سر جزیره العرب پخش شود و همۀ مردم این منطقه آن را ببینند و لمس کنند.

جالب اینکه، دو فیلم و سریال “مختارنامه” و “ملک سلیمان”، از سال‌ها پیش به دور از وقایع سال ۱۳۸۸ آغاز به کار کردند اما گوئی که برای این سال ساخته‌شده‌اند. شاید اگر این دو فیلم در سال ۱۳۸۷ عرضه می‌شدند، اینقدر جذاب و شفاف نبودند.