پولاریزه بودن مراسم تشییع شهدا حاصل عدم پاسخگوئی و توهین‌های دو ساله است

تلاش ناشیانۀ دولت ۵۰٫۷ درصدی برای حذف و طرد نظر بخش مهمی از مردم که اتفاقا در دوراهی مقاومت/سازش حتی به فکر مذاکره نیافتاده بودند و به راهکارهای احتمالی دولت تدبیر نیز اقبال نداشتند، در گرماگرم مذاکرۀ سرنوشت ساز، منجر به این شد که تشییع شهدای مظهر مقاومت و ایستادگی، محمل و روزنۀ اظهار عقاید و آرائی گردد که دولت اینجا و آنجا آن عقاید را به تمسخر و توهین گرفته بود. هیبت و توان حاصل از این عقاید در چنین مراسمی روشن شد اما دولت و حامیانش به جای آنکه بیدار شوند، همچنان به تمامیت طلبی خود ادامه می‌دهند و حتی باز شدن همین روزنه هم امروز در رسانه‌های آنان و کامنت‌های حامیان‌شان مورد اعتراض و برخورد حذفی واقع می‌گردد.

حقیقت آن است که پیوند دادن «آب خوردن» و «ازدواج» به «تحریم»، و کاسۀ «گدائی» و «چه‌کنم-چه‌کنم» گرفتن در مقابل سلطله طلبی آمریکا، توهین به مردمی است که فلسفۀ «شهادت» و «فداکاری» را شناخته‌اند و هنوز بر مرام عزت و کرامتند. گمان نمی‌کنم حتی مردمی که به «روحانی» رای دادند تصورشان این بوده باشد که راه دیپلماسی برای انرژی هسته‌ای و رفع تحریم به صنایع دفاعی و نظامی و فضایی و آب خوردن و ازدواج هم قابل سرایت باشد و چنین چیزی در مناظره‌ها به مردم گفته نشد. گفته نشد که ۵۰٫۷ درصد رای آورد و اگر گفته می‌شد نتیجه قطعا تغییر پذیر بود.

این که دولت با محافظه‌کاری و عدم پاسخگوئی در مقابل حجم گستردۀ سوالات موفق نشده است به حداقل بخشی از مردم ثابت کند آنچه که صورت می‌دهد تعارضی با عزت و کرامت آنان ندارد، طبعا تشدید کنندۀ این شکاف و بسیار تردید برانگیز است و در صورتی‌که خودداری و توصیه‌های اکید رهبر انقلاب بر خویشتنداری و حمایت از دولت نبود یک انفجار اجتماعی قابل انتظار بود که آیه‌های آن در مراسم دیروز قابل ملاحظه است. «خسته‌شده‌ایم» متاسفانه در راس دولت نفوذ دارد، اما حقیقت این است که بسیاری از مردم ارتجاع وضعیت منفعل قجر و پهلوی را نمی‌پسندند و این نوع نگاه ساده‌اندیشانه را ویرانگر تر از تحریم می‌دانند. خطای راهبردی بسیاری از جریانات سیاسی متاثر از اقشار خاص روشنفکری و عدم قرائت صحیح متن جامعه و انسان منجر به چنین تکروی‌هائی از سوی دولت شده است.

متاسفانه دولت خود قطبی و پولاریزه عمل کرده و سوالات و شبهات مردم در خصوص موضوعات حیاتی را نادیده می‌گیرد و به طور روزمره به سوال کنندگان توهین می‌کند و حامیان دولتی و غیر دولتی آن در داخل و خارج مردمی که در پی عزت و کرامت خودند را به زعم تحقیر و تمسخر «دلواپس» و یا «کاسب» نام می‌نهند بدون اینکه پاسخی به شبهات اصولی آنان داشته باشند یا تلاشی برای رفع شبهه بکنند. با این وصف، پولاریزه شدن مراسم تشییع شهدا دور از انتظار نیست. این برون‌ریزی حاصل خفقان و فضاسازی موجودی است که از سوی دولت‌مردان و حامیان رسانه‌ای آنان شکل گرفته و طبعا این انعکاس رفتار غیرمسئولانۀ دولت و حامیانش است.

بر خلاف هیاهو و جنجالی که رسانه‌های دولتی و حامیان آن به راه انداخته‌اند مدیریت مراسم یکپارچه نبود و نمی‌توان کسی را به جهت دهی مراسم متهم کرد، کنترل مراسم با مشارکت صدها هزار نفر، بسیار مشکل است. بسیاری از مردم دست‌نوشته به دست داشتند و اتفاقا تندترین اظهارات هم مربوط به دست نوشته‌ها بود.

برخی از رسانه‌ها بنرهای نصب شده در تریبونی حاشیه‌ای را متهم کرده‌اند که به آقای ظریف بابت نشستن با قاتلان شهدا خرده گرفته بود. این البته تریبون اصلی مراسم نبود و نگارنده حداقل پنج تریبون در طول مسیر ملاحظه کرد و در هر تریبون یک نگرش خاص مشغول سخنرانی شده بود. حقیقت آن است که در مراسم شهدا طبعا گروه‌های همرزم شهدا و کسانی که پرپرشدن همرزمان شهید خود را در دست و بازوی خود دیده‌اند حضور پررنگ‌تری دارند، چه بخواهیم و چه نخواهیم. از جمله این افراد سردار سعید قاسمی است که بالای تریبون تمهید شدۀ خود می‌رود و او آنقدر در میان برگزار کنندگان مراسم احترام دارد که مانع صحبت کردن او نشوند. انتقاد به برگزار کنندگان مراسم در حالی شکل می‌گیرد که اگر مراسم در اختیار دولتی‌ها بود خفقان و فضای بستۀ مورد نظر خود را به این سردار و سایر همرزمان شهدا نیز بسط می‌دانند. او نظرات خود را به تندی و صراحت بیان می‌کند تا مانع از دست رفتن خون همرزمان شهید خود شود، نگارنده با نوع نگاه او موافق نیست اما قرار نبود جامعه تا به این حد دچار بسته‌گی شود که رزمندۀ دفاع مقدس هم نتواند سخنش را بگوید. طبعا اگر نظر و دیدگاه او فی‌نفسه آنقدر محترم بود که به عنوان «کاسب» و «دلواپس» و با لحن تمسخر مورد عتاب قرار نمی‌گرفت و چنانچه دولت این نوع طیف و قشر رزمنده را طبق وظیفۀ بدیهی خود مورد احترام خود قرار می‌داد و با برخورد متکبرانه و حذفی آنان را به ستوه نمی‌آورد، این «شقشقه» ها ایجاد نمی‌شد که اکنون مورد نگرانی دولت و حامیانش واقع شود. بدیهی است که یک عامل ایجاد این فضای پولاریزه دولتی است که مواظب حقایق و آثار میزان رای خود نیست و با اعتماد به نفس نابجایی سعی در تحمیل تصورات خود به حقیقت جامعه دارد … این نگاه متکبرانه و غیرمسئولانه طبعا می‌تواند عامل قطبی شدن جامعه و خسارت به وحدت ملی گردد و دوستانی که به نوع برگزاری مراسم تشییع شهدای غواص اعتراض دارند، بهتر است قبلا سوزنی به خود بزنند تا جوالدوزی به دیگران.

taravati

علاقمندی ۹ ماه قبل تولید کنندۀ کلیپ هپی‌های ایرانی !!!

شاید دنیای تزویر به ما اتهام ببندد که مخالف شادمانی مردمیم و تربیت لیبرالی شهروندان آن عوالم که به دلیل سبک زندگی خانواده گریز خود در معرض انقراض جمعیتند اصولا از درک علت این حساسیت نسبت به دریده شدن آستانۀ هنجارهای اجتماعی، ناکام باشد و هیچوقت به نتیجه نرسد… و با ساده‌لوحانه ترین نتیجه‌گیری ما را متهم به مخالفت با طراوت و سرزندگی کند …

شاید با دیدن فیلم چندتا جوان، بتوان پلیس ایران را سرزنش کرد که “چه حساسیتی بود … حالا چهار نفر هم عشقشان کشید که در فضای تربیتی خودشان برقصند”… اما خوب کمی که پیش می‌روی و به صفحۀ یکی از تولیدکنندگان این کلیپ “ریحانه طراوتی” می‌رسی … صفحه‌اش را که بالا و پائین می‌کنی، چشمت به نظر ۹ ماه پیش او ذیل یک کلیپ دیگر می خورد …. نوشته است : Love it … یعنی عاشقشم … روی علاقمندی او کلیک می‌کنی … کلیپ پر است از عکسهای زن‌های لخت مادر زاد که در POSE های مختلف جلوی تو رژۀ تن‌نمائی می‌دهند… اسمش هنر به تصویر کشیدن واقعیات است لابد و جنبۀ دیگری ندارد!
Name:  taravati.pngViews: 21Size:  24.6 کیلوبایت
وجه تشابه علاقه به این «فرهنگ برهنگی» و «شاد بودن» برایت سوال می‌شود؟ آیا برای شادبودن باید هر پرده‌ای را درید و حیای شرقی و عفاف و پاکدامنی شرعی را به خاک سپرد؟ برایت سوال می‌شود که قیمت این «شاد بودن» چقدر است؟ و این «شاد بودن» آیا غیر از رنگ و روی ظاهر، لباس زیر مردم ایران را هم طلب می‌کند؟ و ما چقدر باید «هپی» باشیم تا با عاشقی‌های این تولید کننده‌ها همگون و همسان شویم؟

بالاتر خانم «طراواتی» در صفحه‌اش با تعدادی از دوستانش به تجلیل از گابریل گارسیا مارکز پرداخته، نویسنده‌ای که مرور کتابهایش تو را یاد یکی از کتابهایش می‌اندازد که در آن با افتخار به شرح و ستایش لذایذ خلاقیت آمیز! همخوابی با چندین فاحشه سخن می‌گوید که یکی از آنها یک چندم او سن دارد. با خود می‌گوئی اینها هم عوالم منسجم و به هم پیوسته‌ای دارند، همه چیز به هم مربوط است.

تکیه کلام محاوره‌ای ایرانی‌ها، وقتی کسی را آنقدر فارغ از مساله و تفکر و جریان می‌داند، می‌گوید : «یارو شاده» … یعنی خیلی فارغ است و بی خیال و لاابالی … و به راستی که «هپی»ها چقدر «شادند» و عجیب است که جامعۀ ما باید بابت این فراغت آنها از هنجارهای اجتماعی و ملی و ایرانی و اسلامی خود هزینه بدهد! بدون اینکه گوش شنوائی داشته باشند و بدون آنکه مایل باشند که به آمارهای بحرانی فروپاشی خانواده در جائی که شادی را آنطور که مورد پسند آنان تعریف شده مراجعه کنند.